، -، مفهوم:، آرایه‌های، واژگان:

یاد آور بیت حافظ است که می‌فرماید:
صُـراحـی مـی‌کشـم پنــهان و مـــردم دفتـــر انــگارنـــد
عجـــب از آتــش زرقــی کــه در دفتـر نمی‌گیـرد
(حافظ، ۱۳۷۲: ۲۰۱)

48 – بــــاد دســـتار مـــؤذن در ربـــــود
کعبتیــنی از میــــان بیـــرون فتـــــاد
واژگان: دستار: دستمال، شال، عمامه. (معین) مؤذن: آن که اذان گوید، بانگ نماز گوینده. (معین) کعبتین: دو طاس نرد. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهوم: وزش باد عمامه‌ی مؤذّن را با خود برد و طاس نردی از آن عمامه بیرون افتاد.
توضیح: این بیت نشان می‌دهد که بازی نرد از نظر شرعی ناپسند بوده است.

49 – سُـبحه درکــف، مــی‌گـذشتــم بــامـداد
بــانـگ نــاقــوس مـغان بیــرون فتـــاد
واژگان: سُبحه: مهره‌ی تسبیح. (منتهی الارب) ناقوس: زنگ بزرگی که ترسایان در کلیسا به وقت نماز نوازند و درای نیز گویند. (ناظم)
معنی و مفهوم: صبحدم در حالی که تسبیح دردست داشتم، در حال گذر بودم، که بانگ ناقوس زردتشتیان بلند شد.
« ناقوس مغان ترکیب یک اصل مسیحی با زردتشتی کمی ناهموار می‌نماید.»

50 – مُصــحفی در بـــر حمــایـــل داشتـــم
مــی فـروشـی از دکـــان بیــرون فتـــاد
51 – بنـــد زر از مصــحفم در وجـــــه مـــی
بستـــد و راز نهـــــان بیـــرون فتـــاد
معنی و مفهوم: قرآنی را به عنوان حرز، در گردن خود آویخته بودم، که می فروشی از دکان بیرون آمد و بند طلایی که قرآن را با آن آویخته بودم، به بهای شرابی که خریده بودم، گرفت و راز باده خواری (ریاکاری) من آشکار شد.

52 – پشـت خَــم درخُــم شــدم وز دُرد خــام
خــوردم و هـــوش از روان بیـــرون فتــاد
معنی و مفهوم: پشتم را خم کردم و در خم شراب رفتم، از آن شراب ناصاف خام نوشیدم و هوش از جان من بیرون رفت و از خود بی خود شدم.
آرایه‌های ادبی: خَم و خُم جناس محرّف دارند. بیت در حرف «خ» واج آرایی دارد.

53 – یــک نشــان دُرد بــر درّاعـــه مــانــد
دوســتی دیـــد و نشــان بیــرون فتـــاد
واژگان: درّاعه: جامه‌ای دراز که زاهدان و شیوخ پوشند، جبّه، بالا پوش. (معین)
معنی و مفهوم: یک قطره از دُرد شراب بر لباس من افتاده بود، دوستی آن نشانه را دید و راز باده خواری من آشکار شد.

54 – دشمنان بیـرون نــدادنــد ایــن حـدیـث
کــایـن حـدیـث از دوسـتان بیــرون فتــاد
معنی و مفهوم: دشمنان راز باده نوشی مرا آشکار نکردند؛ بلکه این سخن از جانب دوستانم فاش شد.

55 – جـور مـی کـش هــم‌چنیـن خــاقـانیـا
خــاصـه کــه انصاف از جهـان بیـرون فتــاد
واژگان: جور: ظلم، ستم. (معین)
معنی و مفهوم: ای خاقانی، تا می‌توانی جور و ستم را تحمل کن؛ چرا که در جهان عدل و انصاف از بین رفته است.
آرایه‌های ادبی: جور با قرینه‌ی کشیدن می‌تواند خط جور ساغر باشد و با انصاف ایهام تضاد می‌سازد.

56 – کشتــی بهــروزی از دریــــای غیـــب
بـــر در شـــاه اخســتان بیـــرون فتــاد
معنی و مفهوم: خوش بختی و کامیابی مانند کشتی که از دریا بیاید و لنگر بیندازد، از عالم غیب بیرون آمد و بر درگاه شاه اخستان ساکن شد.
آرایه‌های ادبی: کشتی بهروزی ودریای غیب اضافه‌ی تشبیهی است. بهروزی و کامیابی به کشتی مانند شده و غیب به دریایی که این کشتی از آن بیرون آمده و بر درگاه شاه لنگر انداخته است.

57 – چــار ملّــت را ســـوم جمشــید دان
بـل دوم مهدیـش خـوان در شرق و غرب
واژگان: چار ملّت: چهار دین و ظاهراً یهودی، نصرانی، زرتشتی (مجوس) و اسلام و شاید «ملّت» را به معنی اقوام و طایفه‌های پیرو این ادیان گرفته باشد. (فرهنگ لغات) مهدی: امام محمّد بن حسن عسکری، امام زمان، امام منتظر. ( فرهنگ لغات) (توضیحات: ۲/۱۱۱
معنی و مفهوم: شاه اخستان پس از جمشید و سلیمان، به منزله‌ی جمشید سوم است که بر چهار آیین زرتشتی، یهودی، ترسایی و اسلام حاکم است و همچنین او مانند مهدی دوم می‌باشد که بر شرق و غرب عالم حکومت می‌کند.
آرایه‌های ادبی: چارملّت کنایه از چهار آیین زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلام است.

بند پنجم:
کلمات قافیه: جهان، دهان، نشان و …
حروف اصلی قافیه: ا ن
حرف روی: ن
حروف الحاقی: ندارد
ردیف: برخاسته

58 – کــوس را دیــدی فغــان بــرخــاســته
بــانـگ مــرغـان بیـن چـنان بـرخـاستــه
معنی و مفهوم: هنگام صبحدم صدای طبل را شنیده‌ای؟ اینک صدای پرندگان مانند صدای طبل از همه جا به گوش می‌رسد.

59 – اختــــران آبلــــــه مـــاننـــــد را
از رخ گـــردون، نشــان بــرخـــاســــته
واژگان: آبله: تاول. (دهخدا)
معنی و مفهوم: هنگام صبحدم، ستارگان که مانند دانه‌های آبله، سطح آسمان را پوشانیده‌ بودند، از صحنه‌ی آسمان محو و ناپدید می‌شدند.
آرایه‌های ادبی: ستارگان در سرخی رنگ به دانه‌های آبله مانند شده‌اند. رخ گردون اضافه‌ی استعاری است.

توضیحات:
آبله: از بیماری‌های عفونی مسری است با دانه‌های سرخ، که بر روی پوست به تاول تبدیل می‌شوند و چون با خارش شدید همراهند، در صورت عدم مواظبت ممکن است که جای تاول‌ها در صورت و بدن آدمی باقی بماند. متقدّمان آبله را نتیجه‌ی جوش خون می‌دانستند و معتقد بودند که خون کودک حاصل تغذیه‌ی نه ماهه‌ی او از خون مادر یا خون حیض است و در ابتدا رقیق‌تر و خام است و به مرور زمان به خشکی و غلظت می‌نماید. (ماهیار، 1384: 141)

60 – شـب چــو جعـد زنگیـان کــوتــه شـده
وز عـــذار آســـمان بـــــرخـــاســـته
معنی و مفهوم: هنگام صبحدم سیاهی شب مانند موی کوتاه و در هم پیچیده‌ی زنگیان، اندک اندک کوتاه می‌شود تا این که از صفحه‌ی آسمان محو می‌گردد.
آرایه‌های ادبی: شب در سیاهی و کوتاه شدن و محو شدن از آسمان به موی مجعد و کوتاه زنگیان مانند شده است. عذار آسمان اضافه‌ی استعاری است.

61 – روز چــون رخسـار تــرکـــان از کمــال
خــال نُقصــان از میــان بــرخـــاستــــه