bookmark_borderعربی،، (لغ) ، آدم، صفت، مصدر

برزخ و اعیان است و مجمع جمیع تجلیات و حضرات برحسب ملاحظه انسان صغیر آدمی خواهد بود که مظهر کل است و لهذا صاحب فصوص درکتاب خود ابتدا به فص آدمی کرد و در صدر او بدین مقصد که درین بیت... ادامه

bookmark_borderعربی،، (لغ) ، مصدر، قصیده، صفت

خواستن: صفت مرکب، مدد خواستن از روح پیر یا مرشد برای سوق به سوی کمال، نیرو و اراده خواستن. (لغ) بَدرَقِه: اسم عربی، رهبر، رهنما. (لغ) فَوز: مصدر عربی، فیروزی یافتن به نیکی و خیر. (لغ) ... ادامه

bookmark_border(لغ) ، عربی،، مصدر، جِ، صفت

. (لغ) الامور مرهونه باوقاتها: کارها در گرو زمانهایشان است. کَون و فِساد: موجود شدن و تباه گردیدن. (لغ) مَوقوف بودن: صفت مرکب عربی، بسته به چیزی، وابسته و متعلق و مربوط به چیزی. (لغ) ... ادامه

bookmark_border(لغ) ، عربی،، مصدر، قزاق، صفت

زیرا نقدینه‌های دولت نزد من است. دامن شرف: اضافه استعاری. رخش عزمم به هر طرف رو کرد… : عزم هر کاری را که بکنم، بخت و اقبال به من روی آورده و آن را به درستی به انجام می‌رسانم. رخش... ادامه