از دیگر شیوخ خلوتیه، عبدالرحیم از پیران طریقت خلوتی در دوره قراقوینلوها ساکن شیروان بوده است. پدرش مولانا شمس الدین مغربی نیز عارف و صوفی آن عصر محسوب می¬شد (کربلائی،1344: 4-81) برخی از عرفای خراسان از جمله زین الدین خوافی از شاگردان مغربی بوده¬اند خوافی مدتی در تبریز نزد کمال خجندی و اسماعیل سیسی بسر برده و تحت تعلیم آنان قرار گرفته بود (جامی، 1386: 610، منز،1390: 314).
در قرن هشتم و نهم هجری خراسان از مراکز مهم اهل طریقت درآمده بود. شیخ ظهیر الدین خلوتی (فوت 800 ه)، محمد خلوتی، شیخ ابوسعید خلوتی (فوت 820 ه)، شیخ ابواسحاق مرشدی، معین الدین واعظ فراهی و زین الدین خوافی از جمله بزرگان اهل طریقت در این منطقه بوده¬اند (واعظ، 1351: 73 و 43 و 47). برخی از آنان نظیر شیخ زین الدین خوافی و عبدالرحمن جامی در عین حال از علمای برجسته آن دوره محسوب می شدند. خوافی از بزرگان اهل ارشاد و ارباب سلوک بوده در علم ظاهر و باطن ید طولائی داشت در ایران، روم، مصر، شام و توران مریدان بسیاری بدست آورده بود (همان، 81) با استناد به نوشته واعظ که مریدان خوافی در مناطق مختلف بوده اند می توان استنباط کرد که او تحت تعلیم صوفیان طریقت خلوتی خراسان قرار گرفته است.
پس از حمله مغول به ایران تا دوره صفوی دو گروه در جامعه ایران فعالیت بیشتری داشته و نفوذ زیادی در بین توده مردم و رجال سیاسی و حاکمان ترک و مغول بدست آوردند، علما و فقها در یک سو و صوفیان در سوی دیگر قرار داشتند. آنان از بیشترین محبوبیت در جامعه برخوردار بودند. از لحاظ توسعه طریقت¬های صوفیانه این دوره اهمیت زیادی دارد. اصول خانقاه و تصوف خانقاهی که به سختی مورد حمله حافظ قرار گرفته اگر چه یادگاری از دوره قبل از ایلخانان بوده است ولی توسعه کامل آن از دوره ایلخانان شروع شد(مرتضوی، 1336: 318). در قرن نهم هجری طریقت¬های صوفیانه در آذربایجان نیز فعال بودند. تعداد زیادی از عرفا و صوفیان در تبریز حضور داشتند. آنان در بین توده مردم و سلاطین و رجال کشور محبوبیت فراوانی بدست آورده بودند. در تمام شهرها و اکثر روستاها خانقاهایی وجود داشت. حافظ حسین کربلائی بیست و هشت تن از پیران طریقت و عرفای تبریز در قرن نهم هجری از جمله شیخ سعدالدین حموی و شیخ شمس الدین رازی، بابا حسن سرخابی، بابا مزید، صائن الدین تبریزی، خواجه شمس الدین مراغی و شیخ شعیب ژنده پوش را نام برده است (کربلائی، 1344: 1-140).
ورود مغولان و استقرار آنها در آذربایجان چنان تحولی در تصوف ایجاد کرد که در طی دو قرن بعدی چهره¬ی این بخش از ایران را تغییر داد. یورش تیمور به ایران و آذربایجان و استقرار جانشینانش در منطقه و رقابت ترکمانان جهت دست یابی به قدرت در آذربایجان هر چند در ابتدا برای متصوفه فرصتی فراهم ساخت، اما در بیشتر موارد مصیبت بار بود، زیرا مانع رونق مباحث نظری عرفان و سیر و سلوک عملی صوفیان گردید و در این میان تنها راه برای اظهار تمایل به تصوف و عرفان گشوده شد و انقطاع از اجتماع یا عضویت در گروه¬های ظاهرا صوفیانه هموار گردید. در نهایت با افول تصوف سنتی در آذربایجان، بیشتر صوفیان به آناتولی مهاجرت کردند و عده¬ای نیز به عنوان مجاهد برای جامه عمل پوشاندن به اهداف سیاسی-نظامی قدرتمندان تلاش کردند و در به سلطنت رسیدن خانقاهیانی از آذربایجان مؤثر شدند (قربان نژاد، 1387: 119). در قرن نهم هجری، گروه¬های صوفیانه¬ای مانند دراویش، باباها، مجذوبان با تغییر در ماهیت فکری و عملی در خدمت مقاصد سیاسی ارباب دولت قرار گرفتند به طوری که حتی قبل از به سلطنت رسیدن پادشاهان، آنها را مورد حمایت قرار می¬دادند مانند شیخ اویس بهادر خان، سلطان حسین ایلکانی، قرایوسف ترکمان و اوزون حسن.
در سراسر قلمرو شاهرخ مشایخ متعدد به وجود آمد و لنگرها و خانقاههای بیشمار دایر گردید و از گوشه و کنار مردم برای کسب فیض و درک تبرک با هدایا و تحف به حضور مشایخ می¬شتافتند.
از قرن نهم هجری آرامگاه چند تن از مشایخ در منطقه شیروان باقی مانده است که خود گویای گسترش تصوف در این منطقه می باشد. آرامگاه حضرت شمعون در شهر آران و سه امام زاده دیگر در شهر شماخی و شهر قدیم گنجه، بردعه و امام¬زاده دیگر در روستای بلبله و آستانه بی بی هیبت در باکو به نام حلیمه خاتون دختر امام موسی کاظم علیه السلام است و تربت صوفی حمید در مرکز شیروان (باکیخانوف، 1383: 8-197) و قبور سادات و شیوخ فاضل، در بیشتر موارد دلالت می¬کند که همیشه این دیار مورد اشراف دین و مسکن فضلا و عارفین بوده است.
شیخ اسمعیل شیروانی از عرفا و صوفیان طریقت نقشبندیه در این دوران بود که برای کسب علوم دینی ابتدا به شیراز نزد جلال الدین دوانی و سپس از آنجا به سمرقند نزد خواجه عبیدالله احرار رفته و به کسب کمالات در تصوف پرداخت. آنگاه از سمرقند عازم بلاد روم گردید او از جمله پیروان طریقت نقشبندیه بود که با مهاجرت به آناتولی این طریقت را در آن سرزمین رواج داد. در زمان سلطان بایزید دوم در آناتولی به تبلیغ و تربیت مریدان پرداخت (طاشکوپریزاده، 1389: 361؛ خواجه سعدالدین، بی تا: 4-582). صوفی دیگر، بابا نعمت الله بن محمود نخجوانی معروف به بابا نعمه الله از صوفیان اواخر قرن نهم آذربایجان از کناره رود ارس به تبریز آمد و تا 904 ق. در آنجا به سیر و سلوک پرداخت (آتش، 1381: 224). تألیفات متعددی از این صوفی در کتابخانه¬های دیار روم در آغاز قرن دهم هجری وجود داشته است، مانند حواشی و تعلیقات عرفانی بر تفسیر بیضاوی (900 ق.)، تفسیر فصوص الحکم بن عربی و تفسیر دو جلدی الفواتح الالهیه و المفاتح الغیبیه (901 ق.)، شرح گلشن راز شبستری به زبان فارسی از جمله مهمترین تألیفات او هستند. همچنین از میان آثارش می¬توان به رساله¬ی وجود، هدایت الاخوان در مراتب سیر و سلوک عرفانی (تربیت، 1373: 112) اشاره کرد. بابا نعمت الله عمدتا به حاشیه و شرح نویسی پرداخته است (حاجی خلیفه، 1362: 189-190).
از دیگر فاضلان شروانی، عبداللطیف شروانی، فرزند شاه درویش محمد شروانی و معروف به افلاطون از فضلا و ادیبان سده دهم هجری بود. تألیفاتی از وی به یادگار مانده است از جمله: کتاب «چهار طبع» که به سال 967 نوشته و گفتاری است در مورد عناصر چهارگانه، دیگر کتابش حکایت آمدن سیل به استانبول می باشد و همچنین کتابی به نام «حل ما ینحل» نیز دارد (تربیت، 1378: 358).
میر حیدر تونی پیشوای طریقت قلندریه یا ملامتیه در منطقه شیروان بود که در باکو بدنیا آمد. او مسافرت بسیار نمود به هر شهری که می¬رسید تکیه می¬ساخت و یکی از مریدان خود را متولی آن تکیه می¬کرد. در زمان قرایوسف و قرااسکندر قرا¬قویونلو به تبریز آمد در این شهر از چنان نفوذ و محبوبیتی برخودار شد که قرا¬اسکندر برای شفای بیماری قاضی نوروز، صدر دربار خود، به میر¬حیدر متوسل گردید (کربلائی، 1344: 468) او مرید سید محمد نجفی بوده؛ و در سال 830 ه.ق فوت کرد (حشری، 1371: 37). در اوائل محله¬ی سرخاب نزدیک به پل قاری، جائی بود معروف به تکیه¬ی حیدر، آنجا محل مقبره و تکیه¬ی حیدر تونی بود. جماعتی از درویشان و طایفه¬ی صوفیه از دور و نزدیک و از بلاد عثمانی نیز، به آن تکیه رفت و آمد داشته¬اند و به آبادی و رونق آن اهتمام می¬ورزیده¬اند، چون مورد قبول دولت ایران و عثمانی بوده تا ایام حکمرانی شاه عباس اول آباد مانده بود. جماعت حیدریان را بعضی مانند قاضی نورالله شوشتری و محمد حسن خان به میر حیدر تونی نسبت می¬دهند (همان، 8-177).
5-2 علمای شیروان
شیروان از جمله مناطقی بود که علما و فرهیختگان برجسته¬ای در علوم عقلی و نقلی در قرن هشتم و نهم هجری در آنجا پرورش یافته و با گسترش آوازه علمی و فرهنگی شهرهای سمرقند و هرات اکثر آنان برای کسب علم و یا برای تدریس در مدارس و محافل علمی از شیروان به این شهرها مهاجرت کرده¬اند. محمد بن محمود شیروانی، فتح الله شیروانی و شکرالله شیروانی از آن جمله بودند. سمرقند و هرات در قرن نهم هجری کانون تجمع علمای بزرگ نظیر سعدالدین تفتازانی، سید شریف جرجانی و شمس الدین محمد جزری بوده است. اهمیت تفتازانی در گسترش و اعتلای فرهنگ اسلامی در دوره پس از مغول به اندازه¬ای است که مورخان او را حد فاصل متقدمان و متاخران دانسته¬اند (مدرسی تبریزی،1347: 9-331). فتح الله شیروانی از شاگردان وی بوده است (دانشنامه جهان اسلام، 1369: 7-607) که برای کسب علم از شیروان به خراسان مهاجرت نمود.
فتح الله بن ابویزید عبدالله بن عبدالعزیز بن ابراهیم الشیروانی (فوت 891 ه.ق/1486 م) مشهور به فتح الله شیروانی از علمای فاضل در علوم عقلی و نقلی همچون نجوم، ریاضی، کلام، تفسیر، فقه، موسیقی و ادبیات بود. وی در دوره شاهرخ تیموری از شیروان به سمرقند رفته علوم دینی را از سید شریف جرجانی و علوم عقلی از جمله ریاضی و نجوم را از قاضی زاده رومی آموخت (طاشکوپریزاده، 1389: 121). در این زمان در سمرقند محفلی از ریاضیدانان مشهور عصر نظیر علی قوشچی، معین الدین کاشانی و غیاث الدین کاشانی و قاضی زاده رومی شکل گرفته بود. فتح الله شیروانی اندوخته های علمی خود را در این محفل کسب نمود اما در پی آشفتگی و ناامنی سمرقند پس از قتل الغ بیگ و بدلیل عدم حمایت مادی و معنوی حاکمان تیموری از علما به آناتولی مهاجرت کرد. فتح الله شیروانی با مهاجرت به آناتولی ابتدا در قسطمونی، در ساحل جنوبی دریای سیاه، به امیر اسماعیل جاندار اوغلی پیوسته و در این شهر به تدریس پرداخته و بر کتاب مواقف حاشیه نوشت (خواجه سعدالدین، بی تا: 2/459؛ وزیر اف، 1337: 83). علاوه بر این، شیروانی بر کتاب الانوار لعمل الابرار جمال الدین یوسف اردبیلی، ترجمه و تکلمه¬یی به زبان فارسی نوشت (صفا، 1378: ج 3، 225) سپس به استانبول رفته به تدریس در مدارس آن شهر و تألیف بیشتر آثار علمی خود در این شهر پرداخت. او شرحی برکتاب استادش قاضی زاده رومی به نام شرح مع الحس در علم هیئت نوشته و آن را به سلطان محمد فاتح اهداء نمود. این کتاب مدتها در مدارس عثمانی تدریس می¬شد. همچنین رساله¬ای به نام تذکره فی هیئت خواجه نصیرالدین طوسی نوشت (صفا، 1378: ج 4، 102؛ (Ihsanoglu: 2001.535.
فتح الله شیروانی به تقلید از قاضی زاده رومی کتاب شرح اشکال التاسیس و شرح چغمینی را در ریاضی و نجوم تالیف نمود (طاشکوپریزاده، 1389: 125) همچنین بر کتاب مواقف عضدی نیز شرحی نوشت (صفا، 1378، ج 4، 93). به غیر از آثار ذکرشده مهمترین تالیفات او عبارتند از: کتاب آیه الکرسی، شرح المراح و شرح الارشاد فی النحو و شرح التذکره النصیریه، همچنین رساله¬ای از وی در علم موسیقی به نام مجلتن فی الموسیقی به زبان عربی باقی مانده است

  • 1
مطلب مرتبط :   تسلیحات، متعارف، غیرضروری، زاید، نظامی
دسته بندی : علمی