و یکی از اموری که بیشتر آنان به تمسخر می‏‌گرفتند، عذاب موعود از جانب پیامبران بود، لیکن همان عذابی که آن را به تمسخر می‏‌گرفتند دامن گیر آنان ‏شد؛
همچنین در شأن نزول آیه (إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئینَ) که درباره استهزاکنندگان پیامبر اسلام است، آمده که 5 یا 6 نفر از آنان هر یک با اشارۀ جبرئیل به نوعی گرفتار بلایی شده و در دنیا نابود شدند.
عذاب و هلاکت و نابودی کافران در طول تاریخ، از سنتهای الهی بوده است. آنها مردم مجرمی ‏بودند که ظلم کردند و قصد ایمان آوردن به نشانه ها و دلایل آشکاری که پیامبران برای آنها آورده بودند نداشتند.
آنها زمان نزول عذاب وحشت زده بودند در حالی که هیچ راه فراری نداشتند و از جایی نزدیک گرفتار ‏شدند.
خداوند در آیات متعددی به نمونه‏هایی از عذاب دنیوی که گریبان امت‏های سرکش را گرفته است، می‏پردازد.
مانند:
1. عذاب فرعون به وسیله‏ی غرق شدن
2. عذاب قوم عاد به وسیله‏ی باد مهلک
3. عذاب قوم ثمود به وسیله‏ی گرفتار شدن به آذرخش و صاعقه
4. عذاب قوم نوح به وسیله‏ی باران سیل آسا
5. عذاب قوم سبأ به وسیلۀ سیل سد عرم
6. عذاب قوم شعیب به وسیلۀ صیحۀ مرگبار
آنها افراط کارانی بودند که به نشانه‏های پروردگار ایمان نیاوردند و به همین دلیل خداوند آنها را در این دنیا عذاب کرد و عذاب دنیوی در برابر شکنجه‏ی آخرت چیزی به حساب نمی‏آید و قطعا شکنجه آخرت سخت‏تر و پایدارتر خواهد بود.
خداوند استهزاکنندگان را گرفتار می‏کند تا بدین وسیله بلکه به راه بیایند و هدایت شوند و انواع آیات و نشانه ها را به آنها نشان می‏دهد بلکه آنها به راه بیایند. استهزاکنندگان آنچه که ریشخند می‏کردند گریبان آنها را گرفت و به سزای اعمال خود رسیدند و به دلیل رفتارشان به هلاکت خواهند رسید.
خداوند انکار کنندگانی را معرفی می‏کند که بسیار توانمند بودند ولی زمانی که دست به انکار آیات الهی زدند هیچ کدام از توانایی هایشان نتوانست عذا ب را از آنها مهار کند و آیاتی که ریشخند و استهزا می‏کردند بر سرشان آمد.
عدّه‏ای مانند قوم نوح در مورد آیات الهی به مجادله باطل می‏پرداختند تا حقیقت را پایمال کنند و به همین دلیل توسط خداوند گرفتار عذاب شدند و به هلاکت رسیدند، زیرا ظالم‏ترین افرادی بودند که به عنوان نشانه‏ای برای عبرت مردم قرار گرفتند.

2.3.1.3. مهر نهاده شدن بر دل و گوش و چشم
یکی دیگر از آثار مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی مهر نهاده شدن بر دل و گوش و چشم آنهاست. مانند کافران که به دلیل آنکه کفر را در دل خود جای دادند و خداوند هم بر آن مهر نهاد و کسی که بر دلش مهر نهاده شود در گوش او، سنگینی و در چشمش، کوری ایجاد می‏شود و کسی که گوش و چشم و دل خود را از دست بدهد دیگر وسیله‏ای برای درک حقیقت نخواهد داشت که امیدی به ایمان آوردن او باشد و او از گروه غافلان خواهد بود.
آنها کافرانی هستند که با دیدن دلایل آشکار باز هم مانند گذشته دست به تکذیب آیات می‏زنند و ایمان نمی‏آورند زیرا خداوند بر دل‏های آنها پس از آن که کافر شدند، مهر نهاده است و آنها قادر به درک آیات روشن الهی نیستند.
برخی از کافران به سخنان پیامبر گوش می‏دادند ولی به دلیل پرده بودن بر دل ها و سنگینی بر گوش ها قادر به درک سخنان نبودند و اگر هر معجزه‏ای دیگری را نیز می‏دیدند، باز هم ایمان نمی‏‏آورند.
به عبارتی دیگر آنها نمی‏توانند ایمان بیاورند زیرا زمانی که قرآن خوانده می‏شود، آنها درکی از آن ندارند و کلمات برایشان نامفهوم است و انگار از جایی دور آنها را صدا می‏زنند.
آنها قادر به درک مفاهیم والای آیات نیستند و زمانی که پروردگار در قرآن به یگانگی یاد می‏شود با نفرت به آن پشت می‏کنند و جز تعداد کمی از آنها، که در مراحل اولیه‏ی کفر هستند، کسی توفیق توبه و ایمان را به دست نمی‏آورند.
اعراض کنندگان نیز به دلیل رویگردانی از پیامبر و هشدارهایش، دیگر چیزی نمی‏شنوند و توان درک مطالب را نخواهند داشت.
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است:
«قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) إِنَّمَا الْأَعْمَى عَمَى الْقَلْبِ فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ»
«بدترین نابینائی‏ها، نابینایی دل است و نابینایان واقعی کسانی هستند که چشم قلبشان کور است و حقیقت را درک نمی‏کنند.»
و نیز فرموند:
«استمرار و دوام غفلت و بی‌خبری دیدۀ بصیرت آدمی‏ را کور می‌کند.»

مطلب مرتبط :   فوینیکس، ققنس، پرنده، خورشید، افسانه

2.3.1.4. قساوت قلب
یکی دیگر از آثار دنیوی مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی سخت شدن دل است از جمله غفلت از یاد خدا، قلب و جان انسان را می‌میراند، یعنی، پس از قساوت و سنگدلی، مرگ قلب فرا می‌رسد، به گونه‌ای که دیگر هیچ موعظه و اندرزی در آن اثر نمی‌کند. و گوئی مرده و در این حال، راه بازگشت و توبه نیز به روی او بسته می‏شود و هرگونه امیدی برای سعادت او از بین می‌رود. امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) می‌فرماید:
«کسی که غفلت بر او چیره شود، قلبش می‌میرد.»
دل‏های آنها به آرامی آن قدر سخت می‏شود که نه تنها ایمان نمی‏آورند بلکه به تحریف آیات می‏پردازند و بخشی از آیات را هم به فراموشی می‏سپارند. آنها همواره خیانت می‏کنند و تنها به یک پیمان شکنی و خیانت ختم نمی‏شود.
سنگدلی و قساوت قلب نتیجۀ غفلت و دوری از معارف الهی است زیرا، عامل مهم لطافت روح و انعطاف قلب در برابر حق، یاد خداست. هنگامی‏که ریزش باران رحمت ذکر الهی از سرزمین دل قطع شود، قلب او به صورت بیابان خشک و سوزانی درمی‌آید که پر از سنگلاخ است. همان گونه که امام باقر (علیه السلام) فرموده‌اند:
«از غفلت بپرهیز که مایه سنگدلی است.»

2.3.1.5. مایه‏ی عبرت قرار گرفتن
یکی دیگر از آثار دنیوی مواجهه‏های منفی در برابر آیات آن است که مواجهه‏کنندگان سرگذشتی عبرت انگیز از خود بر جای می‏گذارند و خداوند در قرآن یادآور می‏شود که عاقبت تکذیب کنندگان باعث عبرت گرفتن است و با مطالعه‏ی سرنوشت تکذیب کنندگان می‏توان از عاقبت بدی که رفتار آنها برایشان به ارمغان آورد، آگاهی یافت و به شدت از این مواجهه با آیات خودداری کرد.
خداوند به انسانها دستور می‏دهد که در زمین سیر و سفر کنند و عاقبت تکذیب کنندگان را بببینند و به مطالعه‏ی سرگذشت آنها بپردازند تا دریابند آنها چه سرنوشتی داشتند و چگونه عذاب شدند و با عبرتی که از سرگذشت آنها می‏گیرند مسیر درست را انتخاب کنند و از داشتن رفتاری مانند آنها در برابر آیات الهی خودداری کنند.
به عنوان نمونه در قرآن کریم قوم نوح به عنوان عبرت برای تمام مردم معرفی می‏شود. خداوند آثار کشتی او را بر جای گذاشته است که مردم تا روز قیامت با شنیدن سرگذشت آنها و همچنین مشاهدۀ آثار باقی مانده از آن، درس بگیرند و مسیر بدی را که آنها انتخاب کرده بودند، راه خود قرار ندهند.

2.3.1.6. زندگی سخت
یکی دیگر از آثار دنیوی مواجهه های نامناسب در برابر آیات داشتن زندگی سخت است. اگر کسی خدا را فراموش کند و با او قطع ارتباط نماید، دیگر چیزی جز دنیا باقی نمی‌ماند که به آن دل ببندد و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد و در نتیجه همۀ تلاش‏های خود را منحصر به آن می‌کند و فقط به اصلاح زندگی دنیا می‌پردازد و روز به روز آن را توسعه بیشتری می‌دهد و این معیشت، وی را آرام نمی‌کند، برای اینکه هر چه به دست می‌آورد به آن قانع و راضی نمی‌شود و دائماً چشم به اضافه‌تر از آن می‌دوزد، بدون اینکه حرص و تشنگی اش به جایی منتهی شود، پس چنین کسی در حالت فقر و تنگی بسر می‌برد و همیشه دلش علاقمند به چیزی است که ندارد و زندگی سختی در پیش خواهد داشت؛
«هرکس از خدا روی گردان شود زندگی تنگ و سختی خواهد داشت.»
انسان اگر خدا را نشناخته باشد و بی‌ذکر و یاد او بخواهد زندگی کند، این زندگی و دنیا با همه وسعت و بزرگی‌اش، برای او تنگ و غیر قابل تحمل خواهد بود، و مراد از سختی و تنگی زندگی، نداشتن نیست، بلکه بسیاری از سرمایه‌داران به خاطر غفلت، در فشار و تنگنا زندگی می‌کنند. اصولاً تنگی زندگی بیشتر به خاطر کمبودهای معنوی و نبودن غنای روحی است، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود، و وابستگی بیش از حد به جهان ماده است، و آن کس که ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاک او بسته، از همه این نگرانیها در امان است.

مطلب مرتبط :   اخلاقی، بریث، (بریث، بزهکاری، شرمساری

2.3.1.7. دروغگو خطاب کردن پیام آوران
یکی از مهمترین آثار دنیوی مواجهه‏های منفی آن است که آنها آنقدر جسارت پیدا می‏کنند تا حدّی که پیام آوران را دروغگو خطاب می‏کنند. آنها که خود را تنها راستگویان و درستکاران می‏دانند و دیگران را دروغگو قلمداد می‏کنند. قرآن گزارش می‏کند ‏‏که این خصلت مستکبّران موجب شد که نه تنها زمینه برای پذیرش حق در ایشان فراهم نشود بلکه به دروغگویی اهل حق اقدام کنند و آنان را به عنوان دروغگویان از خود برانند. قرآن می‏فرماید:
«هنگامی که آیات ما بر ایشان خوانده شود، با خودبرتربینی و خودپسندی روی بر می‏گردانند.»
قرآن این روش ایشان را برخاسته از پیروی هوا و هوس دانسته است و یادآور می‏شود که هرگاه رسولی می‏آید که با خواسته های نفسانی ایشان همراه نیست استکبار می‏ورزند و در پی همین بزرگ بینی گروهی از پیام آوران را تکذیب و گروهی را نیز می‏کشند.

2.3.1.8. راسخ شدن در اشتباه و انحراف
یکی از مهمترین آثار برخورد نامناسبی همچون جدال به باطل آن است که طرفین در انحراف و اشتباه خود سخت‏تر و راسخ‏تر می شوند، زیرا هر کدام تلاش می کند برای اثبات مقصود خود به هر دلیل باطل متوسل شوند و تا آنجا که می توانند سخنان حق طرف مقابل را نادیده بگیرند، و یا با دیدۀ عدم رضا و قبول بنگرند و این خود موجب تقویت اشتباه و گمراهی است.
درست است که بحث و گفتگو کلید حل مشکلات می باشد، امّا این در صورتی است که دو طرف بحث در جستجوی راه باشند، و یا حداقل اگر یک طرف از طریق لجاجت وارد می شود طرف مقابل در فکر رسیدن به واقع باشد، امّا هر گاه گفتگو در میان کسانی روی دهد که هر کدام برای خودخواهی و برتری‌جویی و به کرسی نشاندن حرف خویش به ستیزه برخیزد نتیجه‏ای جز دور شدن از حق، تاریکی دل، ریشه دار شدن خصومتها و کینه ها نخواهد داشت و به همین دلیل در روایات اسلامی از مجادله به باطل نهی شده است.

2.3.1.9. مخالفت با حق
از دیگر آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی مواجهه های منفی از جمله تکبّر آن است که آنها با حق و حقیقت به مخالفت می‏پردازند. هر چیزی که برخاسته و یا نمادی از حق باشد، در نظر ایشان امری باطل است که می‏بایست به شدت با آن مبارزه کرد و اجازۀ فعالیّت و رشد و بالندگی را به آن نداد. قرآن تأکید می‏کند ‏‏که مستکبّران به جهت همین خصلت

  • 1
دسته بندی : علمی