سید ضمن نژادپرستانه خواندن نظرات وی، این مطلب را مردود میشمرد که اسلام ذاتاً مخالف تمدن جدید است. استدلال سید این است که گرچه ادیان در مرحله ابتدایی و در دورانی کوتاه و گذرا در توجیه امور به خرافات و امور خلاف عقل استناد میکردند، اما در مرحله بلوغ – مانند مسیحیت بعد از دوران اصلاحات – قید و بندها را از فکر مردم باز کرد و اسلام از این جهت کمتر از سایر ادیان در ادای وظیفه مهمش در ارشاد مردم نیست، چنانکه در گذشته نیز اسلام اینگونه بود. وی معتقد است که علوم عقلی در جهان اسلام شکوفا شد و لذا علوم مذکور هم اسلامی است و هم عربی. سید با آنکه معتقد است که میان فلسفه و دین از جمله اسلام ناسازگاری هست، علت این نزاع و جدال را عقل بشری میداند. دین ایمان را بر بشر الزامی میکند و فلسفه تحری و آزادی از آن، و هر گاه فلسفه پیروز میدان شود، علیه دین حکم میکند وهر گاه دین پیروز شود به عکس، و این دعوا و نزاع پایان ندارد. البته سید اسلام را در عرض سایر ادیان نمیداند و بر این باور است که اسلام یگانه دین حق است که میتواند همه نیازهای بشر را تأمین کند و این داوری بسیاری از متفکران اروپا علیه مسیحیت را میپذیرفت که دینی غیرعقلانی و دشمن علم و پیشرفت است، بر خلاف اسلام که دینی است که اصولی را که عقل و علم کشف کرده میپذیرد و بلکه بالاتر اسلام دینی است که مقتضای این عقل است. سید میگوید که رنان اعتراف کرده است که مسیحیت این نقیصه مهم را دارد، اما اسلام در ذاتش سازگار با عقل و متساهل است و به همین علت میتواند جهان علم را از این بحران نجات دهد. به قول آلبرت حورانی، یکی از دلایل مقبولیت سید در جهان اسلام این بود که میکوشید تا اسلامی را عرضه کند که رسالتی جهانی دارد. سید با تمام وجود به مسئله خدا، نبوت خاتم رسولان و نیز رسالت قران اعتقاد داشت و به گونهای زیست که شیخ محمد عبده که بیش از هر کس دیگری از نزدیک با اعتقاد و منش او آشنایی داشت، شهادت داد که “فهو اشد من رایت فی المحافظه علی اصول مذهبه و فروعه”409 و با آنکه در پارهای از امور به تساهل قائل بود، در مسئله جوهر دین و شریعت چنان غیرت و تعصب داشت که کسانی مانند سید احمد خان هندی و بهائیان که آنان را خطری برای امت میدانست، از سر دشمنی و عناد با او وارد شدند. وی بهائیان را خطری برای امت میدانست زیرا اعتقاد آنان با اعتقاد رسمی به موضوع نبوت و خاتمیت سازگاری نداشت. با سید احمد خان از این جهت سر ناسازگاری داشت که وی پس از سفری به انگلستان به اسلام جدیدی مردم را دعوت میکرد که آن را نیچریه یا طبیعتگرایی مینامید و معتقد بود که تنها قرأن و نه شریعت است که از جوهر اسلام است و تأویل قرآن باید مطابق اصول عقل و طبیعت باشد. تفاوت دیدگاه سید با سید احمد خان در این بود که سید معتقد بود که حقایق اسلام با دستاوردهای درست عقل بشری سازگار است اما سید احمد معتقد بود که باید احکام اسلام را بر پای? قوانین طبیعی که عقل استنباط کرده است، تفسیر کرد.
سید در رساله نیچریه در نقد کسانی که در تفسیر هستی به خدا توجهی ندارند، بیان کرده است که آنها نه تنها حقیقت را آماج حملات خود قرار دادهاند بلکه رفاه و سعادت جامعه را نیز از میان بردهاند، زیرا “ادیان حقیقی دارای سه حقیقتاند. نخست اینکه انسان مالک زمین و بهترین مخلوقات است. دوم اینکه جامعه دینی همیشه بهترین جامعه است. سوم اینکه انسان در این جهان برای این آمده است که تواناییهای بالقوه خود برای جهان دیگر را بالفعل سازد. با پذیرفتن این سه حقیقت، سه فضیلت دیگر ظهور مییابد که عبارتاند از حیاء و امانت و صدق. دهریانی که این حقایق را منکر میشوند، در واقع اساس جامعه انسانی را ویران میکنند و انسان را از اوج عزت به حضیض ذلت تنزل میدهند، زیرا حیا را نوعی ضعف میدانند و با انکار روز آخرت، ریشههای امانت و صداقت را خشک میکنند.
به نظر سید، اسلام در مرحله اول ایمان به امر متعالی است و سپس ایمان به عقل است و هموست که مردم را تشویق میکند که از قوای عقلانی به خوبی استفاده کنند، زیرا مطمئن است که دستاوردهای عقل با حقایق منزل و وحیانی منافاتی ندارد و تنها اسلام است که عقل بشری را از اوهام و خرافات آزاد میکند. بر پایه همین اصل است که سید میگوید در تفسیر قرآن آنگاه که با چیزی مواجه شدیم که خلاف عقل است باید آن را تفسیر رمزی کنیم، زیرا قرآن بر کسانی و در زمانی نازل شده که فهمش ناممکن بود، اما در تفسیر باید مفسر صلاحیتهای لازم را داشته باشد که از جمله آنها آشنایی با زبان عربی و داشتن عقل سلیم و آگاهی از سیره سلف صالح است.
یکی از موضوعاتی مهمی که سید در این باب مطرح کرده و شاید به جرئت بتوان گفت از مفارقات میان اصلاحطلبان در جهان اسلام و غرب است، آن است که سید بر موضوع اجتهاد و تطبیق اصول اسلام بر قضایای زمان تأکید دارد تا مبادا اسلام در دام جمود و تقلید از کسانی افتد که در دشمنی با اسلام کمتر از دهریان نیستند. به باور سید، تقلید از سخنان دیگران هم موجب فساد دین است و هم فساد عقل، و آنگاه که مسلمانان از اروپا تقلید کنند مثل آنها نخواهند شد، زیرا سخنان و رفتار اروپائیان تنها بدان سبب که ناشی از بعض از امور فکری مقبول نزدشان است، معنا دارد. وی در پایان میگوید که اسلام یعنی سعی و تلاش. سعی و تلاش برای تحقق اراده خداوندی و قرآن نیز به همگان موضوع مسئولیت انسانی در برابر خدا و مسئول بودن در برابر جامعه را یاد داده است و بر همین پایه، وی مرتب آیه شریفه “ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم” (رعد:‌10) را تکرار میکند. وی در اینجا موضوع قضا و قدر را مطرح میکند و توضیح میدهد که همه تحولات عالم در سلسله علل و معالیل رخ میدهد که اراده انسانی بخشی از آن است. سید معتقد است که پیشرفتهای جهان مسیحی به دینش ربطی ندارد، هم چنانکه عقبماندگی کشورهای اسلامی نیز ربطی به اسلام ندارد. مسیحیان قویاند از آن جهت که در حقیقت مسیحی نیستند و مسلمانان نیز ضعیفند، زیرا به حقیقت مسلمان نیستند.410
سید در بخش انتهایی کتابش این نکته را خاطر نشان شده است که “صنف قسیسها را آنقدر شرافت دادند که موجب حسرت سایر نفوس گردید، زیرا قبول ایمان و غفران ذنوب را در تحت قدرت آنها قرار دادند، و گفتند نفوس دیگران را اگر چه به اعلی درجه کمال رسیده باشد، آن قدرت نیست که عرض ذنوب خود را به درگاه الهی کرده، طلب مغفرت نماید بلکه باید این امر به واسطه قسیسها صورت پذیرد وهمچنین گفتند قبول ایمان در نزد خداوند متعال موقوف بر قبول قسیس است… و تا زمانی این عقیده خستبخش نفوس در امت نصرانیه بلاد فرنگ متمکن و پایدار بود، هیچگونه ترقیات از برای آن امت حاصل نشده بود. لوتر رئیس پرطستان که این حکم را بر خلاف انجیل رفع نموده است، به مسلمانان اقتدا کرده است.”411 سید در پایان همین رساله میگوید که آن مدینه فاضله که حکما به آرزوی آن جان سپردند، تنها به “دیانت اسلامیه” دستیاب خواهد شد و این سؤال را مطرح میکند که در این صورت، چرا مسلمانان بدین حالت محزنه میباشند. وی پاسخ میدهد که “چون مسلمان بودند،‌ بودند چنانکه بودند و عالم به فضل آنها شهادت میدهد واما الان به این قول شریف اکتفا میکنیم که ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم” (رعد:10).
در نظر سید، علتالعلل انحطاط اقوام در طول تاریخ، شیوع فکر مادی و انکار الوهیت و نفی ادیان الهی و تعالیم آنها بوده است که شروعش از غرب باستان است که موجب فساد و انحطاط آن شد و سپس عازم شرق اسلامی شد و مسلمانان را مبتلا کرد و مجدداً در قرون جدید به غرب رفته و سپس بار دیگر به شرق آمده است. وی در این رساله میگوید که کشندهترین درد، اختلاف است. پس در راه وحدت و عقیده بیدار کردن نسبت به خطر غربی که ایشان را فرا گرفته، دست به عمل بردم. بازیابی هویت اسلامی، کنارهگیری از افکار مادی و ضد ارزشهای الهی، مخالفت با خودباختگی کسانی مانند سید احمدخان از موضوعاتی است که سید در این نوشته بدان پرداخته است. وی در این اثر نه جاهلانه و نه متعصبانه با تمدن غرب برخورد میکند. سید معتقد است که امروزه نیز مسلمانان باید رفتار مسلمانان صدر اول را در پیش گیرند. سید انتقاد متفکران آزاداندیش غرب علیه مسیحیت را درست میداند که این آیین، غیرمعقول و دشمن دین و پیشرفت است اما آن را قابل تطبیق بر اسلام نمیداند، زیرا اسلام با مبادی علمی که در علوم تجربی کشف شده و نیز با عقل موافق است و در مجموع هوادار تساهل است.
حورانی معتقد است که یکی از اسرار این که مسلمانان مجذوب سید شدند، آن بود که اسلامی را معرفی میکرد که بار دیگر رسالتی جهانی را بر عهده دارند.412 با این حال، سید ناگزیر بود که برای پیشبرد نظریهاش بر عقلانیت تأکید کرده، جوهر اسلام را عقلانیت بخواند ولی همین امر موجب شد که عدهای او را بدین امر متهم کنند که در مسیر رفاه مسلمانان حاضر است حقیقت اسلام را ذبح کند.
باری، گر چه شاهکار علمی سید نمیتواند در راستای لزوم آشنایی مسلمانان با اندیشههای جدید ارزیابی شود، ولی وی بر اهمیت داشتن نگاه فلسفی و متافیزیکی برای رشد و تعالی واقف بوده اما فلسفه علمی و انتقادی را میستاید: “‌اگر فلسفه در اممی نبوده باشد و همه آحاد آن امت عالم بوده باشند به آن علومی که موضوعات آنها خاص است، ممکن نیست که آن علوم در آن امت مدت یک قرن یعنی صد سال بماند و ممکن نیست که آن امت بدون روح فلسفه‌.413
سید بر اهمیت همبستگی اجتماعی یا به تعبیر ایشان “هیأت اجتماعی” تأکید میکند و بر این باور است که غرب از طریق عاملانی چون احمدخان میکوشد تا آن را براندازد. وی دوام امت را ناشی از اعتقاداتی میداند که اعضا یا شهروندان آن را به یکدیگر پیوند میدهد و از تجاوز خارجی و فروپاشی داخلی مصون میدارد. سید با جبرگرایی مخالف است و اظهار میدارد که با آنکه مشیت الهی، اساس کلی امور را تعیین میکند، اراده انسان در تعیین رویدادها نقش مهی دارد. با این حال، وی اظهار داشته که فردی که به قضا و قدر الهی معتقد باشد، در دفاع از حق و برتری نام ملت و جامعه و میهن خود قیام برای انجام وظیفهای که از جانب خدا به عهده دارد، هرگز از مرگ نمیهراسد. مسلمانان صدر اسلام نیز با اعتقاد به قضا و قدر الهی و رد جبر موفق شدند بر ملتهای دیگر چیرگی و برتری یابند.
یکی از موضوعاتی که باید در اندیشه سید بدان توجه داشت، آن است که سید بیشتر در اندیشه اصلاح از بالا بودند و شاید با توجه به میزان عقبماندگی فکری مردم، چاره را در آن میدید که ابتدا اولیای امور را آگاه کنند و بعداً مردم خود به خود اصلاح شوند و به اصطلاح آب را از سرچشمه صاف کنند. ولی

مطلب مرتبط :   رایت، ایالات، مؤلف، ادبی، فروشندگان
دسته بندی : علمی