* ترکیه با توجه به میراث دینی و فرهنگی کهن و نقش مؤثر آن در تحولات منطقه به خصوص از زمان تأسیس قسطنطنیه به عنوان پایتخت امپراتوری عثمانی؛
* عراق و مناطق همجوار که از یک سو قرابتهایی قومی با مصریها و سایر اعراب داشتند،- اما به لحاظ دینی رویه جدایی داشتند و به تفکر شیعی و ایرانی تعلق خاطر داشتند؛
* ایران به عنوان کشوری مهم و تاریخی که بنا به علایق ملی و مذهبی، پیوندهای عمیقی با همسایگانش داشته و هم از کشورهای عربی به دلیل ملاحظات قومی و ملی جدا بود؛
* شبه قاره هند و کشورهایی مانند هندوستان و پاکستان که در موقعیت جغرافیایی مهمی قرار داشته و دارند و انبوهی از جمعیت را در خود جای دادهاند.

از نکاتی که باید بدان توجه داشت، این است که ما از یک سو با گروهی مواجهیم که میتوان آنان را “طیف اسکولاستیک محقق” (تعبیر عنایت) دانست که از چهرههای شاخص آن کسانی چون رشیدرضا، عبدالحسین شرفالدین، علامه امینی و محمدجواد مغنیه میتوان نام برد و از سوی دیگر با جریان تجدیدنظرطلبی که از افراد شاخص آن میتوان از محمدجواد مغنیه، مرتضی مطهری و علی شریعتی نام برد.
البته تقسیم دقیق جریانهای اصلاحی چه به ملاحظه جغرافیا چه به لحاظ گرایش مذهبی و فرقهای، هر یک مشکلاتی دارد، برای اینکه بعضی از شخصیتهای اصلاحی در مناطق مختلفی حضور داشتهاند و گرایش دینی آنها با گرایش دین مردم آن منطقه کاملاً مطابق نبوده است. برای مثال، سیدجمال که رهبر اصلاحات در مصر است، به لحاظ دینی و ملی متفاوت از مصر و مردمانش است، گر چه ایشان هوشمندانه، برای از دست ندادنش نفوذش در میان عامه اهل سنت، خود را افغانی نامید و همین موضوع به خوبی توانست حساسیتها را از او منصرف کند، به خصوص که شمار زیادی از مردم افغانستان سنیمذهبند. به هر حال، در این قسمت همچنین توضیح خواهیم داد که جهان اسلام به دلایلی، در دورانی که میتوان دوران طلاییاش نامید، میزیست، اما این دوران سازنده و سرنوشتساز در تاریخ بشر ادامه نیافت و از جمله علل آن، هجوم اقوام خارجی بود که خسارات و تلفات جبرانناپذیری برجای گذاشت و بدتر از همه، امید به زندگی و توسعه و ترقی را به گونهای اسفبار از مردم این دیار به مدت قرنها که شاید هنوز هم ادامه دارد، سلب کرد و دیگر هیچ یک از عوامل محرک در تاریخ کشورهای اسلامی، نتوانست موجب جنبش و پویایی در جهان اسلام شود.
در فصل سوم، به بیان شباهتها و توازیهای نهضت اصلاح دینی در اروپای قرن شانزدهم با جریانهای اصلاحی در جهان اسلام و نیز بیان وجوه افتراق و تفاوت میان آنها خواهیم پرداخت و در پایان به نقد و بررسی مهمترین دیدگاههای متفکران ایرانی در این سو میپردازیم. البته نگاه ما در این بررسی عمدتاً نگاهی جامعهشناختی نخواهد بود. به بیان دیگر، در بررسی این مقوله گاهی در پی اثبات آن هستیم که نشان دهیم تحولاتی که در نهادهای اجتماعی ( خانواده، سیاست، اخلاق، تعلیم و تربیت و ارتباطات) رخ داده، عموماً تحولاتی در اندیش? دینی است که سرریز آن در این مسائل و موضوعات است، چه اینکه در اینجا باید از ارتباط دین با سایر نهادها بحث کرد و به موضوعاتی چون حقوق بشر، دموکراسی، لیبرالیسم، حقوق زن، حقوق شهروندی، خردگرایی، مدارا و فردگرایی توجه داشت. در این صورت، نیازمند تحلیل و بحثی جامعهشناختی به خصوص در حوزه جامعهشناسی دین هستیم. اما این بحث میتواند جنبه دیگری نیز داشته باشد که دیگر در چارچوبهای فوق نمیگنجد و آن این که تحولات در صد و پنجاه سال اخیر جهان اسلام، شباهتهای و توازیهای بسیاری با تحولات مشابه در غرب دارد. در این صورت، بحث ما بحثی توصیفی و تاریخی با تکیه بر مبانی الهیاتی خواهد، با این هدف که آیا آنچه در غرب شاهدش هستیم، کاملاً تحت تأثیر دین بوده یا اصلا نبوده یا تا حدی این گونه بوده است.
در بررسی این موضوع کوشیدهایم تا آنجا که امکان داشته، به منابع اصلی بحث مراجعه مستقیم شود و خوشبختانه این امر با در اختیار داشتن بسیاری از منابع به زبان انگلیسی به شکل کاغذی و مجازی (دیجیتال) و نیز مساعدت و همکاری تعدادی از کتابخانههای مهم در قم و تهران امکانپذیر شد، اما باز هم به نظر میرسد که برای بررسی دقیقتر این مبحث و ادای حق مطلب، لازم است ضمن آشنایی با زبانهای اصلی این آثار، دیدگاهها به نوشتههای خود افراد مستند شود و استفاده از ترجمهها، هرچند رسمی و استاندارد، کنار گذاشته شود و البته این امری است که هم اکنون تا حد زیادی نامقدور است، ولی امیدواریم که در آینده مقدمات آن به شکل بهتری فراهم آید. و الله المستعان.

مطلب مرتبط :   خشونت، تلویزیون، کودکان، تلویزیونی، ‏های

2
عصر اصلاحات دینی

در این بخش به ارائه دورنمایی از دورهای میپردازیم که آن را عصر اصلاحات دینی44 یا رفرماسیون یا آخرین خیزش دینداران در قرون وسطی نامیدهاند.45 این دوره، عصر هیجانات سیاسی و هیجانات اقتصادی به یک اندازه، و پذیرای وسیعترین بحران اروپا از هنگام سقوط رم بوده است.46 به طور کلی، در این عصر مسیحیت با سه بحران دست و پنجه نرم میکرد:
بحران در کلیسا – که ناشی از بحرانهای اخلاقی و رفتاری در خود کلیسا داشت و شاکی و معترض دست اول آن نیز خود روحانیان مسیحی بودند؛47
بحران در الهیات– که دعوای بر سر آمرزشنامهها یکی از بهانههای آن بود و اختصاصی به آن مورد نداشت و اصلاَ بحث بر سر مرجعیت و اقتدار مقام پاپی و شوراهای کلیسایی در برابر کتاب مقدس بود؛
بحران در جامعه- که ناشی از تحولات اجتماعی و نیز مناقشهها و کشمکشهای سیاسی و نظامی و ظهور قدرتها و دولتهای ملی و محلی و رویارویی آن با امپراتوری و نیز سلطه مقام پاپی بود.
قرن شانزدهم برای جهان غرب قرنی سرنوشتساز است. با شروع این سده، در مغربزمین تحولاتی رخ داد که پیامدهای آن برای اروپا و کل جهان آن روز و امروز قابل تصور نبود. در این قرن با کشف قاره امریکا و اختراع صنعت چاپ48 و بروز جنگهای مختلف در اروپا، دگرگونیهای زیادی در اندیشه و فکر مردم این سرزمین به وجود آمد، اما مهمترین، تحول فکری دینی و الهیاتی در این دوره، تحول در مفهوم سنت بود که جایگاه رفیع و ارجمندی در میان مؤمنان و متولیان رسمی دین داشت. به بیانی دیگر، سنت در تفسیر موسعش عین کلیسا بود و کلیسا در مفهوم موسعش عین سنت. از این رو، ‌هر مناقشهای با سنت به پیکاری با کلیسا و خروج بر جانشین عیسی مسیح میانجامید. اما در پایان این دوره تحولی اساسی در مفهوم سنت صورت پذیرفت.49 جالب اینکه این دوره در غرب نیز حدود یکصدوپنجاه سال (بین سالهای 1520 تا قبل از سال 1700) طول کشید. تحولات دینی این دوره تنها در بخش غربی کلیسای مسیحی رخ داد، اما بخش شرقی شاهد چنین تحولی نبود و سرنوشت تحولات آن بیشتر به تحولات اجتماعی سیاسی و دینی در شرق، که بیشتر هم اسلامی است، نزدیک است. البته با تأسف باید گفت که کلیسای شرق ارتدوکس به طور کلی میراث فکری و علمی چندانی نداشته و به ندرت به چهرهای برجسته در این کلیسا برمیخوریم و تقریباً باید از یوحنای دمشقی (679-749 م)50 شروع کنیم و احتمالاً به همانجا نیز مطلب را خاتمه دهیم.51 در هر حال، بررسی این موضوع خودش مجال و مقال مستقلی میطلبد و لازم است به طور جدی بدان پرداخته شود.52
این عصر، عصر اصلاحات دینی است ولی گذشته از این، عصر تحولات علمی نیز بوده است؛ گرچه نمیتوان به معنای دقیق کلمه آن زمان را عصر علم دانست، زیرا هنوز زود بود که مردمان این عصر به علوم ریاضی و طبیعی به مثاب? حلٌال مشکلاتِِِ زندگی نگاه کنند و حتی هنوز دعوای علم و دین درنگرفته بود و هنوز سه قرن دیگر لازم بود تا دانش جغرافیا و زیستشناسی محتوای سفر پیدایش را افسانهای دینی بداند و بدان پشت کند. با این حال، کشف امریکا فضای مناسبی را در این اقلیم برای افراد بسیاری پدید آورده بود که از نقاط مختلف اروپا به دلایل سیاسی یا مذهبی و غیره گریخته و بدان پناهنده شده بودند و به این منطقه به دیده محل آزمایش نظرگاههای خود در باب اجتماع و سیاست مینگریستند. تأسیس نهاد مخوف تفتیش عقاید مذهبی به نام انکیزاسیون53 رومی نیز در همین زمان (1542) رخ داد. در همین سال بود که کوپرنیک کتاب مشهورش به نام انقلاب افلاک آسمانی54 را منتشر کرد. این عصر را عصر ایمان نیز میتوان نامید. در همین عصر بود که مردم حاضر بودند به انگیزههای دینی جان دهند یا جان بستانند و از یکدیگر ببرند و بگسلند و در یک کلام سخاوتمندانه از جان خود و دیگران و نیز از خانواده و میهن برای دین بگذرند.
افزون بر این، قرن شانزدهم قرن ویرانگری شالودههای گذشته است و نظام قدیم، آن انقلابِ اسامی و روشهای تفکر انسانی را فقط در قرن هفدهم و هجدهم آغاز کرد. اقوام جدید که جهان قدیم را رها کرده و در راه دنیای نو گام برمیدارند، آنچه را از گنجینههای یونان و روم به دستشان رسیده بود،‌ با علاقه فراوان میگرفتند ولی تا آخر قرن هفدهم هیچ کس طبیعت این دنیای نو را نشناخت.55 از آنجا که دورههای تاریخی چنین نیست که مستقل و بریده از هم باشند و در واقع نوعی پیوستگی و ارتباط دوسویه میان آنها وجود دارد، به نظر میرسد که نگاهی به دورههای متقدم بر دوره مورد بحث و نیز دوره بعد از آن یعنی دوره مدرن لازم باشد. اما پیش از ورود به این مطلب، شاید ارائه توضیحی فشرده و گذرا در مورد منطقه اروپا با نگاهی تاریخی لازم باشد.
با نگاهی به جغرافیای اروپا درمییابیم که منطق? مذکور که در میان دریاهای مختلف محصور است، و رودخانههای مهمی نیز از دل آن عبور میکند، سرزمین مردمانی بوده که در عصر حجر قدیم، از راه شکار و ماهیگیری و بعداً در عصر حجر جدید از راه کشاورزی و اهلی کردن حیوانات و بعدها استفاده از مفرغ زندگی میکردند. به همین دلیل، تجارت و بازرگانی برای مردمان این نواحی از گذشتههای دور اهمیت زیادی داشته است، به گونهای که در قرون وسطی بعضی از کالاهای کمیاب مانند ابریشم، مخمل، مروارید، عطریات، سنگهای قیمتی و ادویهجات بازار گرمی داشت. این محصولات همه از آسیا میآمد و اروپائیان، عموم ممالک صادرکننده را به اسم هندوستان میخواندند؛ سرزمینی که در نظر اروپائیها بینهایت ثروتمند مینمود و آن را کشور عجایب میپنداشتند. این کالاها به وسیله بازرگانان عرب از خشکی (راه ابریشم) و دریا از اقیانوس هند به بندر اسکندریه مصر (راه ادویه) به دست آنها میرسید.56
مهمترین دوره تمدنی غرب در چهار تا شش قرن قبل از میلاد مسیح با برافتادن تمدن میسنی به دست مهاجمان به یونان و تأسیس دولت-شهرها صورت گرفت که بعدها حکومت دموکراسی نیز در آن برقرار شد. با آغاز فتوحات اسکندر مقدونی،

مطلب مرتبط :   ، مفهوم:، -، آرایه‌های، ادبی:

دسته بندی : علمی