راهبرد مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در آموزش و پرورش افکار عمومی، عنصر خیرخواهی در مدیریت قدرت نرم را آشکار میکند که بازتاب شاخصهای همدردی، اعتماد، اعتبار و رضایت در حوزهی اجتماعی است. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در تبدیل عناصر قدرت سخت و قدرت نرم به رفتار قدرت، خروجیهای عدالت اجتماعی را صادر میکنند و این، عنصر قابلیت، در مدیریت قدرت نرم را نمایان میکند که بازتاب شاخص احترام و تحسین از بخش اجتماعی است. اما آنچه به سیاستهای امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) هویتی ارزشی میبخشد و عنصر جذابیت در ارزشهای عام جهانشمول را نمایان میکند، کاربرد عدالتی مطلق در برپایی حقوق بر اساس اصل مساوات بشری است که چشمانداز راهبرد امنیت ملی و جهانی در اندیشهی سیاسی ایشان است. تطبیق عملکردهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با این اصل مدیریتی، عنصر کاریزما در مدیریت قدرت نرم را وارد حوزهی اجتماعی میکند که بازتاب آن الهامبخشی و پایبندی نیروهای اجتماعی به قدرت سیاسی است. نای میگوید:
در سطح کشورها، الکساندر ووینگ به خوبی سه خوشه از ویژگیهای کنشگر و کنش را پیشنهاد میکند که در محوریت جذب قرار دارند: خیرخواهی، قابلیت، و کاریزما. خیرخواهی جنبهای است که با چگونگی ارتباط یک کنشگر با دیگران مرتبط است؛ معمولاً خیرخواه شمرده شدن، باعث ایجاد همدردی، اعتماد، اعتبار، و رضایت میشود؛ ممتاز بودن یا قابلیت به این امر اشاره دارد که یک کنشگر چگونه امور را به انجام میرساند و این باعث ایجاد تحسین، احترام و رقابت میگردد؛ زیبایی یا کاریزما جنبهای از رابطهی یک کنشگر با ایدهآلها، ارزشها و چشمانداز است و معمولاً باعث الهام بخشی و پایبندی میگردد. مجموعهی این ویژگیها برای تبدیل منابع(همچون فرهنگ، ارزشها و سیاستها) به رفتار قدرت، حیاتی میباشد. بدون چنین ویژگیهای مشهودی، ممکن است یک منبع مفروض باعث تولید بیتفاوتی یا حتی انزجار گردد. تولید قدرت نرم بهواسطهی جذب، هم به کیفیتهای کنشگر و هم به چگونگی برداشت از آنها از سوی سوژهی هدف بستگی دارد؛ ممکن است آنچه برای یک سوژه جذابیت ایجاد میکند، برای سوژهی دیگر انزجار ایجاد نماید. وقتی یک کنشگر یا کنش، بدخواهانه، سوء استفادهگرانه، بیقابلیت یا زشت درک شود، این احتمال هست که باعث ایجاد انزجار گردد(نای،1390،صص 154-153).
نای عناصر خیرخواهی، قابلیت و کاریزما را برای تبدیل منابع قدرت به رفتار قدرت، حیاتی میداند اما وی همچنین به این مسأله نیز اشاره میکند که تولید قدرت نرم بهواسطهی جذب، هم به کیفیتهای کنشگر و هم به چگونگی برداشت آنها از سوی سوژهی هدف بستگی دارد. آنچه موجب شد که جذابیتهای قدرت نرم در مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در آن مقطع زمانی امواج رانشی را بر امواج گرایشی غالب کند، ماهیت چارچوب ارزشی افکار عمومی در جامعهی اعراب آنزمان بود که بیشتر، قابلیت هضم عناصر ارزشی با هویت ازلی را داشت و هویت مدنی ارزشها را برنمیتابید. هویت ازلی ارزشها در آنزمان، در چارچوب مدیریتی عملکردهای سیاسی با هویتی مدنی نمیگنجید. و شاید به همین دلیل است که وسعت دامنهی جذابیتهای قدرت نرم در عملکردهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با گذشت زمان، گستردهتر میشود.
اگر عنصر عدالت اجتماعی، مهمترین منبع جاذبه در مدیریت قدرت هوشمند علوی است، مهمترین عامل دافعه نیز همین عنصر میباشد. افزایش شدت دافعه و مرکزگریزی کوفیان، کمترین تأثیری در تغییر اصول مدیریت قدرت هوشمند علوی نداشت، زیرا مدیریت سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، قدرت هوشمند را نه در چارچوب منافع و در راستای انحصارگرایی، که در چارچوب حقوق و در راستای عدالت گستری، مورد بهرهبرداری قرار میدهند؛ و اینگونه است که مواضع سیاسی ایشان در برابر مرکزگریزی کوفیان هیچ تغییری نمیکند و میفرمایند: «تو اگر میخواهی اینگونه باش، اما من، به خدا سوگند! از پای ننشینم و قبل از آنکه دشمن فرصت یابد، با شمشیر آبدیده چنان ضربهای بر پیکر او وارد سازم که ریزههای استخوان سرش پراکنده شود و بازوها و قدمهایش جدا گردد»؛ ضربهای در میدان نبرد نرم که با خنثیسازی حربههای تبلیغاتی دشمن، پوشش اهداف منفعتمحور کنار زده و حقیقت نمایان شود، و ضربهای در میدان نبرد سخت که با سلب توان تخریبی نیروهای دشمن، مانع از جنگافروزی آنان شود. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در برابر اقدامات تروریستی ضحاک که از طرف معاویه سازماندهی شده بود، به مردم فرمودند:
ای مردم کوفه! بدنهای شما در کنار هم، اما افکار و خواستههای شما پراکنده است؛ سخنان ادعایی شما، سنگهای سخت را میشکند، ولی رفتار سست شما دشمنان را امیدوار میسازد؛ در خانههایتان که نشستهاید، ادعاها و شعارهای تند سر میدهید، اما در روز نبرد میگویید: ای جنگ! از ما دور شو، و فرار میکنید. آنکس که از شما یاری خواهد، ذلیل و خوار است، و قلب رها کنندهی شما آسایش ندارد. بهانههای نابخردانه میآورید، چون بدهکاران خواهان مهلت، از من مهلت میطلبید و برای مبارزه سستی میکنید. بدانید که افراد ضعیف و ناتوان هرگز نمیتوانند ظلم و ستم را دور کنند، و حق، جز با تلاش و کوشش به دست نمیآید. شما که از خانهی خود دفاع نمیکنید چگونه از خانهی دیگران دفاع مینمایید؟ و با کدام امام پس از من به مبارزه خواهید رفت؟
به خدا سوگند! فریبخورده آنکس که به سخن شما مغرور شود. کسی که به امید شما به سوی پیروزی رود، با کندترین پیکان به میدان آمده است، و کسی که بخواهد دشمن را بهوسیلهی شما هدف قرار دهد، با تیری شکسته تیراندازی کرده است! به خدا سوگند! صبح کردم در حالیکه گفتار شما را باور ندارم، و به یاری شما امیدوار نیستم، و دشمنان را بهوسیلهی شما تهدید نمیکنم. راستی شما را چه میشود؟ دارویتان چیست؟ و روش درمان شما کدام است؟ مردم شام نیز همانند شمایند؟ آیا سزاوار است شعار دهید و عمل نکنید؟ و فراموشکاری بدون پرهیزکاری داشته، به غیر خدا امیدوار باشید؟(نهجالبلاغه،خطبه29،ص55).
مردم سکوت کردند، امام علی(علیهالسلام) فرمود: «شما را چه شده آیا لال هستید»؟ گروهی گفتند: ای امیرالمؤمنین! اگر تو حرکت کنی با تو حرکت میکنیم. امام علی(علیهالسلام) فرمود:
شما را چه میشود؟ هرگز راه رستگاری نپویید! و به راه عدل، هدایت نگردید! آیا در چنین شرایطی سزاوار است از شهر خارج شوم؟ هماکنون باید مردی از شما که من از شجاعت و دلاوری او راضی و به او اطمینان داشته باشم، به سوی دشمن کوچ کند. و برای من سزاوار نیست که لشکر و شهر و بیتالمال و جمعآوری خراج و قضاوت بین مسلمانان، و گرفتن حقوق درخواستکنندگان را رها سازم، آنگاه با دستهای بیرون روم، و بهدنبال دستهای به راه افتم، و چونان تیر نتراشیده در جعبهای خالی به اینسو و آنسو سرگردان شوم! من چونان محور سنگ آسیاب، باید بر جای خود استوار بمانم تا همهی امور کشور، پیرامون من و بهوسیلهی من به گردش درآید. اگر من از محور خود دور شوم، مدار آن بلرزد و سنگ زیرین آن فروریزد! به حق خدا سوگند که این پیشنهاد بدی است! به خدا سوگند اگر امیدواری به شهادت در راه خدا را نداشتم، پای در رکاب کرده از میان شما میرفتم، و شما را نمیطلبیدم، چندان که باد شمال و جنوب میوزد؛ زیرا شما بسیار طعنهزن، عیبجو، رویگردان از حق، و پر مکر و حیلهاید. مادام که افکار شما پراکنده است؛ فراوانی تعداد شما سودی ندارد. من شما را به راه روشنی بردم که جز هلاکخواهان، هلاک نگردند؛ آنکس که استقامت کرد به سوی بهشت شتافت، و آنکس که لغزید در آتش سرنگون شد(نهجالبلاغه،خطبه 119،ص161).
سپس امام علی(علیهالسلام) از منبر فرود آمد و پیاده حرکت فرمود تا به غریین(نجف) رسید، و «حجربن عدی کندی» را فرا خواند، و برای او رایتی به فرماندهی چهار هزار تن بست، تا به مقابله با ضحاک برود. حجر در نواحی تدمر به ضحاک رسید، و در برابرش ایستاد و ساعتی جنگ کرد، آنگاه شب فرا رسید و میان آنان جدایی افکند، و ضحاک شبانه گریخت، و چون سپاهیان حجربن عدی شب را به صبح آوردند اثری از ضحاک و یاراناش ندیدند(ابن ابیالحدید،1375،ج1،صص258-257 و1378، ج2،صص118-117).
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، ایدئولوژی و هدف غایی اسلام را ظلمستیزی و دفاع از مظلوم در راستای برپایی حق در سطح ملی و جهانی معرفی میکنند. مدیریت امام علی(علیهالسلام)، ابزار نیل به هدف ایدئولوژی را در تناسب و تطبیق با هدف قرار میدهند. اگر هدف، برپایی حق و ظلمستیزی است ابزار نیل به آن نباید موجب ظلم و ستم و ناحقی شود. خروجیهای عملکردهای سیاسی نباید ناقض اهداف باشند. عدم همراهی افکار عمومی با راهبرد امنیت ملی و جهانی، نه تنها نباید موجب نقض حق آزادی انتخاب و حق آزادی مشارکت آنان شود بلکه نباید موجب تغییر کارویژهی عامالمنفعهی سیاسی شود. تحمیل ظلمستیزی و حقمحوری به دیگران، اولین گام به سمت ستمگری و ناحقی است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، با تطبیق مؤلفههای قدرت نرم با عملکردهای سیاسی، نتایج مشروعیت و جذابیت قدرت نرم را در اهداف کوتاه مدت و بلند مدت تئوری عدالت اجتماعی مدیریت کردند. نای میگوید:
آمیختن قدرت نرم در یک راهبرد دولتی، دشوارتر از آن است که ابتدا به نظر میرسد. اول اینکه موفقیت به لحاظ نتایج، بیشتر در کنترل سوژهی هدف است تا در کنترل قدرت سخت، چنانکه غالباً رخ میدهد؛ مشکل دوم این است که غالباً نتایج آن بیشتر طول میکشد، و بیشتر سیاستمداران و مردم برای دیدن بازگشت فوری سرمایهگذاری خود، بیحوصله هستند؛ سوم اینکه ابزارهای قدرت نرم بهطور کامل تحت کنترل دولتها نیستند. اگرچه دولتها سیاست را کنترل میکنند، اما فرهنگ و ارزشها در جوامع مدنی جای دارد. شاید قدرت نرم بهنظر کمخطرتر از قدرت اقتصادی یا نظامی بیاید، اما استفاده از آن، غالباً دشوار، از دست دادن آن آسان، و بنا نهادن دوبارهی آن پرهزینه است(نای،1390،ص140).
مشکلاتی که نای از آمیختن قدرت نرم در یک راهبرد دولتی سخن میگوید در تناقض الویتهای افکار عمومی و الویتهای سیاست نهفته است؛ همانچیزی که کارویژهی مدیریت سیاسی را به سمت پوشش هدف غایی سیاست در نمای ایدئولوژیک هدایت میکند. کارویژهای که در رفع تناقض الویت سیاست و الویت افکار عمومی به ابهام موجود در سخنپراکنیها و تصویرسازیها متوسل میشود. روند موفقیتآمیز پروژهی سلطه بر اذهان، مانع از تفکر در مورد تناقض نتایج قدرت در عملکردهای

مطلب مرتبط :   گفتمان، سیاست، حوزهی، نرم،، اسلام