آرایش رسانهای:
مفهوم آرایش رسانهای، ازجمله مفاهیم استعاری است که از دانش نظامی به عاریت گرفته شده است. لذا معنای آن را باید در تعاریف نظامی جست.
آرایش نظامی: مرتب و منظم کردن نیروها در یک سازمان به‌منظور حمله یا دفاع و نوعی تقسیم‌کار سازمان‌یافته و از قبل تعیین شده را آرایشات گویند .وزارت دفاع آمریکا، آرایش را به این شکل توصیف می‌کند: «دو یا چند هواپیما، کشتی یا یگان که تحت فرماندهی یک فرمانده عمل می‌کنند». آرایش‌ها شامل یگان‌هایی در سطح تیپ، لشکر، تیپ هوایی یا غیره می‌شوند.
ساده‌ترین روش بررسی آرایش و صفبندی و امکانسنجی نوع درگیری در یک منازعه نظامی که البته منازعه مذکور میتواند سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی نیز باشد ، تهیه «ترتیب نیرو» و «ترکیب نیرو» است.
«ترتیب نیرو»: ترتیب نیرو، تنظیم و برآورد توانمندی و استعداد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دشمن و حریف در ۶ حوزه نیروی انسانی، تجهیزات، تأسیسات، منابع مالی، منابع زمانی و استراتژی و تاکتیک اتخاذشده،میباشد.همچون مدیر یک تیم فوتبال که در هنگام مسابقه، با توجه به آرایش و توانمندی تیم حریف در زمین بازی، تیم خود را آرایش میدهد، یک مدیر استراتژیک یا تاکتیکی نیز پس از «ترتیب نیرو»ی حریف، به «ترکیب نیرو»ی جبهه خود میپردازد.
ترکیب نیرو: ترکیب نیرو، تنظیم و برآورد توانمندی و استعداد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری خود، در ۶ حوزه نیروی انسانی، تجهیزات، تأسیسات، منابع مالی، منابع زمانی و استراتژی و تاکتیک اتخاذشده، نسبت به «ترتیب نیرو»ی دشمن و حریف است.
هرگاه «ترتیب نیرو»ی حریف، به‌روز، تنظیم و برآورد شد و سپس «ترکیب نیرو»ی خودی، در نسبت با آن به‌روز، تنظیم گردید، آنگاه سنجش منازعه ممکن خواهد بود.
به‌تبع بررسی مفهوم آرایش نظامی، ترتیب نیرو و ترکیب نیرو، مفهوم آرایش رسانهای نیز این‌گونه تعریف میشود که:
آرایش رسانهای، برآورد توانمندی و استعداد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دشمن و حریف در ۶ حوزه نیروی انسانی، تجهیزات، تأسیسات، منابع مالی، منابع زمانی و استراتژی و تاکتیک اتخاذشده و سپس در مقابل آن؛ چینش، تنظیم و برآورد توانمندی و استعداد نرمافزاری و سختافزاری خود، در ۶ حوزه نیروی انسانی، تجهیزات، تأسیسات، منابع مالی، منابع زمانی و استراتژی و تاکتیک اتخاذشده، نسبت به «ترتیب نیرو»ی رسانههای دشمن و حریف است. (که البته میتوان در تعریف، حوزههای رسانهای مثل رادیو، تلویزیون، فضای مجازی و… و همچنین پوشش جغرافیایی، دسترسی مخاطب، محتوا و.. را نیز افزود)
استراتژی:
ریشه استراتژی (Strategy) به واژهی یونانی استراتژوس Strategos برمیگردد. (Webster, 2005) استراتژوس که در جمع به‌صورت Strategi یا Strategoi درمیآید، درواقع لقب رهبران ارتش باستان (و به‌خصوص رهبران ارتش باستان آتنی) بود که به دلیل فرماندهی و فن دستور دادن به نیروهای ارتش و تعلیمات اصول خاص نظامی و تدبیر جنگی، به ایشان اطلاق میشد. (باقری, بی‌تا)
واژه استراتژوس مشتق شده از استراتوس Stratos یعنی ارتش است. پیدایش واژه استراتژوس همزمان با افزایش میزان اهمیت و پیچیدگی بیشتر تصمیمگیریهای نظامی بود. (لطفیان, 1384)
استراتژی یک برنامه جامع برای عمل است که جهت‌گیری‌های عمده سازمان را معین می‌کند و رهنمودهایی برای تخصیص منابع در مسیر کسب هدف‌های بلندمدت سازمانی ارائه می‌دهد. (رضاییان, 1383, ص. 239)
استعمار فرانو:
استعمار فرانو عبارت است از سلطه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کامل، همهجانبه، تدریجی و نامحسوس بر منابع حیاتی و مالی همه جهان که با محوریت امپریالیسم فرهنگی تحقق می‌یابد. ویژگی برجسته استعمار فرانو، محوریت بخشیدن به مفهوم «قدرت فرهنگ» است. این به آن معنا نیست که استعمارگران در فضای استعمار قدیم و جدید از «قدرت فرهنگ» غافل بودهاند، بلکه شواهد تاریخی، گویای بهرهمندی استعمارگران از قدرت فرهنگ به‌ویژه تلاش برای تغییر دین، زبان، آداب‌ورسوم و ساختار آموزشی مستعمرهها، متناسب با علاقههای فرهنگی و تمدنی خویش در تمامی دورانهای استعمار است. به عبارت دیگر، میتوان مبنای استعمار فرانو با محوریت قدرت فرهنگ را آن چیزی دانست که به‌عنوان مفهوم قدرت نرم ارائه میشود. قدرت نرم، شیوهای از اعمال قدرت در مقایسه با شیوههای سنتی و سخت است که با بهرهگیری از ارزشهای موجود در فرهنگ و جذابیتهای ایدئولوژیکی موجب میشود یک فرد، گروه یا کشور کاری کند که فرد، گروه یا کشورهای دیگر همان چیزی را بخواهند که او میخواهد. (پورعلی, 1385, ص. 142و143)
دیپلماسی عمومی:
دیپلماسی عمومی از منظر انستیتو بروکینگز1، به آن بخش از برنامه‌های دولتی گفته می‌شود که به قصد اطلاع‌رسانی و یا اعمال نفوذ بر افکار عمومی سایر کشورها انجام می‌شود. دیپلماسی عمومی از دیپلماسی سنتی فراتر می‌رود و به تعامل میان گروه‌های ذی‌نفوذ و جریان فراملی اطلاعات و آراء و به‌تبع آن جهت‌دهی افکار عمومی مردم سایر کشورها می‌پردازد.
دیپلماسی عمومی، از مجرای اعطای بورسیه تحصیلی و برنامههای تبادل دانشجو، آموزش زبان، رسانه‌ها و به‌ویژه رسانههای جدید و شبکههای اجتماعی، سلبریتی دیپلماسی و یا دیپلماسی مشاهیر، توریسم و یا دیپلماسی شهروندی، دیپلماسی معماری، دیپلماسی پزشکی، دیپلماسی ورزشی، دیپلماسی غذا، دیپلماسی حیوانات و … محقق میشود.
وزارت امور خارجه ایالات‌متحده آمریکا، در سال 1985 در تعریف دیپلماسی عمومی این‌گونه آورده است که؛ «دیپلماسی عمومی به برنامه‌های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آن‌ها اطلاع‌رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است.» (مشرق, 1391)
اما به دلیل تنیدگی این مفهوم با قدرت نرم، آن را می‌توان این‌گونه تعریف نمود:
«توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به‌جای اجبار یا تطمیع. به عبارت دیگر قدرت نرم توانایی به دست آوردن نتایج مطلوب است به دلیل آنکه دیگرآن‌همان چیزی را بخواهند که شما می‌خواهید.» (مشرق, 1391)
در یک جمع‌بندی، می‌توان دیپلماسی عمومی را آمیزهای از شیوههای غیررسمی برای انتقال پیام به مخاطبان جهانی دانست که از طریق «اقناع اذهان و ارضای قلوب» به تصرف قلب و ذهن آنان خواهد انجامید؛ که ترمیم و یا ارائه وجهه و چهره یک دولت-ملت، در نزد آن مخاطبان نیز از تبعات آن خواهد بود.
قدرت نرم:
«قدرت نرم، توانایی کسب از طریق جذب به‌جای اجبار» است. این نوع قدرت «از طریق روابط با متحدان، کمکهای اقتصادی و تبادلات فرهنگی حاصل می‌شود» (S.Nye, 2004)
جوزف نای این‌گونه عنوان میکند: «قدرت نرم جلب نمودن مردم به‌جای مجبور کردن آن‌ها است » (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)
این نوع از قدرت میتواند موجب به وجود آمدن و توسعه افکار عمومی مطلوبتر و کسب اعتماد بیشتر در میان کشورهای دیگر شود. به نظر نای، اساس قدرت نرم در ارزشهای فرهنگی و سیاسی یک کشور نهاده شده است، در فرهنگ عمومی و نحوه رفتار سیاسی با هر کشور در سطح بینالمللی؛ و درواقع ایجاد حس مشروعیت برای اهداف بینالمللی یک کشور. وی در مقالهای دیگر می‌نویسد: قدرت نرم، توانایی به دست آوردن چیزی است که با جذب و اقناع سایرین برای اهداف خود می‌خواهیم. به‌هرحال، قدرت نرم، واژهای است که در نظریههای روابط بین‌الملل برای توصیف یک مجموعه سیاسی، مانند دولت به کار می‌رود؛ تواناییای که به‌طور مستقیم بر رفتار یا منافع سایر نهادهای سیاسی از طریق شیوههای فرهنگی و ایدئولوژی سیاسی تأثیرگذار است. البته این مفهوم در مقایسه با قدرت سخت معنا پیدا می‌کند که به لحاظ تاریخی معیار واقعگرایانه و مسلط قدرت ملی محسوب شده و شاخص‌های سنجش آن کمّی و شامل مواردی چون جمعیت، سرمایههای نظامی ملموس و واقعی، یا تولید ناخالص ملی است. (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)

مطلب مرتبط :   وکیل، وکالت، دادگستری، دادگاه، متهم

سازمان‌دهی:
سازمان‌دهی فراگردی است که طی آن با تقسیم‌کار میان افراد و گروه‌های کاری، و ایجاد هماهنگی میان آن‌ها برای کسب اهداف تلاش می‌شود. وظیفه سازمان‌دهی و طراحی سازمان در شمار وظایف مهم مدیران است که میزان انعطاف‌پذیری سازمان در مقابل تحولات محیطی را معین می‌کند. (رضاییان, 1383, ص. 273)
کنترل و نظارت:
کنترل و نظارت فراگردی است که از طریق آن،‌عملیات انجام‌شده با فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده تطبیق داده می‌شوند. کنترل امری است که به‌صورت مستمر دائمی بر آن باید اهتمام شود و تا انتها استمرار می‌یابد. (stoner, 1983, p. 592)
مدیریت منابع انسانی:
مدیریت منابع انسانی، اصطلاحی است برای توصیف گستره‌ای از فعالیت‌های متنوع شامل جذب،‌نگهداری، و پرورش نیروی کار با استعداد و پر انرژی. مدیریت منابع انسانی برای مسئولیت مدیران برای تجهیز سازمان با کارکنان توانمند و حصول اطمینان از مطلوبیت به‌کارگیری استعدادهای آنان دلالت دارد. برخی از صاحب‌نظران بر این باورند که «اگر افراد مناسب استخدام شوند و در جای مناسب به کار روند همه‌چیز خوب پیش خواهد رفت.»‌ (Bridges, 1994, p. 130)
هدایت:
‌هدایت بر تلاش مدیر برای انگیزش کارکنان به‌منظور نیل به اهداف سازمانی دلالت دارد که از سه طریق؛‌ رهبری،‌ انگیزش و برقراری ارتباط صورت می‌گیرد. (Agrawal, 1982, p. 7)
هماهنگی:
هماهنگی فراگردی است که طی آن، همه بخش‌های تشکیل دهنده یک کل برای کسب یک هدف مشترک ترکیب می‌شوند. هماهنگی با مجموعه‌ای از سازوکارهای رفتاری و ساختاری تحقق می‌یابد که برای مرتبط ساختن اجزای سازمان با یکدیگر به کار می روند و نیل به اهداف سازمانی را تسهیل می‌کنند. (رضاییان, 1383, ص. 363)

مطلب مرتبط :   همگنان، دازاین، بشر، سارتر، 1388،

فصل دوم: مبانی نظری

1-2 مقدمه

فصل حاضر، به پیشینه و مبانی نظری پژوهش اختصاص دارد که بخش اول آن مربوط به تحقیقات پیشین میباشد. در این بخش تلاش نگارنده بر آن بود که، پژوهشهایی را که به لحاظ موضوعی با این پایان‌نامه، قرابت دارد، برگزیند و آن‌ها را به ترتیب اولویت، مورد ارزیابی قرار دهد. شایان ذکر است که، متأسفانه در بررسی حوزه الگوی آرایش رسانهای، تحقیق خاصی مشاهده نگردید.
بخش دوم فصل حاضر نیز، به مبانی نظری پژوهش می‌پردازد. مواردی از قبیل جنگ نرم ،‌ قدرت نرم، دیپلماسی عمومی، ارتباطات استراتژیک، رقابت در سپهر رسانه‌ای، مدیریت استراتژیک رسانه، رسانه به مثابه پدیده‌ای انسانوار و همچنین سیر تطور رسانه و مخاطب در فضای نوین رسانه‌ای جهان، ازجمله مواردی هستند که مبانی نظری تحقیق حاضر را شکل می‌دهند که در بخش دوم تحقیق آمده است.

2-2 بررسی تحقیقات پیشین

1-2-2 تحقیقات داخلی
نزدیک‌ترین

دسته بندی : علمی