تأملات معاصر در باب مضامین سنتی

از آن‌جا که کار الاهیدان آن است که معنای ایمان دینی مشترک میان جماعتی را شرح دهد، الاهیدانان یهودی نیز ضرورتاً دلمشغول جنبههای تمایزبخش تجربه دینی یهودی هستند. از روزگار کتاب مقدس به این سو شالوده و مبنای ایمان یهودی را اعتقاد به خدایی متعال تشکیل میدهد که نظام طبیعت را آفریده، قوم اسرائیل را برگزیده تا حامل مخصوص وحی الاهی باشند، مهار تاریخ بشر در دست او است و سرانجام جهان را از شروری که زندگانی و وجود بشری را احاطه کردهاند رهایی خواهد داد. این چارچوب باورهای دینی در مورد رابطه خدا با جهان باعث شکل‌گیری فهم یهودیان از خود به عنوان «قوم برگزیده» شد، که از طریق عهد خاصی با خدا پیوند خوردهاند و بنابراین مکلف‌اند که شریعت الاهی (تورات) را در تمامی اعصار رعایت کنند. این مایه‌ها و مضامین – خلقت، وحی، رستگاری، برگزیدگی، عهد و شریعت – همانند تم‌های یک قطعه موسیقی هستند که در سراسر سنت راه خود را ادامه داده‌ و به این صورت به آن انسجام میبخشند. طی قرنهای متمادی، شرح و تفسیرهای متنوعی درباب آنها عرضه دشده و الاهیدانان به این مفاهیم به طور یکسانی توجه نکردهاند. با‌ این حال، هنوز هم این مفاهیم در کنار هم، نمایانگر مقولههای اصلی زندگی و افکار یهودی هستند، موضوعاتی که هیچ الاهیدان یهودی نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد.
در این بخش مروری بر تأملات معاصر در باب این مضامین سنتی خواهیم داشت. نخست با مفهوم خدا شروع می‌کنیم که منطقاً اولین موضوعی پژوهش‌های الاهیاتی است. لوئیس جیکبز124 از فهم سنتی توحید خدا در مقابل چالش‌های مطرح از سوی الحاد، لاادریگری، و طبیعت‌گرایی دینی دفاع می‌کند. در عین حال، قویاً خود را در سنت کسانی جای می‌دهد که درباب مدعیاتشان درباب معرفت به خدا بسیار متواضع بودند. الیوت دورف125 بر راههای متعددی متمرکز می‌شود که از طریق آنها میتوانیم خدا را بشناسیم – از طریق تفکر و تأمل، عمل، وحی از سوی خدا، عبادت، و رعایت شریعت یهود. تنها با توسل به تمام این وسایل و راه‌ها میتوانیم به کامل‌ترین شناخت ممکن از خدا برسیم. هَرولد شولوایز126 میگوید ما لازم است توجه خود را از خدا به عنوان موضوع خداشناسی127 به عنوان محمول تغییر دهیم. وی که از سنت طبیعتگرایی کاپلان پیروی میکند، معتقد است که آنچه را ما خدا تلقی میکنیم در واقع مجموعهای از کیفیاتی است که در جنبه‌های خاصی از تجربه خود با آن مواجه میشویم. مارشا فالک128 فهم سنتی از خدا به عنوان موجودی مذکر و رابطه خدا/انسان را به مثابه رابطه‌ای سلسله مراتبی و حتی رابطه‌ای شخصی129 به چالش میکشد. در اینجا، وی راههای بدیلی برای درک خدا پیش می‌نهد، نظیر «سرچشمه حیات» یا «نفس تمام موجودات زنده؛» تصاویری که (از لحاظ گرامری) مؤنث یا خنثی است. الن اومانسکی130 خلاصهای از مهم‌ترین جنبههای الاهیات فمینیستی یهودی را که در سال‌های اخیر پرورش یافته، و نیز سهم آن را در شکل‌دهی به تفکر دینی یهودی معاصر به طور عام ارائه می‌دهد. وی الاهیات فمنیستی را اساساً نسبتی131 و تجربه‌ای،132 دارای واکنش خودآگاهانه نسبت به بافت تاریخی و متوجه به وضعیت شخصی زنان الاهیدان می‌داند.
در چند دهه اخیر، تحقیقهای علمی، خصوصاً در حوزه فیزیک و زیست‌شناسی، به طور فزایندهای بر حیات عقلی در عرصههای مختلف سلطه یافته است. دیدگاههای یهودی راجع به خلقت تأثیر آن تحقیقات را نشان می‌دهند. دیوید وایس،133 تعارض مفروض میان دیدگاههای علمی و درک سنتی یهودی از خلقت الاهی را بررسی می‌کند. وی، به عنوان یک دانشمند، علم و یهودیت را دارای تفسیرهای مکمل، نه متضاد، از واقعیت میداند. آرتر گرین134 با استفاده از سنت عرفانی یهود، خلقت را به عنوان تجلی خداوند تفسیر میکند و میگوید واحد، طی فرایندی که در گذر زمان است، کثیر می‌شود. چنین نیست که این دیدگاه رویکردهای علمی به جهان را، مثلاً با با نادیده گرفتن آنها، نفی نمی‌کند، در عوض به دنبال اسطورهای در مورد الوهیت ذاتی در جهان هستی است.
از منظر یهودیان، مفهوم وحی تورات به بنی اسرائیل از سوی خدا همواره برای یکی از ارکان ایمان بوده است. ایمانوئل لویناس،135 فیلسوف فرانسوی پست‌مدرن یهودی، مقوله وحی را به‌گونهای می‌کاود که متضمن نوعی امکان «نقض نظام بسته کلیت» و چالشی در برابر خودبسندگی عقل است. با جود این، وی استدلال میکند که در آیین یهود، وحی شکل فرمان به خود گرفته است، مخصوصاً فرمانهای اخلاقی که بر مسئولیت نامحدود در قبال دیگران دلالت میکند. همچنین، وحی ورود ناگهانی از یک نظام واقعیت دیگر به این نظام نیست، بلکه ناشی از گشودگی به آن دیگر نامتناهی136 متعال است که نه ناقض عقل بلکه دگرگون‌کننده آن است. نیل گیلمن137 دیدگاه سنتی به وحی را مورد بررسی قرار داده و آن را نوعی اسطوره میداند که نه تأییدپذیر است و نه به سادگی ابطال‌پذیر. چنین اسطورههایی، همانند تفاسیر کلاسیک کتاب مقدس138 یهودی، راههایی برای «خوانش» یا فهم دنیای پیرامون ما است که ادراکات ما را شکل میدهد و تجربه ما را میسازد.
موضوع رستگاری، رابطه بین ازلی (خدا) و فانی (تاریخ بشر) را رقم میزند. زندگی و عمل در تاریخ چه معنایی خواهد داشت هنگامی که فرد عقیده داشته باشد که خود تاریخ توسط خدا و با انتخاب وی به نقطه اوج آن خواهد رسید؟ از دیدگاه آرتر کوئن،139 این امر، اهمیت الاهی زندگی بشر را تضمین میکند، چون «زمان وسیله و تاریخ جوهر فعلیت الاهی است.» بنابراین، تاریخ صرفاً تسلسل رویدادها و وقایع نیست، بلکه وسیلهای است که با آن «امکان‌های الاهی» در جهان «تحقق مییابد». استیون اشوارتس شیلت140 بر دو جفت متمرکز می‌شود: مسیح موعود و رستاخیز مردگان. وی در این اصول و عقاید سنتی یهود، رخنه‌ای اخلاقی را مشاهده میکند؛ اینکه طبق هر دو ما خوانده شدهایم تا هم در این دنیا زندگی کنیم و هم به خاطر دنیای آینده زندگی کنیم؛ در نهایت ما باید این دو جهان را به دنیایی واحد تبدیل کنیم. بنابراین آخرت‌شناسی سنگ‌بنای اخلاق است، زیرا وقتی تصویری از جهانی کامل را در پیش روی ما نمایان می‌شود، از ما خواسته میشود تا نقص اساسی این جهان دربند را به رسمیت بشناسیم.
ما قصد داشتیم که مفاهیم برگزیدگی و عهد را در یک بخش مجزا بررسی کنیم، چون در الاهیات سنتی یهودی این دو مفهوم دارای ارتباط تنگاتنگی هستند – بنی اسرائیل به وسیله خداوند برگزیده شد تا به عهد ارتباط پایبند بماند. در حقیقت، اگر آن دو را با هم لحاظ کنیم، می‌توان گفت که انتخاب بنی اسرائیل بوسیله خدا و عهد آنها با وی مضمون اصلی در تمام الاهیات یهودی است. استفاده از عهد به عنوان استعارهای برای رابطه خدا با بنی اسرائیل، از کتب مقدس عبری سرچشمه گرفته است و از آغاز جزئی از الاهیات یهودی بوده است. با وجود این، در سالهای اخیر توجه به عهد رشد چشمگیری داشته است، شاید چون این مفهوم میتواند راهی جهت دستیابی به کیفیت دیالکتیکی رابطه اله – انسان باشد.
در این نسل، هیچکس مانند یوجن بارو ویتز141 تأملات پایدار و پیوسته‌ای درباب مفهوم عهد عرضه نداشته است. در قطعه‌ای که از وی در اینجا آورده‌ایم، او راههایی را بررسی میکند که در آنها عهد یهود با خداوند، فاصله بین فرد و جامعه را پر می‌کند، همچنین فضای بین خاص‌گرایی و عام‌گرایی. معلوم شده است که مفهوم برگزیدگی بنی اسرائیل یکی از مشکل‌ترین جنبه‌های الاهیات کلاسیک یهودی برای تحلیل عقلانی است. چگونه یک خدای عام میتواند رابطهای خاص و انحصاری با یک گروه قوم داشته باشد؟ این سؤال باعث شد که دیوید نوواک142 درباب رابطه عشق خدا به بنی اسرائیل و حق انتخاب مردم برای پذیرفتن این عشق، که فقط برای یک‌بار نیست بلکه برای همه در تمامی نسلهای متوالی است، به تأمل بنشیند. او نتیجه میگیرد که وحی خدا به ابراهیم باعث بروز فهم متمایز و جدیدی از جایگاه یهود در جهان خدا و رابطه اخلاقی آنها با سایرین میشود.
برای مایکل وایچوگُرد،143 نکته کلیدی مفهوم برگزیدگی این است که لطف و عنایات خداوند از طریق و به یک ماهیت مادی منتقل می‌شود، بنی اسرائیل. این حقیقت که عشق خداوند به یک قوم بوده به نشان می‌دهد که [در واقع] خداوند ایثار تمام بشریت، از حیث سیاسی و همچنین معنوی، را می‌طلبد. به‌همین نحو، عشق بین خداوند و بنی اسرائیل فقط عشقی انتزاعی و روحانی نیست، بلکه همان‌ عشق شورانگیز و آسیب‌پذیر در روابط انسانی است که دارای افت و خیز فراوانی است. جودیت پلَسکو،144 انتقادی فمینیستی نسبت به دیدگاه سنتی عهد مطرح میکند مبنی بر اینکه در این دیدگاه در تفسیر متون، صریحاً فقط شامل مردان است. ما باید راههایی را بیابیم که به وسیله آنها زنان را هم در این عهد مشارکت دهیم، که این امر مستلزم بازیابی تاریخ تجربیات زنان در خصوص رابطه آنها با خداوند و نیز خوانش داستانهای مربوط به زنان در کتب مقدس است.
در نهایت، الیوت دورف لوازم عهد در مورد روابط بین یهود و دنیای بزرگ غیر یهود، شامل جهان غیرغرب، را بحث می‌کند. از نظر دورف، عهد خاص یهود با خداوند در سنت به تعادل میرسد که این امر به وسیله اعتقاد به خدایی محقق می شود که تنوع را در میان نوع بشر پراکنده است و با غیر یهود هم همانند یهودیان ارتباط دارد، هرچند به طرق مختلفی.
ما این بخش را با تأملات اخیر در مورد شریعت به اتمام میرسانیم که برای یهودیان بیانگر محتوای اصلی وحی بوده است، همچنین به عنوان ابزار اولی و اصلی که از طریق آن یهودیان تعهد به عهد خود را به خدا نشان میدهند. جوزپ سولوویتچیک،145 معروفترین متفکر ارتدوکس آمریکایی این نسل، درباره جهان‌بینیای که هلاخا (شریعت یهود) شامل آن است و راهی که از طریق آن آگاهی دینی افرادی که آن را رعایت میکنند شکل می‌دهد، تأمل می‌کند. جیکب پتوچوسکی146 رویکردی اصلاحی نسبت به شریعت ارائه میدهد، بدین نحو که معیاری پیشنهاد می‌دهد که به وسیله آن یهودیان لیبرال میتوانند جنبههایی از هلاخای سنتی را که باید آنها را رعایت کنند، از آنها که اجباری ندارند، مشخص کنند.
رابرت گورچیس،147 سخنگوی فصیح یک رویکرد محافظه‌کار به شریعت یهود، بر آن است که بقای یهودیت به انطباق خلاقانه این شریعت با شرایط در حال تغییری که یهودیان در آن زندگی کردهاند بستگی دارد. شریعت، گرچه در اصل الاهی میباشد، در نهایت متعلق به مردم است و توسط نسلهای متوالی که برای تعیین آنچه خداوند از آنها میطلبد تلاش می‌کنند، شکل میگیرد. رِیچل اَدلر148 به این واقعیت اشاره می‌کند که زنان به طور سنتی از تفسیر شریعت محروم شدهاند و از بسیاری از مزایای آن بیبهره ماندهاند. مقاله وی شجاعانه این موضوع را به تصویر میکشد که چگونه داخل کردن

مطلب مرتبط :   خود جرحی در نسخه جدید DSM

دسته بندی : علمی