3- نظریه پیتربرگ درباره هویت و ساختار اجتماعی. نظریه کنترل هویت به عنوان یک نظریه با برد متوسط در واقع به بررسی کم و کیف ارتباط بین هویت و ساختار اجتماعی میپردازد و تأکید دارد که ساختارهای اجتماعی به عنوان موقعیتهای در نظر گرفته میشوند که نقشها و عضویتها با آن مرتبط میگردند و مشخص میشوند (حاجیانی، 130:1388) در نظریه هویت اجتماعی، کنترل اجتماعی مجموعهای از معانی هستند که افراد خودشان را با آنها تعریف میکنند و فرد خود را با این معانی یا استانداردهای هویت در نظر میگیرد. در واقع، وقتی فرد خود را با آنها مطابقت میدهد، «خوب عمل کرده است» (حاجیانی: 128 به نقل از 2004:203 و burke) برک در استدلال برای اهمیت رابطه هویت و ساختار اجتماعی به تفاوت موقعیتها در درون یک ساختار اجتماعی که موجب تولید انواع هویتها میشود توجه کرده است از آنجایی که بسیاری از هویتها بر موقعیتهایی که در درون یک ساختار اجتماعی دارند مبتنی است. نظریه کنترل اجتماعی اغلب بر هویتهای نقش متکی است این نقشها در درون فرهنگ تعریف میشوند و بخش از مجموعه مقولاتی هستند که مردم خودشان را با آنها میشناسند و مورد شناسایی قرار میگیرند در کل هر سه پایه هویت (نقش، گروه، هویت شخصی) همگی از ساختار اجتماعی نشئت میگیرند. (حاجیانی: 129 به نقل از 2004:2205 و burke) .
در نظریه پیتر برک، هویت نقش در نسبت با دیگر نقشها تعریف شده که در میان آنها نقشهای قدرت تأثیرگذارترند. یعنی در میان متغییرهای ساختاری، قدرت و توزیع منابع مربوط به قدرت، بر حفظ ثبات یا تغییر هویتهای نقشی و گروهی بسیار مؤثر است. بنابراین، اگر قدرت ثبات داشته باشد و ساختار ثابت باشد، هویت هم ثابت است و وقتی تغییرات در ساختار رخ میدهد یا جایی که سطوح منابع نابرابر یا متغیر باشد، هویتها هم متحول میشوند، چون استانداردهای هویت تغییر میکنند (حاجیانی: 122 به نقل از 2004:9 و Burke).
در کل مضمون اصلی نظریه کنترل از این قرار است که افراد در موقعیتهای مختلف با هدف جفتوجو ساختن ادراکات از خودشان با استانداردهایی که برای خودشان دارند، بصورت خود تنظیم عمل میکنند. (عالمی، 85:1380) .
4- نظریه فرآیند انتخاب لاولر، نظریه فرآیند انتخاب مدعی است که ساختارهای اجتماعی نوعاً افراد را در چندین جمع تو در تو قرار داده است و افراد تحت تأثیر ساختار اجتماعی است چرا که با ارزیابی ابزارها و اهداف به این مهم دست یافته است.
5- نظریه هویت اجتماعی:38 در نظریه هویت اجتماعی که با کارهای تاجفل و ترنر (1970) انجام شده، هویت اجتماعی اینگونه تعریف شده است: «درک فرد مبنی بر اینکه متعلق به گروههای اجتماعی معین میباشد و این تعلق با اهمیت دادن احساس و ارزش به عضویت گروهی خود، همراه است» (عالمی، همان، 45) بنابراین هویت اجتماعی هنگامی مطرح میشود که یکی از طبقهها خود شخص را در بر گیرد و به عبارتی احساس مشمول بودن به دست آید.
در مجموع ادعای نظریه هویت اجتماعی آن است که هویت اجتماعی یک فرد از طریق مقایسه اجتماعی (به طور کلی مقایسه بین گروه و برون گروه) روشن میشود. (حاجیانی، 137:88).
دستهبندی اجتماعی از جمله مواردی است که در ذیل نظریه هویت اجتماعی مورد توجه است یکی از ویژگیهای اصلی دستهبندی این است که بر تفاوت میان دستهها و شباهتهای درون یک دسته تأکید دارد یک دسته گروهی از عناصری است که یک یا چند خصلت مشترک دارند بدین ترتیب وقوف شناختی39 با تأکید بر شباهتها و تفاوتها انجام میشود (دوران، 39:1385) در واقع یک دسته اجتماعی یک دسته شناختی است که در آن افراد بنا بر فرض سهیم بودن در یک یا چند ویژگی با یکدیگر هم گروه شدهاند. (حاجیانی، 136).
این نظریه تأکید میکند که طبقهها، گروههای اجتماعی واقعی هستند که در پایگاههای مختلف نسبت به همدیگر رقیب بوده و غالباً بر سر منابع، حقوق و قدرت در رقابت هستند . در یک رابطه بین گروهی معین نهایتاً یک گروه دارای منابع قدرت، پایگاه و نفوذ بیشتری است که سیستم ارزش و ایدئولوژیک خود را ترویج میدهد. (حاجیانی: 138 به نقل از Hogg/1990:10) به گفته ترنر انسانها هویتی اجتماعی و ناشی از عضویت در گروه دارند و این البته متفاوت از هویت فردی است (دوران، 39:85) . مفهوم مهم دیگر ذیل این نظریه “تعدد هویتها” است این مفهوم بدان معنی است هر فرد همزمان به جمعهای متعددی است و ممکن است خود را با بیش از یک جمع معرفی کند (عالمی: 52 به نقل از Moore , 1995:390) .
در نظریه هویت اجتماعی خود نسبت به زمینه به شکل پویا واکنش نشان میدهد یعنی هنگامی که زمینه عوض میشود افراد هویت خود را تغییر میدهند (حاجیانی: 141) البته نکته و فرازهای مهم دیگری نیز در این نظریه مطرح است که به دلیل عدم ارتباط با موضوع از توضیح آنها خودداری مینمایم و به عناوین آن بسنده میکنم از جمله پارادایم گروه حداقلی ترنر، «سلسله مراتب شمولیت هویتها»، موضوع شباهت میان اعضاء گروه و انواع آن.
6- نظریه برور درباره رابطه فرهنگ و هویت اجتماعی. ماریلین بی. برور و ماساکی یوکی در آخرین بررسیهای خود به تبیین رابطه فرهنگ و هویت اجتماعی پرداختهاند. برور در این مطالعه تأکید کرده که محل و محتوای هویتهای اجتماعی به نحوی فرهنگی تعیین و تبیین و تنظیم شده است. در واقع، هویت اجتماعی محل تلاقی روانشناختی فردی و تصامهای معنایی و کردارهای فرهنگی را بوجود میآورد (حاجیانی به نقل از: Marlynn B.Brawer MASAK: YUKI, 2007:308).
7- نظریه هویت اجتماعی جنکینز . وی در چارچوب نظریه کنش متقابل نمادین برداشتها و تفاسیر جدید از هویت اجتماعی ارائه کرده است. به نظر او «هویت اجتماعی» و «هویت» همواره به گونهای مترادف به کار میروند. زیرا هر دو فی نفسه اجتماعی هستند (جنکمیز، 78:1381). بحث جنکینز آن است که اگر هویت شرط ضروری برای حیات اجتماعی است برعکس آن نیز صادق است هویت فردی جدا از سپهر اجتماعی دیگران معنادار نیست و افراد یگانه و متفاوت نیستند، اما خویشتن بطور کامل در اجتماع ساخته میشود. به نظر جنکینز شکلگیری هویت فردی در فرآیندهای اجتماعی شدن ریشه دارد. با رجوع به دیالکتیک درونی و برونی در مییابیم آنچه مردم درباره ما میاندیشند، از آنچه ما درباره خودمان میاندیشیم اهمیت کمتری ندارد . اهمیتی که گافمن برای «عرضه خود» در تعامل اجتماعی قائل بود به همین دلیل است نهادها از جمله حیطههای مهمی هستند که در چارچوب آنها تعیین هویت دارای اهمیت میشود. این نهادها که در آثار جامعه شناختی به آنها سازمان میگویند، به عنوان شبکههایی از مراتب تفکیک شده عضویت ترکیب مییابند که به مقامات مسئول و هویتهای فردی مشخص تخصیص میدهند. زمان و مکان نیز به عنوان منابع ساخته شدن هویت در صحنه اجتماع اهمیت کانونی دارند. هویت تداوم دارد و این تداوم اجتماعی، مستلزم فرض کردن یک گذشته معنادار است گذشته منبع مهمی است که تفسیر اینجا و اکنون و در پیشبینی آینده باید به آن رجوع کرد، گذشته به طور فردی خاطره و بطور جمعی تاریخی است (جنکنیز، همان: 187)
جنکینز در نظریه خود توجه خاصی به خویشتن و ذهن دارد وی معنای خاصی از خود را مطرح میکند و در آخر به این نتیجه میرسد که چهار ویژگی اصلی یعنی شباهت، تفاوت بازتابی بودن و فرآیند در کلمه «خود» وجود دارد. فهم بازتابی هر فردی از هویت خاص خودش، در رویارویی با دیگران و از لحاظ شباهت یا تفاوت ساخته میشود و بدون آن ما نمیدانیم چه کسی هستیم و از همین رو قادر به عمل نخواهیم بود. نکته دیگر جنکینز راجع به ذهن و خویشتن این است که اگرچه این دو بسیار به هم نزدیکاند و از برخی جهات از یکدیگر جدا شدنی نیستند؛ با این حال آنها پدیدههای یکسانی نیستند. گیلبرت رایل در نقد قاطع این دوگانگی استدلال میکند که فهم یک فرد از خودش نوعاً با فهم او از دیگران تفاوت ندارد. روشهای ما در تعیین اینکه خودمان چه نیتی داریم و دیگران چه نیتی دارند، شامل مشاهده و بازنگری میشوند. (همان: 203)
8- رویکرد پیتر ام. هال: جایگاه قدرت سیاسی در مکتب کنش متقابل نمادین.
هال جهت اثبات امکان توجه به قدرت و سیاست در چارچوب نظریه تعاملگرایی نمادین، تأکید کرده
است که تحقیقات متعددی درباره شایعه، نژاد، رفتار جمعی، ارتباطات جمعی، سازمانهای پیچیده، انحراف و جنایت و فرقههای اجتماعی انجام شده که همگی موضوعات بالاتر از سطح فرد را با تأکید بر رهیافت تعامل گرایی نمادین انجام دادهاند. هال نقل کرده است که هم هربرت بلومر و هم آنسلام استراوس (1964) معتقدند ماهیت سازمان اجتماعی به شکل تلویحی در اندیشه جرج هربرت مید وجود دارد، چرا که مفروضات اساسی این مکتب درباره انسان، کنش گری و تعامل گرایی وی، محیط نمادین و مادی وی، فراگیری فرهنگ و تقدم آن بر فرد، تغییر مستمر معنا برحسب زمان، فرهنگ، موقعیت و کسانی که بدان به کنش میپردازند و نیز ایجاد معنا در جریان مبادله و تعامل اجتماعی نشان میدهد که ساختهای اجتماعی و تعاملات و روابط موجود در جامعه و در مجموع سازمان اجتماعی بر اقدام مشترک و شکلگیری خود با هویت مؤثرند. (حاجیانی، 156:1388 به نقل از هال 1385: 60-25)
9- نظریه وان دیجک :در این نظریه قدرت سیاسی و رسانه فرایند القا رویکردهای خود را با راه کار مشخص سازی و یا نامشخص سازی، انجام میدهند که این فرآیند خود از دو طریق یا زیر شاخه یعنی نام دهی40 و هویت دهی41 انجام میشود. قدرت سیاسی یا به کارگیری راه کارهایی همچون امتناع42 یا دستکاری43 در زبان برروی عقاید و افکار دیگران تأثیر میگذارد. ساخت زبانی رسانههای تحت تأثیر فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و روابط قدرت در جامعه است.
10- نظریه مناسبت مندی اجتماعی: هدف اصلی رابرت جی دان از بیان این نظریه آن بوده که به تأثیرگذاری متغیرهای اجتماعی سطح کلان بر فرآیند شکلگیری هویت اجتماعی تأکید نماید. ایده محوری این نظریه آن است که هویت را نبایستی به دیده ذاتی از پیش داده شده و ملتزم به صفات ثابت نگریست، بلکه هویت طی یک رشته از فرایندها شکل و قوام میپذیرد. به این دلیل، هویت بر ساخته میشود و دارای سرشتی پویا و فرآیندی است ؛ همان طور که مید شکلگیری خود را از تعامل با دیگران و تحت تأثیر هنجارهای اجتماعی و محیط اجتماعی میدانست. در واقع، درک او از هویت در سیلان و در برخورد دیالکتیکی خود و عوامل مؤثر اجتماعی و واکنشهای انعکاسی خویشتن افراد حادث میشود. هویت معلول رویههای پیچیده گفتاری و تاریخ ساختارها و مناسبت فرهنگی است (حاجیانی: 7159 به نقل از جی دان، 63:1384) درک هویت در چارچوب نظریه مناسبتمندی اجتماعی به این معنی است که خود را باید

مطلب مرتبط :   کبوتر، پرنده، روح، -، کبوتران
دسته بندی : علمی