به هر صورت مطالعه دقیق علمی در مورد هویت ایرانی تاکنون ضعیف بوده است و این گونه از مطالعات در سال‌های اخیر شتاب گرفته است. امید است از این مطالعات دریافت‌های دقیق، تازه و مفیدی در مورد کیستی و چیستی ایرانیان به دست آید. با توجه به تعاریف فوق از هویت ملی و هویت ایرانی به دنبال مؤلفه‌های هویّت ملی ایرانیان در زمان حاضر می‌رویم. این مؤلفه‌ها به ما کمک می‌کنند تا عناصر اصلی احساس مشترک داشتن ایرانیان را بشناسیم و برای افزایش انسجام اجتماعی به تقویت آنان بپردازیم.
در یک جمع‌بندی کوتاه می‌توان گفت در فلات ایران اقوامی زندگی می‌کنند که خود را ایرانی می‌دانند و به ایرانیت خویش می‌بالند زیرا از تاریخ پر افتخاری برخوردارند. این مردم نظام ارزشی و فرهنگی خود را از دین که امروز به صورت دین اسلام تجلی یافته است می‌جویند. آنان توسط زبان فارسی با یکدیگر مراوده دارند و بر آن به عنوان وجه مشترکی میان اقوامی که به زبان‌های مختلف مادری تکلم می‌کنند ارج می‌گذارند. ضمن ارزش گذاری به زبان فارسی به عنوان حامل اصلی میراث مشترک فرهنگی مکتوب و شفاهی، آنان فراگیری زبان‌های دیگر مانند عربی و انگلیسی را برای علم آموزی و تماس با فرهنگ اسلامی و فرهنگ جهانی مذموم نمی‌دانند. هدف این قوم کسب ترقی و پیشرفت در سایه دینداری است. از این رو تجدد خواهی را نیز به عنوان عضوی از عناصر اصلی فرهنگی خویش اما با یک نگاه ابزاری پذیرفته‌اند.(زاهد ، 1379: 33)
1-2- مؤلفه های هویت ملی
مؤلفه ها و عنا صر هویت ملی در ایران سابقه ی دیرینه و طولانی است و الزاماً نمی توان آن را به دوره ی ایران باستان و مقطع قبل از ورود اسلام به ایران محدود کرد ؛ حتی اگر نگاه مسلط در بررسی فرهنگی تاریخی باشد . این بدان معنی است که محتوای هویت ملی ایرانی که دارای قدمتی 7000 ساله ( یا به تعبیری 3000 ساله ) است در فراز و فرود های تاریخی و در حافظه ی جمعی ایرانی دچار تحولات فراوانی شده است .
بنابراین به نظر می رسد روند شکل گیری آن و نیز مؤلفه ها و محتوای آن در چند مقطع مورد بررسی است از جمله :
1) دوران ایران باستان تا زمان ورود اسلام به ایران ، با تأکید بر اینکه در این مقطع هویت ملی ایرانی و مؤلفه های آن دچار تحول زیاد شده است . برای مثال ، نهضت های مذهبی مانند مزدک در زمان خود موجب تحولات عمیق و افزوده شدن مؤلفه هایی بر هویت ملی شده که تأ ثیرات آن تاکنون نیز قابل مشاهده است.
2) دوران اسلامی تا تشکیل حکومت صفویه . دو قرن اول هجری ، تشکیل حکومت های محلی مثل سامانیان ، آل بویه ، تهاجم مغول و … مهم ترین فراز های این مقطع تاریخی به شمار می آیند 3) دوره ی صفویه و اقدامات مؤثر سلاطین صفوی برای انسجام سرزمینی و هویت در ایران تا دوره ی مشروطه ، در این مقطع نمی توان به تأثیر شکست های مکرر ایران از روسیه و نیز تعاملات ایران و غرب بی توجه بود .
4) انقلاب مشروطه و جریانات فکری و فرهنگی ملی گرا که تحت تأثیر ناسیونالیسم اروپایی مطرح شدند .
5) دوران پهلوی اول و پهلوی دوم و تلاش های متمرکز ، مؤثر و منسجم آن برای باز تعریف هویت ملی با تأ کید بر عناصر فرهنگی ایران باستان
6) انقلاب اسلامی و تحولات پر شتاب سه دهه گذشته به ویژه جهانی شدن ، جنگ تحمیلی ، توسعه ارتباطات و تحولات اقتصادی این مقطع .( ابراهیم حاجیانی ، 1388: 201)
غرض از طرح بحث فوق فقط اشاره ای مختصر به مقاطع مورد بررسی راجعه به هویت ملی است . مقطعی که در این پژوهش مورد توجه واقع خواهد شد ، تقریباً دو مقطع آخر می باشد و به عبارتی زمانی که در ایران زمزمه های انقلاب سر بر آورد . هویت ملی از عوامل اصلی پایداری نظام ها ی سیاسی و اجتماعی است لذا یکی از اهداف و حوزه های اصلی جامعه پذیری سیاسی در همه نظام های سیاسی را تقویت و باز تولید هویت ملی تشکیل می دهد . که این امر مستلزم شناخت و ارزیابی دقیق وضعیت هویت ملی در هر نظام اجتماعی است و برای سنجش لازم است ابعاد ، عناصر و مؤ لفه ها و شاخص های هویت ملی تعیین تا امکان بررسی بوجود آید .
مطالب و نظریات راجع به مؤلفه ها، شاخص ها ، عناصر و ابعاد و منابع هویت ملی بسیار متنوع و گسترده است . در ابتدا بطور اجمالی گذری خواهیم داشت به نظریات متفاوت در خصوص مؤلفه های هویت ملی . مؤلفه های هویت ساز از دیدگاه جامعه شناسان و انسان شناسان در سه عامل مکان ، زمان و فرهنگ خلاصه می شود . امام خمینی ( ره) هویت ملی را شامل هویت ایرانی ، هویت اسلامی ، هویت شرقی و انسانی می دانند.(امام خمینی ،1361 ،ج‌: 25 و 26) و شهید مرتضی مطهری نیز ابعادی چون تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و سیاسی ، دینی ، فرهنگی و زبان و ادبیات را برای هویت ملی در نظر دارند. ( مرتضی مطهری ، 1372: 89)
فرهنگ رجایی (1382) در کتاب ” مشکله هویت ایرانیان امروز ” نظریه یا ” الگوی رودخانه ” را برای هویت ایرانی (ملی ) مطرح کرده است تا بتواند خصیصه تناقض نمای هویت در ایران را بیان کند او در ابتدا ایران را به عنوان بعدی مطرح کرده که شامل سه عنصر میراث فرهنگی ، ساختار سیاسی و جایگاه نظام پادشاهی ، ساختار دینی و فرهنگی می باشد . بعد دوم دین است که شامل عناصر وحدانیت ، برابری ، عدالت و روابط متقابل ایرانیان با اسلام است.
بعد سوم نیز سنت است که شامل اعتدال و میانه روی ، فتوت و جوانمردی ، معماری ، نقاشی ، قالیبافی و اعیاد و… است و در نهایت بعد چهارم ” تجدد” است که به معنای آزادی خواهی و اهمیت اراده فرد و قانون می باشد . در مجموع ، وی پایه هویت ایرانی را بر چهار رکن استوار کرده است .( رجایی ،1382: 43)
ناصر فکوهی نیز در مقاله ها و تحقیقات متعدد خود همواره بر وجود ابعاد هویتی همچون هویت قومی ، هویت ملی و هویت جهانی تأ کید داشته است .( ناصر فکوهی،1381: 52) احمد اشرف با تفکیک هویت ایران و هویت ملی ایرانی در عصر جدید بر وجود هویت قومی در ایران و اهمیت این دو نوع هویت ( ملی و قومی ) تأکید کرده است . (حمید احمدی ، 1383: 166 )
حسین بشیریه نیز ضمن رد امکان هویت ناب معتقد است هویت چند پاره و چند گانه در ایران تحت تأثیر نظام های سیاسی ، تنوع های زبانی ، اجتماعی ، قومی ، دینی شکل گرفته اند . ولی بطور ضمنی بر وجود ابعاد ملی ، دینی ، محلی ، قومی ، نسلی در هویت ایرانی توجه کرده است . (حمید احمدی ، 1383: 131- 130 ) مرتضی ثاقب فر نیز تاریخ ایران باستان و اسطوره ها و فرهنگ ملی باستانی ایران ، فرهنگ اسلامی و غربی معاصر را عناصر بنیادی تشکیل دهنده هویت کنونی ایرانی دانسته است .(حمید احمدی ، 252:1383)
داریوش شایگان در تشریح و تبیین نظریه ” هویت چهل تیکه ” خود بر آن است که هویت ایرانی دارای سه بعد هویت ملی ، دینی و مدرن است .(داریوش شایگان ،1382) عبد الکریم سروش نیز ذهنیت کنونی ایرانیان را شامل عناصری از سه فرهنگ ایران باستان ، اسلام و غرب دانسته است.(عبدالکریم سروش ،1377)
مجموعه تفکرات عبدالحسین زرین کوب به عنوان یکی از معتبرترین دانشمندان و مورخان تاریخ ایران نشان می دهد وی در بازیابی هویت ایرانی (ملی ) از عناصر فرهنگی ، انسانی ( هویت انسانی )هویت ایران باستان ، ایران دوره اسلامی و دستاوردهای ناشی از فرهنگ و تمدن غرب بصورت تلفیقی بهره گرفته است.( عبدالحسین زرین کوب،1378 )محمود سریع القلم نیز به سه منبع مهم هویت ایرانی یعنی اسلام ، ایران ، لیبرالیسم غرب توجه داشته است .(علی اکبر علیخانی ،1380)علاوه بر ایشان سید علی محمودی جنبه های مهم هویت ایرانی را هویت دینی ، ایرانی ، آسیایی و جهانی دانسته. (همان) و البته وی مواردی را ذیل شاخصه های هویت ملی مطرح نموده اند از جمله آنها تاریخ ، سابقه فرهنگی ، نقش دین و قومیت ، ژئوپلوتیک یا جغرافیای سیاسی ، مقدورات و توانایی که در یک کشور موجود است ، نظام آموزشی و محتوای آموزشی . (داود میر محمدی ،1383)
تقی آزاد ارمکی نیز عناصر ایرانی ، اسلامی و غربی را برای هویت ملی در نظر دارد . ( ابراهیم حاجیانی، 1388) امیر نیک پی نیز به سه عنصر ایرانیت ، اسلامیت و غربی اشاره دارد. (همان) محمد رضا تاجیک نیز ، هویت انسان ایرانی در دوران جدید را همچون پاندولی در میان سه گفتمان اسلامیت ، ایرانیت ، غربیت در نوسان تلقی می کند .(محمد رضا تاجیک ،1376) علاوه بر ایشان داوری اردکانی و همچنین جهانبگلو نیز اذعان دارند که مؤلفه های هویت ملی در ایران در عصر حاضر از سه حوزه “ایران ” ، ” اسلام ” ، ” غرب ” متأثرند .(رضا داوری اردکانی ، 55:1379)
علاوه بر موارد گفته شده افرادی نیز هستند که بر یکی از عوامل فوق در بحث عناصر و منابع هویت ملی تأکید داشته و نقش محوری را بدان عنصر می دهد از جمله ی این افراد امام خمینی (ره) است که بر عنصر فرهنگ تاکید داشته اند و معتقد بودند که با انحراف فرهنگ هویت جامعه دچار آسیب خواهد شد .(یحیی فوزی ،1379) و زرین کوب و راعی و جهانگیر معینی علمدار نیز بر عنصر فرهنگ تأکید نموده اند .( سجاد راعی گلوجه ، سال 4 ،ش15 )
میر محمدی و احمدی نیز بر تاریخ تأکید داشته اند .(داریوش قنبری ،1384) شهید مطهری نیز نقش مذهب را برجسته دانسته و ذات و ماهیت ویژه ای برای هویت ایرانی قائل است و آن دین گرایی است .(ابراهیم حاجیانی، 1388) و نظریه پردازان دیگری چون هایدگر جغرافیا را عامل بنیادی هویت ملی میداند و معتقد است که هویت بواسطه ی پیوند هستی شناختی انسان به خاک و ریشه های بومی اش تعریف می شود و قطع شدن این ریشه ها سبب بی خانمانی و بحران هویت در او می شود .(لک ، 1384) فالک و کروز زبان را مهمترین مؤلفه ی هویت ملی دانسته اند .(همان)
از مؤلفه ها که بگذریم نمونه های از ابعاد هویت ملی را از دید دیگر اندیشمندان بررسی
می کنیم . از جمله ابراهیم حاجیانی ابعادی چون بعد اجتماعی ، جغرافیایی ، سیاسی ، دینی ، فرهنگی ، زبانی و ادبی و تاریخی را بیان داشته اند. (حاجیانی ،1379 ) زهیری نیز در کتاب انقلاب اسلامی و هویت ملی ابعادی چون اجتماعی ، تاریخی، جغرافیایی ، سیاسی ، دینی ، فرهنگی ، زبانی و ادبیات را برای هویت ملی لحاظ نموده اند .( زهیری ،1381) و رحیم ابوالحسنی بعد اجتماعی ، تاریخی ، جغرافیایی ، سیاسی و فرهنگی را به عنوان ابعاد هویت ملی معرفی نموده اند .
با توجه به نظریات مطروحه راجع به مؤلفه ها و منابع و ابعاد هویت ملی آنچه در این پژوهش با عنوان عناصر هویت ملی مورد بررسی واقع خواهد شد عبارت است از : هویت اسلامی ، هویت ایرانی ، هویت متجدد ، این هویت ها ابعادی را دارا می باشند که عبارت است از اجتماعی ، تاریخی

مطلب مرتبط :   حقوق، پدیدآورندگان، ضبط، هنری، ادبی
دسته بندی : علمی