فصل پنجم
گفتمان انقلاب اسلامی

مقدمه
حضرت امام خمینی(س) به عنوان احیا‌گر تمدن ایران اسلامی و بنیانگذار و معمار انقلاب اسلامی ایران و رهبری یک انقلاب فرهنگی، از جایگاه رفیع و بی‌بدیلی برخوردار است. آغاز نهضت اسلامی ایران در خرداد 1342 و نقش رهبری حکیمانه امام خمینی(ره) در این عرصه، گفتمان جدیدی در عرصه‌ی مطالعات سیاسی ـ مذهبی در سطوح فرو‌ملی و فرا‌ملی بنا نهاد که موضوع این نوشته را تحت عنوان »گفتمان انقلاب اسلامی «به خود اختصاص داده است. 
اگر فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سقوط نظام دو قطبی جهان را به عنوان بزرگ‌ترین واقعه‌ی سیاسی قرن بیستم بدانیم بدون تردید انقلاب اسلامی ایران به عنوان بزرگ‌ترین واقعه‌ی سده گذشته در منطقه خاورمیانه توانست به منزله‌ی یک انقلاب فرهنگی، نظریه‌های جدیدی در عرصه‌ی مطالعات امنیتی به ویژه امنیت فرهنگی مطرح سازد. این واقعه تنها یک حادثه‌ی خاص یا یک انقلاب زود‌گذر قلمداد نشده است بلکه شکل‌گیری انقلاب اسلامی ریشه در باورهای ملت ایران به عنوان نخستین جامعه‌ی شیعی مذهب دنیا محسوب می‌گردد، چه زیر‌ساخت‌های ذهنی و بنیان‌های این تفکر انقلابی در فرهنگ شیعه‌ی علوی قرار داشته است. (اخلاقی 1384: 62) 
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی با بهره‌گیری از پشتوانه‌ای فرهنگی و سترگ حرکت خود را آغاز کرد و در عصری که به نام انقلاب سفید و در قالب آموزه‌های تقلیدی رژیم پهلوی از غرب روند انحطاط فرهنگی در جغرافیای ایران را در پیش گرفته بود، گفتمان جدیدی در قالب گفتمان انقلاب اسلامی ایران به جامعه‌ی دینی ایران، ملت‌های آزاده و جهانیان ارائه نمود. 
نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی دو پدیده‌ی جدایی‌ناپذیرند و تحلیل انقلاب اسلامی ایران بدون شناخت شخصیت رهبر بزرگ آن و تحلیل شخصیت چند‌بعدی و کم‌نظیر این چهره‌ی استثنایی زمان ممکن نیست(عیسی‌نیا 1386: 22).
از این‌رو تحلیل گفتمان انقلاب اسلامی مستلزم شناخت صحیح از اندیشه‌ها، دیدگاه‌ها و گفتمان امام خمینی می باشد . در این نوشتار تا حد امکان سعی شد از سخنان گوهربار ایشان استفاده شود اگرچه مطمئناً حق مطلب ادا نشده است . امام خمینی به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از معدود مصلحان مذهبی، اجتماعی و سیاسی معاصر است که در قالب یک شخصیت جامع و بی‌بدیل، موفق به خروج از دایره‌ی تنگ نظریه‌پردازی گردیده و با رویکرد عمل‌گرایانه، و تأکید بر شرایط ذهنی و عینی جامعه و امتاسلامی، دیدگاه‌ها و اندیشه‌های خویش را عرضه و آن را طی دو دهه رهبری خردمندانه نظام جمهوری اسلامیایران اجرایی نمود.
1-گفتمان
در تعریف و چیستی گفتمان انقلاب اسلامی بدواً ‌باید معنا و مفهوم گفتمان معین شود.
واژه گفتمان53 از جمله مفاهیم مهمی است که در تفکر فلسفی،سیاسی،اجتماعی غرب خصوصاً در نیمه دوم قرن بیستم اهمیت بسزایی داشته است. این واژه ‏در زبان فارسی به صورتهای مختلفی ترجمه شده است که هر یک ممکن است به جای‏خویش صحیح و معتبر باشند. از جمله معادلهای فارسی این واژه عبارتند از: گفت و گو کردن، سخنرانی کردن، درس گفتن، استدلال کردن، بحث کردن، قدرت‏استدلال، بحث دوستانه، نطق، خطاب، گفتار و گفتمان (عباس آریانپور و منوچهر آریانپور، فرهنگ لغت: ۶۱۴)
همچنین می‏توان به “گفتار “، “سخن “، “وعظ و خطابه “، “درس و بحث ” و “مقال ” اشاره کرد. در دهه‌های اخیر، مقوله گفتمان در عرصه نظریه‌های ادبی، فلسفی، جامعه‌شناسی سیاست، روانکاوی و حتی روان‌شناسی اجتماعی و سایر حوزه‏ها و رشته‌های علوم اجتماعی مورد توجه اندیشمندان و نظریه‏پردازان قرار گرفته است. ریشه این مفهوم را می‏توان فعل یونانی “Discurrere ” که به معنای “سرگردان و آواره بودن، پیمودن، طی کردن، از مسیر خارج شدن، حرکت کردن در جهات مختلف و… است ” دانست. ( آقا بخشی وافشاری،125:1383)
گفتمان در ادبیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ما مفهوم نسبتاً جدیدی است که اسیر بدفهمی، تقلیل گرایی و کاربردهای نابجا شده و در بیان غیر فنی آن به کار رفته است. این مفهوم صرفاً در بیان “صحبت”، “مکالمه” یا “گفتگو” بکار برده می شود که بعضاً بطور تلویحی بیانگر نوعی هدف آموزشی و تعلیمی است(و “خطابه”، “موعظه”، “سمینار” و “رساله” را شامل می شود) (نوذری،1380 :10). از جمله دلایل این انحراف آن است که “گفتمان بنا به ماهیت ناپایدار خود همواره از متن می گریزد و ماهیتی متلون به خود می گیرد”(نجف زاده ،1382 :17). و “روایت کننده خود را در حریمی کدر آلود، مبهم و جدال انگیز رها می سازد “(پیشین: 16). بعلاوه در حوزه های متنوعی از زبانشناسی تا روانشناسی و مطالعات سیاسی و فرهنگی را در بر می گیرد.
و در تعریفی خلاصه ” گفتمان نظام معنایی بزرگتر از زبان است “(حسینی زاده،1382: 189) . گفتمان مشتمل بر عناصر زبانشناختی و غیر(فرا) زبانشناختی است. عناصر غیر زبانشناختی عبارتند از حرکات، پدیده ها، ساختارها و… معنادار. در تلقی گفتمانی از روابط اجتماعی هر چیزی واجد معنا و دارای قابلیت تفسیر شدن می باشد.
بر اساس تعریف دیگر، هر فعالیتی در قالب تعاملات فرهنگی که به تبادل معنا بینجامد ، در چارچوب گفتمان قابل بررسی است. به عبارت دیگر، وقتی ما با افرادی که‏ با ما هم‏نظرند صحبت می‏کنیم یا با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند ، جدل می‏کنیم این‏اعمال را از طریق زبان انجام می‏دهیم . ما حرف می‏زنیم ، می‏نویسیم ، بحث می‏کنیم ،ارتباط برقرار می‏کنیم ، حتی افرادی ایده‏های خود را در تصاویر، موسیقی ، حرکت دراشکال مادی مثل مجسمه‏سازی ، معماری و یا از طریق ابزار و آلات بروز می‏دهند . تمام‏این اشکال به عنوان «گفتمان» تلقی می‏شوند. از نظر کلی، گفتمان سیاسی، ریشه در فرهنگ سیاسی یک جامعه دارد و فرهنگ سیاسی‏نیز خود محصول تاریخ جمعی یک نظام سیاسی و فرهنگ و تاریخ زندگی افرادی است‏که آن نظام را می‏سازند. فرهنگ سیاسی بر این فرض مبتنی است که نگرش‏ها ، احساسات وادراکات حاکی و حاکم بر رفتار سیاسی در هر جامعه ، انبوهی از امور صرفاً تصادفی‏نیستند ، بلکه نمایانگر الگوهای سازگاری هستند که با هم تناسب دارند و متقابلاً یکدیگر را تقویت می‏کنند و به رغم امکان بسیار زیاد برای پراکندگی در جهت‏گیریهای سیاسی ، فرهنگ سیاسی محدود و متمایزی در هر جامعه وجود دارد که به فرایند سیاسی معنابخشیده و آن را شکل می‏دهد( محمدرضا تاجیک،۱۳۷۷: ۲۹۱ – ۲۹۲) . به‏طور کلی، گفتمان با نقش معنادار رفتارها، اندیشه‏ها و ایده‏های اجتماعی در زندگی‏سیاسی سر و کار دارد و به تحلیل شیوه‏هایی می‏پردازد که طی آن نظامهای معانی یا گفتمانها، فهم مردم از نقش خود در جامعه را شکل می‏دهند و بر فعالیتهای سیاسی آن تأثیرمی‏گذارند. مفهوم گفتمان شامل انواع رفتارهای اجتماعی،سیاسی، ساختارها، نهادها و سازمانهای اجتماعی است(دیوید مارش و جری استوکر، ۱۳۷۸: ۱۹۵ – ۱۹۶)
عده‌ای از محققان و مترجمان گفتمان(Iscourse) را به معنای بررسی سیستماتیک یک موضوع مشخص به کار برده‌اند و عده‌ای دیگر آن را به معنای کلام ، رأی و عقیده دانسته‌اند. فرهنگ علوم سیاسی سازمان اطلاعات و مدارک علمی کشور در بیانی کلی و مورد اجماع اکثر نظریه‌پردازان گفتمان را به تمامی آنچه گفته می‌شود و نوشته می‌شود اطلاق کرده ؛ اعم از مقولات ، موضوعات ، مطالب گفتاری و نوشتاری و هر آنچه موضوع گفت‌وگو، تبادل آرا و مذاکره است. گفتمان (Discourse) شکلی از کاربرد گفتگو است، اما به صورتی کلی تر. بدین معنا که در گفتمان تنها معنای ظاهری مطرح شده در گفتگو نقش ندارد بلکه شرایط زمانی ، مکانی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی را به صورت پنهان با خود در بردارد.
گفتمان از نظر فوکو عبارت است از تفاوت میان آنچه می‌توان در دوره‌ای معین (مطابق قوائد دستوری و منطقی) به صورت درست گفت و آنچه در واقع گفته می‌شود . ازویژگی‌های تفکر فوکو، یکی آن است که گفتمان‌ها را براساس کاربردشان می‌سنجد و دیگر آنکه آنها را در پیوندشان با قدرت تعریف می‌کند. وی گفتمان‌ها را، نه به خاطر معانی متصوّر در آنها، بلکه به منظور درک شرایطی مطالعه می‌کند که گفتمان‌ها بر حسبشان پدید می‌آیند و دگرگونی‌هایی که گفتمان‌ها سبب آنهاست.(علی‌آقابخشی و مینو افشاری، 1383: 125 )
در نظر فوکو، گفتمان ها درباره موضوعات صحبت نمی کنند و هویت موضوعات را تعیین نمی کنند بلکه سازنده موضوعات اند و در فرایند این سازندگی مداخله خود را پنهان می کنند. گفتمان روشن می سازد چه کسی در چه زمانی و با چه آمریتی صحبت میکند.
شاید بتوان گفت مفهوم گفتمان در مقایسه با مفهوم ایدئولوژی بیشتر درک می‌شود. ایدئولوژی در نظریۀ مارکسیستی به قلمرو ایده‌ها و بازنمایی‌های ذهنی در مقایسه با جهان مادی و فعالیت‌های عملی اشاره می‌کند . لاکلائو و موفه در مورد گفتمان قائل به تمایز میان قلمرو ایده‌ها و جهان مادی (موضوعات واقعی) و تمایز میان بازنمایی‌های ذهنی و فعالیت‌های عملی نیستند. (یوی مارش و جری استوکر، 76:1378).
در واقع از مفهوم‌سازی آنها در مورد گفتمان «ویژگی رابطۀ هویت» تأیید می‌شود. به عبارتی هویت‌های اجتماعی و سیاسی محصول گفتمان‌ها فرض می‌شوند و بدین وسیله در تقاطع بین مرزهای اندیشه و واقعیت، ایدئالیسم و رئالیسم معبری گشوده می‌شود. در تبیین نظریۀ آنها از گفتمان ، مفصل‌بندی و غیریت‌سازی مطرح می‌شود. مفصل‌بندی به عمل گردآوری اجزای مختلف گفتمان و ترکیب آنها در هویتی جدید اشاره می‌کند و غیریت‌سازی این است که گفتمان‌ها هویت خویش را از طریق ایجاد مرزهای سیاسی و ضدیت‌ها میان «دوستان» و «دشمنان» یا «ما» و «دیگران» بدست می‌آورند .(جری استوکر ،88:1384)
گفتمان‌ها خود با مواجهۀ نیروها، عملکرد قدرت و استیلا تولید می‌شوند و تغییر می‌یابند . اتخاذ موضع گفتمانی به معنای نفی معانی عینی و بیرونی و متعیّن برای امور وکردارهاست. در تحلیل گفتمانی، فرض آن است که واقعیات وجود دارند ولی گفتمان‌ها به آن معنا می‌بخشند. کهکشانی تاریک از واقعیت‌های عینی وجود دارد که به واسطۀ نور گفتمان‌ها قسمتی از آن روشن می‌شود.
گفتمان‌ها واسطۀ میان ذهن انسان و جهان واقعیت هستند و ما از گذر آنها به معانی قسمت‌هایی از جهان که به نور آنها روشن شده است واقف می‌شویم . پس فرض آن است که واقعیت‌هایی مثل انسان‌ها، جامعه، دولت و… وجود دارند ولی ذهن انسانی به واسطۀ گفتمان‌ها معنای آنها را روشن می‌کند؛ بنابراین در اینجا به عبارتی واقعیت‌سازی می‌شود و گفتمان‌ها

مطلب مرتبط :   ، جنایی، سیاست، در‌این، سیاستگذاری

دسته بندی : علمی