البته در اغلب مکاتبی که انقلاب را ثمره تلاش مردم می‌دانند و نقش عمده را در انقلاب به عهده مردم می‌گذارند ؛ تنها بر بخشی از مردم تأکید و تکیه دارند که از دیدگاه آنها نقش فعال و مؤثر در پیشبرد انقلاب را برعهده داشته ودر نتیجه این طرز تفکر ضرورتاً تمام مردم یک کشور را در انقلاب دخیل ندانسته و در عمل آنها را محرک و صاحب انقلاب نمی‌دانند و اما اینکه امام نیز مانند رهبران سایر انقلابهای جهان به تقسیم‌بندی مردم قائل بوده و یا همه مردم را صاحب انقلاب می‌داند و یا اگر به تقسیم بندی قائل است معیار این تقسیم بندی چگونه می‌باشد سئوالی است که با غور در آثار امام و برخوردهای ایشان با اقشار مختلف جامعه معین می‌گردد.
مهمترین تقسیم‌بندی که در آثار امام مشاهده می‌گردد تقسیم‌بندی ارزشی است بدین معنا که امام جامعه را به دو دسته مستضعف و مستکبر تقسیم می‌کند. 
مستکبرین در دیدگاه امام کسانی هستند که به نحوی خواهان ایجاد سلطه مادی، اقتصادی، فرهنگی و یا سیاسی بوده و به بهره‌کشی از اقشار محروم جامعه می‌پردازند و این تنها دسته‌ای می‌باشد که امام آنها را از مردم مستثنی می‌کند و در قطب مخالف و دشمن قرار می‌دهد. در دیدگاه امام«سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است و تا این سلطه طلبان بی‌فرهنگ در زمین هستند مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی به آنها عنایت فرموده نمی‌رسند.»(انصاری ، 1377: 187) 
« آن روز مبارک است برما که سلطه جهانخواران بر ملت مظلوم ما و بر سایر ملتهای مستضعف شکسته شود و تمام سرنوشت خودشان را بدست خودشان بگیرند.» (همان)
«به همین خاطر همیشه می‌دانند که مسئولین کشور، مستضعفین را فراموش نکنند. خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور با پشت کردن به دفاع از محرومین در رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیاء و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین علیهم‌السلام سازگار نیست دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است تا ابد هم باید منزه باشد و این از افتخارات و برکات کشور و انقلاب و روحانیت است که به حمایت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده است».(صحیفه امام، جلد ۲۰: ۲۴)
متقابلاً مستضعفین از دیدگاه امام کسانی هستند که مورد ظلم و استثمار ـ اعم از فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی ـ‌واقع شده‌اند و از آنجا که اسلام دین عدالت و حامی مستضعفین است با آن همنوا هستند و ارزشهای آنرا درک کرده و بدان معتقدند.
امام پیروزی انقلاب را بطور عمده مدیون فداکاری و از خودگذشتگی این قشر عظیم از جامعه می‌داند و معتقد است که با آگاهی دادن و آموزش این دسته از مردم می‌توان نیروی عظیمی را که بصورت بالقوه در ایشان موجود است به صورت بالفعل درآورد. لذا همواره به نقش مستضعفین در انقلاب اشاره می‌‌‌کند جملاتی از قبیل که می‌فرماید: 
« ما مجددا می‌گوئیم یک موی سر این کوخ‌نشینان و شهید دادگان به همه کاخ و کاخ‌نشینان جهان شرف و برتری دارد» .(همان)
و یا «تمام ادیان آسمانی از بین توده‌ها برخاسته‌اند و با کمک مستضعفین بر مستکبرین حمله برده است. مستضعفین بر تمام ادیان حق دارند مستضعفین به اسلام حق دارند نهضت ما هم با مستضعفین پیش رفت».( صحیفه امام، جلد ۷: ۳۲)
بی گمان حضور همه جانبه مردم در تمامی صحنه های انقلاب اسلامی در پاسداری از انقلاب اسلامی ایران و در دستاوردهای آن نقش اساسی و مهمی داشته و دارد. چنانچه این حمایت های مستمر در حوادث پس از انقلاب در پیش از دو دهه اخیر صورت نمی گرفت دچار تزلزل و ناپایداری می گردید. در میان شاخصه هایی که نشانگر این حضور همه جانبه مردم در لحظه لحظه گذر انقلاب از هنگام پیروزی تا به الان و همچنین نقش مردم در پاسداری و تداوم انقلاب است ؛ می توان مواردی را نام برد: الف- شرکت در انتخابات گوناگون ب- مشارکت همه جانبه در صحنه های عمومی ج- مبارزه با بحران های داخلی و مبارزه با ضد انقلاب د- مبارزه با تهدیدهای خارجی اعم از تجاوزات و تحریم ها .( ملیحه مودى،1380: 10)
از میان موارد بالا انتخابات را که نمادی از حضور مردم است را انتخاب می کنیم . آنچه در این جا تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی را بر بعد اجتماعی هویت ملی ثابت می کند ؛ آماری است که بعد از انقلاب از مشارکت مردمی در دست میباشد. برای جلوگیری از طولانی شدن بحث به خلاصه ای از آمار اکتفا می کنیم .در کل در 27 انتخابات برگزار شده در نظام جمهوری اسلامی ایران تا به حال حداقل 555 میلیون و 357 هزار و 250 نفر مشارکت کرده‌اند که این رقم منهای شرکت کنندگان در انتخابات‌های میان‌دوره‌ای مجلس و سایر انتخابات کشور می‌باشد.
همچنین این آمار نشان می‌دهد که رابطه مستقیمی بین افزایش تهدیدهای خارجی علیه نظام و نیز مشارکت گروه‌های سیاسی متنوع در انتخابات با افزایش مشارکت مردم در انتخابات وجود دارد.
با این وجود، در جمهوری اسلامی ‌ایران عمدتا انتخابات وسیع با مشارکت مردمی برگزار می‌شود. شایان ذکر است که اولین انتخابات جمهوری اسلامی ‌تنها 45 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در 12 فروردین 1358، برگزار گردید که این موضوع در جهان بی‌سابقه است و کوتاه‌ترین زمان برگزاری انتخابات در یک کشور پس از به ثمر رسیدن انقلاب در آن کشور محسوب می‌شود. نکته قابل توجه و برجسته دیگر این است که در این انتخابات بیش از 98 درصد از واجدین شرایط در رأی‌گیری شرکت کردند.(سایت عصر ایران)
2-2- بعد جغرافیایی و تاریخی
انقلاب اسلامی تأثیرات شگرفی در بعد جغرافیایی هویت ملی نیز برجای گذاشته است از جمله : افزلیش دلبستگی و تعلق به سرزمین ایران ، آمادگی برای دفاع از سرزمین در زمان بروز خطر ، علاقه مندی به یکپارچگی سرزمین ، ایجاد علقه بیشتر نسبت به سرزمین مشخص به عنوان کشور ، کاهش تمایل به مهاجرت (مرجح دانستن زندگی در کشور خود نسبت به زندگی در سایر کشورها) ، و … . انقلاب اسلامی در بعد تاریخی هویت ملی نیز تأثیراتی بر جای گذاشته است : افزایش آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آنها ، تعریف و تبیین دوره تاریخی ملت ایران ، اهتمام تاریخی ، احساس تعلق به دوره های تاریخی و زنده کردن قهرمانان تاریخی و… . که می توان این تأثیر را در شعر و ادب و متون تاریخی بخوبی شاهد بود .
1-2-2- دلبستگی و تعلق به سرزمین ایران
در این بعد نیز تأثیر انقلاب اسلامی بر دلبستگی و تعلق به سرزمین ایران و همچنین دفاع از سرزمین را در جریان جنگ تحمیلی به خوبی مشاهده میکنیم. چطور می شود پیش از انقلاب اسلامی و در طول تاریخ ایران مثلاً در زمان سلسله قاجاریه و حتی پیش از آن قسمت هایی از خاک ایران در قبال مبالغ ناچیز و یا بصورت امتیازهای سرشار از ضرر به بیگانگان داده می شود ؟ اما با وقوع انقلاب اسلامی گفتمانی شکل می گیرد که تأثیر شگرفی بر هویت ایرانیان میگذارد . گفتمانی که در آن سخن از دفاع از میهن ، سخن از فرهنگ ایثار و شهادت ، سخن از ایستادگی و مقاومت و… به میان می آید .و هویتی شکل می گیرد که آیینه تمام نمای این فرهنگ می شود . دیگر نه تنها سخن از تاراج خاک نیست بلکه در این برهه از تاریخ خون به ازای خاک داده میشود . دفاع از میهن آنچنان مقدس جلوه می کند که همگان حاضرند از هر آنچه دارند از جان و مال و… بگذرند ؛ اما آسیبی به میهنشان وارد نشود.
یکی از شخصیتهای گرانقدر و با عظمت جهان معاصر که تمام ابعاد وجودیش اندیشه تا عمل مبارزه و پیکار بود و با بینش انقلابی و حرکتی عظیم خود و مبارزه والایش،تحولی بس عظیم و شگرف در جهان معاصر بوجود آوردو هویت های مبارزی را تربیت نمود ؛امام خمینی(ره) است.او با تحت تأثیر قرار دادن شور و ایمان انسانها،امتّی را از خواب غفلت بیدار ساخته، به مبارزه‏ای دائمی و مستمر فراخواند. مبارزه‏ای که قبل از همه سرتاسر وجود خودش را فراگرفته بود و شامل‏ تمام ابعاد زندگی‏اش می‏شد. مبارزی که نشریه تایمز لندن در مورد او نگاشت: خمینی مردی بود که توده‏ها را با کلام خود مسحور می‏کرد. وی به زبان مردم‏ عادی سخن می‏گفت و به طرفداران فقیر و محروم اعتماد به نفس می‏بخشید.این‏ احساس،آنها را قادر ساخت تا هرکسی را که سر راهشان بایستد،با مشت از بین‏ ببرند. وی به مردم نشان داد که حتی می‏توان در برابر قدرتهایی مثل آمریکا ایستاد و نهراسید.( روزنامه همشهری،13 خرداد 1372) امام خمینی مبارزه را امری ضروری و قطعی و بدیهی می‏داند،زیرا در دنیا،حق و باطل کفر و شرک و توحید،ظلم و عدل وجود دارد و مادامی که در برابر حق،باطل و در برابر توحید،کفر و شرک و در برابر عدل،ظلم وجود دارد،مبارزه امری بدیهی و اجتناب‏ناپذیر است:« تا شرک و کفر هست،مبارزه هست،تا مبارزه هست، ما هستیم…» (خراسانی رضوی‏، 1357: 134)
امام می‏فرمایند: « جنگ ما،جنگ حق و باطل بود و تمام‏شدنی نیست.جنگ ما،جنگ فقر و غنا بود،جنگ ما،جنگ ایمان و رذالت بود،و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد». (صحیفه ، جلد 21 :94 )
بنابراین از دیدگاه حضرت امام،مبارزه و قیام ضروری حیات زندگانی فردی و اجتماعی و تمام ابعاد وجودی فرد و جامعه را دربرمی‏گیرد و لحظه‏ای غفلت و دست کشیدن از مبارزه به معنای نابودی و فنا شدن انسان و جامعهء انسانی است.اگر این‏ حرکت و صیرورت-مبارزه و قیام-آنی تبدیل به توقف و ایست گردد،آنگاه زندگانی‏ انسان از حرکت ایستاده است و مرگ انسان فرا رسیده است هرچند در ظاهر امر زنده‏ باشد،اما مردهء متحرّکی بیش نیست و امام خود از این نظر الگو و اسوه‏ای نیکو و سزاوار اطاعت و پیروی است .از دید حضرت امام نیز مبارزه و قیام یک تکلیف،و مسئولیت است.تکلیف و مسئولیت امانت الهی است بر دوش تک‏تک افراد جامعه و مهم ادا و تحقق این وظیفه،تکلیف و مسئولیت است.تکلیف باید تحقق یابد؛به هربهایی حتی کشته شدن و شکست خوردن؛و آنچه اهمیت دارد نتیجهء ادای تکلیف نیست بلکه خود نفس تکلیف و مسئولیت است تکالیف الهیه امانات حق هستند.
یکی از این تکالیف و مسئولیتها، مبارزه و قیام برای تشکیل حکومت اسلامی و تحقق عدل الهی درجامعه و رهایی جامعه از استبداد داخلی و استعمار خارجی‏ استما موظفیم برای تشکیل حکومت اسلامی جدیّت کنیم…برانداختن طاغوت‏ یعنی قدرتهای سیاسی ناروایی که در سراسر وطن اسلامی برقرار است وظیفهء ما است… (امام: 179- 151)
و اما امام از وظیفه خطیر جوانان در این زمینه سخن می گوید: «شما جوانان تحصیل‌کرده در هر جا هستید، وظایف خطیری دارید.

مطلب مرتبط :  
دسته بندی : علمی