تفسیر تربیتی به منظور تأثیر بیشتر بر مخاطبان و استخراج آموزههای بیشتر تربیتی، از ابزارهایی بهره می‌جوید. این ابزارها هم بعد تربیتی و هم بعد تفسیری را تأمین میکنند. برخی از عناصری که تحت‌عنوان «ابزار» از آن یاد شده است، میتوانند «منبع تفسیر» نیز قرار گیرند؛ برای‌مثال، گاه یک شاهد تاریخی مانند اسباب النزول مایه فهم قرآن میگردد و گاه یک شاهد تاریخی مفهوم آیه را تأکید میکند و مایه عبرتگیری میگردد که در اینصورت با رویکرد تربیتی تناسب مییابد. همچنین، عقل گاه منبع تفسیر میگردد و احکام قطعی آن، فهم درستی از آیه میبخشد و گاه ابزار تطبیق آیه با شرایط موجود و استنباط و استخراج آموزه‌های تربیتی قرآن میگردد. بنابراین، ابزارهایی مانند شعر، تمثیل و داستان، عمدتاً تأکید کننده بعد تربیتیاند و برخی دیگر از این ابزارها؛ مانند تجربیات، و نیز تبیینات عقلی، عمدتاً بعد تفسیری را تمهید می‌کنند؛ ولی در هر حال تفکیک و تمایز روشنی بین نقش تربیتی و تفسیری این ابزارها دیده نمیشود؛ از اینرو از یکدیگر تفکیک نشدهاند. برای مثال تمثیلات؛ هم جلوهگری تربیتی فوق العادهای دارند و هم مفهوم آیات را به خوبی روشن میکنند. تأکید می‌شود حضور این عناصر به عنوان ابزارهای تفسیر تربیتی به معنای عدم حضور آن در دیگر گونههای تفسیر نیست؛ بلکه به معنای ضرورت حضور همه این عناصر در تفسیر تربیتی به جهت کارکردهای فوق العاده تربیتی آن است.
تأکید میشود هرچند این ابزارها، ویژه تفسیر تربیتی نیست و در گونههای دیگر تفسیری نیز کم و بیش دیده میشود ولی حضور همه آنها در تفسیر تربیتی، به دلیل نقش و کارکرد ویژه آن ضروری است. در ادامه به تحلیل مهمترین ابزارهای تفسیر تربیتی میپردازیم.
1. شعر
شعر و شاعری با بنیآدم زاده شده است. به نقل روایات، نخستین شعر را حضرت آدم 7 سرود.660 در همه زبانها و فرهنگ ها کم و بیش شعر و شاعری وجود داشته است. در سیره پیامبر و اهل بیت 7 نیز تأکید و توجّه به شعر دیده میشود. حدیث نبوی9 « إنّ مِنَ الشّعرِ لَحِکمَه و إنّ مِنَ البیانِ لَسِحرا؛ برخی شعرها، حکمیمانه و برخی بیان ها، افسون گرند»661 شاهدی صادق بر این مدّعاست. همچنین وقتی که «عبدالرحمان بن کعب» دیدگاه آن حضرت9 را درباره شعر جویا شد، فرمودند: «همانا مؤمن با شمشیر و زبان خود جهاد می‌کند؛ سوگند به آنکه جانم در دست اوست، گویا آنان (شاعران با شعرهایشان) تیرهایی به دشمن میزنند»662
برخی برای تخطئه توسّل به سخن شعرگونه و کلام ادبی خیالانگیز، به آیه «وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُون»663؛ شاعران را گمراهان پیروی می‌کنند» استناد میکنند؛ امّا ادامه آیه، هم دلیل این نکوهش را بیان میدارد و هم با استثنای مؤمنان صالحی که حکیمانه از این شیوه بهره میگیرند به این شبهه و پندار پاسخ میدهد و شعرهای پوچ و لغو و هجوگونه که از سوی شاعرانِ پرگویِ بیعمل صادر میگردد را دلیل آن میشمارد:
«وَ الشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُنَ، أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فىِ کِلّ وَادٍ یَهِیمُونَ، وَ أَنهمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ، إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ ذَکَرُواْ اللَّهَ کَثِیرًا وَ انتَصَرُواْ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُواْ أَىَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُون؛ و شاعران را گمراهان پیروى مى‏کنند. آیا ندیده‏اى که آنان در هر وادیى سرگردانند؟ و آنانند که چیزهایى مى‏گویند که انجام نمى‏دهند. مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‏اند یارى خواسته‏اند. و کسانى که ستم کرده‏اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت»664
هرچند قرآن کریم به دلیل ساختار بیانی بدیع و بی سابقه از قالب شعر بهره نگرفته است؛ امّا از عناصر موجود در شعر؛ مانند کلام موزون و آهنگین و جناس و دیگر آرایههای ادبی به طور گستردهای استفاده کرده است. از آن جا که شعر جاهلی غالباً بر محور خیالانگیزی صِرف و به دور از واقعنگری و بر بنیاد موضوعات مادّی و شهوانی؛ نظیر عشق و مدح و هجو و جنگ و طبیعت و حیوان سروده میشد و کمتر به موضوعات اخلاقی و اعتقادی میپرداخت،665 نزول قرآن در این قالب اوّلاً؛ بدیع بودن آن را خدشهدار می‌ساخت، ثانیاً؛ آن‌را همردیف اشعار سبک و سطحی جاهلی ترویج مینمود؛ امّا پیامبر9 و امامان معصوم7 و بزرگان دین با درک اهمیّت و تأثیر شگرف این عنصر ادبی در تعلیم و تبلیغ و وعظ و ارشاد، به طور گستردهای بهره میجستند. علامه «آقا بزرگ تهرانی» در «الذریعه» 150صفحه شعر به امامان معصوم7 نسبت داده است.666
تأثیر کلام فصیح در مخاطب، همان قوه مرموزی است که از آن به «سحر بیان» و گاهی «کیمیای سخن» تعبیر میکنند. به یقین خواندن مکاشفه‌ای عرفانی در قالب بیانی فلسفی از امثال صدر المتالهین، تأثیر کمتری بر مخاطب می‌گذارد تا ترنّم ابیاتی از لطایف عرفانی لسان الغیب حافظ شیرازی که در آن ظرایف کشف و شهود به سلک فصاحت کشیده شده، به دُرّ دری سفته گشته و به انواع صناعات ادبی آراسته گردیده است. تأثیری که یک اندرز اخلاقی سعدی بر جان می‌نشاند از نصایح «معراج السعاده» و مواعظ «جامع السعادات» به یقین بیشتر است. آن کس که پندهای اخلاقی «منفلوطی» را در «العبرات»، که شاهکار فصاحت است، خوانده باشد تأثیر و لذّتی معنوی که وجودش را فرا میگیرد قابل مقایسه با مواعظ و اندرزهای دیگر واعظان و مربّیان که کلام خویش را با چنین آرایههایی نمیآرایند نیست.
به روایت تاریخ، هنگامی که «متوکّل عباسی» در شبی که غرق عیش و نوش بر سفره شراب نشسته بود، امام هادی 7 را به منظور تحقیر و تمسخر احضار کرد و برخوردهای ناشایستی با ایشان کرد و از ایشان خواست اشعاری را بخواند. امام هادی7 اشعار معروفی را سرودند که خلیفه عباسی و همراهان او را به گریه انداخت.667
آری شعر حکیمانه چنین تأثیر و نفوذی را بر روح و جان میگذارد. در حقیقت، قالب شعر، زبان مشترکی است که با همه سلایق و مخاطبان سازگاری و ارتباط برقرار می‌کند. سخن را جذّاب میسازد و زمینه جلب توجّه به سخن را فراهم میآورد. از آنجا که بخش مهمی از تربیت بر محور عواطف، هیجانات و احساسات مبتنی است، شعر و آرایه‌های ادبی، با نشانه‌گیری این محور مهم، سبب تحریک عاطفه و احساس مخاطب می‌گردد و موجب افزایش درجه اثر‌پذیریی در او میشود؛ از همینرو در گذشته شاهد تدوین برخی متون آموزشی در قالب ادبی شعر هستیم که «الفیه ابن مالک» نمونه برجسته آن است که با زبان شعر به بیان قواعد ادبیات عرف میپرداخت و طلاب علوم دینی به حفظ آن میپرداختند.
عنصر «خیال انگیزی» موجود در برخی اشعار میتواند تأثیری افزونتر بر احساس مخاطب بگذارد؛ از اینرو علّامه مظفّر تأکید میکند که «تخیّل از مهمترین عوامل مؤثّر بر نفوس است»668.
به عنوان نمونهای از تأثیر شعر و عنصر خیال در تربیت، «نظامی عروضی» در «چهار مقاله» مینویسد: «احمد بن عبدالله خجستانی را پرسیدند تو مردی خربنده669 بودی، به امارت خراسان چون رسیدی؟ گفت: روزی دیوان حنظله بادغیسی میخواندم، به این دو بیت رسیدم:
مهتری به کام شیر در است شو خطر کن زکام شیر بجوی
یا بزرگی و عز و نعمت و جاه یا چو مردانت مرگ رویاروی
داعیهای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم راضی نتوانستم بود….»670
مفسّران قرآن از دیرباز از شعر در تفاسیر خود بهره میجستند. این بهرهگیری در دو بُعد آموزشی و پرورشی بوده است. در بُعد آموزشی، استناد به اشعار عرب عمدتاً به منظور معنا شناسی واژه ها و یا ساختارهای بلاغی و ادبی قرآن بوده است.671 همچنین تفسیر672 و ترجمه673 منظوم قرآن کریم، معناشناسی واژهها در قالب منظوم674، روایت قصههای قرآن به زبان نظم675 از جمله کاربردهای شعر با رویکرد غالب آموزشی است.
کاربرد دیگر شعر، از منظر تربیتی و تأثیر بر جان‌ها و نفوس به منظور ایجاد زمینه عملگرایی و اصلاح و تغییر رفتار نیز از دیرباز در تفاسیر رایج بوده است. بهرهگیری از اشعار اخلاقی، تربیتی، عرفانی، کم و بیش در بسیاری از تفاسیر به ویژه تفاسیر قرون اخیر دیده میشود. از میان تفاسیر گذشته، کاربرد شعر انسانساز و تحولآفرین در دو تفسیر عرفانی «کشف ‌الاسرار و عدّه الابرار میبدی» و «روح البیان برسوی» بسیار برجسته است. در دیگر تفاسیر نیز کم و بیش حضور این عنصر دیده میشود. در سده اخیر تفاسیر زیادی به اهمیّت و ضرورت آن پی برده و از ظرفیت آن بهره بردهاند؛ هر چند سطح و کیفیت بهرهمندی آنها متفاوت است.676

مطلب مرتبط :  

کیفیت حضور شعر در تفسیر
پرسشی که در این جا مطرح می‌شود این است که شعر در فرایند تفسیر چه نقشی دارد و چه خلأی را پر میکند. آیا صرفاً نقش تأکیدی و جذّابسازی نسبت به محتوای آیه دارد یا میتوان برای آن مأموریت دیگری را نیز تصوّر کرد؟
حقیقت آن است که در کاربرد آموزشی، شعر میتواند دو نقش استنادی و تأکیدی برای یک کلمه، عبارت یا پیام قرآنی داشته باشد؛ چه آنکه قرآن به زبان عربی نازل شده است و فهم برخی لغات و ساختارهای آن به کمک منابع اصیل که اشعار عرب نیز یکی از آن هاست صورت میگیرد؛ بنابراین در نقش استنادی، شعر عربی منبع فهم آیه قرار میگیرد. شعر در نقش تأکیدی نیز یافته تفسیری که از منابع دیگر به دست آمده است را مورد تأکید قرار میدهد و به نوعی نقش اعتماد ساز را در صحّت تحلیل تفسیری بر عهده دارد.
حضور شعر در ساحت تربیتی و پرورشی عمدتاً جنبه تأکیدی دارد و کارکردهای جذاب سازی، شور افکنی و شوق آفرینی، توجّهدهی و تحرکبخشی به محتوای آیه دارد.
اینک به ذکر چند نمونه از حضور شعر در تفسیر با کارکرد آموزشی و تربیتی میپردازیم:
تفسیر نمونه ذیل آیه 54 اعراف و در بحث از مفهوم آفرینش جهان در شش روز و مسأله تعارض یا عدم تعارض آن با علم، این شبهه را مطرح میکند که پیدایش مجموعه جهان در شش روز، یعنى کمتر از یک هفته بر خلاف علم است که می‌گوید: وضعیت کنونی زمین و آسمان طی ملیاردها سال شکل گرفته است. آنگاه با این استدلال به پاسخ آن میپردازد که «یوم» در بسیاری از موارد به معنی «یک دوران» به کار میرود خواه این دوران یک سال یا صد سال یا بیشتر باشد. سپس شواهدی از قرآن، روایات، کتب لغت، گفت‌و‌گوهای روزمره و اشعار شاعران ذکر میکند و در پایان مینویسد:
«در گفتگوهاى روزمره و اشعار شعرا در زبانهاى مختلف کلمه «یوم» و معادل آن نیز به معنى دوران زیاد دیده مى‏شود، مثلا مى‏گوئیم کره زمین یک روز گداخته و سوزان بود و روز دیگر سرد شد و آثار حیات در آن آشکار گردید، در حالى که دوران گداختگى زمین به میلیاردها سال بالغ مى‏شود. یا اینکه

مطلب مرتبط :   کودک، نوجوان، طنز، کمدی، فانتزی

دسته بندی : علمی