گذشت، شفقت و توبه در قوانین اسلامی
در حقوق کیفری اسلامی، گذشت و مهرورزی به شدت مورد تاکید واقع شده و بر آن سفارش و تاکید رفته است. هرچند که نه قربانی و نه دولت نمیتوانند مرتکبین جرایم «حد» را که ابتدائاً جرایمی علیه خدا و اجتماع و نه افراد تلقی میگردند، ببخشند، اما واضح است که خداوند میتواند بزهکاران را ببخشد. نه تنها خداوند بزهکاران توبهکننده را در جرایم «حد» میبخشد، بلکه به افراد و اجتماعات آسیب دیده نیز سفارش شده که شخص بزهکار را بخشیده و در مورد جزای قصاص از خود گذشت و شفقت نشان دهند (همان:14).
قرآن کریم در تعدیات و تعرضات علیه تمامیت جسمانی اشخاص بعد از بیان حکم قصاص، قضیه آشتی، صلح و گذشت از قصاص را از سوی صاحب حق مطرح کرده است. در آیه 178 سوره بقره خداوند تعالی میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما مقرر شده است، …و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد بدون دیه یا به گرفتن دیه کاری است نیکو پس دیه را قاتل در کمال رضا و خشنودی ادا کند در حکم تخفف و آسانی امر قصاص و رحمت خداوندی است». در آیه 45 سوره مائده نیز پس از بیان حکم قصاص نفس و جراحات خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «… اگر کسی آن را ببخشد (از قصاص چشمپوشی کند) کفاره گناهان او محسوب میشود». باز در همین خصوص در آیه 40 سوره شورا آمده است: «کیفر و جزای بدی، (منظور ظلم و ستم و تعدی بر کسی است) مجازاتی همانند آن است و هر کس ببخشد و آشتی ورزد پاداش و مزد او با خداوند تبارک و تعالی است».
یکی از اهداف مجازات در قانون اسلامی همانند کیفرشناسی غربی، بازپروری و توانبخشی بزهکار است. مجازات باید به «بهبود» بزهکار کمک کند و او را مجدداً به عضوی مفید و مولد در جامعه تبدیل کند. توانبخشی یکی از اهداف عدالت ترمیمی نیز هست. لذا، در قوانین اسلامی، پروژه توانبخشی نه تنها با توانایی بزهکار برای تبدیل شدن به عضو سالمی از جامعه در رابطه است بلکه با توانایی بزهکار جهت ترمیم رابطهاش با خدا نیز ارتباط دارد. این مسأله خود را از طریق توبه و پرداخت کفاره نشان میدهد. (همان:14). پس در قوانین کیفری در اسلام، فرد بزهکار هم مورد توجه است و او هم باید به حالت عادی قبل از ارتکاب بزه بازگردد و از طرد شدن و ارتکاب مجدد بزه توسط او پیشگیری شود. البته ترمیم و جبران خسارتها اعم است و شامل خسارتهای مادی و خسارتهای معنوی، روانی و عاطفی میشود. چنانکه در قرآن کریم در مورد سرقت (آیه 39 سوره ماعده) که جنبه خسارتهای مادی دارد و هم در مورد قذف (آیه 5 سوره نور) که جنبه خسارتهای معنوی و روانی و عاطفی دارد، برای ساقط شدن مجازات حد و آثار دیگر، توبه به تنهایی ذکر نشده و در کنار آن اصلاح و جبران نیز مطرح شده است. به این ترتیب، در جبران خسارتها فقط جبران خسارتهای مادی مد نظر نیست و خسارتهای معنوی، روانی و عاطفی نیز مدنظر است (نجفی ابرندآبادی،212:1387)
اهمیت توبه و کفاره در دادرسی کیفری اسلامی مانند عدالت ترمیمی است. عدالت ترمیمی نیز ارزش بالایی به توبه بزهکار قایل است. گرچه اصطلاح توبه در گفتمان عدالت ترمیمی با سبک و سیاق مذهبی بکار نمیرود. توبه شکلی از مسئولیتپذیری در برابر رفتارهای خود پس از وارد ساختن آسیب و لطمه است. بیشتر فعالیتهای عدالت ترمیمی توبه را به مثابه شیوه بازپروری و توانبخشی بزهکار و روش التیام جراحات و آسیبهای وارده بر قربانی مورد تشویق قرار میدهند. در عدالت ترمیمی، توبه شکل «پاسخگویی شخصی» به خود میگیرد که مستلزم این است که بزهکار تأثیر آسیب وارده را درک کند و از رفتارهای خود پشیمان شود.

مطلب مرتبط :   زیست‌محیطی، NGO، نمایندگان، اطلاع‌رسانی، تعهدات

مسیرهای جرح و تعدیل نظریه شرمساری
برخی از تحقیقات پیشین (بوچکوار،2005،2008؛ربلون،2010) تلاش کردهاند با استفاده از پارهای نظریات موجود، بستر مساعد برای وقوع موثرتر شرمساری بازپذیرکننده را کشف نمایند و از این طریق خطوط و مسیرهای نظریه اصلی بریث ویت را جرح و تعدیل و اصلاح و تکمیل نمایند. تلاش بر این بوده که زمینهها و شرایطی در تحلیل لحاظ شود که بر رابطه اصلی مد نظر بریث ویت میتواند تأثیر مشروطکنندهای داشته باشد. یکی دیگر از دلایل عمده رجوع به سایر نظریات و وارد کردن اثرات مشروط در تحلیل، حصول نتایج مغشوش و ناهمساز در تحقیقات تجربی نظریه بریث ویت و تلاش برای تحلیل و تفسیر و احیاناً حل و فصل این نوع نتایج و یافتهها و توجیه آنها بوده است. در تحقیق حاضر نیز با توجه به نقایص موجود در تحقیقات گذشته و نیز تلاش برای بسط و توسعه استدلالهای نظری و تجربی نظریه بریث ویت، پارهای از منابع بالقوه مشروطکننده در شرمساری موثر و کارا، لحاظ میشود. تبیینهای جامعهشناسانه جرم تحت سیطره سه نوع سنت محوری (کالن،198:2011) قرار دارند: نظریه یادگیری/معاشرت افتراقی؛ نظریه آنومی/فشار؛ و نظریه کنترل. از آنجا که متغیر به هم پیوستگی (مفهومی نزدیک به کنترل اجتماعی در نظریه هیرشی) به عنوان متغیر مستقل و همالان بزهکار (مأخوذ از نظریه یادگیری/معاشرت افتراقی)، به مثابه متغیر واسط یا میانگر لحاظ شده، متغیر فشار در مطالعه حاضر به مثابه متغیر مشروط کننده انتخاب شده است.

فشار به مثابه عامل مشروطکننده372
در آنچه نظریه سنتی فشار نام گرفته، افراد جوانسال به دلیل عدمتوفیق در دستیابی به اهداف مطلوب و مثبت نظیر منزلت طبقه متوسط یا موفقیت اقتصادی، برای انجام بزهکاری وسوسه و تحریک میشوند. عموم محققان برای عملیاتی کردن این نوع فشار، آن را در اشکال آرمانهای مرسوم، انتظارات مرسوم و یا به عنوان شکاف میان این دو اندازهگیری کردهاند. با اینکه پارهای از مطالعات، اثبات کردهاند که آرمانها/انتظارات مرسوم، با بزهکاری رابطه مثبتی دارد، اما در کل حمایت از نظریه فشار چندان قوی نبوده است. اگنو373 در واکنش به فقدان حمایت تجربی برای نظریه فشار، نسخه جامعتری را طرح و بسط داده است. به گفته وی، هر چند فشار علت ضروری بزهکاری است، اما کافی نیست. یک متغیر مهم میانگر در نظریه فشار عمومی، حالت روانشناختی «عاطفه منفی» است، که مشتمل بر نومیدی، سرخوردگی و مهمتر از همه، خشم است. بزهکاری به مثابه راهحلی به حالت عاطفی نامطبوع و ناخوشایند خشم، میتواند «ابزاری374» (برای مثال کسی که میکوشد آنچه را که از دست داده، بازگرداند و یا آنچه را که از بدست آوردنش منع شده، بدست بیاورد)، «تلافیکننده375» (مثلاً کسی که به سرمنشأ خشم حمله میبرد) و «رهاییبخش376» (مثلاً کسی که به دنبال تسکین احوال ناخوشایند خشم و فشار است) باشد. به این ترتیب، جوانان میتوانند در پاسخ به فشار و احوال عاطفی منفی ملازم با آن، به اعمال دزدی، خشونت، وندالیسم و مصرف الکل یا مواد تمسک جویند (پاترنوستر377،236:1994).
از آنجا که نقض قانون و دیگر شرایط مرتبط با شرمساری، با روابط انسانی که بالقوه متضمن فشار است، سروکار دارد، نظریه فشار عمومی ممکن است به درک و شناخت شرایطی کمک نماید که تحت آن شرایط، تئوری شرمساری بازپذیرکننده ممکن است با ضریب تأثیر بیشتر یا کمتر در کاهش بدرفتاری عمل کند (بوچکوار،706:2008). طبق نظریه اگنو، روابط قهرآمیز بینفردی (که اغلب متضمن طرد و رد والدین است) به احتمال زیاد، احساس نیرومندی از خشم در کودکان بوجود میآورد. این نوع برخورد قهرآمیز به عوض ایجاد همنوایی، مخالفت بیشتری را با مراجع اقتدار ایجاد مینماید. لذا، شرمساری هر چه انگزننده یا غیرانگزننده باشد، بر مهارتهای مدیرت شرم در کودکان و رفتار قلدری آنها اثرگذار خواهد بود (احمد،272:2004).
نظریه فشار عمومی اگنو، منابع و ریشههای متعددی برای فشار نام برده است. طبق ادعای اگنو، فشار محصول روابط و مناسبات منفی با دیگران است: «وقتی که رفتار دیگران با شخص، مطاب
خیلی کم
خیلی زیاد
بینابین
خیلی کم
دوستانی که سیگار یا مواد مخدر مصرف میکنند.
6
14
80
4
9
87
دوستانی که اهل دعوا و خشونت هستند.
13
19
68
10
13
77
دوستانی که عمداً به اموال عمومی آسیب میزنند.
5
15
80
2
10
88
مقیاس کل همالان بزهکار
8
15
77
5
11
84

مطلب مرتبط :   ، شرمساری، بازپذیرکننده، انگزنی، شکلگیری

جدول (5-23) شاخصهای مرکزی و پراکندگی متغیر همالان بزهکار را نشان میدهد. حداقل میزان همالان بزهکار 0 و حداکثر میزان همالان بزهکار 28 میباشد. میانگین این توزیع 32/1 با انحراف معیار 65/2 میباشد.

جدول‏523: شاخصهای مرکزی و پراکندگی متغیر همالان بزهکار
مشخصه های آماری
تعداد گویه
حداقل
حداکثر
میانگین
میانه
مد
واریانس
انحراف معیار
چولگی
کشیدگی
تعداد موارد
همالان بزهکار
3

28
32/1
33/0

06/7
65/2
40/4
11/30
835
پایبندی به ارزش های اخلاقی
جدول (5-24) توزیع فراوانی پایبندی به ارزشهای اخلاقی را در بین پاسخگویان به تفکیک جنس نشان میدهد. بر اساس یافتههای این جدول، حدود نیمی از پاسخگویان دختر (8/50 درصد) و 6/44 درصد از پاسخگویان پسر تقلب در جلسه امتحان را بلااشکال میپندارند. 8/84 درصد پاسخگویان پسر و 3/86 پاسخگویان دختر، با گویه «مسخره کردن، شایعهپراکنی و اذیت و آزار دانشآموزان، رفتار پسندیدهای است» کاملاً مخالف بودهاند. 8/81 درصد پاسخگویان پسر و 5/89 درصد پاسخگویان دختر، با مصرف سیگار یا مشروبات الکلی، به لحاظ اخلاقی کاملاً مخالف، 12 درصد پسران و 6 درصد دختران بینابین و 2/6 درصد پسران و 3/4 درصد دختران کاملاً موافق بودهاند. 10 درصد پاسخگویان پسر و 2/9 درصد پاسخگویان دختر نیز نوشتن و نقاشی بر در و دیوار را اخلاقاً کاری درست و روا میشمارند، 7/11 درصد پسران و 8/13 درصد دختران نظر بینابین دارند و 1/79 درصد پسران و 3/76 درصد دختران کاملاً مخالف-مخالف میباشند. 9/83 درصد پاسخگویان پسر و 3/88 درصد پاسخگویان دختر با درستی اخلاقی مصرف مواد مخدر یا الکل، مخالفت کامل داشتهاند. جالب اینکه 28 درصد دختران با زشتی و غیراخلاقی بودن تماشای فیلمهای غیرمجاز مخالفاند و تنها کمی بیش از نیمی (3/57 درصد) از پاسخگویان دختر، تماشای فیلمهای غیرمجاز را اخلاقاً ناروا میدانند. این نشان میدهد که حدود نیمی از پاسخگویان، تقلب امتحانی و تماشای فیلمهای غیرمجاز را، اخلاقاً روا میدانند و نادرست و ناروا نمیانگارند. به عبارتی، هم اینها برای این نوع رفتارها، هیچ منع اخلاقی احساس نمیکنند.

جدول‏524: درصد توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب متغیر پایبندی به ارزشهای اخلاقی
گویه های پایبندی به ارزشهای اخلاقی
پسر
دختر

موافق-کاملاً موافق

بینابین
مخالف-کاملاً مخالف
موافق-کاملاً موافق

بینابین
مخالف-کاملاً مخالف
تقلب در جلسه امتحان، هیچ اشکالی

دسته بندی : علمی