هر عملی واسه اونکه وجود جرم تلقی شه، باید دارای عناصری باشه. بعضی عناصر، منحصر به جرمی خاصه که عناصر اختصاصی نام داره و بعضی عناصر، عناصر مشترک همه جرایمه. این دسته، عناصر عمومی جرم نام داره.

عنصر قانونی جرم

فعل یا ترک فعل، هرچه از دید اجتماعی و حتی فردی بیریخت و قبیح باشه و واسه فرد هم بد باشه تا زمانی که مقنن حکمی واسه اون در قانون مقرر نکرده قابل مجازات نیس و نمیشه ضمانت اجرایی رو واسه عمل فرد پیش بینی کرد. پس تحقق جرم و شرط تعیین و اعمال مجازات به شرط نص روشن قانونگذاره.

در اصل ۱۶۹ قانون اساسی ضرورت قانونی بودن جرم به رسمیت شناخته شده. اینطوری که فعل یا ترک فعل هر شخص تا زمانی که پیش از اون موضوعِ امر و نهی قانونگذار قرار نگرفته جرم تلقی نمی شه. دور و بر ضرورت قانونی بودن مجازات، اصل ۳۶ قانون اساسی هم مقرره ای رو پیش بینی نمودهه که علاوه بر تعیین مجازات اجرای اونم به شرط تصریح قانون شده. مبنای قانونی بودن جرایم و مجازاتا متعدده. مثل حفظ حقوق و آزادیای مردمه که این مهم اقتضا داره همیشه از تجاوز و تعدیات مجریان قانون در امان باشن. اجرای درست عدالت هم مبنای دیگریه. چون عدالت اقتضا داره که همه در برابر قانون مساوی باشن. پس وجود قوانینی ثابت که در تشریع اون شائبه هیچ گونه هدف ورزی و طرف داری نباشه و صرف نظر از مورد یا موارد خاصی به اجرا گذاشته شه راه رو واسه دریافت به این مقصود صاف می سازه.

یکی دیگر از مبانی مهم این اصل، اصل آزادیه. چون در مورد هر عمل و اقدامی که جرم انگاری صورت میگیره محدودیتی واسه آدم ایجاد می شه و آزادی اونو محدود می کنه.

کاربرد عنصر قانونی در جرایم و مجازاتا

تازمانی که فعل یا ترک فعلی جرم شناخته نشده و واسه اون مجازاتی تعیین نشده ولو اعمال مزبور بیریخت و بد باشن قابل تعقیب و مجازات نیس. پس فعلی مثل خودکشی یا خودزنی که در اسلام از گناهان کبیرهه به دلیل اینکه در قوانین و مقررات جرم شناخته نشده قابل طرح و رسیدگی در محاکم دادگستری نیس. تعیین جرم از وظایف منحصر قانونگذاره. در اجرای این وظیفه قانونگذار باید بکوشد افعال یا ترک افعال مجرمانه رو به روشنی و بی ابهام تعیین کنه تا بعدا با تفاسیر مختلف از طرف قضات روبه رو نگردد. چون اجرا تعابیر مبهم راه رو واسه برداشتای شخصی و تفاسیر ناروا باز می ذاره. روشنی در بیان از اصولیه که مقنن در تشریع قوانین کیفری همیشه باید به کار ببندد.

کاربرد دیگر اینه که حکم به مجازات یا اقدام تأمینی و تربیتی و اجرای هر یک از اونا طبق مورد نباید از میزان و کیفیتی که در قانون یا حکم دادگاه مشخص شده تجاوز کنه و هر گونه آسیب و خسارتی که از این جهت انجام بشه در صورتی که از روی عمد یا تقصیر باشه طبق مورد موجب مسئولیت کیفری و مدنیه. پس اصل قانونی بودن در اجرای حکم هم باید رعایت شه. حتی حکم به مجازات دیگر در تکمیل مجازات اصلی (مجازات تکمیلی) بی اونکه چگونگی اون در قانون تصریح شده باشه با اصل قانون بودن مجازاتا منافات داره.

مطلب مرتبط :   فقه، سیاست، جنایی، گفتمان، مکتب

عنصر مادی جرم

فعل یا ترک فعلِ خارجی که تجلی قصد مجرمانه یا تقصیر جزاییه عنصر مادی جرم رو تشکیل می ده. قصدِ باطنی و داخلی افراد تا به منصه ی ظهور نرسه و مخالف با اوامر و نواهیِ قانونگذار نباشه، قابل مجازات نیس

رفتار آدم ظهور خارجیِ اراده ی اوست یعنی نیرویی که درصدد اثر بخشیدن بر محیط و تغییر دادن اینه. رفتاری ممکنه به شکلای جورواجور جرم تلقی شه. رفتار بعضی وقتا به شکل فعل و بعضی وقتا به شکل ترک فعل، جرم حساب می شه. بعضی وقتا مقنن مخاطبین خود رو از انجام فعل خاصی منع می کنه. دراین صورت ارتکاب این فعل سرپیچی از نواهی مقنن و جرم به حساب میره. بعضی وقتا هم انجامِ فعلی بر افراد تکلیف شده که ترک اون، جرم حساب می شه و مجازات به دنبال داره.

ترک فعل در قانون مجازات اسلامی به معنای خودداری از انجام تکلیفیه که موضوعِ حکم قانونگذار بوده. یک اصطلاح دیگری هم در عنصر مادی جرم هست که یعنی جرم فعل به دلیل ترک فعل. نتیجه ای که عموما از یک عمل ایجابی حاصل می شه ممکنه با ترک فعل هم محقق شه. مثلا نابینایی می خواد از خیابون عبور کنه که در وسط اون یک چاه هست. شخصی هم داره نابینا رو می بینه. با این حال از راهنمایی و کمک اون خودداری می کنه. نابینا هم در چاه سقوط می کنه و می میره. اخلاق این فرد بد و سزاوار سرزنشه. با این حال نمیشه خیلی آسون اونو قاتل شناخت. زمانی میشه تارک فعل رو مقصر شناخت که مقنن مخاطب رو به انجام دادن فعلی مکلف کرده باشه.

با استفاده از عنصر مادی تقسیم بندیایی واسه جرایم انجام شده. مثل ی اونا جرم لحظه ای و دائمی است. جرم لحظه ای به فعل یا ترک فعل مجرمانه ای گفته می شه که تحقق اون دفعتا یا در فاصله زمانی کوتاه انجام گیرد مثل سرقت یا خودداری از اعلام ولادت طفل. جرم دائمی عبارت از فعل یا ترک فعل مجرمانه ایه که در طول زمان ادامه داشته و نشون دهنده ی قصد سوء و دائمی فاعله مثل ضبط یا حبس غیرقانونی یا اخفای اموال سرقت شده. جرم رو چه لحظه ای و چه دائمی بدونیم وقتی از یک فعل واحد تشکیل شده باشه جرم آسون و وقتی از افعال مادی زیاد به وجود اومده باشه طبق اینکه این افعال جور واجور یا مثل باشه جرم مرکب و جرم به عادت نامیده می شه.

جرمی رو مرکب می گن که عنصر مادی اون ترکیبیه از افعال جور واجور که به قصد تحقق نتیجه واحدی ترکیب شدن. نمونه روشن جرم مرکب، جرم کلاهبرداریه. واسه تحقق این جرم توسل به وسایل تقلبی و به دست آوردن ثروث نیازه.

مطلب مرتبط :   ابوهریره، ، کعب، رسولخدا(، معاویه

جرم به عادت هم اتفاق فعل مشخص به دفعات مکرره به نحوی که عادت انجام دهنده از این افعال گرفتن شه. پس تحقق جرم به عادت به زمان نیازمنده.

تقسیم بندی دیگری هم که به دلیل فعل مادی هست یعنی جرم مطلق و جرم مقید. در جرم مطلق مقنن به نتیجه زیان بار احتمالی اون توجهی نداره و جرم به شکل یا ظاهر رفتار کار داره و نتیجه زیان بار در قابل مجازات بودن رفتار دید نشده.

اما اگه مقنن حصول نتیجه خاصی رو واسه مجازات رفتار دید کرده باشه و یعنی جزو عناصر تشکیل دهنده ی جرم دید کرده باشه تا وقتی که نتیجه منظور حاصل نشه جرم محقق نمی شه و قابل مجازات نیس.

عنصر روانی جرم

واسه تحقق جرم فعل مادی یا ترک فعل و عنصر قانونی کافی نیس. فعل یا ترک فعلی که مجرمانهه باید نتیجه خواست و اراده ی فاعل باشه. یعنی بین فعل مادی و حالات روانی فاعل باید نسبتی وجود داشته باشه تا بشه انجام دهنده رو مقصر شناخت.

بر مبنای عنصر روانی تقسیم بندیایی رو واسه جرایم ارائه دادن جرایم عمدی و جرایم خطایی.

عمد یعنی افعالی که انجام دهنده طبق خواسته و تمایل خود اونو عملیاتی می کنه. افعال عمدی همه به یک اندازه ارزش ندارن بلکه توجه مقنن به اون دسته از افعال عمدی معطوفه که توأم با سوء ِقصد یا قصد مجرمانه باشه. یعنی مقصود جرایمیه که توأم با اراده و به وصف مجرمانه مقید باشه و نه هر اراده ای به شکل مطلق.

قصد هم به معنای سعی و کشش اراده واسه دریافت به هدف نشونه. این هدف همون دستور مقننه که به سوءِقصد تعبیر گردیده.

نکته ی مهم در تحقق جرم اینه که اراده ی ارتکاب با قصد مجرمانه با هم باشه. اینجوری هروقت اراده ی ارتکاب بر قصد مجرمانه پیشی بگیره جرم محقق نمی شه. اراده ی ارتکاب باید با قصد سوء منطبق باشه. به این معنا که دادگاه باید یقین پیدا کنه که انجام دهنده به نقض حکم مقنن مصمم بوده و میل و اراده انجام دهنده هم بر این مسئله قرار گرفته که فلان نتیجه خاص مجرمانه رو از رفتار خود بگیره.

از ویژگیای عمدی بودن فعل توجه فاعل به نتیجه فعل مجرمانهه. داشتن سوءِقصد هم یعنی قصد ارتکاب رفتاری که مقنن اونو منع کرده که همیشه به تنهایی کافی نیس. بعضی وقتا مقنن وجود جرم رو به شرط داشتن قصدی مشخص و روشن کرده که فاعل واسه تحقق اون کوشیدهه. سوءِقصد بعضی وقتا مشخص و بعضی وقتا نامعینه. یعنی در خیلی از موارد این میل و خواست روشن و مبرهن نیس. در سوءِقصدِ نامشخص، انجام دهنده جرم نمیتونه دقیقا قبل از ارتکاب جرم کیفیت نتیجه اونو تصور کنه. در حالی که در سوءِقصدِ مشخص کیفیت نتیجه واسه انجام دهنده مشخص و معینه.


دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید