است. و نیز مسجد جامع دلیل بر مجموع ظاهریست اندر مرتبت امام اما به ظاهر کردن، دو رکعت نماز با الحمد و سوره دلیل بر جسمانیان و دلیل بر ظاهریانست. و بیرون از مسجد چهار رکعت کنند؛ یعنی که در جزیره مشهد ظاهریان امام را به ظاهر و باطن یاد باید کردن و طاعت داشتن که چهار رکعت دلیل بر دو روحانی و بر دو جسمانیست. و گفتن دو خطبه دلیل است بر اساس و حجت که خداوندان تأویل‌اند. و دو رکعت دلیل ناطق و امامست که ایشان خداوندان تألیف ظاهر شریعت‌اند.481

توضیح تأویل‌های گفتار بیست و دوم :
نماز جمعه ← ناطق (چون روز جمعه یک روز است از میان هفت روز هفته و ناطق نیز یکیست از جمله هفت امام)
یوم‌‌الجمعه: روزی که مردم همه در یک جا جمع می‌شوند ← مرتبه‌های پیغمبران و امامان همه در حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله جمع شده است.
نماز جمعه چهار رکعت است و دو خطبه می‌خوانند ← ناطق مردم را به چهار اصل دین فرا می‌خواند.
ابتدا خطبه می‌خوانند و سپس نماز ← ناطق ابتدا از دو اصل روحانی (اول و ثانی) آگاه می‌شود بعد دو اصل جسمانی (اساس و امام) را بر پا می‌کند.
روز جمعه پله پله بالا رفتن خطیب بر سر منبر ← ناطق درجات را یک به یک از مستجیبی تا نبوت طی می‌کند.
ایستادن خطیب بر سر منبر ← ایستادن ناطق در مرتبت خود.
رو سوی مشرق کردن خطیب ← توجه ناطق به عقل.
مشرق ← عقل.
خطبه خواندن خطیب بر منبر ← مخاطبه ناطق با عقل کلی.
خطبۀ اول ← اول، ناطق را می‌شناسد.
خطبۀ دوم ← ناطق، نفس کلی را و راه فایده پذیرفتن از آن را می‌ شناسد.
فرود آمدن خطیب از منبر پس از دو خطبه ← ناطق آن مخاطبت‌های روحانی را که از عقل کلی و نفس کلی یافت جسمانی می‌گرداند.
خطیب پشت به مردم نماز می‌خواند ← ناطق سخن‌های خود در دین را پوشیده بیان می‌دارد.
ابتدا خطبه و سپس نماز ← ناطق ابتدا علم را از عالم علوی به امر خداوند می‌پذیرد و سپس آن را در اختیار مردم قرار می‌دهد.
دو خطبه‌ای که خطیب می‌خواند ← خطابت ناطق با روحانیان.
دو رکعتی که فقط الحمد دارد← روحانیان ← باطنیان.
مسجد جامع ← مجموع ظاهریست در مرتبت امام اما به ظاهر کردن.
دو رکعتی که الحمد و سوره دارد ← جسمانیان ← ظاهریان.
بیرون از مسجد چهار رکعت می‌خوانند ← امام را باید به ظاهر و به باطن یاد کرد و اطاعت داشت.
چهار رکعت ← دو روحانی و دو جسمانی.
دو خطبه ← اساس و حجت که خداوندان تأویل‌اند.
دو رکعت ← ناطق و امام که خداوندان تألیف ظاهر شریعت‌اند.

4-2-12 گفتار بیست و سوم: اندر عیدهای دوگانه و تأویل هر یکی و شرح نماز عید روزه

تأویل عید روزه‌گشایان
و عید روزه‌گشایان دلیل است بر اساس از بهر آنکه به عید مردمان از طعام و شراب و نان خوردند و از ضعیفی برستند و قوت گرفتند، همچنین به اساس مؤمنان از ضعیفی علم برستند و قوت بگرفتند چون تنزیل را با تأویل یافتند. و روزه‌دار دلیل است بر خاموش باشنده و روزه‌گشاینده دلیل است بر گویند؛ پس این خاموشان گوینده شدند به علم همچنانکه به عید روزه‌داران طعام خوار شدند. بدانچه ناطق بفرمود به روز عید روزه‌داران را پس از آنکه سی روز روزه داشته باشند جمع شدن و شادی کردن اشارتست مر مؤمنان را که حد استوار داشته بودند که این سی حد که آن هفت ناطق است و هفت اساس و هفت امام و باب و حجت و داعی و مأذون و پنج حد علوی چون عقل و نفس و جد و فتح و خیال تأویل اساس مر ایشان را بشناسند و با یکدیگر بر آن شادی کنند و چون از اساس به جان مؤمنان رسید از بهر تأویل به روزی که مثل آن بود شادی واجب کردند. و روز عید روزه‌گشایان را فطر خوانند و نام اساس سه حرف است همچنانکه فطر سه حرف است، و نیز روزه داشتن «دلیل است» بر پذیرفتن ظاهر ناطق که معنی آن ما را واجب است جستن و آن مانند روزه داشتن است. و آن سی روز سه ده باشد، و «در» باز جستن آن مرتبت ناطق می‌نماید که مر او را سه مرتبت است از دو روی یکی آنکه مر دو اصل را سو مست باز رسیدن از سوی آن علم، و دیگر آنکه او سه اصل را، از دین اندر عالم نخستین است چون ناطق و اساس و امام. و این سه مرتبت دلیل است بر سی روز روزه‌داشتن و سی حد جسمانی که ظاهر مثل است بر سی روز که پیداست و بر سی شب که اندرو چیزها نتوان دیدن. و روز عید که مردم از روزه‌ داشتن برهند دلیل است بر اساس که بدو از نادانستن این سی حد برهند. این است تأویل عید روزه‌گشایان.482
توضیح تأویل‌های گفتار بیست و سوم :
عید فطر ← اساس.
روزه‌دار ← خاموش باشنده.
روزه‌گشاینده ← گویند.
با رسیدن عید فطر مردم غذا می‌خورند ← با رسیدن اساس کسانی که در علم خاموش بودند گویا شدند.
سی روز روزه گرفتن ← سی حد = هفت (ناطق) + هفت (اساس) + هفت (امام) + یک (باب) + یک (حجت) + یک (داعی) + یک (مأذون) + پنج (حد علوی: عقل و نفس و جد و فتح و خیال)

مطلب مرتبط :   آرایش، دیپلماسی، ارتباطات، ژورنال، آمریکا

جمع شدن و شادی کردن مردم روزه‌دار در عید فطر ← شادی مؤمنانی که تأویل اساس آنان را با سی حد دین آشنا کرده است.
روز عید فطر مردم از روزه‌ گرفتن معاف می‌شوند ← مردم با اساس از ندانستن سی حد جسمانی (ظاهری) رهایی یابند.
عید فطر سه حرف است ← نام اساس سه حرف است.
روزه داشتن ← پذیرفتن ظاهر ناطق.
ایام روزه سی روز است ← از دو جهت مرتبت ناطق سه مرتبت است: اول آنکه دو اصل (اول و ثانی) را سومست و دیگر آنکه او نخستینِ سه اصل بعدی دین (ناطق و اساس و امام) است.
سی روز روزه گرفتن ← سه مرتبۀ ناطق ← سی حد جسمانی (ظاهری).

4-2-13 گفتار بیست و چهارم: اندر تأویل عید گوسفندکشان و نماز آن

گوئیم به توفیق ایزد تعالی که این عید دلیل است بر قائم قیامت علیه افضل التحیه والسلام که باطن شریعت بدو آشکارا شود و مؤمنان از رنج نادانی برهند، و بدین روز که او دلیل بر آن بزرگوار دو جهانست واجب شود بر خلق شادی کردن و از نهفت به صحرا شدن از بهر آنکه او مر رمزها را از نهفت بیرون آرد و آشکارا کند. و این روز را اضحی گویند واضحی چهارحرف است همچنانکه نام قائم علیه‌السلام چهار حرف است، و نماز عید را نه بانگ نماز است و نه قامت از بهر آنکه مر خداوند قیامت را دعوت ظاهر و باطن نیست بلکه دعوت ظاهر مر ناطق راست و دعوت باطن مر اساس راست و او خداوند جزای هر کسی است به سزای او. و خطبه این هم پس از نماز است و او علیه‌السلام نخست شریعت پرورده باشد آنگه به مرتبت خویش بایستد و حق آشکارا کند «و» ناطقان و اساسان و امامان از جباران و فرعونیان و ابلیسیان امّت داد بخواهد. و آنکه پیش از نماز تکبیر کند اندر آن روز معنیش آنست که توحید و عظمت خدای سوی خلق بدو آشکارا شود، و آنکه تکبیر پنج کند معنیش آنست که فایده از پنج حدود روحانی به مؤمنان رسد اندر زمان او بدین عالم و به قوت نور اوبدان عالم رسد، که تکبیرها مثل است بر شادی مؤمنان و ظفر یافتن او علیه‌السلام بر منافقان و اعدای دین، و قربانی کردن دلیل است بر عهدهای گرفته از ناطق تا مستجیب که بدان مر بنده را نزدیکیست به امر خدای تعالی؛ قربانی ناطق اساس است که عهد از ناطق گرفته است و همچنین قربانی اساس امام است و قربانی امام حجت و قربانی حجت داعی قربانی داعی مأذون و مستجیب؛ وشتر دلیل است بر ناطق و گاو دلیل است براساس و گوسفند دلیل است بر امام اینست تأویل عید اضحی.483

مطلب مرتبط :   ایمان، پاسخ‌های، سازمان‌های، خیریه، درصد،

توضیح تأویل‌های گفتار بیست و چهارم:
عید قربان ← قائم قیامت.
دراین روز شادی کردن بر مردم واجب می‌شود ← قائم قیامت اسرار را آشکارا می‌کند.
عید قربان را عید اضحی نیز گویند واضحی چهارحرف است ← نام قائم علیه‌السلام چهار حرف است.
نماز عید قربان نه اذان دارد و نه اقامه ← قائم قیامت را دعوت ظاهر و باطن نیست.
اول نماز و سپس خطبه خوانده می‌شود ← قائم قیامت علیه‌السلام ابتدا از نظر شریعت و دین پرورده می‌گردد و سپس به مرتبت خویش می‌رسد و حق را آشکارا می‌کند.
پیش از این نماز تکبیر می‌خوانند ← با قائم است که توحید و عظمت خدای برای مردم آشکارا می‌شود.
پنج تکبیر خواندن ← در زمان او از پنج حدود روحانی به مؤمنان فایده می‌رسد.
شادی مؤمنان ← ظفر یافتن قائم قیامت علیه‌السلام بر منافقان و اعدای دین.
قربانی کردن ← عهدهای گرفته شده از ناطق تا مستجیب.
شتر ← ناطق.
گاو ← اساس.
گوسفند ← امام.

4-2-14 گفتار بیست و پنجم: اندر تأویل نماز کسوف که به وقت گرفتن آفتاب و ماهتاب است

آن دورکعت نماز است به ده رکوع و چهار سجود و اندر هر رکعتی پنج رکوع است چنانکه دو سجده در پنج رکوع باید کرد. و چون نماز‌کن کسوف به نماز کردن بایستد تکبیر کند والحمد دراز به آواز بلند بخواند و سوره دراز پس الحمد هم به آواز بلند بخواند و آنگه تکبیر گوید و رکوع کند و بسیار تسبیح بگوید و اندر رکوع هم چندان بایستد که راست ایستاده بود آنگه گوید اللهُ‌ اَکبَر و راست ایستد و باز الحمد و سوره دراز به آواز بلند بخواند و تکبیر گوید و به رکوع شود و همچنین چهار بار الحمد و سوره دراز بخواند به آواز بلند و تکبیر گوید و به‌رکوع شود و راست ایستد چون پنج بار الحمد و سوره دراز بخواند و رکوع ‌رود و دو تسبیح دراز گوید آنگه سَمِعَ ‌اللهُ لِمَن حَمِدَه گوید و به سجده رود باز تسبیح دراز کند آنگه سر از سجده بردارد و باز به سجده رود و در رکعت دیگر برخیزد هم چنین پنج رکوع دیگر کند باز به سجده شود و دو سجده بکند و به تشهد بنشیند و تحیات بخواند و سلام دهد. اندرین ده رکوع که یاد کرده شد چون بر رکوع‌‌های جفت جفت رسد قنوت کند هم‌چنانکه بر رکوع دوم راست بایستد و قنوت کند و رکوع چهارم و ششم و هشتم و دهم اندر و بایستد و قنوت کند. و تأویلش آنست که آفتاب دلیل است بر ناطق اندر زمان خویش و بر امام اندر زمان خویش و ماه دلیل است بر اساس اندر زمان خویش و بر حجت اندر مرتبت خویش. و کسوف دلیل است بر نکبت و ستم مر ایشان را از غلبه کردن دشمنان که نور توحید بدان سبب از جان مؤمنان بریده شود هم‌چنانکه نور آفتاب و ماه به کسوف از جسدها بریده شود، و دو رکعت نماز دلیل است بر ظاهر و باطن یعنی بدان وقت که امام مستور شود ظاهر و باطن را نگاه باید داشتن. و آن پنج رکوع اندر نخست رکعت ایستادن دلیل است بر پنج حد روحانی چون اول و ثانی و جد و فتح و خیال. و آنکه بر رکوع اندر همی‌فرود آید و به سجده همی باز نیاید دلیل است بر آنکه داعی همی‌نماید که این حدود از خداوند دور افتاده است و هم نشاید به امام و ناطق رسیدن که سجده دلیل بر ایشانست و لیکن به تأویل اساس بتوان دانستن مرین حدود را که رکوع دلیل بر ایشانست. و آن پنج رکوع و اندر دوم رکعت ایستادن دلیل است بر پنج حد جسمانی چون ناطق و اساس و امام و حجت و داعی، و فرود آمدن نماز‌کن بر رکوع و بازگشتن اشارتست به

دسته بندی : علمی