آن را رد کرد. به نظر می‌رسد ملی ـ مذهبی‌های امروز نیز در همین گفتمان سخن می‌گویند.
در گفتمان حاکم بر تفکر سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، مارکسیسم به عنوان علم انقلاب پذیرفته شد. آنان به جای انقلاب اسلامی بر اسلام انقلابی تأکید می‌کردند. مفاهیم، گزاره‌ها و احکام آنها در اقتصاد، سیاست و فرهنگ همه از مارکسیسم تأثیر عمیق داشت. ضعف‌های بنیادین در این گفتمان، ناشی از شناخت سطحی منافقان از اسلام، فقدان ارتباط با روحانیت اصیل حوزه‌ها، عدم اعتقاد به جامعیت اسلام، تفسیر به رأی قرآن و نهج‌البلاغه و خود باختگی در برابر غرب و مارکسیسم بود.
5 ـ 4ـ گفتمان روشنفکری
گفتمان روشنفکری در ایران را به دو شاخه دینی و غیر دینی می‌توان تقسیم کرد. این واژه در اصل وارداتی و مأخوذ از57 است که در عصر مشروطه ، منور الفکر ترجمه شد و امروزه آن را به معنای روشنفکر به کار می‌بریم.
واژه منور الفکر هم به کسانی اطلاق می‌شد که به وحی و دخالت خداوند در امور زندگی اعتقاد نداشتند و هم منظور کسانی بودند که با آموزش اروپایی یا نظام آموزشی جدید آشنا بودند. ویژگی برجسته بسیاری از روشنفکران نگاه انتقادی به گذشته کشور، جدایی از عوام مردم و توجه به آینده و نوگرایی بود . (بروجردی، 1337 : 44ـ42)
البته می‌توان گفت روشنفکر راستین کسی است که دارای بصیرت است. نه متحجر است و نه منفعل، بلکه قلبش به نور الهی روشن است. این معنا را می‌توان با بهره‌گیری از آیات قرآن کریم در سوره‌های یوسف: 108، فاطر: 19، انعام: 5 و رعد: 16 و همچنین تعریف امام علی(ع) از انسان بصیر دریافت.( ری شهری: 1، حدیث 1732)
بر پایه این تعریف یک جریان صحیح روشنفکری دینی در دهه چهل و پنجاه شمسی وجود داشت. امام خمینی ، شهید مطهری ، علامه طباطبایی ، مقام معظم رهبری حضرت آیه اللّه خامنه‌ای ، شهید بهشتی و شهید باهنر از این جمله بودند. آنان با هدف حفظ و استمرار اسلام ناب محمدی(ص)؛ هم با رکود فکری، سطحی نگری، مقدس مآبی و تنگ نظری مخالف بودند و هم انفعال در مقابل غرب و اندیشه‌های وارداتی و التقاط فکری را بر نمی‌تافتند. این گروه به واقع با همان گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) مفاهیم و گزاره‌های خود را بیان می‌کردند.
جریان دیگر، روشنفکران التقاطی بودندکه گفتمان ترکیبی از مکاتب مختلف داشتند و توضیح آن گذشت. همچنین باید از گفتمان روشنفکری سکولار یا لائیک سخن گفت که استمرار جریان روشنفکری غربی با اعتقاد به گزاره‌های اومانیستی ، سکولار و لبیرال بود. گفتمان روشنفکری الحادی نیز در همان گفتمان مارکسیستی یا چپ قدیم و جدید جای می‌گیرد.
از جمله کسانی که در گفتمان روشنفکری دینی ، نظام معنایی خود را ترویج می‌کردند. مهندس مهدی بازرگان و دکتر علی شریعتی بودند. آنان با وجود دغدغه‌های دینی از افکار لیبرال یا سوسیالیستی تأثیر پذیرفته بودند در گفتمان روشنفکری بازرگان، قرآن تفسیر علمی و تجربی می شد.( بازرگان ، 1359) این گفتمان اسلام را نو و روز آمد معرفی می‌کرد و این البته در روشنفکران مسلمان جوان مؤثر بود اما بستر انحراف را نیز فراهم می‌کرد.
در گفتمان دکتر علی شریعتی نیز مفاهیم و گزاره‌های اسلامی بکار برده می‌شد. شریعتی به مارکسیسم به دلیل نادیده انگاشتن بعد معنوی انسان حمله تندی می‌کرد.( مجموعه آثار، ج 19) روحانیت شیعه نیز از حمله وی مصون نبود. گفتمان دکتر شریعتی برای جوانان و بسیاری دیگر جذاب بود، او در صدد ارائه روایتی مدرن از اسلام بود و متأثر از آموزه‌های غربی، پروتستانتیزم اسلامی را مطرح کرد. افکار او نتایج منفی فراوانی بر برخی گروه‌ها از جمله منافقین و بویژه فرقان بر جای گذاشت.
ارائه اسلام، متأثر از گفتمان لیبرال و مارکسیستی ویژگی مهم نظام فکری این گروه از روشنفکران بود. تلاش برای روزآمدن کردن اسلام با کمک مکاتب عصر (لیبرالیزم، مارکسیسم و ناسیونالیزم)، توجه به اسلام منهای روحانیت، ‌اعتقاد به برتری علم تجربی و سعی در تفسیر و تأویل مفاهیم و گزاره‌های گفتمان اسلامی بر اساس آن و احساس حقارت در برابر پیشرفت‌های دنیای غرب از ضعف‌های بنیادین این گفتمان از روشنفکری دینی است.
6 ـ 4ـ گفتمان ملی‌گرا
در دهه 1330 شمسی،‌گفتمان ملی‌گرا ظهور و سقوطی داشت، ملی‌گرایی از سوی دکتر محمد مصدق و جبهه ملی ترویج می‌شد. (نجاتی،1371 :1‌و2) آنان پس از کودتای 28 مرداد 1332 فعالیت کم‌جانی داشتند. البته در شرایط انقلابی حاصل از تلاش روحانیت و مردم در سال‌های 57-1356 این گفتمان بار دیگر ترویج شد. مفاهیمی چون وطن، ایران، ملیت و مانند آن در این گفتمان نقش کلیدی دارند. تفاخر ملی یا وطن‌پرستی، باستان ستایی، اصالت به ایرانیت به جای اسلامیت،‌جدایی دین از سیاست و پذیرش نظام مشروطه سلطنتی از گزاره‌های مهم این گفتمان بود.
با بررسی گفتمان‌های ششگانه فعال در فاصله سال‌های 1357-1341 شمسی، این نتیجه حاصل می‌شود که گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) به رهبری امام خمینی(ره) به دلیل هماهنگی بافطرت انسان هاونقش آفرینی شبکه ی عظیم روحانیت ، مساجدوتکایاوبقاع متبرکه درسراسرکشور، زنده‌ترین نظام معنایی این دوره بوده است. مفاهیم، گزاره‌ها و نهاد‌های متأثر از آن وسیع‌ترین و عمیق‌ترین نقش را در تخریب دولت پهلوی و تحول انقلاب مردم ایران داشته و رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357 در همین گفتمان نهفته است
جمع بندی فصل
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار دولت جدید که محصول دگرگونی عمیق در ساختار سیاسی کشور بود فصل جدیدی از مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آغاز شد. تأسیس دولت نو پدید، برآیند ائتلاف مهمترین نیروهای چالشگر علیه حاکمیت پیشین و استقرار نظمی جدید مبتنی برارزشهای دینی بود. این ارزشها، بنیان گفتمان جدیدی بود که در واکنش به فرآیند فروپاشی همبستگی مسأله سنتی در عصر پهلوی پدیدار شد. گفتمان جدید به رهبری حضرت امام خمینی(س) به عنوان احیا‌گر تمدن ایران اسلامی و بنیانگذار و معمارانقلاب اسلامی ایران در پی آن بود ؛ تا امنیت از دست رفته دنیای سنتی را با حرکت تودهای و عرضهی ایدئولوژی فراگیر جبران گرداند. بطور کلی میتوان این گفتمان را محصول فشارهای روحی ناشی از عصر مدرنیسم، گسیختگی اجتماعی و جامعه تودهای و برخاسته از احساس ناامنی طبقاتی توصیف کرد که از فرآیند نوسازی جامعه به شیوه غربی زیان روحی دیده بودند. (بشیریه، 76:1378)
با بررسی گفتمان‌های ششگانه فعال در فاصله سال‌های 1357-1341 شمسی، به این جمع بندی رسیدیم که گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) به رهبری امام خمینی(ره) در مقابل گفتمان های سلطنت‌طلبی؛ گفتمان مارکسیستی؛ گفتمان التقاطی؛ گفتمان روشنفکری؛ گفتمان ملی‌گرا ، به دلیل هماهنگی بافطرت انسان ها و نقش آفرینی شبکه ی عظیم روحانیت، مساجد ، تکایا و بقاع متبرکه درسراسرکشور،زنده‌ترین نظام معنایی این دوره بوده است . مفاهیم ، گزاره‌ها و نهاد‌های متأثر از آن وسیع‌ترین و عمیق‌ترین نقش را در تخریب دولت پهلوی و تحول انقلاب مردم ایران داشته و رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357 در همین گفتمان نهفته است.

مطلب مرتبط :   در‌این، جنایی، حقوق، در‌ایران، افولمقاله با کلید واژگان

فصل ششم
هویت ایرانیان بعد از انقلاب اسلامی

مقدمه
در فصل هویت ملی در آستانه انقلاب اسلامی، نظرات اندیشمندان مشروطه تا آستانه انقلاب اسلامی را مطرح نمودیم. حال در فصل آخر یعنی تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی در هویت ملی در ایران نیز نظریات اندیشمندان معاصر در باب هویت ملی مورد مشاهده قرار می گیرد. تا ببینیم ایشان راجع به مؤلفههای هویت ملی در عصر حاضر چه نظراتی را ارائه دادهاند و با توجه به آنها به مطالعه تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر ابعاد و عناصر هویت ملی بپردازیم . آنچه پیش از این در ارتباط میان مؤلفههای هویت ملی در دوران پهلوی دیده شد. حرکت ژله وار هویت ایرانی و هویت متجدد ورای هویت دینی بود تا جایی که هویت دینی یا خیلی کمرنگ یا در مواقعی بصورت لایه پنهان مشاهده میشد. اما با پیروزی انقلاب اسلامی به سکانداری امام خمینی(ره) تغییرات شگرفی در این حیطه مشاهده شد.
1- نظرات اندیشمندان بعد از انقلاب:
الگوی رودخانهای یا هویت موزائیکی، فرهنگ رجایی (1382) در کتاب «مشکله هویت ایرانیان امروز»، نظریه یا «الگوی رودخانه» را برای هویت ایرانی مطرح کرده است وی چهار عنصر را برای هویت ایرانی در نظر گرفته است. ایران، اسلام، تجرد و سنت. (رجایی: 1382 مرور اجمالی). اسلامی ندوشن معتقد است بعد از ورود غرب محورهای هویت ایرانی سه گانه میشوند: ایرانیت، اسلامیت، تجدد (اسلامی ندوشن، 258:1385) رضا داوری اردکانی، نظری خاص دارد و ضمن تأکید بر وجود عناصر ملی، مذهبی و متجدد در هویت ایرانی تأکید دارد که این ترکیب انضمامی است و نه اتحادی ترکیب انضمامی به وحدت نمیرسد و بنابراین اطلاق «خود» به ترکیب انضمامی نمیتوان کرد. یعنی این ترکیب را عین وحدت خواندن دقیق و سنجیده نیست، چرا که این اجزا و صفات هویت ما ایرانیان در عرض هم نیستند، بلکه یکی ذات و دیگران عرض (داوری اردکانی، 1382: 75-74) وی تأکید دارد که این صفات گاهی به دشواری با هم جمع میشوند و ممکن است یکی از آنها با بقیه نخواند. (همان: 76) اسلام و ایران با هم جمع میشوند، امّا درباره ایرانی بودن و متجدد بودن نمیتوان براحتی نظر داد. درباره دین و تجدد هم همین مشکل وجود دارد. چون بعضی از این صفات ذاتی و بعضی از آنها عرضی هستند. البته وی تا حدودی بر نقش مهم دین در هویت ایرانی اصرار دارد. وی بر تعامل جدی ملیت با دین هم توجه دارد. (مروار، 47:1383) حسین بشریه نیز ضمن رد امکان هویت ناب معتقد است هویتها، چند پاره چندگانه در ایران تحت تأثیر نظامهای سیاسی، تنوعهای زبانی، اجتماعی، قومی، دینی شگل گرفتهاند. وی بطور ضمنی بر وجود عناصر ملی، دینی، محلی، قومی و نسلی در هویت ایرانی توجه کرده است. (احمدی، مهر 1383: 131-130) داریوش شایگان در تشریح و تبیین نظریه «هویت چهل تکه» خود بر آن است که هویت ایرانی دارای سه عنصر هویت ملی، دینی و مدرن است که هر یک در دیگری جا گرفته و بدین ترتیب مناطق تداخلی را ایجاد کردهاند. که هر دم پیچیدهتر میشوند؛ به نحوی که قلمروهایی که هر یک از آنها در آن دخل و تصرف میکنند، در غالب موارد با یکدیگر ناسازگارند. وی تصریح کرده است کشور ایران قلمرو زنده این سه نوع هویت است. (حاجیانی، 222:1388)
عقیده شهید مطهری در خصوص هویت ایرانی قابل تأمل فراوان است. زیرا وی ذات و ماهیت ویژهای را برای هویت ایرانی قائل است و آن دینگرایی است (قربانی، 80:1382). هویت ایرانی بر دو پایه

مطلب مرتبط :   ایمان، معماری، سازمانهای، ، تحقیقاتی

دسته بندی : علمی