علی(ع) و یازده فرزندش حاکمان به حق مردم‌اند.
7ـ نظام هستی بر پایه عدالت بنا شده است.
8ـ پیامبران خدا با معجزات، کتاب و میزان برای برپایی قسط با کمک مردم مبعوث شده‌اند
9ـ هدف از تشکیل حکومت، اجرای احکام الهی، بستر سازی برای عبادت خداوند و برقراری قسط و عدل است.
10ـ در پایان تاریخ (آخر الزمان) حجه ابن الحسن العسکری به اذن خداوند عدالت را در سراسر گیتی حاکم می‌سازد.
11ـ تقلید از مجتهد اعلم بر غیر اعلم واجب است.
12ـ اسلام، دینی جامع و پاسخگوی همه نیاز‌های فطری بشر است.
13ـ فقه (اکبر و اصغر) شیعه به دلیل غنای خود پاسخگوی نیاز‌ها در همه زمان‌ها و مکان هاست.
14ـ اسلام هیچ ظلم فردی یا اجتماعی را نمی‌پذیرد و با آن مبارزه می‌کند.
15ـ حاکمیت بیگانگان بر کشور اسلامی ممنوع است.
16ـ دفاع از تمامیت ارضی کشور اسلامی واجب است.
17ـ در عصر غیبت کبری حاکمیت از آن فقیه جامع الشرایط است.
18ـ حکومت اسلامی بدون حاکمیت مردم تحقق نمی‌پذیرد.(مردم سالاری دینی)
19ـ حکومت اسلامی دارای مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی است.
20ـ آزادی یک نعمت خدادادی و با حدود عقلانی و شرعی است.
21ـ مهم‌ترین نهاد مروج گفتمان اسلامی، روحانیت و حوزه‌های علمیه است. تبلیغ رسالت الهی، تفقه در دین و انذار قوم از جمله کار‌های ویژۀ روحانیت است که به تعبیر امام خمینی(ره) به عنوان کارمندان اسلام «حفظ اسلام» را در همه ابعاد وظیفه خود می‌دانند. (امام: 5 و 35)
گفتمان اسلامی همچنین در عمر خود از سوی نهاد‌ها، احزاب، مؤسسات و حتی افراد پرشماری ترویج شده است که البته همه آنها از تفکر خالص اسلامی برخوردار نبوده‌اند. جریان‌های ناخالص اسلامی، از گفتمان دیگری سخن می‌گفتند که در ادامه مباحث بدان می‌پردازیم. در کنار مراجع معظم تقلید، آیات عظام و شخصیت‌های مبارز و انقلابی دهه چهل و پنجاه شمسی بویژه روحانیت انقلابی به رهبری امام خمینی(ره) می‌توان از «جامعه روحانیت مبارز» و «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» به عنوان مروّجان گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) یاد کرد. همچنین باید از تشکل‌های اسلامی غیرحوزوی چون فداییان اسلام، هیأت‌های مؤتلفه اسلامی، حزب ملل اسلامی، گروه‌های هفتگانه منصورون، امت واحده، موحدین، فلاح، توحیدی بدر، توحیدی صف و فلق یاد کرد.
3-4- گفتمان مارکسیستی
خاستگاه گفتمان مارکسیستی اروپای غربی است. مفاهیم و گزاره‌های آن در واکنش به نظام نابرابر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ناشی از حاکمیت سرمایه‌داری ولیبرالیزم کلاسیک صورت‌بندی شد. فقر وحشتناک طبقات پایین اجتماع و شکاف طبقاتی ناشی از قله‌های ثروت و دره‌های فقر که حاصل لیبرال سرمایه‌داری کلاسیک بود، عده‌ای را به فکر ارائه گفتمان جدیدی راه برد. این گروه که خود را سوسیالیست یعنی طرفدار راه حل‌های جمع گرایانه با توجه به کارگران می‌دانستند، به شدت به تقابل با گفتمان لیبرالیزم کلاسیک برخاستند.
از مهم‌ترین این افراد کارل مارکس و فردریش انگلس آلمانی بودند که نظام معنایی جدیدی را ایجادکردند. این حوزه اندیشه و گفتار «مارکسیسم» نام گرفت. مارکسیسم پس از انتشار در قرن 18 و 19 م. طرفداران زیادی یافت و کم کم به گفتمانی مهم در سطح بین الملل تبدیل شد. مفاهیمی چون «زیر بنا»
( Base ) ، روبنا، بورژوا، پرولتر یا کارگر، اقتصاد، ماده، دیالکتیک، تز، آنتی تز، سنتز و نظیر آنها از مفاهیم اصلی گفتمان مارکسیستی به شمار می‌رود. مفهوم مرکزی در این گفتمان زیر بنا و رو بناست.
مارکسیسم تقریبا همزمان با انقلاب مشروطه وارد ایران شد. ابتدا بسیار کم رنگ و بی رمق می‌نمود، ولی کم کم با یافتن یک حامی قدرتمند خارجی یعنی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که به دنبال انقلاب 1917 م این گفتمان را ترویج می‌کرد، تقویت شد.
ایران به دلیل همجواری با شوروی و تعاملات اجتماعی، رفت و آمد کارگران ایرانی برای کار در صنایع نفت باکو و شکاف‌های طبقاتی ناشی از حاکمیت گفتمان سلطنتی، از گفتمان مارکسیستی تأثیر پذیرفت. (طبری،1366: 16)
مفاهیم و گزاره‌های این گفتمان در عصر انقلاب مشروطه از سوی کسانی که خود را «سوسیال دمکرات» می‌نامیدند، ترویج می‌شد. در دوره رضاشاه آنان نام «حزب کمونیست ایران» را بر خود نهادند و در عصر پهلوی دوم (محمد رضا پهلوی)، با عنوان «حزب توده ایران» فعال بودند. ( کامبخش،1358 : 7)
نظام معنایی مارکسیسم در طول عمر خود تحول زیادی داشته است. مارکسیسم ـ لنـینیسم در شوروی، مارکسیسم ـ مائوئیسم در چین، جریانی به نام چپ جدید (The new left) از 1970 م ، اروکمونیزم یا کمونیزم اروپایی و سرانجام گورباچفیسم از شاخه‌های آن تا فروپاشی گفتمان و نظام مارکسیستی در شوروی 1991 م بودند. ( سیاست و سازمان حزب توده ،1370 ،1 : 33 ـ 17)
چپ قدیم در ایران با پشتیبانی شوروی در شرایط اشغال کشور در شهریور 1320 ش. دو جمهوری خود مختار آذربایجان و کردستان را تشکیل داد که دوامی نیافت. پس از کودتای 28 مرداد 1332 که خفقان شدیدی حاکم شد، پیروان گفتمان مارکسیستی فعالیت‌های کم رنگی در راستای ترویج افکار و اندیشه‌های مارکسیستی داشتند. به تدریج جریان جدیدی از مارکسیست‌های جوان ایرانی که مشی حزب توده را بر نمی‌تافتند، به جنگ مسلحانه یا پارتیزانی روی آوردند.
چریک‌های فدایی خلق، افراد مارکسیست شده و جدا شده از سازمان مجاهدین خلق ایران(منافقین)، حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله از سازمان‌های متأثر از گفتمان مارکسیستی به عنوان
«چپ جدید» بودند که به اقدامات مسلحانه روی آوردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز آنان و حزب توده به اقدامات براندازانه خود علیه نظام اسلامی ادامه داده تا این که سرکوب شدند. گفتمان مارکسیستی به دلیل وابستگی حامیان و مروجان آن به دولت بیگانه (شوروی)، تضاد بنیادین با گفتمان اسلامی حاکم بر جامعه ایران، اقدامات غیر عقلایی و جاسوسی رهبران سازمان‌های آن برای شوروی، پایگاه مردمی قابل توجهی در ایران نداشته است.
پایه‌ای‌ترین اشکال به مفاهیم و گزاره‌های اصلی این گفتمان بر می‌گردد. گفتمان مارکسیستی یکسره نیاز‌های معنوی بشر را انکار و با نفی خدا، دین و عالم غیب ضربه سنگینی بر پیروان خود وارد کرد و همینطور در جوامعی که در آن حاکم شد، با فروپاشی شوروی در 1991 م گفتمان مارکسیستی بسیار ضعیف شد.
امام خمینی رهبر گفتمان اسلام ناب محمدی، پیشاپیش در نامه‌اش به گورباچف ضعف‌های بنیادین مارکسیسم را گوشزد کرده بود:
بر همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیاز‌های واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی و با مادیات نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد. ( جوادی آملی،1369 : 10ـ 9)
گفتمان مارکسیستی با توجه به ضعف‌های بنیادین مذکور نقش چندانی در عصر انقلاب اسلامی ایفا نکرد. گزاره‌های غالب این گفتمان به قرار زیر است:
1ـ اصالت با ماده است (ماتریالیسم).
2ـ قانون تز، آنتی تز، و سنتز بر جهان حاکم است. (ماتریالیسم دیالکتیک)
3ـ اقتصاد زیر بنا و دین، سیاست، اخلاق، حقوق و… (رو بنا) است.
4ـ خدا وجود ندارد، دین افیون توده‌هاست.
5ـ مالکیت خصوصی ممنوع است. مالکیت خصوصی عامل استثمار جامعه است.
6ـ مالکیت باید دولتی و اشتراکی باشد.
7ـ تاریخ از یک حرکت جبری برخوردار است. از کمون اولیه شروع می‌شود تا به سوسیالیسم و سرانجام کمونیسم خاتمه می‌یابد (ماتریالیسم تاریخی).
8ـ در هر جامعه دو طبقه وجود دارد؛ اول: طبقه حاکم (صاحب ابزار تولید و مالک)، دوم: طبقه محکوم (که فاقد ابزار تولید و مالکیت‌اند).
4ـ 4 ـ گفتمان التقاطی
در دهه پنجاه شمسی شاهد شکل‌گیری گفتمانی ترکیبی از مکاتب مختلف هستیم. التقاطیون از هر مکتبی مفهوم و گزاره‌ای را می‌گیرند و از مجموع آنها گفتمانی ناهمگون می‌سازند. مجموعه‌ای نامتجانس از مفاهیم و احکام که مفصل بندی معیوبی را می‌سازد، تصور و تحلیل کژ تابانه‌ای را به فرد می‌دهد.
پس از شکست گفتمان مارکسیستی و گفتمان ملی‌گرایی، همچنین عدم موفقیت اسلام‌گرایان با توجه به اختلاف مشروطه ـ مشروعه و استبداد سنگین عصر رضاشاه و استمرار اختناق در عصر محمد رضا بویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332، برخی از جوانان روشنفکر با فرض ناتوانی گفتمان‌های قبل به نظام معنایی ترکیبی روی آوردند. ابتدا برخی از مفاهیم و گزاره‌ها مانند جنگ پارتیزانی و طرفداری از کارگران و زحمت کشان نظر آنان را جلب کرد، اما به تدریج در شالوده فکری آنها التقاط کامل شد.
التقاطیون یک دست نبودندو ترکیب مختلفی از گفتمان‌های فعال در حوزه اندیشه و اجتماع آن روز را مفصل بندی کرده بودند. بعضی اسلام و مارکسیسم و برخی التقاط اسلام، ناسیونالیسم و لیبرالیسم و عده‌ای دیگر ناسیونالیسم و مارکسیسم را ترکیب کرده بودند. بنابراین مفاهیم و گزاره‌های گفتمان‌های مختلف التقاطی یکسان نبود. مفاهیمی چون «آزادی»، «ملیت» و «اسلام» در گفتمان ترکیبی نهضت آزادی تجلی داشت که در سال 1340 ش. تشکیل شد. رهبران آن را مهندس بازرگان، آیه اللّه طالقانی و دکتر سحابی تشکیل می‌دادند.
شاخه جوانان نهضت آزادی که متأثر از افکار رهبران آن بود، گفتمانی دیگر را صورت بندی کرد. آنها مفاهیمی چون جامعه بی‌طبقه توحیدی، جنگ مسلحانه، علم انقلاب، مساوات اقتصادی، اسلام انقلابی و مانند آن را پی‌گرفتند. این گروه همان سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) بودند که در سال 1354 عده‌ای از آنها رسماً اسلام را کنار گذاشته، مارکسیست شدند و گروه باقیمانده با همان گفتمانِ التقاطی اسلام و مارکسیسم باقی ماندند.(نجاتی،1371 ،ش1: 397) هر دو گروه ضربات وحشتناکی به اسلام و ایران وارد کردند. التقاط مارکسیسم با ناسیونالیزم ایرانی،‌محصول فکر خلیل ملکی بود که «حزب نیروی سوم» را ایجاد کرد. مفاهیمی چون «سوسیالیزم‌‌‌‌‌» ، «ناسیونالیزم ایرانی» و «نیروی سوم» به معنای نیروهای ضد استعماری علیه دو بلوک شرق و غرب در این گفتمان محور بود. خلیل ملکی و حزبش از کار خود نتیجه‌ای نگرفتند. وی معتقد بود سوسیالیسم متناسب با اوضاع ایران باید ترویج شود. (ملکی ،1388 :172)
تبیین علمی اسلام، تحلیل عصری و نوگرا از دین، تطبیق اسلام با دموکراسی غربی از جمله مهم‌ترین گزاره‌های گفتمان نهضت آزادی بود.(بازرگان، 1359) بر همین مبنا آنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به جای «جمهوری اسلامی»، «جمهوری دمکراتیک اسلامی» را پیشنهاد کردند که امام خمینی قاطعانه

مطلب مرتبط :   جنایی، حقوق، سیاست، حقوقی، ارزش‌ها
دسته بندی : علمی