دورهای به کار انجام مناسک و مراسم دینی مشغولاند شاید این نقطه بتوان نقطه تمایز با دیگر گفتمانها دانست گفتمانهایی که دسترسی ناچیزی به مردم کوچه و بازار و در یک کدام کل مردم ایران به غیر از دارندگان تحصیلات دانشگاهی داشتهاند عمده شیوه توزیع این گفتمانها کتاب، روزنامه و مجله است که حتی در وضع حاضر نیز از پوشش اجتماعی و لازم و کافی برخوردار نیستند. بنابراین حتی بر پایه وضعیت خاص شبکههای باز تولید و بازتوزیع گفتمان سنتی، بیهیچ تردیدی میتوان این گفتمان را تنها چارچوبی قلمداد کرد که به وجه واقعی و بالفعل هویت مردم ایران را عرضه و نمایندگی میکرده است.
تأسیس جمهوری اسلامی در ایران که هدف آن بازسازی جامعه براساس احکام شریعت بود، بر اندیشههای سیاسی معمار آن، امام خمینی(ره)، استوار بوده است. وی در رأس ترکیبی نیرومند که عمده از میان شاگردان و پیروانش بودند، توانست حکومت اسلامی را جایگزین رژیم پیشین کند؛ حکومتی که براساس آرا و نظریات وی استقرار یافت.
و اما همان طور که پیش از این مطرح شد ؛ می‌‌توان ویژگی‌های کلّی گفتمان انقلاب اسلامی را به ترتیب ذیل عنوان نمود:
1ــ توحیدمحوری و تسرّی امر قدسی در زوایای مختلف حیات بشری؛
2ــ تشکل نظام معرفتی از نظرگاه جهان‌بینی اسلامی؛
3ــ ابتنای سیاست بر دین و تعیّن معرفت دینی در حیات سیاسی، اجتماعی؛
4ــ تفوّق «دانش شریعت‌اندیش» بر «دانش طبیعت‌اندیش»؛
5ــ محوریت نظریۀ ولایت فقیه در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی؛
6ــ غیریت‌سازی و معین کردن مرزهای هویت دینی گفتمان انقلاب با سکولاریسم و اندیشه‌های انسان‌مدارانۀ غربی؛ به عبارتی قوام یافتن هویت ایرانی، اسلامی در تقابل با هویت مدرنیستی؛
7ــ تعریف نوینی از انسان منطبق بر جهان‌بینی توحیدی. (همان)
البته علاوه بر ویژگی های کلی بالا ، ویژگی های خردتر و در عین حال با اهمیت نیز مشهود است ؛ عناصری نظیر جمهوریت ، مردم سالاری دینی ، قانون مداری ، روحانیت ، عدالت طلبی و برابری جویی ، نفی غرب گرایی و تلاش برای دستیابی به استقلال و به عبارتی خود اتکایی ، بازگشت به خویشتن و اصالت دادن به سنن بومی ، آرمان شهادت طلبی و ایثار ، آزادی خواهی مبارزه با استبداد و استعمار ، رسیدگی به مستضعفین، علم گرایی و پیشرفت و … که حول دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی ، ولایت فقیه جمع شده و با هم زنجیره هم ارزی را بوجود می آورند.
در دهه اوّل انقلاب ما شاهد بروز دو گفتمان هویتی میباشیم یکی گفتمان لیبرال و دیگری گفتمان ارزش محور است.
2-3- گفتمان لیبرال:
نقطه آغاز استقرار گفتمان لیبرال به زمانی باز میگردد که امام خمینی(ره) در روز 15 بهمن ماه 1357 بر حسب «حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت ملت» و به موجب «اعتماد به ایمان راسخ بازرگان به کتب اسلام» و «اطلاع از سوابق» وی، طی فرمانی مهندس مهدی بازرگان را مأمور تشکیل دولت نمودند. (برزین، 268:1374)
پس از استقرار دولت موقت، بلوک قدرت توسط احزاب لیبرال اشغال شد. این دسته از احزاب و سازمانهای سیاسی در میان طبقهی متوسط جدید و مشتمل بر بازرگانان، سرمایهداران، کارمندان عالی رتبه، قضات، صاحبان حرفههای آزاد و دیگر اجزای طبقات متوسط دارای پایگاه اجتماعی بودند. (بشیریه، 33:1381) دولت موقت در فعالیتهای خود بر عناصر و مؤلفههایی تأکید مینمود که میتوان با تجمیع این عناصر و مؤلفهها در یک نگاه کلان، الگوی هویتی موردنظر آنان را در مورد فهم و توجه قرار داد. تأکید بر تغییرات آهسته و تدریجی، مرکزیت داده به ارزشهای لیبرال – ملیگرایانه، اتخاذ سیاست عدم تمهد در عرصه سیاست خارجی و همکاری با غرب و شرق از مهمترین عناصر درونی گفتمان لیبرال بود. (نظریه، سازمند، 191:87)
1-2-3- شاخصه های هویتی گفتمان لیبرال
– تأکید بر تغییرات آهسته و تدریجی
لیبرالها در زمانی تأکید بر تغییرات آهسته و تدریجی مینمودند که اکثریت مردم و گروههای سیاسی در قالبی «انقلاب» و هویتی کاملاً انقلابی مبتنی بر حرکت سریع و برگشتناپذیر در صدد بودند تا با مضمحل نمودن ساختارهای قدیم قدرت، ساز و کارهای متفاوتی را در عرصه، سیاسی به نمایش بگذارند، بازرگانان و اعضای دولت موقت، بدون توجه به شرایط خاص پس از انقلاب جهت تغییر تمام عیار نظام سیاسی و اجتماعی، نتوانست هیچ دستور کار انقلابیای برای کشوری که در گرما گرم یک انقلاب میسوخت ارائه کند. (تاجیک 63:1383) این طرز تصورات و تلقیهای مختلف و متفاوت از دوران پسا انقلابی موجب شد دولت موقت به سرعت پایگاه اجتماعی خود را در میان طبقات پایین و انقلابیون تندروکه کنترل اجتماعات خیابانی تعیین کننده سرنوشت انقلاب را داشتند، از دست رفت.
– مرکزیت دادن به ارزش های لیبرال – ملی گرایانه
لیبرالها مدافع اقتصاد سرمایهداری و متکی بر صنعت، لیبرالیزه کردن اقتصاد، ورودبه بازار جهانی ، کاهش نقش دولت در اقتصاد، تمرکز زدایی و توسعه درونزا بودند. (برزین: 273) به عبارتی نخبگان جناح لیبرال تفسیر غربگرایانهای از حکومت اسلامی داشتند و بر این اعتقاد بودند که هنگامی که انقلاب به پیروزی رسید، امور حکومتی را باید به چهرههای میانهرو تحصیل کرده سپرد تا کشور را در چارچوب شیوههای پارلمانی و با به کارگیری تدریجی اصول اخلاقی – اسلامی اداره کنند و در طول سیاستهای موجود به اصلاح اقتصاد کشور بپردازند. در مقابل، نیروهای اسلامگرا معتقد بودند لازمه تحقق عدالت اجتماعی نوعی حرکت مبتنی بر ملی سازی صنایع عمده، دولتی شدن اقتصاد و مصادره اموال سرمایهداران رژیم پیشین است. از منظر گفتمان لیبرال این ابزار رشد و تعالی جامعه و در خدمت انسانها واحدی فردی و خصوصی است که علیرغم دارا بودن بازتابهای اجتماعی، نباید آن را ایدئولوژیکو (تاجیک: 63) در کل میتوان گفت بازرگان و لیبرالها با نظراتی که داشتند با اختلاف نظرهایی مواجه شدند بازرگان و لیبرالها در چندین مورد با امام و نظرات ایشان و مبانی انقلاب در تعارض بودند. از جمله طرح اندیشه جمهوری دموکراتیک اسلامی از سوی بازرگانان و یا اندیشهی خدمات به ایران از طریق اسلام وی و حتی برداشت مداخلهجویانه در امور داخلی کشورها از نظریه صدور انقلاب اسلامی به کشورهای دیگر که هدفی جزء امر به معروف و نهی از منکر در قاموس انقلاب نداشت و…
– اتخاذ سیاست عدم تعهد و همکاری با غرب و شرق
دولت موقت با اعلام پیروی از سیاست «عدم تعهد» (بازرگان: 106) علناً بر عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها، پیروی از سیاست «موارته، منفی» و گسترش روابط ایران با سایر کشورها تأکید نمود. امّا موضوع کلی دولت موقت در تئوری و عمل و با دیدگاهی کلان، متمایل به سوی غرب و نگران از نفوذ شرق بود و تلاش میکرد روابط خود را با ایالات متحده بهبود بخشد. (ازغندی، 11:1381) به عبارتی ضمن اعلام بیطرفی، خواهان حمایت و برقراری رابطه، نزدیک با غرب بود و به همین منظور اقداماتی را به انجام رسانید. این گونه برخورد سازشکارانه با غرب زمانی صورت میگرفت که یکی از عناصر هویتی انقلابیون اسلامگرا، مبارزه با «استکبار» و «استعمار» بود که به رغم آنان آمریکا سمبل اصلی آن تلقی میشد. از میان الگوهای هویتی مورد نظر این گروه بحث انتخاب بنیصدر به ریاست جمهوری بود. با برگزاری اوّلین انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب بنیصدر به ریاست جمهوری در پنجم بهمن 1358، آخرین فرصت برای به صحنه آمدن نیروهای میانهرو و لیبرال فراهم آمد. از همان ابتدا با تسلط نیروهای انقلابی بر مجلس شورای اسلامی، سرآغاز هر دوره تازهای از مشاجرات و درگیریها میان آنها و نخبگان لیبرال بود که این بار در نهاد ریاست جمهوری استقرار یافته بود و البته مهمترین چالش میان رئیس جمهور و مجلس بر سر تعیین نخست وزیر پدیدار شد. در کل درگیری مدام مبنی صدور با حزب جمهوری اسلامی، مناقشه با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ناسازگاری با نخستوزیر منتخب (رجایی) و مورد تأیید مقام رهبری «…. از مهمترین عواملی بودند که بنیصدر را به سراشیب سقوط افکند و البته شاید مهمترین عامل سلب اعتماد رهبری انقلاب از وی بود؛ هر چند که در ابتدا توانسته بود مورد تأیید ایشان قرار گیرد و همچنین ائتلاف بنیصدر و سازمان مجاهدین بیش از پیش موقعیت متزلزل رئیسجمهور را تضعیف نمود. (نظری: 202).
با توجه به آنچه مطرح شد میتوان گفت از جمله دلایل شکست میانهرو عبارت است از:
1- مشکلات ذهنی میانهروها و به عبارتی بیتوجهی به آرمانهای انقلابی آن هم در شرایط انقلابی به هیچ عنوان با هویت انقلابی مردم هماهنگی نداشت، 2- اختلاف بر سر تداوم انقلاب تا جایی که به محض روی کار آمدن، انقلاب را خاتمه یافته اعلام کرده و بدون توجه به تجدید بنای اقتصادی و اجتماعی که خواست تودههای انقلابی بوده است، به ایجاد تغییرات اندک و آهسته آن هم در نظام سیاسی جامعه، اکتفا نمودند. سومین دلیل شکست را میتوان فقدان پایگاه اجتماعی مؤثر دانست و همچنین تشدید اختلافات درونی و کاهش هماهنگی حزبی شرایط را به جایی رساند که پس از عزل رئیس جمهور بنیصدر بعد از 16ماه ریاست جمهوری، نه تنها تودههای مردم در حمایت از وی حرکتی نکردند، بلکه علیه وی تظاهراتهای وسیعی در کشور براه افتاد. (همان: 208)
1-3-3-شاخصه های هویتی گفتمان اسلام گرا

مطلب مرتبط :   دریاچه، ارومیه، آبیاری، زیست‌محیطی، برنامه‌ریزیتحقیق

گفتمان هویتی دیگر در دهه اول انتخاب، گفتمان اسلامگرا بود: پس از خروج لیبرالها، با حضور نیروهای ارزش محور که از آنها به «مکتبی»، «اسلامگرا» و «متعهد» نیز یاد میشود، تمامی گروههای مارکسیست، «منافقین»، طرفداران بنیصدر و با تأخیر نیروهای جبهه ملی و سپس حزب توده از حوزه قدرت بیرون رانده شدند (مرز میان نیروهای خودی، 135:1275) در دوره دوم فعالیتهای نظام جمهوری اسلامی، گفتمان اسلام گرایان ارزش محور با کولهباری از تجربیات تلخ گذشته مرکزیت یافت که با تأکید بر جایگاه والای اسلام، فقه و احکام اسلامی، ولایت فقیه، تعهد مذهبی، انقلاب فرهنگی، اسلامی کردن جامعه، رعایت حدود شرعی، دفاع از جنبشهای آزادی بخش، تأکید بر یکپارچگی امت اسلامی و حمایت از مستضعفین در صدد طراحی گفتمان اصیلی برآمد در این گفتمان با نفی و طرد غربگرایی، مبارزه با استکبار و استعمار، نفی سکولاریسم، رد ملیگرایی (به عنوان ایدئولوژی) و تأکید بر امت گرایی فرصتی فراهم شد تا فضای عمل سیاسی در چارچوب خاصی نهادینه شود که با جلب حمایت و پشتیبانی مردم به گفتمان مسلط در جامعه تبدیل شد.
از جمله زمینههای تثبیت گفتمان ارزش محور علاوه بر وجود پایگاه گسترده مردمی نیروهای مکتبی و ارزشی در میان قشرهای مختلف مردم، سازماندهی و تشکلیابی آنها در قالب «حزب

دسته بندی : علمی