در منطبق ساختن ویژگی‌های مهم نظریۀ گفتمان با انقلاب اسلامی باید به «استیلا یا هژمونی»، «دال برتر» و «در دسترس بودن و اعتبار» ــ سه رکن نظریۀ گفتمان ــ در گفتمان انقلاب اسلامی توجه کرد.
1ـ استیلا (هژمونی): مبارزه برای دستیابی به استیلا از طریق طرح‌‌های سیاسی در نظریۀ گفتمان اهمیت بسیاری دارد. رفتارهای استیلاجویانه نوع ویژه‌ای از رفتارهای مفصل‌بندانه هستند که قوائد معینی را تعیین می‌کنند که این قوائد هویت گفتمان را می‌سازد؛ (دیوید مارش و جری استوکر، 1387: 29 )
ازاین‌رو دربارۀ استیلای گفتمان انقلاب اسلامی دو مسئله مطرح می‌شود: 1ــ چگونگی استیلا یافتن گفتمان انقلاب؛ 2ــ قوائد اندیشگی مطرح در گفتمان انقلاب که استیلا می‌یابند. گفتمان انقلاب اسلامی از گذرگاهی فرهنگی استیلا می‌یابد. امام‌خمینی، با طرد مشی مسلحانه، به اطلاع‌رسانی و تنویر افکار عامه معتقد بود. پیروزی خون بر شمشیر به جای قیام با شمشیر راهکار ایشان در تحقق پیروزی گفتمان انقلاب است؛ ازاین‌روست که در هر فرصت حاصل‌شده، امام(ره) طرح مشروعیت‌زدایی را براساس مبانی بنیادین فکر اسلامی دنبال نمود.
ایشان در این مسیر از شبکۀ گستردۀ مساجد در سراسر کشور و پشتیبانی اکثر طلاب حوزۀ علمیۀ قم و دیگر حوزه‌های علمیۀ خارج از شهر مقدس قم برخوردار بود. «امام خمینی، چه در آن دوران که به عنوان یک روحانی آگاه در مقابل انحرافات دینی سیاسی شبه‌روشنفکران دست‌پروردۀ نظام سلطنتی دست به کار مجاهدتی می‌زد و چه در آن دورانی که مستقیماً به عنوان یک رهبر دینی، سیاسی وارد صحنۀ مبارزه با نظام شاهنشاهی شد، متوجه سیاست‌های رژیم پهلوی و روشنفکران و نویسندگان وابسته به دربار در القای مشروعیت‌بخشی نظام پادشاهی در ذهن و اندیشۀ مردم ایران گردید؛ لذا مهم‌ترین وظیفه‌ای که امام(ره) از همان سال‌های بعد از سقوط رضاخان در سرلوحۀ مبارزات فکری و سیاسی خود قرار داد شالوده‌شکنی گفتمان‌های عقلی، دینی نظام سلطنتی بود.»( نامدار،1385، ش 7: 12 )
از سوی دیگر قوائد اندیشگی حاکم بر گفتمان انقلاب اسلامی در چهارچوب فکری و مختصات نظری امام‌خمینی معین می‌شود. به اجمال می‌توان قوائد اندیشگی امام(ره) را در عبور از مفاهیم شبه‌فکری، فلسفی و اندیشگی غرب، شالوده‌شکنی گفتمان‌های دینی، عقلی و روشنفکری حاکم، غلبه بر بی‌تاریخی‌گری و ترسیم مجدد هویت اسلامی؛ گشایش باب کارآمد و کاربردی کردن اجتهاد ضمن پایبندی بنیادین به سنّت‌های فقه شیعی و طرح پیوند وثیق دین با سیاست و حتی ابتنای سیاست بر دین دانست؛ البته دستگاه نظری اندیشۀ ایشان از نظرگاهی اسلامی تفسیر می‌شود؛ ازاین‌روست که امر قدسی روح حاکم بر اندیشۀ معمار انقلاب اسلامی ایران است.
2ـ دال برتر یا مرکزی: در هر گفتمان دلالت‌کننده‌هایی هستند که شناورند و دال‌هایی وجود دارند که برای آن گفتمان جنبۀ محوری دارد؛ درواقع در روش گفتمانی باید دال‌هایی را به نام دال‌های مرکزی یا محوری جستجو نمود که در مفصل‌بندی گفتمانی، مفاهیم و اجزای دیگر را کنار هم نگاه می‌دارد و به آنها وحدت می‌بخشد. دال برتر مفهوم کلید‌ی و هویت‌بخش در هر گفتمان است که نشانه‌هایی دیگر در سایۀ آن منتظم می‌گردد و با هم مفصل‌بندی می‌شوند.(بهروز لک،1387،ش14: 77 )
در گفتمان انقلاب اسلامی، اسلام دال برتر است و در نتیجه نوع  انسان‌شناسی و ویژگی‌هایی که از انسان در آن مفصل‌بندی شکل می‌گیرد شاکلۀ هویت افراد را رقم می‌زند؛ در واقع اسلامی که امام‌خمینی مفسّر آن است دال مرکزی گفتمان انقلاب به‌شمار می‌رود. از نظر ایشان بازگشت به هر نوع تفسیر و قرائت از اسلام نمی‌توانست مسلمانان را در مواجهه با فرهنگ و تمدن غرب یاری رساند؛ زیرا همۀ این قرائت‌ها بیانگر چهرۀ واقعی اسلام نیست و اسلام مانند حقیقتی همواره در پرده مانده و آنچه برنامۀ اسلام در میان مسلمانان بوده هیچ وقت گفته و اجرا نشده است. امام قرائت یکسونگرانه و محدود از اسلام را مردود دانسته است. در قرائت ایشان اسلام آیین جامع و کاملی است که به تمامی جنبه‌های وجودی انسان توجه کرده و جامع تمام ابعاد مادی، معنوی، غیبی و ظاهری است. به تعبیر بابی سعید«طرح اسلام‌گرایی مصمم است که از اسلام دال برتر نظم سیاسی بسازد… تبدیل یک دال به دال برتر مساوی است با ایجاد وحدت و هویت یک کل و اجزایش. برای اسلام‌گرایان دال برتر اسلام است» .(بابی سعید،1379 :123 )
اسلام، پیش از شکل‌گیری انقلاب اسلامی، دال شناوری بود که اسلام‌گرایان می‌کوشیدند بر اساس منطق هم‌ارزی و تفاوت با معنابخشی به آن و مفصل‌بندی مجدد آن در گفتمان خویش و سرانجام تبدیل آن به دال مرکزی هویت کلّی گفتمان خود را شکل دهند.
3ـ در دسترس بودن و اعتبار: لاکلائو دربارۀ تقابل بین گفتمان‌ها معتقد است: «گفتمانی در شرایط بحرانی می‌تواند به حفظ و بازتولید خود بپردازد که از دو ویژگی در دسترس بودن و اعتبار برخوردار باشد .(محمدهادی سمتی،1387، ش4: 76 )
ازاین‌رو آن‌گونه‌که لاکلائو و موفه توضیح داده‌اند، بر خلاف تعیین‌کنندگی ساختاری گفتمان‌ها، فرصت‌هایی برای ظهور کنش‌گران اجتماعی، سوژه‌های مستقل از ساختارها در فرآیند تحول گفتمان‌ها فراهم می‌شود. آنها سهم سوژگی سیاسی را چنین مطرح می‌کنند که سوژه‌های سیاسی در قالب رهبران ظاهر می‌شوند که به تثبیت گفتمان جدید کمک می‌کنند و آن را بر گفتمان مسلط پیشین، در صورت وجود دو شرط در دسترس بودن و اعتبار، غالب می‌سازند. از این بحث می‌توان اهمیت امام خمینی(ره) را در قالب سوژه‌ای سیاسی توضیح داد که با رهبری خود توانست زمینۀ تفوّق و پیروزی گفتمان اسلام‌گرایی را بر گفتمان پهلوی در ایران فراهم کند و بدین سان در تحول گفتمان‌های غالب در ایران سهم بسزایی داشته باشد. بعد دیگر اهمیت گفتمان امام(ره) تأثیر ایشان بر تحول اندیشۀ سیاسی اسلامی و بیان گونۀ خاصی از اسلام شیعی است. نظریۀ ولایت فقیه امام‌خمینی، به‌رغم پیشینۀ نظری در اندیشۀ سیاسی شیعه، تا آن زمان وارد حیات سیاسی، فکری جامعه نشده بود و فقیهان هرگز در مدیریت جامعۀ اسلامی به مقام ولایت نایل نشده بودند؛ هرچند در مقاطعی با سلاطین وقت همکاری می‌کردند. این قرائت جدید از ولایت فقیه و ترکیب آن با آموزه‌‌های عصر جدید جایگاه تفکر امام(ره) را در اندیشۀ سیاسی ایران اسلامی بسیار بالا برد.
با این تفاسیر می‌‌توان ویژگی‌های کلّی گفتمان انقلاب اسلامی را به ترتیب ذیل عنوان نمود:
1ــ توحیدمحوری و تسرّی امر قدسی در زوایای مختلف حیات بشری؛
2ــ تشکل نظام معرفتی از نظرگاه جهان‌بینی اسلامی؛
3ــ ابتنای سیاست بر دین و تعیّن معرفت دینی در حیات سیاسی، اجتماعی؛
4ــ تفوّق «دانش شریعت‌اندیش» بر «دانش طبیعت‌اندیش»؛
5ــ محوریت نظریۀ ولایت فقیه در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی؛
6ــ غیریت‌سازی و معین کردن مرزهای هویت دینی گفتمان انقلاب با سکولاریسم و اندیشه‌های انسان‌مدارانۀ غربی؛ به عبارتی قوام یافتن هویت ایرانی، اسلامی در تقابل با هویت مدرنیستی؛
7ــ تعریف نوینی از انسان منطبق بر جهان‌بینی توحیدی. (همان)
4- گفتمانهای رقیب
طی سال‌های 1357ـ1341،گفتمان‌های سیاسی متفاوتی نقش آفرین صحنه تحولات ایران بودند. با توجه به خصوصیت شکل دهی گفتمان‌ها به فهم و تصور از واقعیت و تأثیر آن در حوزه گفتار و رفتار، موضوع بررسی می‌شود. پرسش اصلی این است:
گفتمانهای رقیب طی سال‌های 1357ـ1341کدامند و گزاره‌‌های مقوّم آنها چه بوده است؟
گفتمان‌های فعال در عصر قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (1357ـ1341) شش گفتمان بوده ازجمله : گفتمان سلطنت‌طلبی، گفتمان اسلام ناب محمّدی(ص)، گفتمان‌مارکسیستی، گفتمان التقاطی، گفتمان روشنفکری، گفتمان ملی‌گرا.
تحولات سال‌های 1340 تا 1357 شمسی اهمیت بسزایی در تاریخ ایران دارد. گفتمانهای مختلفی در این دوره فعال بودند و می‌خواستند پارادایم حاکم برجامعه ایران باشند. از این رو شناخت گفتمان انقلاب اسلامی ایران، بدون معرفت نسبت به این گفتمان‌ها ناممکن است. بهمن انقلابی که بنیاد رژیم کهنه سلطنتی را فروریخت و روزگار نوی که با تأسیس جمهوری اسلامی ایران ‌آغاز شد، محصول تحولات گفتمانی این دوره است.
بی‌گمان حوزه‌های اندیشه آن زمانه وزن یکسانی نداشتند. هر کدام به نحوی ایفای نقش می‌کردند و با حفظ مرزهای مفاهیم و گزاره‌های خود، طرفداران خاص خود را داشتند. آنها با توجه به خصوصیت تحلیل سازی و غیرسازی گفتمان‌ها (خودی، غیر خودی) در عین تعامل با همدیگر، مستقل بودند.
شش گفتمان فعال را در این دوره عبارت است از:
1ـ گفتمان سلطنت‌طلبی؛
2ـ گفتمان اسلام ناب محمّدی(ص)؛
3ـ گفتمان مارکسیستی؛
4ـ گفتمان التقاطی؛
5ـ گفتمان روشنفکری؛
6ـ گفتمان ملی‌گرا .
گفتمان عبارت است از مجموعه‌ای از مفاهیم، احکام و گزاره‌ها که در ساختار خاصی یک نظام معنایی متمایز از سایر نظام‌ها را می‌سازند. گفتمان‌ها فهم و تصور ما را از واقعیت شکل می‌دهند و هویتی متمایز و مفصل بندی مخصوص به خود دارند.(سلطانی، سال1،ش4 : 118) بر این مبنا مفاهیم اصلی، گزاره‌ها و سازمان‌های هر گفتمان به اختصار توضیح داده می‌شود.
1 ـ 4ـ گفتمان سلطنت طلبی
این گفتمان از سوی نظام سیاسی حاکم تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران ترویج می‌شد. طرفداران این گفتمان قدرت را در دست داشتند و از حمایت رژیم پهلوی در همه ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی برخوردار بودند.
گفتمان سلطنت طلبی تبارش را در ایران باستان می‌جست و شکل گیری و صورت بندی خود را به بیش از 2500 سال قبل برمی‌گرداند. بنابراین مفاهیم و گزاره‌های آن به همین میزان کهنه است. شاه، سلطنت، ظل الله، ایران باستان، دربار، ملکه، ولیعهد، چاکری، جان نثاری، نظام موروثی و مانند آن از مفاهیم و گفتمان سلطنتی است. به نظر می‌رسد گفتمانی با این سابقه که پارادایم مسلط بر جامعه ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی بود، باید نظام معنایی منسجم و قابل قبولی داشته باشد اما این تصور نادرست است.
سلطنت‌طلبی در تاریخ ایران همواره از پشتوانه قدرت برخوردار بوده است. نظام معنایی، حوزه اندیشه وتحلیل سازی‌های این گفتمان از سوی استبداد داخلی حمایت شده است و بویژه پس از عصر قاجار، قدرت‌های روس، انگلیس و آمریکا آن را پشتیبانی کرده‌اند. حمایت و طرفداری از حاکمیت یک خاندان به صورت موروثی محوراصلی این گفتمان و شاه، قدر قدرت، قطب کشور و مالک الرقاب رعیت است و از قدرت مطلق برخوردار و دیگران نوکر، غلام خانه زاد، چاکر جان نثاروحلقه به گوش وی به حساب می‌آیند.(فردوست، 1369 :1،2)
چنان که

مطلب مرتبط :   گفتمان، مارکسیستی، مارکسیسم، اسلام، گزاره‌های
دسته بندی : علمی