که سنّت را به پیش‌داوری‌ها یا پیش‌فهم‌ها فرو کاسته و نقش راستین اجتماعی آن را نادیده گرفته است. به گمان هابرماس، در گفتگوی گادامری با سنّت راهی جز پذیرش آن وجود ندارد و در نتیجه منش انتقادی در کار فکری و آثار گادامر سست شده است.139
هابرماس همچنین این ادعای گادامر را که هرمنوتیک در تمام حوزه‌های رفتارِ بشری کاربرد عام دارد را رد می‌کرد. و نیز این‌که هر فهمی از طریق زبان و زبانمندی (Sprachlichkeit) تحقق می‌یابد. او غافل از این‌که عناصر و عوامل متشکلۀ دیگر نیز همچون کار و قدرت برای تأیید شدن به منزلۀ نیروهای تشکیل دهندۀ واقعیت نخست باید به زبان آورده شوند، با حکم به این که زبان صرفاً یک جنبه از واقعیت است گادامر را به باد انتقاد می‌گرفت. در حالی که گادامر ادعایی مبنی بر آن که زبان تشکیل دهنده و سازندۀ جهان است نداشت. گادامر همچون هایدگر معتقد بود که زبان و جهان مرزها و قلمرو واحدی دارند و هردو نیز نمودی تاریخی دارند.140
از نظر وی فیلسوف باید به معرفت‌شناسی و نقد توجه کند. یعنی در جهت تعیین و تشخیص اشکال و مقولاتی تلاش کند که عمل شناسایی را ممکن می‌سازند.
او دانش بشری را به سه قسم تقسیم می‌کند و در هریک از آنها علاقۀ خاصی را مطرح می‌کند:
یک- علوم طبیعی و تجربی که علاقۀ مربوط به این دانش، میل به سیطرۀ فنی است.
دو- علوم تاریخی-هرمنوتیکی یا علوم فرهنگی که مربوط به سنت و میراث‌های فرهنگی است.
او علاقۀ مربوط به این دانستن را علاقۀ علمی می‌داند و فهم در این علوم جنبۀ هرمنوتیکی دارد.
سه- علوم اجتماعی مانند اقتصاد و سیاست که علاقۀ آن قدرت و ایدئولوژی است و هدف آن نیز
رهایی پدیده‌های اجتماعی از سلطۀ قدرت و ایدئولوژی است.
نظریات هرمنوتیکی هابرماس گاه همخوانی‌هایی نیز با نظریات گادامر دارد. برای مثال او نیز مانند گادامر فهم پدیده‌های مختلف از جمله متن را از طریق گفتگو می‌داند. به بیان دیگر از نظر او عمل فهم یک فرآیند بین الاذهانی (Intersubjectivity) است. مفسر با سلسله پیش‌فرض‌ و زیست‌جهان خاص خود به فهم امور می‌پردازد.
روش فهم متن نیز از طریق درهم‌آمیزی افق‌ها میسر است. مفسر از فرهنگ و سنت‌هایی که در تاریخ برای او به یادگار مانده اثر می‌پذیرد و در واقع این امور افق فکری او را تشکیل می‌دهد.
همچنین هابرماس نیز مانند گادامر، به نقش زبان در فهم متن اعتقاد دارد، زیرا زبان مخزن سنت‌های ماست. البته از نظر وی زبان دارای بعد ایدئولوژیکی است و درواقع ایدئولوژی ما در تفسیر پدیده‌ها حضور دارد و همین امر ادعای برخی از متفکران را به نقد می‌کشاند که در تحلیل پدیده‌های انسانی می‌توان با بی‌طرفی با آن‌ها مواجه شد.141

مطلب مرتبط :   امنیت، سیاست، جنایی، امنیتی، آزادیدرباره :
دسته بندی : علمی