آمریکا یک اشتباه عمیقاً گیج¬کننده است. این امر به آن معنی است که اگر بتوانیم نفوذ آمریکا را کنار بگذاریم آن گاه امپریالیسم فرهنگی و رسانه¬ای پایان می¬یابد. آمریکایی¬شدن خود یک شکل وابسته به فرایند فرهنگایدئولوژی مصرف¬گرایی است که برای سرمایه¬داری جهانی ضروری است. حلقه ارتباطی بین آمریکایی¬شدن و وابستگی فرهنگی با کارتل صنعت سینمای هالیوود و نظام «ستاره سازی» مبتنی بر آن در دهه 1920 شکل گرفت (اسکلیر، 1381: 193).
گفته می¬شود که با ظهور فناوری¬های جدید رسانه¬ای نظیر اینترنت و نظایر آن در دهه 1990 بود که علاقه و اقبال تازه¬ای نسبت به فرهنگ رسانه¬ای و جهانی پدید آمد. اگر نظریه امپریالیسم فرهنگی ثمره عصر تلویزیون است، در آن صورت بحث «جهانی¬شدن» را باید محصول فناوری¬های جدید رسانه¬ای دانست. درحالی¬که هواداران نظریه امپریالیسم فرهنگی سیلان اطلاعات را در مسیری یک¬سویه می¬دیدند، هواداران نظریه جهانی¬شدن به ظرفیت و استعداد مخاطبان در برقراری نوعی ارتباط دوسویه با استفاده از فناوری جدید اینترنت و ایمیل اعتقاد دارند. به نظر هواداران نظریه جهانی¬شدن، امروزه یک نظام ارتباطی تازه در جهانی انعطاف¬پذیر و غیرمتمرکز در حال ظهور است (ویلیامز، 1386: 242). البته دید منفی به جهانی¬شدن هم وجود دارد که همان هواداران نظریه امپریالسم فرهنگی و رسانه¬ای هستند که تأکید دارند که چگونه فناوری¬های جدید شکاف بین ملل فقیر و ثروتمند را افزایش می¬دهند، کنترل شرکت¬های بزرگ بر فرهنگ و رسانه¬های جهانی را تثبیت می-کنند و جامعه جهانی را به سوی یک¬دست شدن پیش می¬برند (ویلیامز، 1386: 243). مثلاً نکته مورد توجه شیلر که معتقد است امپریالیسم فرهنگی آمریکایی از بین نرفته است بلکه تغییر شکل داده و شرکتهای فراملی که همه به نوعی وابسته به آمریکا هستند جایگزین آن شده¬اند.
شیلر می نویسد: «در شرایطی که در دهه 1960 درست بود که به رسانه¬های آمریکایی و امپریالیسم فرهنگی اشاره کنیم، در دهه 1990، این اصطلاحات و مفاهیم باید از نو تعریف شود. … امروزه، تولیدکنندگان فراورده¬های فرهنگی به متحدانی عظیم و یکپارچه تبدیل شده¬اند. … بازار به شکل فزاینده¬ای زیر نظارت شرکت¬های بزرگ صنایع فرهنگی قرار می¬گیرد. مصرف¬گرایی دیگر یک پدیده آمریکایی همراه با برخی آثار مخرب نیست. این پدیده گسترده می¬شود و در اروپا، ژاپن و تعداد دیگری از مناطق تحت محاصره در سراسر جهان ریشه می¬گیرد. … امپریالیسم فرهنگی آمریکایی نمرده¬است بلکه، این اصطلاح دیگر به اندازه کافی شرایط فرهنگی جهانی را توصیف نمی¬کند. امروزه، مفیدتر آن است که فرهنگ شرکتی فراملی را به عنوان یک نیروی مرکزی مورد توجه قرار دهیم که با چاشنی تند رموز و کاردانی رسانه¬های آمریکا همراه است و خود از تجربه بلندمدت بازاریابی و مهارت¬ها و ممارست¬های ایجاد سرگرمی و تفریح منشأ گرفته¬است» (شیلر، 1377: 70-67).
شیلر با اشاره به فروش دارایی¬های آمریکایی به کشورهایی نظیر ژاپن، آلمان و … بیان می¬کند که سلطه رسانه¬های آمریکایی که روزگاری در سراسر جهان رقیبی نداشت، به شکل فزاینده¬ای مالکیت فراملی یافته¬است، با این حال مدیران جدید کیفیت و شکل فراورده¬های رسانه¬های آمریکایی را حفظ می¬کنند (شیلر، 1377: 93).
1-6.9. تماشاگران ایرانی
واژه ی مخاطب مدت‌ها است که در فرآیند ارتباطات جمعى اصطلاح رایجى شده است. در مدل ساده ی خطى (منبع، مجرا / کانال، پیام، دریافت‌کننده، اثرات)، که توسط پیشگامان حوزه ی رسانه‌پژوهى همچون شرام (Schramm,1954) ارائه شده است، مخاطب به‌طور ساده به خوانندگان، بینندگان، شنوندگان و یا دریافت کنند یکى از کانال‌هاى رسانه‌اى یا هر محتوا و نمایشى اشاره دارد. گردانندگان رسانه‌ها و نیز نظریه‌پردازان رسانه‌اى از واژه ی مخاطب درک یکسانى دارند.
با این همه، واژه ی مخاطب، در پس کاربرد عامیانه‌اش، پُر است از اختلافات در معنی، بدفهمى‌ها، و اختلافات نظری. مشکلات فوق عمدتاً از این حقیقت ناشى مى‌شوند که واژه ی ساده و یگانه ی مخاطب براى اشاره به واقعیتى به‌کار مى‌رود که به‌طور روزافزون در حال پیچیده‌تر و متنوع‌ تر شدن است و مى‌تواند پذیراى صورت‌بندى‌هاى نظرى متضاد باشد.
می¬توان نظریات درباره مخاطب را در طیفی قرار داد که یک سر آن مخاطب را فعال، آزاد، خلاق و گزینشگر در نظر گرفته و در سر دیگر طیف نظریاتی هستند که مخاطب را منفعل و مجبور در نظر می¬گیرند. مک کویل در این خصوص آورده:« دانشواژه مخاطبان رسانه¬ها بسیار رایج است و معنای ظاهری ساده¬ای هم دارد: مجموعه افردی که خوانندگان، شنوندگان یا بینندگان رسانه¬های گوناگون یا قسمت¬هایی از محتوای آن¬ها را تشکیل می¬دهند (مک¬کویل،1385: 306).
او در ادامه با اشاره به رویکردهای گوناگون نسبت به این مجموعه افراد و نیز واقعیت و مفهوم آن نوشته: مهم¬ترین خاستگاه گونه¬گونی، به¬همین جهت منشا نظریه¬های جایگزین در مورد مخاطبان، ماهیت اساسا دوگانه این پدیده است. مخاطبان تشکیل جمعی را می¬دهند که یا در واکنش به رسانه¬ها( مجراها و محتواها) به¬وجود آمده و یا ازنیروهای اجتماعی با موجودیت مستقل( وقتی که مخاطبان بر یکی از گروه¬ها یا دسته¬های اجتماعی موجود و یا نتایج فعالیت¬های یک گروه اجتماعی برای تهیه مجاری ارتباطی متعلق به خود، منطبق می¬شوند) تشکیل شده است. البته بیش¬تر مواقع این¬دو با هم آمیخته¬اند»(مک¬کویل،1385: 306).
مخاطب بیشتر رسانه‌هاى جمعى معمولاً جز به‌صورت پراکنده و غیر مستقیم قابل مشاهده نیست. از این‌رو، اصطلاح مخاطب، همانند بسیارى از مفاهیم به‌ظاهر ساده در علوم اجتماعی، نظیر جامعه و افکار عمومی، ماهیتى انتزاعى و قابل بحث دارد. هم‌چنین، واقعیتى که واژه ی مخاطب به آن بر مى‌گردد متنوع و مستمراً در حال دگرگونى است. به‌عنوان نمونه، واژه ی مخاطب را مى‌توان به‌طور یکسان در مورد گروه خوانندگان یک داستان‌ یا بینندگان برنامه‌هاى تلویزیون‌ به‌کار برد، در حالى که دو پدیده ی فوق بسیار متفاوت هستند. مثال فوق، توان و گستردگى واژه ی ساده ی مخاطب را نشان مى‌دهد.
مخاطب شناسی یکی از شاخه‌های مهم علم روان‌شناسی، روان‌شناسی تربیتی است که رسالت اصلی آن به کار بستن قواعد و یافته‌های مختلف علم روان‌شناسی در فرایند تعلیم و تربیت بوده و از محورهای اساسی آن بحث از «ویژگی‌های یادگیرنده» یا تربیت شونده است. این محور که ما از آن به «مخاطب شناسی» یاد می‌کنیم، ارتباط مؤثر بین فراگیر و معلم یا گیرنده اطلاعات و فرد اطلاع رسان را سهل و آسان می‌سازد و از دشواری‌های انتقال مفاهیم می‌کاهد. (پور کریمی،۱۳۸۱ :۳۱۲)
در شیوه مخاطب شناسی میزان فهم و درک و مراتب عقل و خرد افراد سنجیده می شود . اصل « مخاطب شناسی در تبلیغ » اگر آنگونه که شایسته است به تحقق در آید تاثیر لازم و مورد نظر را در افراد مختلف مردم جامعه با فهم و درک های گوناگون و میزان قدرت پذیرش و تجزیه و تحلیل های متفاوتی که دارند به وجود می آورد. در خصوص انیمیشن هرچند که مخاطبان آن امروزه دیگر کودکان نیستند و جداول فروش بین الملل انیمیشن ها نشان می دهد که این ژانر طرفداران زیادی در میان بزرگسالان نیز دارد، اما بنا به دلایلی در فرهنگ ایرانی، کارتون یا انیمیشن مختص کودکان تلقی می شود و این مسئله نیز در رسانه ملی و شبکه ویدئوی خانگی واضح است که برنامه های انیمیشنی در میان برنامه های مختص کودکان نمایش داده می شوند.

مطلب مرتبط :   داستان، قرآن، داستانهای، داستانها، مِنْ

1-7. کاربردهای متصور از تحقیق:
پس از انجام تحقیق در واقع گام اول سیاست گذاری کلان در حوزه تولیدات انیمیشنی و یا پخش انیمیشن در حوزه کودک و نوجوان انجام شده است. بدین منظور شورای نظارت و ارزیابی صدا و سینما و وزارت ارشاد می توانند با این مبنا، قبل از پخش و یا توزیع مواد رسانه ای انیمیشنی بر آن ها نظارت کنند و در صورت وجود این گونه پیام ها، اقدامات لازم را انجام دهند.
موسساتی همچون رسانه های تصویری، قرن بیست و یک و… که عملیات توریع رسانه ای این انیمیشن ها را برعهده دارند نیز می توانند در عرضه محصولات خود دقت بیشتری نمایند و بر اساس شرح وظایف خود، مانع از تکثیر این گونه موارد گردند.
در کشور ایران برای انیمیشن ها هنوز کدگذاری سنی (ranking) وجود ندارد. لذا می توان با انجام این تحقیق، انیمیشن ها را برای گروه های سنی مختلف طبقه بندی نمود و بعضاً انیمیشن هایی که دارای پیام های پنهان بالای 18 سال هستند را از دامنه مصرف کودکان حذف نمود که اقدامی بسیار ضروری و لازم است. این سیستم در بسیاری از کشورهای در مورد فیلم های سینمایی و البته بر اساس میزان خشونت و صحنه های جنسی انجام می گردد که پیشاپیش خانواده ها بتوانند فیلم های مناسب سن فرزندان خود را تهیه کنند. حال اگر این اقدام در سطحی عمیق تر و در لایه های پنهان تر فیلم های انیمیشنی صورت گیرد، قطعاً کارایی و اثربخشی بیشتری خواهد داشت.

فصل دوم: چارچوب نظری و ادبیات تحقیق

مطلب مرتبط :   بریتانیا، انگلیسی، پلیس، همچنین،، نظامی

2-1. چارچوب نظری
بحث تأثیر رسانه¬ها بر کودکان و آسیب¬پذیری آن¬ها در مقابل محتواهای رسانه¬ای همواره مدّنظر محققان و پژوهشگران بوده و هست. حتی در دوره¬ای که نظریه¬های تأثیر محدود رسانه¬ها حاکم بوده¬است، عده زیادی به تأثیر قوی و بعضاً مطلق رسانه¬ها بر کودکان باور داشتند و تحقیقات درباره محتوا، مخصوصاً محتواهایی که مخاطب آن¬ها کودکان بوده¬اند، همچنان به نظریه «تأثیر قوی» وفادار مانده¬اند، چون نمی¬توان انکار کرد که ذهن کودکان لوح سفید است و در نتیجه پذیرای هر آن¬چه که به او داده می¬شود. نه تنها بزرگسالان، بلکه کودکان نیز به منظور سرگرمی، کسب اطلاعات، برقراری ارتباطات اجتماعی و همچنین دستیابی به فرصت¬های بیش¬تر برای شناخت هویت خود، از رسانه¬های مختلف استفاده می¬کنند، تا تجربه¬های مخصوص به خودشان را به-دست آورند. امروزه کودکان به میزان زیادی با انواع مختلف رسانه سروکار دارند و مطالب زیادی را از آن یاد می¬گیرند و رسانه¬ها و شخصیت¬های رسانه¬ای تبدیل به همدم و دوست کودکان شده¬اند. «کودکان از طریق تلویزیون اطلاعات بسیاری درباره مردم، شیوه¬های زندگی آن¬ها و پدیده¬ها و رخدادهای گوناگون دریافت می-کنند. آن¬ها فقط برای سرگرمی به تلویزیون روی نمی¬آورند، بلکه در تلاشند که بیاموزند چگونه باید باشند تا واکنش دیگران نسبت به آن¬ها مطلوب باشد و در جامعه تنها نباشند» (فون فی لیتزن، 1380: 257).
همچنین، محتوای رسانه¬ها مرزهای اخلاقی جامعه را تعریف می¬کند و در نتیجه تعیین می¬کند که چه اعمالی قابل قبول، سالم، بهنجار و خوب است (سیدمن، 1386: 182) و به این صورت به افراد می¬آموزد که در زندگی اجتماعی خود چگونه

  • 5
دسته بندی : علمی