ر برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
اخلاق در هر سنی می‌تواند مطابق با ویژگی‌های آن سن ارائه شود و به صورت یک برنامه داده شود. ولی ابتدا باید کودک را شناخت و ویژگی‌های او را هم شناخت و از این طریق است که می‌توان مفاهیم اخلاقی متناسب با او را بیان کرد. خردسال تفکرش از نظر ویژگی‌های فیزیولوژیک ذهنیش هنوز اینقدر ذهن رشد نکرده است که بتواند مفاهیم انتزاعی و پیچیده را درک کند. و تنها قادر به دریافت مفاهیم عینی،‌ ساده و ملموس است. و حتی اگر قرار باشد که مفاهیم انتزاعی را برای او توضیح دهیم باید از طریق چیزهایی که ملموس است این کار را انجام دهیم. و علاوه بر این ویژگی، خردسال قادر به تمرکز زیاد بر روی یک برنامه نیست و نمی‌توان به مدت طولانی بیست دقیقه و بیشتر او را پای یک برنامه نگه داریم. و آن زمان تمرکز ذهنی او را باید دو الی سه دقیقه در نظر گرفت و در این فاصله و با توجه به اینکه مفاهیم عینی را درک می‌کند برای او طراحی برنامه انجام می‌دهیم. و مفهوم را هم بر اساس آن ذهنیات و ملموساتی که می‌شناسد برای او بیان می‌کنیم. و چون می‌دانیم که گنجینه لغات خردسال میزان محدودی است و قادر به درک مفاهیم سنگین نیست و براساس شناختی که از او داریم برای او تولید برنامه می‌کنیم. کودک نسبت به خردسال گنجینه لغات بیشتری را آموخته است و ورود به جامعه پیدا کرده است و مقداری ذهنش از آن تفکرات عینی صرف پا فراتر نهاده است و قدم به مراحل پیچیده‌تر گذاشته است و بعضی مفاهیم را بهتر درک می‌کند. اینها را باید بدانیم و یا از متخصص فن کمک بگیریم و خود من با اینکه روانشناسی خوانده‌ام و کودک را می‌شناسم ولی همیشه در تیم تولید برنامه گروه‌های مشاوری داشتیم که متن برنامه را نیز بازبینی می‌کردند که مبادا ما غفلت‌هایی داشته باشیم. و چون می‌خواهیم برای مخاطبی که او را نمی‌بینیم و بازخوردی از او نداریم کاری تولید بکنیم باید بسیار مراقب باشیم و میزان خطاهایمان را بسیار کم بکنیم و این امکان ندارد جز از طریق این دقت نظرات و مشاوره گرفتن‌ها. در مورد کودک هم طبق همین ویژگی‌هایش برنامه را تولید می‌کنیم. ذهنش نسبت به خردسال بیشتر رشد کرده است و دایره واژگانش افزایش پیدا کرده است و زمان بیشتری را قادر است که بر روی برنامه تمرکز پیدا کند. می‌توانیم برنامه‌ها را از آن شکل خیلی ساده و خطی که برای خردسال پیش می‌رفتیم کمی متفاوت‌تر و پیچیده‌تر کنیم و به داستان شاخ و برگ بیشتری بدهیم. و در مورد نوجوان باید بگویم که او پا به دنیای تفکر انتزاعی گذاشته است و قادر به درک مفاهیم پیچیده و ذهنی شده است. علائق، ‌ویژگی‌ها و خصوصیات رفتاری او با دوران کودکی بسیار متفاوت شده است و به دلیل تغییرات هورمونی که پیدا کرده است باعث می‌شود که بروز هیجانی او نیز متفاوت‌تر از قبل بشود و باید تولید برنامه مطابق با ویژگی‌ها و درک و دریافت و توانمندی‌های او صورت پذیرد. و اگر چنین کاری انجام دهیم می‌توانیم مطمئن باشیم که برنامه به اهداف خود خواهد رسید و باعث جذب مخاطب خواهد شد.
من : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟ اگر آری کدام قالب‌ها؟ با چه ویژگی‌هایی؟
وقتی ما می‌خواهیم طراحی یک برنامه را انجام دهیم ابتدا موضوع آن را مشخص می‌کنیم و براساس موضوع ایده‌ای را پیش‌بینی می‌کنیم و بعد طراحی می‌کنیم و مرحله به مرحله پیش می‌رویم و خود آن موضوع، ایده و طرحی که ما به آن می‌رسیم خطی که ما می‌خواهیم به آن برسیم را به ما می‌دهد یعنی اگر ما همینطوری و براساس اینها بگوییم نه فقط این قالب برای مسائل دینی و مباحث اخلاقی مناسب است خوب این از نظر شیوه برنامه‌سازی کار تخصصی و درستی نیست. هیچکدام از قالب‌های برنامه‌سازی ابتدا به ساکن برای طرح مفاهیم اخلاقی مناسب نیستند بلکه آن موضوع و ایده که شکل می‌گیرد براساس آن ما می‌توانیم برای نوع قالب برنامه تصمیم بگیریم و بعد هم براساس مخاطبمان می‌توانیم تصمیم بگیریم. یعنی بعد از اینکه ما یک مقدار طرح‌مان جامع و کامل شد و تحقیق و بررسی درباره آن موضوع کردیم. ببینید من برنامه‌ساز وقتی طرحم شکل می‌گیرد و حتی یک نمونه از کار به مرحله اجرا می‌رسد با مخاطب خود تست می‌زنم یعنی مخاطب آن گروه سنی که مدنظرم هست را امتحان می‌کنم تا ببینم با کدام فرم بیشتر تأثیر می‌پذیرد و خوشش می‌آید. یعنی خود مخاطبین به ما بازخورد می‌دهند. و یک تحقیق نیاز دارد حتی در زمان طراحی اولیه. مثلا ما می‌خواهیم در ایام عاشورا برنامه‌ای بسازیم که راجع به حقوق شهروندی باشد. نویسنده ما ایده‌ای به ذهنش می‌رسد و می‌گوید ما می‌آییم و یک محله را در نظر می‌گیریم که شخصی تازه وارد به آنجا می‌آید. و این مردم نیز عادات و آداب غلطی دارند و بعضی از حقوق شهروندی را زیر پا می‌گذارند و این شخص یک شخص روحانی،‌آگاه و باسواد هست که وارد محله آنجا می‌شود و باعث تغییر رفتار مردم می‌شود. و بعد مناسک آن ایام در آن محل به شکل دیگری برگزار می‌گردد و خیلی عالی‌تر می‌شود و به شکل بهتری برگزار می‌شود. این یک ایده است که شما در آن یک قصه دارید و این شما را به سمت نمایش سوق می‌دهد.

مطلب مرتبط :   تسلیحات، متعارف، ناوهای، دول، دریایتحقیق دربارهمقاله ای با کلمات کلیدی:

من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
متاسفانه الان بچه‌ها بیشتر برنامه‌های ساخت کشورهای خارج را نگاه می‌کنند و به سمت آنها کشش دارند و به همین دلیل من از آن برنامه‌ها برای شما مثال می‌زنم. یک انیمیشن بود که مخاطبین زیادی در بین کودکان داشت، شخصیت‌های خنثی داشت و شما متوجه نمی شدید که این دختر است یا پسر. و من که تا آن موقع فکر می‌کردم مخاطبین دختر با شخصیت دختر همذات پنداری می‌کند و از آن الگو می‌گیرد آن روز به اشتباه خودم پی بردم و آن روز وقتی بود که در یک سوپری بودم و یک دختر بچه چهارساله را به همراه پدرش دیدم که وقتی اسمش را از او پرسیدم پدرش اسمی را گفت ولی آن دخترک اسم یکی از آن شخصیت‌های کارتونی را گفت و چون من نمی‌دونستم این چه انیمیشنی هست پیگیری کردم و آن را نگاه کردم و متوجه شدم این شخصیت که آن دختر عاشق آن بود اصلا دخترانه نبود و حتی خشن نیز بود و حرکات رزمی و اکشن نیز داشت و این شخصیت روی آن دختر تأثیر گذاشته بود و بعد با خودم فکر کردم که این انیمیشن چکار کرده بود که آن دختر را جذب کرده بود و پسران را نیز در سنین پیش دبستان مجذوب کرده بود. و متوجه شدم که این جنسیت شخصیت‌ها نبود که باعث جذب این کودکان شده بلکه شخصیت پردازی‌ای بود که برای این شخصیت‌ها شده یود و آن طراحی‌ای بود که برای آنها شکل گرفته بود. قطعا تفاوت‌های سنی تأثیرگذار هست و تفاوت‌های جنسی نیز همین‌طور است. متاسفانه فیلم‌سازان و برنامه‌سازان ما همیشه آمده‌اند و خاطرات کودکی و نوجوانی خود را کار کرده‌اند و به نوعی خودشان را بازگو کرده‌اند در حالی که آن فیلمسازی است ولی در حیطه تلویزیون جایگاه ما فرق می‌کند و خصوصیت و جنسیت مخاطبان در تولید برنامه نقش دارد. سن صدرصد در نقش بستن قالب در ذهن من برنامه‌ساز تأثیر ندارد مثل اینکه من بگویم مخاطب خردسال است پس باید انیمیشن یا عروسکی باشد.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
اصولا کمدی، فانتزی از ژانرهایی است که همه گروه‌های سنی را جذب می‌کند. کاری که فضای شاد دارد و ایجاد خنده می‌کند. ولی در بعضی مقاطع مثل خردسالی و کودکی بیشتر از ژانر اسلپ استیک خوششان می‌آید. مثل وقتی که دو شخصیت، کیکی را توی صورت هم پرتاب می‌کنند و یا سر خوردن یک شخصیت بر روی یک موز. و یا اینکه خود شما وقتی می‌خواهید یک خردسال را جذب کنید جلوی او شکلک درمی‌آورید و یا خودتان را روی زمین می‌اندازید و او از خنده ریسه می‌رود. ولی نوجوان اینقدر نمی‌خندد ولی وقتی اینطوری می‌شود یک لبخندی بر روی لب پیرمرد خانه هم می‌آید. نوجوانان به دلیل هیجاناتی که دارند شاید بشود گفت به سمت ژانرهای اکشن کشیده می‌شوند.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
از چاشنی‌های تأثیرگذار رنگ، ریتم و فانتزی است. خردسال تحت تأثیر فضای فانتزی و حتی قصه‌گویی است. اینها همه چاشنی‌هایی هستند که می‌توانند براساس طرح و ایده و محتوا تأثیرگذار باشند باید هر کدام در جای خود قرار بگیرد تا معنی پیدا کنند.
چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در برنامه “شهر بستنی‌ها” که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
یکی از عوامل موفقیت برنامه “شهر بستنی‌ها” رویه طراحی و پیش تولید این برنامه بود. تشکیل تیم‌های کارشناس بسیار مهم است و در کارگاه‌های آموزشی که برای برنامه‌سازی کودک برگزار شد و از کشورهای دیگر نیز حضور داشتند بر این نکته هم تأکید داشتند. تشکیل یک تیم متخصص از روانشناسان و علوم تربیتی که حتی در موقع نوشتن برنامه همراه نویسنده حضور داشته باشند. درباره نواقصی که ما در این برنامه داشتیم که اگر نمی‌بود کار بهتر می‌شد باید گفت این نواقص در محتوای برنامه نبود چون تمام تلاش‌هایمان را انجام دادیم بلکه اگر در مواد بهتری در اختیار داشتیم کار بسیار موفق‌تر می‌شد. من یادم هست که در آن زمان ما طراحی یک شهرک سینمایی کودک را انجام دادیم. خوب این برای من حسرت بود که با طراح برنامه نشستیم و روی این مسئله فکر کردیم و آنجا را یک شهر خیلی وسیعی می‌دیدیم ولی در اختیارمان قرار نگرفت و همه آن فضا را در یک فضای سیصد و شصت درجه و محدود آوردیم.

مطلب مرتبط :  

اسدالله اعلایی
فارغ التحصیل رشته کارشناسی گرافیک
کارشناسی ارشد ارتباطات
مدیر گروه کودک شبکه دو به مدت 14 سال
طراح و نویسنده و تهیه‌کننده برنامه نیم‌رخ
متن مصاحبه با جناب آقای اسدالله اعلایی :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
هر برنامه تلویزیونی استانداردهایی را دارد که بخشی از آن به مخاطب برنامه برمی‌گردد. و بنا به مخاطبی که برنامه دارد جهت خاص آن مخاطب را پیدا می‌کند. ویژگی‌های برنامه به ویژگی مخاطب

  • 3
دسته بندی : علمی