نکردن، و… به نظرم در برنامه‌سازی برای کودکان و نوجوانان بهتر است که روی بخش مثبت هر جفت از آموزه‌های اخلاقی تاکید شود. مثلاً نمایش دادن پسری که به پدر و مادر خود در کارهای خانه کمک می‌کند، اولویت دارد به نشان دادن کودک تنبل، به این دلیل که قدرت همذات پنداری در مخاطبان کودک و نوجوان، بیشتر از هر گروه سنی است و از همین رو، آنها “تاثیرپذیرترین مخاطبان” تلویزیون تلقی می‌شوند و چه بهتر که در معرض پیام‌های مثبت یا همان جفت مثبت آموزه‌های اخلاقی قرار بگیرند. نکته دیگر اینکه متاسفانه چند گانگی‌های اخلاقی در زندگی امروزی خانواده‌های ایرانی از یک طرف، و دوگانگی میان استانداردهای اخلاقی رادیو و تلویزیون با ارزش‌های درون خانواده‌ها، کار روی آموزه‌های اخلاقی را سخت کرده است.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
در مورد سن و سال بله، مثلا قالب مستند کاربردی برای مخاطب کودک و نوجوان ندارد. در مورد جنسیت نیز یافته‌های تحقیقم در کتاب “جنگ تلویزیونی برای کودکان” نشان می‌دهد که دختران و پسران انتخاب‌های متفاوتی دارند. مثلا علاقۀ دختران به جنگ‌های تفریحی-آموزشی و کلا به جنگ تلویزیونی بیشتر از پسران است. یک نکته در مورد برنامه‌سازی و جنسیت قابل توجه است و آن اینکه سیر برنامه‌سازی کودک و نوجوان در کشورهای پیشرفته، به سمت محو جنسیت یا کلیشه‌های جنسی رایج در کارتون‌ها و برنامه‌ها پیش می‌رود؛ یعنی بهتر است به جای دخترانه-پسرانه کردن برنامه‌ها، آنها را برای هر دو گروه تهیه و تولید کرد.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
به نظرم هر کدام از این قالب‌ها ظرفیت آن را دارند که کودکان را جذب کنند، به شرط آنکه به بهترین شکل ساخته و پرداخته شوند. مهم این نیست که چه قالبی حتما به کار گرفته شود، بلکه مهم این است که هر قالب را چگونه می‌توان به بهترین و موثرترین شکل به کار گرفت. البته کودکان کمدی را دوست دارند، ضمن اینکه بر اساس تحقیقاتی که در کتاب “جُنگ تلویزیونی برای کودکان” هم اشاره کرده‌ام، برنامه‌های موزیکال با حرکت سریع تصویر و آهنگ هم مورد توجه آنها قرار می‌گیرد اما باید دید آیا این قالب‌ها، قدرت آن را دارند که محتوای اخلاقی را سوار خود کنند؟ به نظرم این نیازمند کار تحقیقی روی گروه‌های آزمایشی است، شبیه آزمایش هایی که برای ساخت جنگ های تلویزیونی خارجی (مثل سه سمی استریت) انجام شده بود و در کتابم آنها را به تفصیل توضیح داده‌ام.
در کتاب “جنگ تلویزیونی برای کودکان” در بخش نتایج تحقیق، گوشه‌هایی از ترجیحات کودکان و نوجوانان را اشاره کرده‌ام که مثلا اکثرا کارتون را بیشتر از فیلم سینمایی می‌پسندند و خواهان همراهی موسیقی با تصویر هستند.
من : چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در قالب جنگ که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
بر اساس یافته‌هایی که از تحقیقم ارائه کردم، تنوع جنگ تلویزیونی (به کار گیری آیتم‌های مختلف در یک برنامه) دلیل اصلی استقبال مخاطبان کم سن و سال است که احتمالا جوابگوی احساس تنوع طلبی آنهاست. همراهی موسیقی با تصویر، استفاده از آهنگ‌های شاد و انرژی بخش، عروسک‌های سخنگو، و بخش‌های کارتونی، امیتازهایی است که جنگ تلویزیونی را از سایر ژانرهای برنامه‌سازی جدا می‌کند. اما نکته قابل توجه اینکه: جنگ تلویزیونی اگر به شیوه‌ای صحیح و علمی و بر پایه تحقیق ساخته شود، می‌تواند در جذب مخاطبان کم سن و سال بیشترین موفقیت را داشته باشد؛ در غیر این صورت، صرف چسباندن چند آیتم به هم، دلیل بر تهیه و تولید اثری موفق نیست.
من : به نظر شما این ادعا تا چه حد صحیح است: هیچ قالبی به تنهایی ملاکی برای جذابیت ندارد و این شاخصه‌ها و ویژگی‌های صحیح هر قالب است که اگر در هر قالب مراعات شود سبب جذب کودکان می‌شود؟
به نظرم هر کدام از این قالب‌ها ظرفیت آن را دارند که کودکان را جذب کنند، به شرط آنکه به بهترین شکل ساخته و پرداخته شوند. مهم این نیست که چه قالبی حتما به کار گرفته شود، بلکه مهم این است که هر قالب را چگونه می‌توان به بهترین و موثرترین شکل به کار گرفت.تحقیق و تجربه نشان داده که کودکان و نوجوانان، قالب کارتون و برنامه‌های ترکیبی را بیشتر می‌پسندند. بنابراین شاید بهتر باشد که آموزه‌های اخلاقی با بیانی داستانی و در قالب کارتون ارائه شوند.

مطلب مرتبط :   تلویزیون، رادیو، انحصار، تلویزیونی، BBC

رودابه حمزه‌ای
20 سال شاعر برنامه‌های کودک است
کتب برگزیده: 1- خیال صورتی حوزه هنری
برگزیده کتاب سال 2- کلبه کوچک شاپرک‌ها انتشارات سروش
برگزیده کتاب سال 3- مجموعه‌ای از مهربانی حوزه هنری
متن مصاحبه سرکار خانم رودابه حمزه‌ای :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه‌ای موفق نامیده می‌شود که ضمن داشتن جاذبه‌های گوناگون برای جذب مخاطب، بتواند پیام‌رسان مسائل اخلاقی و آموزش غیر‌مستقیم و نهفته در متن برنامه و همچنین دارای بار فرهنگی مناسب باشد.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟
کودک و نوجوان، به دلیل داشتن تجربیات کمتر از بزرگسالان و آمادگی دریافت آموزه‌های اخلاقی، دینی و اجتماعی، استحقاق داشتن برنامه‌هایی خوب و شاد را دارند. اینگونه برنامه‌ها که بر اساس علم و دانش و تخصص ویژه این گروه سنی تهیه می‌شود، بچه ها را جذب نموده و فرصت را برای انتقال پیام‌های غیر مستقیم فراهم می نماید.
من : چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
پیام‌رسانی مستقیم و نصیحت‌گونه بچه‌ها را خسته و دلزده می کند. اشخاصی که قرار است در گروه برنامه‌سازان کودک فعالیت کنند، باید از اعتقادات درونی در ارتباط با شیوه‌ی درست زندگی و رعایت آداب و مسائل اخلاقی و اجتماعی در روابط روزمره خود بر خوردار باشد. در غیر اینصورت مطمئنا آموزه‌ها و پیام‌های منتقل شده، تصنعی و غیر واقعی به نظر می‌رسد و تاثیر و نتیجه مطلوب کسب نخواهد شد.
برای انتقال مفاهیم اخلاقی و دینی در گروه سنی خردسال، به زبان ساده‌تر و رساتر و استفاده از شیوه تمثیل نیاز داریم و هرچه سن مخاطب به سمت نوجوانی بالا می‌رود، موضوعات خاص‌تر و پیچیده‌تری از نظر علم روانشناسی رو برو می‌شویم. به زبان ساده: در برنامه‌سازی خردسال و کودک ،آموزش مفاهیم و پرورش استعدادها ودر سنین نوجوانی به تحلیل و بررسی روحیات ومشکلات و نیز معرفی راهکارهایی مناسب برای حل مسائل از اهمییت بیشتری برخوردار است.
اگر هدف از ساخت یک برنامه فقط پر کردن اوقات فراغت مخاطبان است که هیچ ولی اگرهدف از ساخت یک برنامه‌ی سرگرم‌کننده با ساختاری محکم و درونمایه قوی و تاثیر‌گذار باشد، می‌توان با استفاده از تخصصی‌ترین محتوا‌ها ومتن‌ها در قالب ساده‌ترین ساختار‌ها به مقصود رسید. متاسفانه این روزها استفاده از رنگ های تند، اشعار سطحی و موسیقی‌های جنجالی و زد و بند‌های کلامی وحتی فیزیکی مجریان باعث آشفتگی ذهن کودک می‌شود .در صورتی که بهتر است هیجانات و طنز‌های موقعیتی، در تکس و مضمون پیش‌بینی شود و با استفاده از هنر ارتباط با کودک در کنار حفظ آرامش مجری و بازیگران، به انتقال بهتر شادی و طنز و پیام مستتر در متن دست یابیم.
من : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟
یکی از مشکلات برنامه‌سازهای ما این است که ظرف را به اندازه مظروف انتخاب نمی‌کنند. انتخاب اینکه شما برای ساخت یک فیلمنامه یا طرح از کدام صنعت استفاده بهتری می‌برید، اهمیت زیادی دارد. به عنوان مثال، استفاده از صنعت انیمیشن برای ساخت متن‌هایی که دارای تصاویر ذهنی خاص می‌باشند مفید‌تر است ولی اگر متن یا قصه دارای قابلییت‌های تصویری رئال و قائم به کلام و تصاویر عینی باشد، استفاده از قالب‌های دیگر برنامه‌سازی می‌تواند جایگزین انیمیشن که هم وقت گیر و هم پر هزینه است باشد.
نظر من این است که مظروف مهم‌تر از ظرف است. اگر یک غذای بد مزه و نامناسب را در هر ظرفی بریزید، مزه غذا تغییر نمی‌کند .اگر چه باید هماهنگی بین ظرف و مظروف وجود داشته باشد ولی متن است که همیشه نوع ساختار را مشخص می کند و حرف اول را می زند.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
یکی از موارد قابل توجه در ساخت برنامه‌ها ی کودکان، تولید برنامه‌ها با استفاده از موضوعات پسرانه است. و از دختر‌ها و موضوعات مربوط به آنها به صورت سطحی و اشاره وار عبور می‌شود.
استفاده از عمو‌ها وشخصیت‌های داستانی پسرانه و حتی شرکت بیشتر پسر‌ها در مسابقات به دلیل شکل ظاهری ساده‌تر و قابل پخش‌تر باعث می‌شود که نیمی از مخاطبان برنامه‌ها نادیده گرفته شوند .اثرات منفی این موضوع در رفتار و گفتار دختران بیننده برنامه‌های کودک مشهود است!
من : نظر شما درباره حضور مجریان خانم که با لحن خاصی صحبت می‌کنند چیست؟
البته بنده صد در صد مخالف حضور مجریان خانم با این لحن گفتار کشدار! می‌باشم.یک مجری خانم می‌تواند از شیوه‌های صحیح ارتباط با مخاطب استفاده کند و در عین حال از متانت و وقار یک بانوی ایرانی که به عنوان الگوی مناسب رفتاری و گفتاری دختران ایرانی قلمداد می شود مورد پذیرش و احترام جامعه نیز باشد.
من : لطفا از دیگر آسیب‌هایی که ممکن است به وسیله مجری ایجاد شود نام ببرید؟
مورد دیگر، ایجاد جار و جنجال و هیاهو‌های بی مورد در پلاتوها و در گیری‌های لفظی و حتی فیزکی بعضا بی ادبانه می‌باشد که متاسفانه در سال‌های اخیر بیشتر شاهد آن هستیم.‌ اینگونه رفتار‌ها باعث ایجاد اضطراب و دلشوره شده و حس درگیری را در ذهن و روح کودک ایجاد می کند. کودکان برای تمرکز به فضایی آرام، تخیلی، روشن و زیبا به دور از رنگ‌های تند و موسیقی استرس‌زا و اشعار مبهم احتیاج دارند. پس با متن خوب، لحن ساده وآرام‌بخش و کلام سالم مجری و بازیگران می‌توان فضایی مناسب برای دستیابی به اهداف آموزشی، پرورشی کودکان فراهم آورد.
من : به عنوان یک شاعر کودک که ترانه‌های بسیاری از برنامه‌های کودک را سروده‌اید چه پیشنهادی در خصوص موسیقی این ترانه‌ها دارید؟
موسیقی‌ها و اشعار غیر تخصصی و کاور شده از نمونه‌های لوس آنجلسی در برنامه‌های

مطلب مرتبط :   رابطه ویژگیهای شخصیتی والدین با اختلالات رفتاری درکودکان
دسته بندی : علمی