می‌دهید؟
بله می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودک از طریق برنامه کودک منتقل کرد. اتفاقات طبیعی که در زندگی ما اتفاق می‌افتد قابلیت این را دارد که بچه با آنها آشنا شود. مثلا وقتی کودک می‌بیند که ساعت پنج صبح والدنیش برای نماز بیدار می‌شوند متوجه می‌شود که باید نماز بخواند و باید برای او این مطلب را بیان کرد نه اینکه طبق نظریه‌های روانشناسی غربی بیان این مفاهیم را تا سنین بالاتر به تعویق بیندازیم. و حتی باید در ابتدای خردسالی هم برای او می‌توان این مفاهیم را بیان کرد. یا اینکه وقتی کودک با والدینش به مغازه می‌رود بهانه می‌گیرد و گریه می‌کند که من فلان چیز را می‌‌خواهم این یک مسئله و اتفاق روزمره است که برنامه‌ساز باید این مطلب را با بچه درمیان بگذارد و به او گوشزد که وقتی انسان جایی می‌رود نباید هر چیزی را بخواهد.
من : از منظر شما کدام یک از مفاهیم اخلاقی دین را می‌توان برای کودکان مطرح کرد؟اگر برای مخاطبین مختلف کودک (خردسال،کودک و نوجوان) تفکیک می نمایید چه عاملی را سبب تفریق این دسته‌بندی برای هرکدام از مخاطبین می‌بینید.
مضامین اخلاقی برای سنین مختلف باید متفاوت باشد چون درک بچه‌ها از مفاهیم متفاوت است و نیز آن مفاهیم باید کاربردی آن گروه سنی باشد. مثلا خردسال باید بیاموزد که یه لقمه از غذایش را به کودک دیگر بدهد ولی نوجوان باید بیاموزد که به خاطر خواهر و برادرش و یا والدینش از رفتن به مدرسه غیرانتفاعی به دلیل هزینه زیاد خودداری کند. و یا اینکه باید بدانیم حقوق و دریافتی معلم ربطی به بچه خردسال ندارد. برنامه‌ساز باید با زبان ادب و لطف صحبت کند.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
برای نوجوان از همه قالب‌ها می‌شود استفاده کرد. مثل”شکرستان” که با وجود تهیه شدن این برنامه برای مخاطبین کودک، ولی در نظر سنجی‌ها مشخص شد که عمده مخاطبین آن نوجوانان هستند. و به نظر من به غیر از برنامه ترکیبی و گفتگو محور از بقیه قالب‌ها برای کودک و خردسال می‌توان استفاده کرد. و تفکیک برنامه به دخترانه و پسرانه خیلی لزومی ندارد. و اینکه بدانیم بین یک دختر 13 ساله و یک دختر 18 ساله حتما تفاوت عقلی وجود دارد یا حتی در گروه مخاطبین خردسال یک کودک 4 ساله با یک خردسال 7 ساله کاملا درکشان متفاوت است ولی همه را در یک گروه قرار می‌دهیم و این مسئله هم به دلیل این است که در کلیات عقلی مشترک هستند. و درست است که پسران در سنین نوجوانی نسبت به دختری در همان سن کمی پرشورتر و حالت لودگی بیشتری دارند و با اینکه دختران رفتار اجتماعی مودبانه‌تری دارد ولی هر دو در استودیو مؤدب و آرام هستند.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
بچه‌ها به خصوص خردسالان اسلپ استیک را دوست دارند و منتظر هستند که یک عروسک سر بخورد تا از خنده روده‌بر شوند. و فانتزی هم در کنار برنامه‌ها به عنوان یک چاشنی ژانر است چون تخیل بچه‌ها را ارضا می‌کند. خود موزیک هم برای بچه‌ها جذاب است. موزیکال برای نوجوانان به این صورت است که دوست دارند گروه موسیقی را به صورت حرفه‌ای دنبال کنند. ما برای خردسال و کودک و بزرگسال برنامه داریم ولی وسط این‌ها یک حفره داریم به نام نوجوان که برنامه‌ای برای آنها طراحی نشده است و هیچ موسیقی که نوجوان خوانده آن باشد و یا مضمون آن برای نوجوان باشد وجود ندارد. مثلا اینکه شما در دوره نوجوانی بر روی امید و یا تلاش کار بکنید روی دوستی و حل مشکل کار بکنید موسقی نوجوان خیلی ضعف دارد.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
در شبکه قرآن روی مجری‌های زن بیشتر مانور می‌دهند در حالی که عمو قناد، عمو پورنگ، عمو مهربون موفق‌تر هستند چون مجریان مرد در ایران دارای شرایطی هستند که دستشان برای انجام بعضی کارها بازتر است. مفاهیم اخلاقی نمی‌تواند جزو عوامل جذابیت برای کودکان باشد ولی در اولویت‌های ما قرار دارد استفاده از عروسک بستگی به عروسکش دارد. موسیقی و آواز و رقص که خیلی هم موافقش نیستم خیلی برای بچه‌ها مهم است. اسلپ استیک نیز مهم است تخیل هم همینطور است ولی اگر در یک برنامه تخیل هم نباشد شما می‌توانید کار را جلو ببرید. چون تخیلی به لحاظ تکنیک هزینه‌بردار است و معمولا از فضای کار کودکان حذف می‌شود. رنگ و لعاب خیلی مهم است و باید طبق یک سواد بصری به بچه ارائه دهد.
من : چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در برنامه “سپید پر رنگ”تان که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
قالب برنامه “سپید پررنگ” ترکیبی از پلاتو، تولید و گزارش است. “نیم رخ” ترکیبی بود از پلاتو (آماده شدن یک متن و تک خوانی آن) و گزارش‌ها و در سال‌های آخر “نیم رخ”، در برنامه یک میز قرار داده شد که دورتادور آن نوجوانانی می نشستند و راجع به موضوعی بحث می‌کردند. بعدها برنامه‌های “شیب تند” و “نارنجستان” تولید شد که پلاتویی-نمایشی بود یعنی غیر از اینکه پلاتو گفته می‌شد نمایش‌هایی هم در آن اجرا می‌شد. قالب‌های دیگری که رایج شد “نقطه سرخط” و “مثبت من” بود که از دو مجری پسر و دختر استفاده می‌کردند به علاوه یک کارشناس مسائل نوجوانان، که با حضور آن کارشناسان مشکلات و مسائل نوجوانان مطرح می‌شد. و چون نوجوانی فاصله‌ای بین کودکی و بزرگسالی است و خود نوجوان دوست دارد بزرگسال محسوب شود. ما هم گفتیم طوری با آنها برخورد کنیم که دوست دارند باشند. و یک ترکیبی از برنامه کارشناس و گفتگو محور و با حضور خود نوجوان ترتیب دادیم. و حتی گفتیم برنامه زنده باشد تا بگوییم ما به شما اعتماد داریم و نظراتتان برای ما خیلی مهم است. و به همین دلیل خودشان پیام می‌دهند و می‌آیند در برنامه شرکت می‌کنند. و شخصیت‌های مهم و مسئولین را هم در برنامه دعوت کردیم و به نوجوانان این اعتماد را دادیم که شما خیلی مهم هستید. و بعد از هر برنامه ما بازخوردهای اس ام اسی خوبی از برنامه می‌گیریم و دقیقا همان چیزی است که ما از برنامه‌مان می‌خواهیم و بدون اینکه ما به آنها چیزی تحمیل کنیم خود آنها جواب می‌دهند و با برنامه احساس صمیمیت می‌کنند. از جمله موانعی که اگر نمی‌بود برنامه موفق‌تر بود این است که ما یک سری مباحث را نمی‌توانیم مطرح کنیم یا مثلا در حوزه موسیقی دچار مشکل هستیم که اگر این موانع نمی بود قطعا به موفقیت برنامه خیلی کمک می‌کرد. بیان روابط دختر و پسر در این سنین یکی از آن خط قرمزهاست و یا اینکه در موقع ورود به سازمان پوشش نوجوانان را کنترل می‌کنند و این باعث آسیب می‌شود.

مطلب مرتبط :   حقوق، پدیدآورندگان، ضبط، هنری، ادبی

رحمان حاصلی
تهیه کننده و کارگردان برنامه کودک و نوجوان نقطه اوج از شبکه قرآن

متن مصاحبه با جناب آقای رحمان حاصلی :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه‌سازی واقعا کار سختی است و خیلی اتفاق‌ها دست به دست هم می‌دهند تا کار به نتیجه برسد. ما همیشه در طراحی و پیش تولید مشکل داریم. مثلا ما همیشه در کشورمان می‌دانیم که ماه رمضان چه زمانی است ولی فقط ده روز قبلش یادمان می‌آید که باید برای ماه رمضان کاری تولید کنیم یا برای ایام فاطمیه فقط سه روز قبلش مدیران و مسئولین به فکر تولید برنامه‌ای برای این ایام می‌افتند. و متأسفانه نه یک پژوهش که حتی یک پیش تولید ساده هم برای کارهایمان در نظر نمی‌گیریم. و این بیشترین ضربه را به کار می‌زند و اکثر برنامه‌سازان تلویزیون فکر می‌کنند که باید آن اتفاق زودتر جلوی دوربین برود. من همیشه به دوستان می‌گویم تصویربرداری یک کار ساده‌ترین مرحله آن کار است. البته همیشه سخت‌ترین مرحله کار، گرفتن کار از تلویزیون است و بعد از آن طراحی و پیش تولید آن کار است که باید با موفقیت انجام شود و تولید و فیلمبرداری آن خیلی راحت و ساده است. اینکه عموم مدیران و تهیه‌کنندگان ما دقیقه نودی هستند بزرگترین لطمه را به تولیدات تلویزیونی می‌زند. برنامه‌ای موفق خواهد بود که یک طراحی صحیح و برنامه‌ریزی دقیق و پیش تولید درست داشته باشد. مثلا برنامه “ماه‌عسل” که یک برنامه فاخر تلویزیونی است و مورد تقدیر قرار می‌گیرد به دلیل این است که تهیه‌کننده آن یکسال برای این برنامه تدارک می‌بیند. آقای علیخانی از دوستان بنده است و من می‌دانم که تیم ایشان تمام سال در حال جمع‌آوری سوژه و فکر کردن برای طرح‌های جدید و نوآوری در برنامه هستند حتی با آهنگسازشان صحبت می‌کنند و او یکسال فرصت دارد تا برای تیتراژ برنامه شعر و موسیقی مناسب تهیه کند. و وقتی ماه رمضان می‌آید این برنامه توسط این آدم با برنامه ریزی جلو می‌رود و به همین دلیل است که سوژه‌ها بکر و گپ زدن‌ها بکر می‌شود.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
به نظر بنده باید مفاهیم اخلاقی را به مخاطب کودک منتقل کرد. مگر می‌شود به غیر کودک این مفاهیم را منتقل کرد پس باید از همین دوران کودکی این مفاهیم را به او یاد بدهیم. و من نمی‌دانم چرا تلویزیون ما دیگر کلیپ نمی‌سازد دیگر سرود نمی‌سازد. متأسفانه ما به جایی رسیده‌ایم که دقیقه به دقیقه آنتن شبکه را فروخته‌ایم به ارگان‌ها و به آموزشگاه‌ها و کارخانجات و … .و دیگر چیزی دست تلویزیون نیست که برایش برنامه‌ریزی کند تا بخواهد برنامه‌ای تولید کند. یکی از راه‌های ارتباطی با کودک برای انتقال مفاهیم اخلاقی نمایش کلیپ و سرود به کودکان است. چرا نمی‌سازیم؟ آخر این پول‌ها کجا هزینه می‌شود؟ ما چقدر باید محفل ضبط کنیم و نمایش بدهیم. خوب چرا فکر نمی‌کنیم؟ ما الان که کودک ذهنش آماده است و از این نوع برنامه خوشش می‌‌‌‌‌‌‌آید می‌توانیم به صورت خلاصه و مفید چهارتا مفهوم صحیح اخلاقی به او منتقل کنیم. دیگر نصیحت کردن، حرف زدن از موضع بالا و اینکه بگوییم بچه‌های مذهبی فلان تیپ و شکل را دارند دیگر اینگونه جواب‌گوی نیاز مخاطب نخواهیم بود.
من : از منظر شما کدام یک از مفاهیم اخلاقی دین را می‌توان برای کودکان مطرح کرد؟اگر برای مخاطبین مختلف کودک (خردسال،کودک و نوجوان) تفکیک می نمایید چه عاملی را سبب تفریق

مطلب مرتبط :   تسلیحات، اموال، کنوانسیون، کشتی، متعارف

  • 7
دسته بندی : علمی