های اجتماعی ویا خبرخوانها و صندوقهای الکترونیک تنها با اضافه کردن یک جمله و اشاره به نکته ای کوتاه می تواند کارکرد خبرمذکور را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده و بالعکس کند.
در واقع تحولات شگرف رسانه‌ای در دهه اخیر نوعی جدید از رسانه را به‌شکل مخاطب – سردبیر متولد کرده است که در آن مخاطبان در قالب سردبیری تمام عیار می تواند مطالب رسانه را تحت تاثیر قرار دهند.
بنابراین پذیرش این نکته چندان دشوار نیست که استناد به نظریات کلاسیک قرن بیستم در رابطه با منفعل بودن و تحت تاثیر قرار گرفتن مخاطب با واقعیت فعلی بیگانه است.
تکامل ارتباطات وکهکشانهای ارتباطی
مک لوهان16 نظریه پرداز کانادایی درحوزه ارتباطات، در 4 کتاب مشهور خود در دهه 1960،”کهکشان گوتنبرگ”، “برای درک رسانه”، “رسانه پیام است” و”جنگ و صلح در دهکده جهانی”، دریچه تازه‌ای به رسانه و ارتباطات را گشود.
مک لوهان در «برای درک رسانه» که با گذشت 40 سال از انتشار آن همچنان یکی از مراجع اصلی مطالعه عمومی درباره رسانه ها به شمار می آید. از سه دوره ارتباط رسانه‌ای در تاریخ بشری یاد می‌کند و این سه دوره را با نوع زندگی اجتماعی بشر تطبیق می‌دهد وی این سه دوره را با عنوان کهکشان نامگذاری کرده است. کهکشان اول، کهکشان شفاهی، دوم، کهکشان گوتنبرگ و سوم، کهکشان مارکونی است.
کهکشان شفاهی17
از نظر مک لوهان در این دوره که از آن با عنوان نظام قبیله‌ای یاد می‌کند، ارتباطات شفاهی ، الگوی اصلی ارتباط انسان است و تعاملات رو در رو و کنش شفاهی از مهمترین رسانه‌های ارتباطی بشر در این دوره به شمار می آید.
از آغاز زندگی بشر، تا قبل از سال 1450، این کهکشان و نظام اجتماعی حاکم بر آن، عهده‌دار اصلی الگوی ارتباطی بشر در زندگی اجتماعی و حیات جمعی بوده است و به مقتضای این الگو، ارتباطات فردی، درون فردی، میان فردی، بین سازمانی و به‌طور کلی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بشر سازمان یافته است.
البته برخی صاحب نظران اسلامی و ایرانی این بخش از نظریه مک لوهان را قابل خدشه دانسته اند. محسنیان راد در اثر 3 جلدی خود، “ایران در چهارراه ارتباطات” ،یک کهکشان به کهکشان های مک لوهان با نام کهشکشان دارمانی افزوده و استفاده ایرانیان از وسایل ارتباطی راه دور نظیر علائم نوری را ناقض فرضیه مک لوهان دانسته است و رواج نشر علوم و معارف اسلامی از طریق دست به دست شدن و تکثیر نسخ خطی در میان مسلمانان از قرن اول تا قرن هفتم هجری را به عنوان سابقه ارتباطات مکتوب میان مسلمانان 700 سال پیش از اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ عنوان می کند.
وی به تقلید از مک لوهان که دو کهکشان خود را به نام دو مخترع فن‌آوری ارتباطات (گوتنبرگ و مارکنی) نامگذاری کرده است، با در نظر گرفتن سهم داریوش در به‌کارگیری برج‌های انتقال پیام نوری و سهم مانی در تکثیر پیام، نام کهکشان جدید را ” داریوش + مانی” یا کوتاه شده آن، دارمانی، انتخاب کرده است.
وی، ابداع فن‌آوری انتقال پیام‌های نوری و همچنین ایجاد بیل‌بورد بسیار بزرگ سنگی که بیشتر شبیه روزنامه‌های امروزی است، محصول زمینه تاریخی – اجتماعی آن عصر معرفی کرده است.
نویسنده کتاب ایران در چهار کهکشان ارتباطی معتقد است که” آن رویداد تاریخی، انگیزه اختراع هوشمندانه‌ای در زمینه فن‌آوری‌های ارتباطات شده که در عصر خود، می‌توانسته است همانقدر اهمیت داشته باشد که اختراعات پیچیده امروزی در حوزه اطلاعات – ارتباطات.”(محسنیان راد،1384، 756)

مطلب مرتبط :   دین، فقه، نصوص، نظریههای، تکثرگرایی

کهکشان گوتنبرگ18
سال 1450را می‌توان نقطه عطف در تاریخ ارتباطات بشری و بالتبع فرهنگ بشر دانست، اختراع‌ ماشین چاپ توسط «یوهان گوتنبرگ» طلاساز اهل ماینز ، دگرگونی عظیمی در نحوه ارتباطات و بالتبع فرهنگ بشری محسوب می‌گردد که سرآغاز رشد و توسعه تکنولوژیهای ارتباط جمعی پیشرفته‌تر و تغییرات نهادین و بنیادی‌تر در ساختار فرهنگی بشری بود. مک لوهان از این دوره با نام دوره «قبیله گریزی» نام می‌برد .
با افزایش روند صنعتی شدن چاپ و توسعه بازار آن، رسانه‌های دیگری بغیر از کتاب، که ماهیت اصلی شان استفاده از فن آوری چاپ بود، مثل روزنامه‌ها، هفته‌ نامه‌ها و مجله‌ها، پا به عرصه ظهور گذاشتند که هر کدام سهم بسزایی در تغییر و تحول در حوزه فرهنگ عمومی جوامع داشتند.

کهکشان مارکنی19
کهکشان مارکونی با به‌وجود آمدن تلویزیون در سال 1950 آغاز می‌شود. در واقع استفاده از نیروی برق برای مصارف ارتباطی از جمله بزرگترین کشفیات قرن نوزدهم بود، در سال 1898 مارکونی با موفقیت علایمی را در طول 23 کیلومتر در روی دریا ارسال کرد و در سال 1899 نیز علایمی در طول کانال مانش فرستاد.
تحول بعدی سیستم‌های پخش گسترده رادیو ، از دهه 1920 به بعد و تلویزیون از اواخر دهه 1940 (سرآغاز ورود به مارکونی) بسیار بسیار فراگیر بود. به زعم لوهان با پیدایش کهکشان مارکونی، ما به سمت یک باز قبیله‌ای شدن مجدد رفته‌ایم و تعبیر قصار او در این مورد، همان «دهکده جهانی‌» است.
رسانه های نوین و کهکشان چهارم
در تکمیل نظریه مک لوهان ، ظهور وفراگیر شدن رسانه های نوین مبتنی بر تکنولوژی دیجیتال در دهه پایانی قرن بیستم را شاید بتوان چهارمین کهکشان بزرگ ارتباطی نامید.
رسانه های مبتنی برتکنولوژی دیجیتال وشبکه جهانی اینترنت موجب شده اند تا از یکسو تبادلات میان فرهنگها به‌شدت افزایش یابد و فرهنگ جهانی شکل گیرد و از سوی دیگر با استفاده از ظرفیتهای فن آوری نوین، هویت یابی واختصاصی سازی رسانه ها براساس خرده فرهنگها، سلایق وعلائق ملی، مذهبی ، نژادی و قشری شکل گیرد.
شاید بتوان گفت مفهوم مخاطب انبوه که در کهکشان دوم وسوم موضوع محوری محسوب می شد امروزه به مدد شبکه‌های اجتماعی ، رسانه های مبتنی بر وب وتکنولوژی آسان تولید محتوا در حال زوال است.
” امکان ایفای نقش فرستنده و گیرنده پیام نیز ازسوی انسان آینده به نحو شگفت‌انگیزی افزایش خواهد یافت و سپهر ارتباطی جهان در اختیار انسان‌هایی قرار خواهد گرفت که بتوانند هر دو نقش ارتباط گر20 و ارتباط گیر21 را ایفا کنند. در آن شرایط، عصر انحصار رسانه‌ها پایان خواهد یافت و انسان به انسان گزینشگر پیام تبدیل خواهد شد. این پدیده سبب می‌شود که مخاطبان رسانه‌ها که با عنوان توده 22 شناخته می‌شدند، حسب نیازهای ارتباطی و سلایق گوناگون خود، شبیه شیشه‌های متداخل رنگین، گزینشگر پیام‌های هم‌رنگ منطبق با نیازهای متکثر خود شوند”(همان،ص 1650)
دیگر به آسانی نمی توان از رابطه فرستنده –گیرنده در فرایند ارتباطی در رسانه ها سخن گفت، و باید اذعان کرد که اثرگذاری مخاطب بر رسانه در مواردی از اثرگذاری رسانه برمخاطب پیشی گرفته است.در دوره جدید باید اصل “مخاطب رسانه است” را به اصل ” رسانه ، پیام است” مک لوهان اضافه کرد.
در مجموع می توان گفت که در جهان قرن 21 ، تکثر نامحدود ، یکی از ویژگیهای بنیادین ومنحصر بفرد رسانه را تشکیل می دهد که به هویت بخشی به مخاطب منجر شده است و در این فضا ، اصرار بر گفتمان انحصار وکنترل مقابله “دن کیشوت وار” با تحولات جهانی رسانه است.
5-2- حمایت نهادهای بین المللی ازتکثر و استقلال رسانه‌ها
در دهه‌های اخیر و پس از پایان جنگ سرد، حمایت از رسانه‌های مستقل در جهت کاهش نفوذ قدرت سیاسی و اقتصادی بر جهت گیری رسانه ها، یکی از رویکردهای اصلی نهادهای بین المللی در حوزه رسانه به حساب می آید.
از جمله موضوعاتی که در این میان مورد توجه قرار گرفته است ، تلاش در جهت کاهش تمرکز مالکیت رسانه ها توسط دولتها است.
کمیسیون بین المللی مطالعه درباره ارتباطات که به سرپرستی مک براید، صاحب نظر ارتباطات تشکیل شد، درگزارش نهایی خود با عنوان “یک جهان، چندین صدا” به آسیبپذیری رسانه در برابر تمرکز حاکمیت اشاره کرده است.
کمیسیون بینالمللی مطالعه درباره مسایل ارتباطات در نتیجه گیری این گزارش تصریح کرده است:
“باید به موانع و محدودیتهای ناشی از تمرکز مالکیت رسانهها، اعم از دولتی یا خصوصی، نفوذهای تجاری، نفوذهای سیاسی و موانع و محدودیتهای ناشی از آگهیهای بخش خصوصی یا دولتی، توجهی ویژه مبذول داشتو تدابیری برای «تحکیم استقلال تحریریه»های «بخش خبری رادیو و تلویزیون» به طور کامل فراهم آید. “
کمیسیون مذکور حمایت از استقلال مالکیتی، اقتصادی، حرفه‌ای و محتوایی رسانه‌ها را مهمترین تضمین برای حفظ پویایی و رشد جوامع دانسته و درجهت تقویت روند مطلوب رسانه ها بر تدوین قوانین استقلال رسانه ای تاکید می‌کند.
این قوانین موارد ذیل را تحقق می بخشد:
“1) محدود کردن فرآیند تمرکز و انحصار
2) محدود کردن دامنه عمل فراملیها از طریق ملزم ساختن آنها به قبول معیارها و شرایط مشخص
3) کاهش تعداد تصمیمگیران همزمان باگستردگی محیط عمومی رسانهها وافزایش تأثیر ارتباطات
4) کاهش نفوذ آگهی بر سیاست تحریریه و برنامهسازی رادیو تلویزیونی
5ـ) جستجو و بهبود مدلهایی که استقلال و خودمختاری بیشتر رسانهها را در زمینه مدیریت و سیاست تحریریه آنها به ویژه بخش خبری، تأمین کند. خواه این رسانهها تحت مالکیت بخش خصوصی، عمومی و یا دولتی باشند.”
این کمیسیون با اشاره به پایان یافتن امکان کنترل وانحصار اطلاعات توسط حکومتها افزوده است:
” اگر تجربه گذشته راهنما باشد، نشان میدهد که برقراری انحصارهای تجاری یا سیاسی اطلاعات، یا تلقین فکر و ایده از سوی دولت، هیچگاه نمیتواند کاملا در جلوگیری از داوری مستقل توفیق یابد. زمانی که رسانهها متکلم وحده میشوند، به جای ایجاد اعتماد و اطمینان، موجب عدم اعتماد میشوند ، اینک پیشرفتهترین تکنولوژیها – ماهوارههای پخش مستقیم تلویزیونی، بزرگراههای اطلاعاتی و غیره – دیگر امکان هرگونه عمل انحصاری را در درون مرزهای ملی حتی برای توسعهیافتهترین کشورها و قدرتمندترین دولتها غیرممکن ساخته است. دولتها با دادن کمک هزینه مالی، به گروههای ضعیف، اما منتخب و نماینده واقعی مردم – حتی اگر منتقد نظم موجود باشند – از کثرتگرایی پاسداری کنند تا این گروهها از تسلط منافع مالی آزاد شوند. اعمال این سیاست، البته مشکلاتی نیز به همراه دارد.”
(مک براید،1375، 56-60)
همچنین کمیسیون جهانی فرهنگ وتوسعه که به ریاست خاویر پرز دکوئیار دبیرکل پیشین سازمان ملل وبا ترکیبی از برجسته ترین صاحب نظران در عرصه جهانی تشکیل شده است در گزارش نهایی خود که در سال 1996 با عنوان “تنوع خلاق ما” منتشر گردید به موضوع نظام های رسانه ای وچارچوبهای اخلاقی آن پرداخته است وتصریح کرده:
“در سطح ملی بسیاری از کشورها اصول کلی حاوی هنجارهای اجتماعی را تلویزیونی کرده اند که شبکه های رادیو تلویزیون خصوصی را به رعایت ومحترم شمردن این هنجارها به

مطلب مرتبط :   ، اصلاحات، حقوق، ارضی، زارعین

دسته بندی : علمی