و کلن سپری کرد و در همانجا بود که با مقامات کلیسا دچار مشکل شد. وی آثار مختلفی از خود به جای گذاشت، از جمله کتاب مفصل بزرگ اثر سه جزئی94 در سه جلد به زبان لاتینی. وی در این کتاب کوشید تا تعالیم دین و کتاب مقدس را با استفاده از فلسفه توضیح دهد. امروزه تنها بخشهایی از این کتاب در دست است. اما وی آثار فراوان دیگری به زبان آلمانی نوشته که محتوای آن بیشتر در باب زهد و پارسایی است و همین دو دستگی آثار، فهم اعتقادات او را دچار مشکل کرده است. با این حال، موضوع اساسی که بر همه آثار او سایهافکن است، و بسیاری از عارفان نیز در آن مشترکند، بحث اتحاد با خداست و از همین جا بود که اتهام بدعتگذاری به وی زده شد.
به باور اکهارت، همه اشیا در خدا وجود دارند: “کاش ما میتوانستیم ناچیزترین چیزها را در خدا بشناسیم، و به عبارت دیگر کاش ما تنها گیاهی/گلی را که در خدا وجود دارد و همین شرفش بیش از کل جهان بود،‌ میشناختیم. به کرات گفتهام و این سخن به صواب است که اگر همه جهان را در خدا گرد آوریم، همانند آن است که فقط خدا را مورد توجه قرار داده باشیم.”95 مشکل کار آنجاست که وی از یک سو خود را راستآیین میدانست و به همین دلیل میان آفریدگار و آفریده قائل به تمایز بود و مخلوقات را به خودی خود هیچ میدانست و از سوی دیگر، بر نوعی وحدت تأکید داشت. وی برای وصول به خدا و بازگشت به او راهی را توصیه میکرد که دیگر رشتهای از آداب و شعایر نبود که به وسیله کلیسا اجرا شود. به باور او، جستجو کردن خدا در شعایر و آیینهای دینی رها کردن خداست، زیرا خدا در ورای آنها قرار دارد. از همینجا بود که کمکم موضوع تجرب? دینی مطرح شد و وی آن را به شکلی فراگیر مطرح کرد.
مطلب مهم در این بحث آن است که وصال خداوند و اتحاد با او که هدف زندگی در مسیحیت است، به وسیله تجرب? شخصی و فردی امکانپذیر شد و این همان مطلبی بود که کلیسا از آن ناخرسند بود. به بیان دیگر، اگر مردم بتوانند به معرفت خدا نائل شوند و بدون واسطه شدن کلیسا با او پیوند برقرار کنند، دیگر سلسله مراتب کلیسایی را چه نیاز است؟96 این نکته زمانی بیشتر موجب نگرانی میشد که حرف و حدیثهای زیادی در باب عملکرد کلیسا و کشیشان بر سر زبانها افتاده بود و همین کافی بود که مردم ناراضی را به سرعت به سوی پذیرش دین شخصی رهنمون شود. اکهارت در سال 1326 از سوی سراسقف کلن به بدعت متهم شد و دفاعیهای به زبان لاتینی نوشت، اما این برای فرونشاندن طوفان برپاشده کافی نبود. در سال 1329، کلیسا ضمن محکوم کردن وی، پارهای از اندیشههایش را بدعتآمیز خواند. با این حال، خود اکهارت سر ستیز با کلیسا نداشت و در دفاعیهاش نوشت که شاید مرتکب خطایی شود اما هرگز قصد بدعتگذاری ندارد. اکهارت علاوه بر این که موجب تسریع در ظهور شکلی شخصیتر از دین شد، با توجه به گرایش متعارف عارفان به مکتب افلاطونی یا نوافلاطونی، موجب تغییر در نگرش به ارسطو و مدرسیان شد. بعد از وی نسلی از عارفان ظهور یافتند که سخت تحت تأثیر نگرش وی بودند که از آن جمله میتوان از توماس آکمپیس (1380-1471) و ترزای آویلایی (1515-1582) نام برد.97

مطلب مرتبط :   غرفه سازی نمایشگاهی و مدیریت هزینه های آن
دسته بندی : علمی