[ قُ ] ( اِ ) پرنده ایست ماده آنرا قمریه نامند و نر آنرا ساق جرو جمع آن قماری ، غیر منصرف است و آنرا به هندی توترو نامند . مرغی است از فاخته کوچکتر و با طوق و بسیار مأنوس و خوش منظر و خوش آواز و گفته اند که لفظ یا کریم کامل الحروف از صوت آن ظاهر می گردد و دو نوع می باشد ، سفید و زرد و از غرایب آثار آن آنکه ابن اتیر در تاریخ خود نوشته که از جمله هدایا که بعض ملوک بقاع هند برای سلطان محمود سبکتکین فرستاده بودند قمری بود که چون طعام زهر دار را می دید چشم های آن سرخ و از آن اشک جاری و متحجر می گشت و چون آن حجر را سوده بر جراحات دهن گشاده می پاشیدند به زودی چاق می شد . طبیعت آن در دوم گرم و خشک است افعال و خواص آن موافق مبر و دین و مرطوبین و مولد خلط فاسد و اکثار آن محدث وسواس و جذام و مصلح آن ادهان و ادویه لطیفه است . ( مخزن الادویه ) .
در لغت نامه های عربی آنرا جنسی از فاخته گفته اند و آنچه را که در زمان ما قمری می گویند مرغی است به اندازه بچهکبوتری ولی باریک اندام تر و پرهای سیاه دارد و آنرا مانند طوطی الفاظی چند اموزند ( یادداشت مؤلف ) . مرغی است معروف خوش آواز نر آنر اورشان [ وَ زَ ] و ساق حُر نیز گویند . حشرات از آواز قمری می گریزند . قزوینی گوید از اختصاصات قمریان این است که هر گاه نر آنها مرد ماده آنها ازدواج نکند . ( صبح الاعشی ) :
پــیــاده همــی رفــت [ رستم ] جویان شکار / بــه پــیــش انــدر آمــد یــکــی مــرغـــزار
هــمــه بــیــــشــــه و آبــــهــــای روان / بهر جــای دراج و قــمــری نوان ( فردوسی ) .
اگــر از خــدمتت دورم بــدل شــرمندگی دارم / چـو قمری طوق بــر گــردن امید بندگی دارم .
الا تـــا بــانــگ در اجــســت و قــمــری / الا تا نــام سیمــرغ است و طغرل ( منوچهری ) .
گــردن هـر قمریی معدن جیمی ز مشک / دیده هــر کبککی مسکــن میمی زدم ( منوچهری ) .
الا تـــادر آیــنـــد طـــوطـــی و ســـارک / الا تــا ســراینــد قمــری و ســاری ( زینتی ) .
هــمــچــو قــمــری بــبــاغ دولــت تـــو / هستم استــاده و گــشـــاده دهــن ( مسعود ) .
طاوس ملائک بــنــوا مــدح تــو خوانـــد / اندرفنن صدره چــو قمری و چــو دراج ( سوزنی ) .
قــافــلــمــزن یــاسمــن و گـــل بــهــم / قــافیه گــو قــمــری و بلبل بهــم ( نظامی ) .
مــسلسل گشتــه بــر گـلــهــای حــمــری / نــوای بــلــبــل و آواز قــمــری ( نظامی ) .
ندانم نوحه قمری بطرف جویباران چیست / مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی ( حافظ ) .
( دهخدا ، جلد 38 ، 1339 ، 472 ) .
کبوتر – ا . ( بفتح کاف و تا ) پرنده ای است حلال گوشت به اقسام گوناگون و رنگهای مختلف ، اقسام معروف آن عبارت است از کبوتر خانگی یا اهلی ، کبوتر صحرایی ، کبوتر چاهی ، کبوتر کوهی ، کبوتر یا کریم ، کبوتر قاصد یا نامه بر ، کبوترهای اهلی در قفس یا کبوترخانه جفت گیری می کنند ، کبوتر ماده دو تخم می گذارد و مدت 18 روز نر و ماده به تناوب روی تخم ها می خوابند تا جوجه ها از تخم بیرون بیایند ، کبتر و کفتر هم گفته اند . ( عمید ، 2537 ، 817 ) .
قمری – ع . ( بضم قاف و کسر را ) پرنده ای است خاکی رنگ و کوچکتر از کبوتر ، جفت جفت با هم زندگی می کنند ، گوشتش لذیذ است ، در فارسی کوکو و کانچه هم می گویند . ( همان منبع ، 799 ) .
کبوتر ( تد . – ( Ke Kabutar [ = کفتر = کبتر ، پهل . Kapotar از ، ریشه « کبود » ، آبی ] ( اِ . ) ( جان . ) پرنده ایست با پرواز عالی و با استقامت که از سار بزرگتر ولی از کبک کوچکتر است و خود راسته مشخصی را در بین پرندگان به وجود می آورد که به نام راسته کبوتران نامیده می شود و شامل تمام گونه های مختلف کبوترها می گردد . منقار کبوتران ضعیف و در قاعده بر آمده است . در حدود 72 گونه کبوتر در سراسر کره زمین تشخیص داده شده است و چون گونه های این جانور به وسیله انسان اهلی و تربیت و پرورش داده شده اند از این لحاظ نژادهای بسیاری از آن تا به حال بوجود آمده اند به طوری که در هر کبوتر خانه می توان نژاد مخصوصی را برحسب انتخاب مربی تولید کرد . این پرنده به صورت زوج ( نر و ماده ) زندگی می کند . کبوتر ماده 8 تا 10 روز پس از جفتگیری تخم می گذارد . پس از بیرون آمدن جوجه ها تا مدت سه تا چهار هفته پدر و مادر به آنها غذا می دهند و پس از این مدت جوجه ها برای جستجو غذا از لانه پرواز می کنند . همه انواع کبوتر دانه خورند و از ارزن و گندم و جو و برنج و شاهدانه و کنجد و ماش و ذرت و دیگر حبوبات برای تغذیه استفاده می کنند . حس جهت یابی این پرنده بسیار قوی است و بدین جهت برخی گونه های آن را به منظور نامه رسانی و کسب خبر تربیت می کنند و به آنها کبوتر قاصد ( نامه بر ) گویند . ( معین ، جلد 3 ، 1362 ، 2890 – 2891 ) .
قمری ( اِ . ) ( جان . ) پرنده ایست از راسته کبوتران که به حالت وحشی و جفت جفت زندگی می کند و به قدر و اندازه یک کبوتر متوسط است . طول پرهای دمش نیز متوسط و مجموعاً در انتها به یک خط منحنی خم می شود .
منقارش راست و تا حدی طویل و بالهایش نمو یافته اند ، و پرواز حیوان را به خوبی تأمین می کنند . رنگ پرهایش خاکستری مایل به قهوه ای است که در زیر شکم روشن تر و در پشت و پهلوها تیره تر است . گونه های مختلف این پرنده در سراسر آسیا از جمله ایران و شمال آفریقا و اروپا فراوانست . قمری چون دارای گوشت لذیذی است شکار می شود ؛ موسی کوتقی ، کبوتر یا هو ، یا کریم :
« قمری گفتا ز گل مملکت سرو به / کاندک بادی کند گنبد گل را خراب » ( خاقانی . سج . 43 ) .
( معین ، جلد 2 ، 1362 ، 2727 ) .
کبوتر : یکی از صورت های فلکی .
کبوتر283 ، نام هر یک از مرغان تیره ی کبوتران یا کولومبیدای284 ، که در همه جا جز در نواحی بسیار سرد زندگی می کنند ، و بدنی ستبر ، گردن کوتاه ، سر کوچک ، و پرهای انبوه دارند . بیش از 290 جنس کبوتر باز شناخته شده است . مرغان آرامی هستند و در دین و هنر عنوان نماد صلح و آرامش دارند ؛ ولی گاه سخت به جنگ می پردازند . اصل همه ی کبوتران اهلی ، کبوتر وحشی معروف به کبوتر کوهی است ، که از نوع کولومبا 285 است ، و در آسیا ، اروپا ، و آفریقا بر تندانها زندگی می کند .
کبوتر هنگام آب خوردن بر خلاف سایر پرندگان که پس از فرو بردن نوک خود در آب سر را بالا می برند – کبوتر نوک خود را در آب می گذارد ، و مانند اسب می آشامد . کبوترها تکگان هستند ، و نر وماده رفتار عاشقانه دارند ، و صدای « قوقو » ملایم آنها در هنگام جفتگیری معروف است . جوجه کبوترها زمانی که به دنیا می آیند برهنه و نابینا و بسیار زشت هستند ، ولی به سرعت رشد می کنند . جوجه ها را پدر و مادر با ماده ای سفید رنگی موسوم به شیر کبوتر که در گلوی آنها تشکیل می شود غذا می دهند .
گویند پیغام رسانی به وسیله کبوتر حداقل از زمان نوح سابقه دارد . اگر چه امروز دستگاههای الکترونی تا حد و سیمی جایگزین کبوترهای قاصد شده است ، این کبوترها هنوز در کارهای آزمایشی اهمیت دارند .
( مصاحب ، جلد 2 – بخش 1 ، 1345 ، 2172 ) .
قمری 286 ، هر یک از کبوترهای وحشی برّ قدیم از نوع سترپتوپلیا 287 یا مترادف آن ، تورتور288 یا انواع وابسته بدان و بالا خص جنس سترپتوپلیاتورتور289 . قمری صدایی شکوه آمیز و حزن انگیز دارد . رنگش غالباً دارچینی است ، و در دو طرف گردنش دو لکه با حاشیه ی سفید دیده می شود و نوک پرهای دمش سفید است .
فاخته 290 از اقسام قمری است . نیز : کوکو .
قمری ، شهرت ابومنصور حسن ابن نوح ، نق قرن 4 م ه ق ، از اطبای عهد سامانی و از استادان ابو علی سینا در طب . قمری طبیب مخصوص منصور سامانی بود . کمی بعد از 380 ه . ق در گذشت . از آثارش کتاب غنی و منی291 و مقالات فی الطب است ، که نسخه های خطی آنها موجود است . ( همان منبع ، 2082 ) .
اعتقادات باستانی :
کبوتر صلح و عشق : کبوتر سمبل آرامش ، صلح ، معصومیت ، نجابت و پاکی است . دو کبوتر کنار هم علامت ازدواجی توأم با عشق و وفداری است . کبوتران در بسیاری کشورها مقدس هستند ، در اساطیر یونان افسانه های کبوتر با آفرودیت ، کودکی زئوس و هم چنین با تقدیر و خشم مرتبط هستند .
هفت هدیه مسیح : در مسیحیت ، کبوتر سفید سمبل روح مقدس و گاهی شهادت است . هفت کبوتر که دایره وار صلیبی را احاطهکرده اند نماد هفت هدیه از روح مقدس هستند که خرد ، فهم ، پند ، شکیبایی ، دانش ، تقوا و ترس از خداست.
کبوتر صلح سبز : صلح سبز نهضتی بین المللی برای حفظ محیط زیست است که تصویر یک کبوتر در حال حمل شاخه زیتون را نماد خود گرفته است.این علامت سمبل صلح و امید است .( بروس فورد ، 1388 ، 69 ) .
3 – 7 – 4 معانی سمبلیک کبوتر :
آرامی ، استقامت ، وقار ؛ همچنین ، ترسویی .
3 – 7 – 5 معانی سمبلیک طوقی :
آرامی ، انزواو گوشه نشینی ، حزن ، زیبایی ، صدقه ، خجالت ، محبت تلافی شده ، مهربانی ، وفاداری درازدواج ، وقار . ( جابز ، 1370 ، 100 ) .
3 – 7 – 6 معانی سمبلیک قمری :
آرامی ، آرزوهای رفیع ، استقامت ، الهام ، بی آزاری ، بی گناهی ، پاکدامنی ، پاکی ، تواضع ، حقیقت ، خجالت ، روح ، عشق ، فداکاری ، قربانی ، لطافت ، منادی اخبار آسمانی ، وقار . ( همان منبع ، 92 – 93 ) .
3 – 7 – 7 باورهای قومی و اساطیری کبوتر :
موجود ساده لوح و گول خور . پیک خدا .
– در افسانه های استرالیا ، آورنده بچه های زیاد . در مراسم غسل تعمید مسیح ، کبوتری به نشانه روح القدس ظاهر گردید .
– در اساطیر یونان ، وجهی از « زئوس » 292 .
– در آئین هندو ، نشانه « یاما »293 ؛ خدای مرگ .
– مردم قبایل « مائوری » 294 ، از تندیس کبوتر به عنوان یک بت استمداد می جستند . این مجسمه از سنگ تراشیده شده و295 خوانده می شد .
تعبیر خواب : عشق خالصانه و پاک .
3 – 7 – 8 باورهای قومی و اساطیری طوقی :
– وجهی از مسیح ، روح القدس .
– در فرهنگ عبری : پرنده ای که برای تطهیر روح ، قربانی می شد .
تعبیر خواب : محبت متقابل . ( همان منبع ، 100 ) .
3 – 7 – 9 باورهای قومی و اساطیری قمری :
روح پاک . مظهر روابط جنسی و پرنده مقدس ایزد بانوان عشق و مادر .
– در نزد « آتارگاتیس »296 ، « آدونیس » 297 ، « آفرودیت » 298 ، « ایشتر » 299 ، « جونو » 300 ، « دیونیسوس » 301 ، « زئوس » 302 ، « ژوپیتر » 303 ، «

مطلب مرتبط :   -، نزدیکترین، همسایگی، در، پارکینگ
دسته بندی : علمی