طاقت پرواز ) خوب باشد و اینگونه کبوتر مرغوب و گرانبهاست . (از مجله یغما ، اسفند 1336 ).
– کبوتر دشتی ، کبوتر باطوق ، خر کبوتر ، ورشان ، یمام ، یمامه ، یَم . ( یادداشت مؤلف ) .
– کبوتر دم سفید ، کبوتری است که اندامش رنگین به رنگهای مذکور و تنها دمش سفید است . در نامگذاری ابتدا نام رنگ و سپس « دم سفید » اضافه می کنند : زاغ دم سفید ، سبزدم سفید … و غیره .
– کبوتر زرین ، کبوتر که به رنگ زر ( طلا ) نماید . که همرنگ زر باشد . طلایی :
روز نـــو چــــون کــبــــوتــــر زریــــن / بــر زمیــن ( بر سرش ) پــر اخضـر افشانـدست
بــهــر آگــیـــن چــار بـــالــش اوســـت / هــر پـــری کــایـن افشــانـدست ( خاقانی ) .
– کبوتر سفید ، که رنگ پرهایش به طور کامل در تمام تنش سفیدست .
– کبوتر شاهزاده ، کبوتری است که سرو گردن و دم از پر فتم بال به بعد ( از جانب بدن ) سفید و بقیه پرهایش به رنگهای مذکور در رنگهای کبوتر است . در نامیدن ابتدا کلمه شاهزاده و بعد نام رنگ کبوتر را آورند :
شاهزاده زرد ، شاهزاده قرمز و غیره . ( شاهزاده زرد را « کشگرک » نامند ) . ( از مجله یغما ، اسفند 1336 ) .
– کبوتر صحرایی ، نوعی کبوتر وحشی که دست آمز نیست . کبوتر چاهی . کبوتر حضرتی . و او اغلب در شکاف سنگها زیست کند . ( قاموس کتاب مقدس ) :
چو بیدردان مدان از حال مجنون بی خبر ما را / کبوترهای صحرایی است مرغ نامه بر ما را ( میرزا رضی دانش ، بنقل آنندراج ) .
– کبوتر طوقی ، که تمام پرهای بدنش سفید است و دور گردن طوقی رنگین دارد . در نامگذاری ابتدا نام طوقی و سپس نام رنگ کبوتر را می آورند : طوقی سیاه ، طوقی قرمز ، طوقی زرد … و غیره .
– کبوتر غلط ، کبوتری است که رنگ پرهایش ( و بعضی گویند رنگ دمش ) با آنچه در رنگهای کبوتر گفته شد تطبیق نکند .
– کبوتر کله دار ، که همه پرهای بدنش سفید است ولی سر تا قسمتی از سینه رنگین است و بر حسب رنگ سر ، کله سیاه ، کله قرمز ، کله برنجی و غیره نامند .
– کبوتر نامه ( 2 ) ، کبوتر نامه بر ، مرغ نامه بر . مرغ نامه آور . نامه آور . ( یادداشت مؤلف ) . گونه ای کبوتر که به منظور نامه رسانی خصوصاً در جنگها مورد استفاده قرار می گیرد . ( فرهنگ فارسی دکتر معین ) .
– کبوتر نامه رسان ، کبوتر نامه بر . کبوتر قاصد . ( فرهنگ دکتر معین ) . کبوتر رسائلی ( صبح الاعشی ) . گران قیمت تر و بلند مرتبه تر کبوتران . کبوترنامه بر است که پادشاهان برای حمل مکاتبات از آن استفاده می کنند و به « هَدی » تعبیر می شود . ( صبح الاعشی ) .
– کبوتر نیم طوقی ، که نظیر طوقی است منتها طوق رو و نیمی از گردن را گرفته است .
– کبوتر هوایی ، کبوتری که چون دیگر کبوتران دست آموز نیست و نشست و خاست منظم ندارد :
مــرغـــی کــه کــبــوتــر هــوایی اســت / بــر گــوشـــه دام بـــازبــستیــم ( خاقانی ) .
– کبوتر یاهو ، نوعی از کبوتر که صدای یاهو دهد ( آنندراج ) . نوعی از کبوتر که آواز یاهو دهد. ( غیاث اللغات ) . تعبیری است از تطبیق آهنگ و لحن آوای بعض کبوتران باطنین و آهنگ کلمه « یاهو » در اصطلاح کبوتر بازان چنین کبوتران را کبوتر یاهو نامیده اند ، همچنانکه آوای دسته دیگر از کبوتران را با « یا کریم » برابر دانسته و کبوتر « یا کریم » گفته اند . این کبوتران یا هو به کلی سفیدهند و پاها و پنجه هاشان پوشیده از پر است . یا کریم شبیه قمری و به همان اندازه است ، طوق سیاه به گردن دارد و رنگ آن شیری است . ( دهخدا ، جلد 39 ، 1336 ، 320 – 321 ) .
قُمری . [ قُ ] ( اِ ) پرنده ایست ماده آنرا قمریه نامند و نر آنرا ساق جرو جمع آن قماری ، غیر منصرف است و آنرا به هندی توترو نامند . مرغی است از فاخته کوچکتر و با طوق و بسیار مأنوس و خوش منظر و خوش آواز و گفته اند که لفظ یا کریم کامل الحروف از صوت آن ظاهر می گردد و دو نوع می باشد ، سفید و زرد و از غرایب آثار آن آنکه ابن اتیر در تاریخ خود نوشته که از جمله هدایا که بعض ملوک بقاع هند برای سلطان محمود سبکتکین فرستاده بودند قمری بود که چون طعام زهر دار را می دید چشم های آن سرخ و از آن اشک جاری و متحجر می گشت و چون آن حجر را سوده بر جراحات دهن گشاده می پاشیدند به زودی چاق می شد . طبیعت آن در دوم گرم و خشک است افعال و خواص آن موافق مبر و دین و مرطوبین و مولد خلط فاسد و اکثار آن محدث وسواس و جذام و مصلح آن ادهان و ادویه لطیفه است . ( مخزن الادویه ) .
در لغت نامه های عربی آنرا جنسی از فاخته گفته اند و آنچه را که در زمان ما قمری می گویند مرغی است به اندازه بچهکبوتری ولی باریک اندام تر و پرهای سیاه دارد و آنرا مانند طوطی الفاظی چند اموزند ( یادداشت مؤلف ) . مرغی است معروف خوش آواز نر آنر اورشان [ وَ زَ ] و ساق حُر نیز گویند . حشرات از آواز قمری می گریزند . قزوینی گوید از اختصاصات قمریان این است که هر گاه نر آنها مرد ماده آنها ازدواج نکند . ( صبح الاعشی ) :
پــیــاده همــی رفــت [ رستم ] جویان شکار / بــه پــیــش انــدر آمــد یــکــی مــرغـــزار
هــمــه بــیــــشــــه و آبــــهــــای روان / بهر جــای دراج و قــمــری نوان ( فردوسی ) .
اگــر از خــدمتت دورم بــدل شــرمندگی دارم / چـو قمری طوق بــر گــردن امید بندگی دارم .
الا تـــا بــانــگ در اجــســت و قــمــری / الا تا نــام سیمــرغ است و طغرل ( منوچهری ) .
گــردن هـر قمریی معدن جیمی ز مشک / دیده هــر کبککی مسکــن میمی زدم ( منوچهری ) .
الا تـــادر آیــنـــد طـــوطـــی و ســـارک / الا تــا ســراینــد قمــری و ســاری ( زینتی ) .
هــمــچــو قــمــری بــبــاغ دولــت تـــو / هستم استــاده و گــشـــاده دهــن ( مسعود ) .
طاوس ملائک بــنــوا مــدح تــو خوانـــد / اندرفنن صدره چــو قمری و چــو دراج ( سوزنی ) .
قــافــلــمــزن یــاسمــن و گـــل بــهــم / قــافیه گــو قــمــری و بلبل بهــم ( نظامی ) .
مــسلسل گشتــه بــر گـلــهــای حــمــری / نــوای بــلــبــل و آواز قــمــری ( نظامی ) .
ندانم نوحه قمری بطرف جویباران چیست / مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی ( حافظ ) .
( دهخدا ، جلد 38 ، 1339 ، 472 ) .
کبوتر – ا . ( بفتح کاف و تا ) پرنده ای است حلال گوشت به اقسام گوناگون و رنگهای مختلف ، اقسام معروف آن عبارت است از کبوتر خانگی یا اهلی ، کبوتر صحرایی ، کبوتر چاهی ، کبوتر کوهی ، کبوتر یا کریم ، کبوتر قاصد یا نامه بر ، کبوترهای اهلی در قفس یا کبوترخانه جفت گیری می کنند ، کبوتر ماده دو تخم می گذارد و مدت 18 روز نر و ماده به تناوب روی تخم ها می خوابند تا جوجه ها از تخم بیرون بیایند ، کبتر و کفتر هم گفته اند . ( عمید ، 2537 ، 817 ) .
قمری – ع . ( بضم قاف و کسر را ) پرنده ای است خاکی رنگ و کوچکتر از کبوتر ، جفت جفت با هم زندگی می کنند ، گوشتش لذیذ است ، در فارسی کوکو و کانچه هم می گویند . ( همان منبع ، 799 ) .
کبوتر ( تد . – ( Ke Kabutar [ = کفتر = کبتر ، پهل . Kapotar از ، ریشه « کبود » ، آبی ] ( اِ . ) ( جان . ) پرنده ایست با پرواز عالی و با استقامت که از سار بزرگتر ولی از کبک کوچکتر است و خود راسته مشخصی را در بین پرندگان به وجود می آورد که به نام راسته کبوتران نامیده می شود و شامل تمام گونه های مختلف کبوترها می گردد . منقار کبوتران ضعیف و در قاعده بر آمده است . در حدود 72 گونه کبوتر در سراسر کره زمین تشخیص داده شده است و چون گونه های این جانور به وسیله انسان اهلی و تربیت و پرورش داده شده اند از این لحاظ نژادهای بسیاری از آن تا به حال بوجود آمده اند به طوری که در هر کبوتر خانه می توان نژاد مخصوصی را برحسب انتخاب مربی تولید کرد . این پرنده به صورت زوج ( نر و ماده ) زندگی می کند . کبوتر ماده 8 تا 10 روز پس از جفتگیری تخم می گذارد . پس از بیرون آمدن جوجه ها تا مدت سه تا چهار هفته پدر و مادر به آنها غذا می دهند و پس از این مدت جوجه ها برای جستجو غذا از لانه پرواز می کنند . همه انواع کبوتر دانه خورند و از ارزن و گندم و جو و برنج و شاهدانه و کنجد و ماش و ذرت و دیگر حبوبات برای تغذیه استفاده می کنند . حس جهت یابی این پرنده بسیار قوی است و بدین جهت برخی گونه های آن را به منظور نامه رسانی و کسب خبر تربیت می کنند و به آنها کبوتر قاصد ( نامه بر ) گویند . ( معین ، جلد 3 ، 1362 ، 2890 – 2891 ) .
قمری ( اِ . ) ( جان . ) پرنده ایست از راسته کبوتران که به حالت وحشی و جفت جفت زندگی می کند و به قدر و اندازه یک کبوتر متوسط است . طول پرهای دمش نیز متوسط و مجموعاً در انتها به یک خط منحنی خم می شود .
منقارش راست و تا حدی طویل و بالهایش نمو یافته اند ، و پرواز حیوان را به خوبی تأمین می کنند . رنگ پرهایش خاکستری مایل به قهوه ای است که در زیر شکم روشن تر و در پشت و پهلوها تیره تر است . گونه های مختلف این پرنده در سراسر آسیا از جمله ایران و شمال آفریقا و اروپا فراوانست . قمری چون دارای گوشت لذیذی است شکار می شود ؛ موسی کوتقی ، کبوتر یا هو ، یا کریم :
« قمری گفتا ز گل مملکت سرو به / کاندک بادی کند گنبد گل را خراب » ( خاقانی . سج . 43 ) .
( معین ، جلد 2 ، 1362 ، 2727 ) .
کبوتر : یکی از صورت های فلکی .
کبوتر283 ، نام هر یک از مرغان تیره ی کبوتران یا کولومبیدای284 ، که در همه جا جز در نواحی بسیار سرد زندگی می کنند ، و بدنی ستبر ، گردن کوتاه ، سر کوچک ، و پرهای انبوه دارند . بیش از 290 جنس کبوتر باز شناخته شده است . مرغان آرامی هستند و در دین و هنر عنوان نماد صلح و آرامش دارند ؛ ولی گاه سخت به جنگ می پردازند . اصل همه ی کبوتران اهلی ، کبوتر وحشی معروف به کبوتر کوهی است ، که از نوع کولومبا 285 است ، و در آسیا ، اروپا ، و آفریقا بر تندانها زندگی می کند .
کبوتر هنگام آب خوردن بر خلاف سایر پرندگان که پس از فرو بردن نوک خود در آب سر را بالا می برند – کبوتر نوک خود را در آب می گذارد ، و مانند اسب می آشامد . کبوترها تکگان هستند ، و نر وماده رفتار عاشقانه دارند ، و صدای « قوقو » ملایم آنها در هنگام جفتگیری معروف است . جوجه کبوترها زمانی که به دنیا می آیند برهنه و نابینا و بسیار زشت هستند ، ولی به سرعت رشد می کنند . جوجه ها را پدر و مادر با ماده ای سفید رنگی موسوم به شیر کبوتر که در گلوی آنها تشکیل می شود غذا می دهند .
گویند پیغام رسانی به وسیله کبوتر حداقل از زمان نوح سابقه دارد . اگر چه امروز دستگاههای الکترونی تا حد و سیمی جایگزین کبوترهای قاصد شده است ، این کبوترها هنوز در کارهای

مطلب مرتبط :   کبوتر، قو، -، آنندراج، خاقانی
دسته بندی : علمی