ه خویشاوندی نزدیکی با قصه های ایرلندی دارد . همچنین روایات هندی چنین مضمونی دارند و در مالایا و سیام ، این مضمون پایه یک نمایش را تشکیل می دهد .
این باور که قو به هنگام مردن آواز می خواند ، تاریخچه ای کهن دارد . هر چند پلینی با این روایت مخالف بود ، اما باور مذکور سده های متمادی ادامه یافت و شاعران تا دوره اخیر آن را روایت کرده اند . این داستان ممکن است ریشه در شمال اروپا داشته باشد . هر چند در آنجا می گویند که قوها به هنگام مرگ آواز نمی خوانند ، اما می گویند قوها به طور گروهی با فریاد بلند آواز طلسم وار ، آهنگین و اسرار آمیزی را می خوانند که به نظر می رسد سراسر آن منطقه را فرا می گیرد . چاو سر در اجتماع ماکیان به « آواز قو » اشاره کرده است . شکسپیر در اتللو نوشت : ” قو را خواهم نواخت و با موسیقی خواهم مُرد ” ، و در تاجر ونیزی آورده ” پایان زندگی اش مثل قوست و در موسیقی محو خواهد شد ” . ( وارنر ، 1387 ، 539 – 540 ) .
3 – 6 – 6 ضرب المثلها و کنایه ها :
– پرقو ، در پرقو خوابیدن ، کنایه از در ناز و نعمت پرورش یافتن .
– قو نپریدن در جایی ، خلوت بودن ، بی اغیار بودن ، وحشتناک بودن جایی . قو در آنجا نمی پرد را در محلی گویند که هیچکس را در جای دخل نباشد و از حال آنجا کسی خبر دار نبود و بسیار جای دهشتناک و مهیب بود ( آنندراج ) . ( دهخدا ، جلد 38 ، 1339 ، 503 ) .

3 – 7 کبوتر ( Pigeon ) ، طوقی و قمری ( Dove )
3 – 7 – 1 از نظر جانور شناسی :
کبوتر ، کوتر [ کُ تَ ] مخفف و کفتر مبدل کبوتر ست . صحرائی ، معلقی ، زرهی ، سرمه ، چاهی ، از انواع اوست . پسین را در عرف هند گوله بکاف فارسی و واو مجهول خوانند و این اکثر در چاهها آشیان کند و کبوتر چاه نیز گویند .
( از آنندراج ) . پرنده ایست از راسته کبوتران ، دارای بالهای دراز و پاهای کوچک و نازک و منقار ضعیف ؛ و آن نژادهای متعدد دارد . ( حاشیه برهان مصحح دکتر معین ) .
پرنده ایست با پرواز عالی و با استقامت که از سار بزرگتر ولی از کبک کوچکتر ست و خود راسته مشخصی را در بین پرندگان به وجود می آورد .
3 – 7 – 2 تعاریف :
معروف و برحسب شریعت موسی در ضمن مرغان پاک محسوب می باشد ( قاموس – کتاب مقدس ) . این پرنده جفت و رفیق خود را بسیار دوست دارد چنانکه اگر جفتش گم یا رفیقش کشته و یا مفقود شود محزون نشیند و آثار غم و اندوه از وی مشاهده افتد . ( قاموس کتاب مقدس ) :
چون بــــچــه کبوتــر منــقـار سخت کرد / همــوار کــرد مــوی و بـیـــوکنــد مـــوی زرد
کــابــوک را نشــایــد و شــاخ آرزو کـنــد / وز شاخ سوی بـــام شـود بازگرد گرد ( بوشکور ) .
بــه هــوا درنــگــر کــه لــشــکـر بــرف / چــــون کــنـــنــد انــدر اوهــمــی پــــرواز
راســت گــویــی کــبــوتــران ســفــیــد / را گــم کــردگــان زهیــبــت بــاز ( آغاجی ) .
شــکــار بــاز خــرچــال و کــلـنــگ است / شکــار باشه ونــج است و کبــوتر ( عنصری ) .
کــبــوتــر تــرا بــرسرســت ایســتــاده / که از زیر پرش نیاری بــرون ســر ( ناصرخسرو ) .
کــبــوتــر بــا کــبــوتــر بــاز بــا بـــــاز / کند همجنس بــا هم جنس پــرواز ( نظامی ) .
بــهــر آگــیــن چـــار بـــالـــش اوســـت / هر پری کاین کبوتــر افشــاندست ( خاقانی ) .
چــون کــبــوتــر بــه مکــه یــابــد امـــن / از عراقش سوی حــجـاز فــرست ( خاقانی ) .
نــالان چــو کــبــوتــری کــه از حــلـــق / خون در لــب بچگــان فـرو ریخت ( خاقانی ) .
بــر دیــــده خــویــش چــون کــبــوتـــر / جــز نــام تــو جـاودان نــیــایـم ( خاقانی ) .
کبوتری که دگـر آشیان نــخــواهــد دیــد / قضا همی بردش تــا بچنگ بــاز آید ( سعدی ) .
چون کبوتر بگرفتیم بــدام ســر زلــف / دیده بردوختی از خلق جــهان چون بــازم ( سعدی ) .
ز نیکنـــامی سعــدیست پــای بنــد غمت / زهی کبوتر مقــبل که صید شــاهینی ( سعدی ) .
جلد کردن کبوتر ، یعنی شناساندن بام و محل و منطقه پرواز و آماده کردن کبوتر برای پروازهای طولانی . ( از مجله یغما ، اسفند 1336 ) .
رنگ های کبوتر ، کبوتر از نظر رنگ به انواع زیر تقسیم و نامگذاری می شود :
سفید – زاغ – سبز – گلی – زرد – قهوه ای – کاغذی – آینه – سُرو – سرو چخماقی – کوهی . سبز کوهی – فولادی – نقره ای – گل افشان هفت رنگ . ( از مجله یغما ، اسفند 1336 ) .
– کبوتر پاک ، کبوتری است که رنگ پرهایش با آنچه در رنگ های کبوتر بیان شد کاملاً تطبیق کند .
– کبوتر پر پا ، نوعی از کبوتر که پر بر پا دارد و سست پرواز باشد . ( آنندراج ) ( از غیاث ) :
ز بسکه ریشه دوانیــده از رطــوبــت می / بط شراب برنگ کبوتر پرپا ( ملاطغرا . بنقل آنندراج ) .
سست است چون کبوتر پرپا ز بخت من / قاصد ز پای خویش اگر پر بر آورد ( ملاطغرا . بنقل آنندراج ) .
– کبوتر پشت دار ، که فقط پر روی کت او رنگی و بقیه پرهایش سفید است و بدین نامها خوانده شود :
پشت سیاه ، پشت قرمز … و غیره . در صورتی که یک کت کبوتر رنگی باشد اصطلاحاً « یک کتی » نامند . ( از مجله یغما ، اسفند 1336 ) .
– کبوتر پلنگ ، سفید است و خالهای سیاه دارد . هر گاه تعداد پرهای سیاه بیش از سفید باشد آن را « سیاه پلنگ » نامند . ( از مجله یغما ، اسفند 1336 ) .
– کبوتر پیک ، کبوتر قاصد . کبوتر نامه بر :
چــون کبـوتــرهــای پیــک از شـهــرهــا / ســوی شــهر خویش آرد بــهـرهــا ( مولوی ) .
– کبوتر تو دُم دار ، کبوتری است که میان پرهای دمش یک یا چند پر رنگی باشد .
– کبوتر چاه و کبوتر چاهی ، کبوتری که در چاه آشیان داشته باشد . ( آنندراج ) :
وطن خوش است اگر تنگنای زندان است / بود غریب فضای چمن کبوتر چاه ( محمد قلی سلیم . بنقل از آنندراج ) .
از روی تــو رنــگ روی مــن کــاهی شــد / وز چــشم تــو خــون چشم مـــن راهـی شــد
راحت به زنخدان تو از بس که گرفت / مرغ دل من کبوتر چاهی شد ( محمد رضای خوانساری . بنقل آنندراج ) .
– کبوتر حرم ، حرم گرداگرد خانه کعبه است که قتل آدمی و حیوانات در آن حرام است و به معنی جای محفوظ هم آمده است و کبوتر حرم ، کبوتری است که به واسطه مجاورت با حرم شکارش ممنوع است ( از آنندراج ) :
تــا بـــقــاشـــد کــبــوتـــر حــرمـــش / نقطـه شیــن عـرش دانــه اوســت ( خاقانی ) .
اگــر چــه سـپــیــد است جــان خــاقــانی / کبوتر حرم است احــتــرام او زیبــد ( خاقانی ) .
– کبوتر خال قرمز که سفید است و در تنش پرهای قرمز دارد . در صورتی که تعداد پرهای قرمز بیش از سفید باشد آنرا « قلمکار » نامند . خال زرد و خال پیس نیز از انواع آنست . ( از مجله یغما ، اسفند 1336 ) .
– کبوتر « در رو » و « تنگ بام دار » کبوتری است که دارای کیفیت پرش ( معلق زدن و بالا رفتن ) و کمیت پرش ( توانایی و طاقت پرواز ) خوب باشد و اینگونه کبوتر مرغوب و گرانبهاست . (از مجله یغما ، اسفند 1336 ).
– کبوتر دشتی ، کبوتر باطوق ، خر کبوتر ، ورشان ، یمام ، یمامه ، یَم . ( یادداشت مؤلف ) .
– کبوتر دم سفید ، کبوتری است که اندامش رنگین به رنگهای مذکور و تنها دمش سفید است . در نامگذاری ابتدا نام رنگ و سپس « دم سفید » اضافه می کنند : زاغ دم سفید ، سبزدم سفید … و غیره .
– کبوتر زرین ، کبوتر که به رنگ زر ( طلا ) نماید . که همرنگ زر باشد . طلایی :
روز نـــو چــــون کــبــــوتــــر زریــــن / بــر زمیــن ( بر سرش ) پــر اخضـر افشانـدست
بــهــر آگــیـــن چــار بـــالــش اوســـت / هــر پـــری کــایـن افشــانـدست ( خاقانی ) .
– کبوتر سفید ، که رنگ پرهایش به طور کامل در تمام تنش سفیدست .
– کبوتر شاهزاده ، کبوتری است که سرو گردن و دم از پر فتم بال به بعد ( از جانب بدن ) سفید و بقیه پرهایش به رنگهای مذکور در رنگهای کبوتر است . در نامیدن ابتدا کلمه شاهزاده و بعد نام رنگ کبوتر را آورند :
شاهزاده زرد ، شاهزاده قرمز و غیره . ( شاهزاده زرد را « کشگرک » نامند ) . ( از مجله یغما ، اسفند 1336 ) .
– کبوتر صحرایی ، نوعی کبوتر وحشی که دست آمز نیست . کبوتر چاهی . کبوتر حضرتی . و او اغلب در شکاف سنگها زیست کند . ( قاموس کتاب مقدس ) :
چو بیدردان مدان از حال مجنون بی خبر ما را / کبوترهای صحرایی است مرغ نامه بر ما را ( میرزا رضی دانش ، بنقل آنندراج ) .
– کبوتر طوقی ، که تمام پرهای بدنش سفید است و دور گردن طوقی رنگین دارد . در نامگذاری ابتدا نام طوقی و سپس نام رنگ کبوتر را می آورند : طوقی سیاه ، طوقی قرمز ، طوقی زرد … و غیره .
– کبوتر غلط ، کبوتری است که رنگ پرهایش ( و بعضی گویند رنگ دمش ) با آنچه در رنگهای کبوتر گفته شد تطبیق نکند .
– کبوتر کله دار ، که همه پرهای بدنش سفید است ولی سر تا قسمتی از سینه رنگین است و بر حسب رنگ سر ، کله سیاه ، کله قرمز ، کله برنجی و غیره نامند .
– کبوتر نامه ( 2 ) ، کبوتر نامه بر ، مرغ نامه بر . مرغ نامه آور . نامه آور . ( یادداشت مؤلف ) . گونه ای کبوتر که به منظور نامه رسانی خصوصاً در جنگها مورد استفاده قرار می گیرد . ( فرهنگ فارسی دکتر معین ) .
– کبوتر نامه رسان ، کبوتر نامه بر . کبوتر قاصد . ( فرهنگ دکتر معین ) . کبوتر رسائلی ( صبح الاعشی ) . گران قیمت تر و بلند مرتبه تر کبوتران . کبوترنامه بر است که پادشاهان برای حمل مکاتبات از آن استفاده می کنند و به « هَدی » تعبیر می شود . ( صبح الاعشی ) .
– کبوتر نیم طوقی ، که نظیر طوقی است منتها طوق رو و نیمی از گردن را گرفته است .
– کبوتر هوایی ، کبوتری که چون دیگر کبوتران دست آموز نیست و نشست و خاست منظم ندارد :
مــرغـــی کــه کــبــوتــر هــوایی اســت / بــر گــوشـــه دام بـــازبــستیــم ( خاقانی ) .
– کبوتر یاهو ، نوعی از کبوتر که صدای یاهو دهد ( آنندراج ) . نوعی از کبوتر که آواز یاهو دهد. ( غیاث اللغات ) . تعبیری است از تطبیق آهنگ و لحن آوای بعض کبوتران باطنین و آهنگ کلمه « یاهو » در اصطلاح کبوتر بازان چنین کبوتران را کبوتر یاهو نامیده اند ، همچنانکه آوای دسته دیگر از کبوتران را با « یا کریم » برابر دانسته و کبوتر « یا کریم » گفته اند . این کبوتران یا هو به کلی سفیدهند و پاها و پنجه هاشان پوشیده از پر است . یا کریم شبیه قمری و به همان اندازه است ، طوق سیاه به گردن دارد و رنگ آن شیری است . ( دهخدا ، جلد 39 ، 1336 ، 320 – 321 ) .
قُمری .

مطلب مرتبط :   موالی، مختار، کوفه، قیام، اسلام

دسته بندی : علمی