پیشنهادهایی برای حل معضل دختران فراری

پیشنهادهایی برای حل معضل دختران فراری

همان‌گونه که بیان شد، دختران فراری از بین اقشار مختلف می‌باشند، با انگیزه‌ها و علل گوناگونی اقدام به فرار می‌کنند و پیامدهای فرار انان خانواده و جامعه را تهدید می‌کند. در این راستا پیشنهادات ذیل به منظور مقابله قطعی‌تر نسبت به معضل فرار دختران از خانه ارائه می‌گردد:

1.نهادخانواده:

-توجه و رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده وسعی در رفع مشکلات مختلف تربیتی، اقتصادی و فرهنگی آنها از طریق دولت؛

-تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی موثر در امداد خانواده از جهات مختلف، نظیر: کمیته امداد امام خمینی (قدس سره)، بنیادهای خیریه، صندوق‌های قرض‌الحسنه و…

-احیای سنت‌های دین و حاکمیت ارزش‌های اجتماعی اسلام نظیر: وجوب احترام والدین، رسیدگی خویشان، نظارت‌های فامیلی چون ولایت پدر، جدپدری و نظارت برادر بزرگ‌تر؛

-نظر به این که با استناد به اطلاعات و تحقیقات، بیتشر دختران فراری از بین خانواده‌های نابسامان بوده و اغلب، فرزندان طلاق هستند، به‌کارگیری تمهیدات لازم جهت پیشگری و کاهش نرخ طلاق ازطریق تقویت مراکز مشاوره، اجبار به شرکت در کلاس‌های آموزش حقوق و تکالیف زوجین قبل از عقد رسمی، اجبار در مراجعه به مراکز مشاوره از طریق اهرم‌های دولتی و… ضروری است. سرانجام چنانچه خانواده‌ای به‌دلیل اعتیاد، مرگ والدین، بیکاری و بیماری همسر، … از هم گسسته شد، می‌توان خانواده را موظف نمود که وضعیت حضانت و تربیت فرزندان را به سازمانی که از سوی دولت مشخص می‌شود، گزارش نماید و این سازمان در رفع مشکلات فرزندان چنین خانواده‌هایی تلاش می‌نماید و نسبت به رفع مشکلات و خشونت‌ها این خانواده‌ها اقدام می‌نماید.

  1. آموزش و پرورش

-از انجا که بسیاری از دختران فراری (70درصد) در سنین16-14 ساله و در دوره‌های حساس نوجوانی قرار دارند و با مشکلات متعدد خاص این دوره مواجه می‌باشند، از این‌رو، بخشی از پیشنهادات جهت پیشگری از فرار دختران معطوف به وزارت آموزش و پرورش می‌باشد.

مطلب مرتبط :   مفهوم مدیریت دانش و عوامل مؤثر در مدیریت دانش

-تهیه و نمایش فیلم‌های آموزشی درباره اثرات انواع روش‌های نادرست تربیتی (ازجمله محدودیت زیاد، ازادی زیاد، فاصله عاطفی، فاصله اطلاعاتی و…) فقط برای اطلاع والدین؛

-تقویت ارتباط میان والدین دانش‌اموزان با مربیان و عدم واگذاری مسئولیت تربیت فرزندان به مدرس یا خانواده به تنهایی؛

-تقویت مراکز مشاوره‌ای مفید و کارامد در مدارس یا تمام مناطق آموزش و پرورش استان‌ها و شهرستان‌ها؛

-اجبار در انجام تست روان‌کاوی و سلامت سنجی روحی و روانی از تمام دانش‌اموزان و تشخیص وشناسایی کودکان مستعد فرار از لحاظ ویژگی‌های روحی و خانوادگی و الزام مراقبت‌های روان‌کاوی از انها؛

-بها دادن به مسئله ترک تحصیل دانش‌اموزان یا فرار آنها از مدرسه و ضرورت ارتباط با خانواده‌های این دختران؛

-به‌کارگیری مکانیزم‌های تشویقی یا اجباری جهت مراجعه دانش‌آموزان و والدین به مراکز مشاوره (فرهنگ‌سازی در زمینه استفاده از خدمات مشاوره؛)

-آموزش به خانواده جهت اطلاع زودهنگام فرار دختران به پلیس و نوع همکاری آنان، جهت شناسایی هرچه سریع‌تر و مقابله با خطرات ناشی از فرار.

  1. نهادهای اجتماعی و بازدارنده:

برخی دیگر از پیشنهادت مربوط به سایر عوامل اجتماعی است که در کاهش فرار دختران موثر می‌باشد:

-نظارت، ارزشیابی و باز تعریف وظایف دستگاه‌های ذیربط در امور مربوط به اقشار آسیب‌دیده و آسیب‌پذیر جهت هماهنگی و وحدت  رویه و بهینه‌سازی و حتی ادغام انها؛

-تاسیس مرکزی توانمند جهت جمع‌آوری آمار و اطلاعات منطقه‌ای، کشوری، بین‌المللی دختران فراری و شبکه‌های مربوط؛

-تربیت نیروهای پلیس انتظامی از بین بانوان متعهد و متدین جهت این مسئله خاص؛

-ضرورت آشنایی نیروهای نظامی به‌ویژه پلیس زن با مسائل روان‌شناسی دختران فراری و خرده فرهنگ آنها؛

مطلب مرتبط :   اهمیت شناخت فرهنگ برای سازمانها

-اعمال مجازات‌های بسیار سنگین، علنی و جدی (در ملاء عام) برای باندهای فساد، اغفال، تجارت جنسی؛

-قاونمند نمودن نحوه درج اخبار مربوط به بخش حوادث و ممانعت از سوءاستفاده از بیان جزئیات فرار به‌دلیل بدآموزی و اشاعه مذاکرات و جلوگیری از قهرمان‌سازی مطبوعاتی از این عامل؛

-به کارگیری نیروهای مردمی و سازمان‌های غیردولتی جهت امداد به دختران تحت خشونت خانواده و اطلاع‌رسانی به نیروهای امنیتی؛

-تقویت نظارت‌های اجتماعی مردمی و دولتی و نیز نظارت‌های مردمی و محلی ازجمله امربه معروف و نهی از‌منکر جهت پاکسازی فضای جامعه و تعدیل آزادی‌های اجتماعی.