پیامدهای افزایش یا کاهش دهنده فرسودگی شغلی در سازمان

فشار روانی در صورتی که کم باشد به صورت یک نیروی انگیزشی عمل می­کند و باعث افزایش کار می­شود. اگر فشار روانی زیاد باشد اختلالهایی را در عملکرد فرد ایجاد می­کند. فشارهای ناشی از شغل نوعی فشار روانی است و باعث نارضایتی در شغل می­شود و تأثیر منفی بر زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی می­گذارد. یکی از عوارض فشارهای ناشی از شغل فرسودگی شغلی است. واژه فرسودگی شغلی برای توصیف پاسخهایی است که آدمی در برابر فشارهای روانی از خود بروز می­دهد. فرسودگی شغلی یک حالت خستگی مفرط است که از کار سخت و بدون انگیزه و بدون علاقه ناشی می­شود (فریدنبرگر، 1975).

به نظر مسلش و جکسون (1981) فرسودگی شغلی یک سازه چند بعدی است و شامل خستگی عاطفی، خود گم­کردگی و احساس عدم موفقیت می­شود.

بین فشارهای روانی و فرسودگی شغلی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. فشارهای روانی وقتی رخ می­دهد که عدم تعادل بین مطالبات و خواسته­های محیطی با توانایی فرد برای پاسخ دادن به آنها وجود داشته باشد. هر چه خواسته­های محیطی افزایش یابد و توانایی فرد برای پاسخ دادن به آنها کاهش یابد فشار روانی ایجاد می­شود و باعث تجربه منفی در فرد و فرسودگی شغلی می­گردد. در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشار مداوم روانی پدید می­آید(فاربر، 1983).

فشارروانی برخی از مشاغل نسبت به مشاغل دیگر بیشتر است. مدیران آموزشی غالباً  بیشترین فشار روانی  را تحمل  می کند.

این گروه مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و باید در جهت تحقق اهداف سازمان آموزشی و نیازها و انتظارات اعضاء حرکت کنند. تحقیقات مدیریتی، مدیریت میانی را به عنوان پر فشارترین پست سازمانی تعیین نموده است. مدیریت آموزشی مسئولیتی کلیدی را برای اصلاح و بهبود کار مدارس دارد و یک پست مدیریت میانی بین مدیر منطقه، معاونین با دبیران و دانش آموزان است. با توجه به فشاری که بر این مدیر میانی وارد می­شوداحتمال بروز فرسودگی شغلی در آنان بالاست(مرز، 1987).

مطلب مرتبط :   زنان، خشونت، حقوق، ارتکاب، قاچاق
دسته بندی : علمی