جانها » آمده است .
سعی همه پرندگان قصه در اینست که عاشق و معشوق را به هم برسانند . آنها عاملان وصل اند ، محرم اسرارند ، مأموران مخصوص مراسم نامزدی وشیرینی خوران اند .
تنها ققنس23 مرغ افسانه ای با بالهای آتشین– به عنوان مظهر نمادین مراتب اعلای تشرف و راز آموزی ، محسوب شده است .
مرغ چون ماهی ، در آغاز رمز اندام نرینگی بود . خروس و میوه درخت کاج از مختصات من24 ، خدای فریجی 25 ، بودند . بعدها همین مختصات به تموز26 ، یار عشتار که در میان خدایان آشوری – بابلی ، نقشی همانند نقش ونوس یونانی داشت نیز منسوب گشت . روسپیگری در راه ارباب انواع ، جزء آئین پرستش او به شمار می رفت و شهر مقدس وی پر از روسپیان بود . دکتر ک . گ . یونگ در : دگردیسی ها و نماد های لی بیدو ( Metamorphoses et symbols de la libido ) می گوید که خروس به عنوان نماد زمان که با طلوع و غروب خورشید ، یعنی به صورت مرگ و رستاخیز لی بیدو ، تعریف می شود ، یار و همراه دهر27 یا کرنوس28 بوده است . بنابراین خروس مبین قوه حیاتی غرایز است و کاملا به رموز عشقی مربوط می شود . همچنین کبوترماده .گرچه مسیحیان او را نماد روح القدس خواسته اند .
معنای رمزی ابتدایی کبوتر ماده در قصه های پریان باقی مانده است ، او مرغ آفرودیت ، زن ایزد عشق است . به این اعتبار ، کبوتران ماده ، قمریان و کبوتران نر و سفید رنگ بیشماری ، کالسکه های ماهرویانی را می کشند که به سوی شاهزادگان دلفریب خویش می شتابند تا به آنان پیوندند ، و فلورین عاقبت وقتی از برجش به زیر می آید ، به یاری کبوتران نر سفیدبه سوی کاخ دلدارش پرواز می کند .
باستان شناسان نقش کبوتر ماده را بر روی سکه ها و نشان های29 در سیسیل که پرستش مرغ عشق در آنجا رواج داشت ، بازیافته اند .
همان نقشها بر روی مسکوکات شهرهای سیونه30 در مقدونیه ، و تسالی31 و کاسیوپه 32 در اپیر33 و لوکاس34 در آکارنانی 35 و انطاکیه 36 در کاری 37 و سیده 38 در پافیلی 39 و در سیسیلی 40 ، پیش از ظهور مسیحیت دیده می شوند . به زعم بریان41 کبوتر ماده در حوالی هیراپولیس42 در سوریه عنوان الهه داشت و به همین اعتبار مورد پرستش و نیایش بود . کبوتر ماده علامت سمیرامیس نیز بود که نامش در لغت آشوری به معنای « ماده کبوتر کوهستان » است .
در اکثر قصه های پریان ، مرغان پرنده و خواننده ای هستند . آنها نمادهای تمایلات عاشقانه اند و « تصاویر رهایی بخش اندیشه – آرزو » ؛ به سان پیکان و باد ، نمودار رؤیاهای مهر آمیز ، بوسه ، نوازش ، شوقمندی و وجد و سرور دلی که هنوز تسکین و تشفی نیافته محسوب می شوند . بعضی ” از یک بوسه زاده شده اند ” . نمونه ای از آن در داستان آنگوس43 که همتای ایرلندی44 است ، هست . وی به مانند اورفه ، همه کسانیرا که نغمه هایش را می شنوند به دنبال خود می کشاند و بوسه هایی می دهد که همه به صورت پرندگانی در می آیند که به خواندن آوازهای عاشقانه ، پرواز می کنند .
در سرزمین گال45 ، انگوس ایرلندی به آدم مادینه ای تبدیل می شود به نام46 یا « قدسیه عشق » . در دسته ای دیگر از قصه ها ، پرندگان عاشقان سرسخت و عبرت ناپذیری هستند که مسخ شده اند . مثلا پرنده آبی ،کسی جز شاهزاده دلفریب فلورین نرم دل و مهربان نیست .
در کنار پرندگان عشق که در ماجراهای نابخردانه شاهزاده خانم ها مداخله دارند ، پرندگان جدی تری می یابیم که مرغانی رحیم دل و مشفق ، تسلی بخش و اصطلاح کننده خطاها و اشتباهاتند . آنها در جهان پریان ، به نوعی خدمات اجتماعی اشتغال دارند و پیش می آید که جایگزین والدین تقصیر کار شوند و از حمایت و جانفشانی و فداکاری هیچ دریغ نورزند . کرکس مرغ مقدس مصریان ، نماد مادر است . در هندوستان ، ماما 47
، دارکوبی است که همچون مادر می تواند از فرزندان پرستاری کند . پرندگان دستگیر و مددکار در بسیاری از روایات ابتدایی و قصه های پریان ، یافته می شوند .
در قصه دویار در گشت و گذار ( Les Deux Compagnons en Tournee ) از گریم ، می خوانیم که خیاط ، تاج زرین شاه را به کمک اردک و دوازده جوجه اش پیدامی کند .
در قصه قوهای وحشی ( Les Cygnes sauvages ) از اندرسن ، مصاحب الیسا 48 ، دختر جوان در زندان ، بلبلی است که بر ” لبه پنجره اش می نشیند ” و تمام شب ” دلنوازترین آوازها را می خواند ، تا او را سرگرم کند و دلداری دهد “.
مصایب این شاهزاده خانم جوان در بند ، طولانی و گونه گون بودند ، تا آنکه پایان یافتند و وی از زنده سوز شدن در آتش هیمه رهایی یافت و به کاخش باز برده شد و آنگاه انبوه پرندگان خوش آواز دسته دسته آمدند و همنوا آهنگ دلپذیری سر دادند .
حال اگر از جمع کبوتران بغبغو و دسته مرغان خرد و ریز : چلچله ، سهره ، فاخته ، قبره یا چکاوکک و قناری بگذریم ، پا به انجمنی زبده و ممتاز می گذاریم که در آن جامه ( رسمی ) بر تن داشتن از واجبات است . و آن جمع کلاغان و زاغان بس فاضل است . دنیائیست روشنفکرانه ( حلقه اصحاب عقل ) که پیشتر جهان باستان بدان پی برده و از آن یاد کرده بود . ملیبه49 قهرمان ویرژیل درباره مداخله هوشمندانه کلاغان و زاغان در تقدیر و تعیین سرنوشت نوع بشر واقوام آگاهی هایی به ما می دهد .
در اساطیر و قصه های تمام عالم این دو پرنده ، یاران و یاوران هوشمند مردم متمدن شناخته شده اند . در آئین میترا ، کلاغ ،پیکی مقدس ، فرشته ای میانجی بین خدایان و مردمان بود .
در قبایل سیبری ، و در نزد سرخ پوستان ، کلاغ را تمدن ساز بزرگی می دانند . در روایات سلتی ، کلاغ ، راهبر قبایل و نوعی پیر وحی گیر است و در همه نقاط عالم ، قصه ها ، کلاغان و زاغان را مشاوران سری ملوک توصیف می کنند . کلاغهای اودن50 و گنجشکان داگر51 شاه سوئد ؛ بر خواطر و سر ضمیر مردم اشراف داشتند و احوال و عواطف آنانرا به فراست در می یافتند . بنابه سنورا ادا 52 دو کلاغ نشسته بر شانه های اودن اخبار یرا که خود از آن آگاهی یافته بودند ، به اطلاع وی می رساندند . یکی ( Huginn ) ، ( روح ) نام داشت و دیگری
( Muninn ) ، ( فکر ) . در افسانه های نروژی آمده است که وقتی اسنی ژورسوند53 ، پیشوا ، به جستجوی ایسلند برخاست و عزم سفر کرد ، سه کلاغ را به رسم فدیه ، به خدایان پیشکش کرد ، تا آنها بتوانند راه را به او بنمایانند .
تا نیم قرن پیش در ایسلند ، هنوز مردم باور داشتند که غارغار و پرواز کلاغان بر کسانی که می دانستند چگونه باید آن بانگ و پرواز را شنید و دید ، همه اسرار را فاش می تواند کرد .
این معنای رمزی خوش آیند کلاغان و دیگر پرندگان سیاه فام ، یادگار و بازمانده نقشی است که ماننده های آنان در اساطیر داشته اند . آب حیات ( آب زندگی جاوید ) را که بعدها مایع شیرین و گوارای بهشتی و نوشابه خدایان نامیده اند ، مرغ گوشتخواری به زئوس هدیه کرد . و اودن شربت یا نوشداروی مقدس54 را توسط عقابی به دست آورد .
این پرندگان نیکوکار که پیام گزاران زندگانی جاویداند ، پیشتر در آئین سومری پرستش « خدای آسمان » ، سرور و فرمانروای ژیرسو55 ، ظاهر شده اند و عبارتند از مرغان – طوفان ، مرغان – صاعقه ، که با نزول بارانی بارور کننده به زمین زندگانی جاوید می بخشند .
بار دیگر با اسطوره بزرگی و کشت سر و کار داریم که از آن ، همه مذاهب ارباب انواع عالم و شعائر مقدسشان نشأت گرفته اند .
در اساطیر شمال اروپا و قصه های ژرمنی و سرزمین آرموریک56 ، کلاغان مردمانرا از آنچه می تواند برایشان سودمند باشد ، می آگاهانند . مثلا ژان با وفا 57 از گفتگوی کلاغان در می یابد چه خطراتی سروش را تهدید می کنند . ( دلاشو ، 1386 ، 159 – 167 ) .
– پرنده ، نماد گسترده روح به ویژه در هنگامی که پس از مرگ به آسمان صعود می کند . با 58 ، پرنده مصری بر فراز مومیایی در نقاشیهای گوری پرواز می کند ( دوره سلطنت جدید ) و نماد قدرت خدایان و فراعنه است ( مصری حدود 1250 پیش از میلاد ) . بعدها دلالت بر روح متوفی داشت و با پسوخه 59 ، یا روان یونانی یکسان شمرده می شد . بسیاری از اقوام باستانی ، پرندگان بزرگتر را با خورشید – خدایان و آسمان همراه می دانستند . تصویر معمولی یک پرنده و مار در حال جنگیدن ، نماد کشمکش میان نیروهای خورشیدی و زمینی بود . گارودا 60 خدای هندی ، شکل یک پرنده داشت و مَرکَب ویشنو بود . پرندگان نیز از ویژگی هوا هستند که آن ها را تجسم بخشیده اند و یکی از چهار عنصر به شمار می روند و می توان به پرندگان زیر اشاره کرد :
توکا ؛ خروس ؛ درنا ؛ کلاغ ؛ قمری ؛ مرغابی ؛ شاهین ؛ سِهره ؛ لک لک گرمسیری ؛ زاغچه ؛ جغد ؛ طاووس ؛ مرغ ماهیخوار ؛ قرقاول ؛ ققنوس ؛ بلدرچین ؛ گنجشک ؛ چلچله ؛ قو ؛ کرکس و دارکوب . ( هال ، 1387 ، 39 ) .

مطلب مرتبط :   عدالت، بزهکار، توبه، اجتماع، خسارتهای
دسته بندی : علمی