– پرنده : تعالی ؛ جان ؛ روح ؛ تجّلی الهی ؛ ارواح هوا ؛ ارواح مردگان ؛ صعود به آسمان ؛ توان ارتباط با ایزدان یا دخول به مرتبه عالی شهود ؛ اندیشه ؛ تخیل .
پرندگان بزرگ اغلب مظهر ایزدان شمسی باد و تندر هستند و آذرخش زبان61 آنهاست . پرندگان در نمادهای درخت نقش مهمی بر عهده دارند : نیروی الهی که روی درخت یا نماد آن – ستون – فرود می آید.
دو پرنده روی درخت ، گاه یکی تیره و یکی روشن ، مظهر ثنویت ، تاریکی و روشنایی ، شب و روز ، تعّین و عدم تعّین و دو نیمکره هستند . اغلب ، پرندگان روی شاخه های درخت حیات که ماری در پای آن است ، دیده می شوند ؛ این مجموعه به معنی وحدت هوا و آتش است ، در حالی که پرنده و مار در حال ستیز به معنی نبرد نیروهای شمسی و نیروهای جهان زیرین است . پرندگان افسانه ای مبیّن اقالیم ملکوتی و نیروهای متقابل آنها یعنی مار جهان زیرین هستند . پرندگان گاه با قهرمان در جستجو یا کشتن اژدها همکاری می کنند ، یا به او پندی سرّی می دهد
( « پرنده ای کوچک به من گفت » ) و او زبان پرندگان را می فهمد . این توانایی نماد ارتباط آسمانی یا یاری نیروهای الهی ، مثل فرشته هاست . پرنده ای روی ستون یعنی وحدت روح و جسم ، یا نماد ایزد خورشید . بر اساس گفته افلاطون قفس پرندگان مظهر فکر است . دسته پرندگان نیروهای جادویی یا فوق طبیعی اند که با ایزدان یا قهرمانان در ارتباطند . چنگال پرندگان تخیلی است از هارپی ها 62 به معنی نماد تاریکی و جنبه ویرانگر مادر کبیر .
– اسکاندیناویایی : روحی که از بدن رها شده است ؛ خرد ؛ زاغ .
– اسلامی: جانهای مومنین روی درخت حیات می زیند . جانهای ملحدان به بدن پرندگان شکاری وارد می شود.
– بودایی : یک پرنده نماد سرور بودا است . ضمناً به معنی خوش اقبالی نیز هست .
– تائویی : کلاغ قرمز سه پا ، اصل یانگ63 و شمسی است ؛ در خورشید زندگی می کند و نماد ثالوث کبیر ، سه نیروی بزرگ کیهانی یعنی آسمان ، زمین ، انسان نیز هست . ( خروس ، شاهین ، ققنس ، زاغ و غیره ) .
– چینی : اکثر پرندگان ، خصوصاً خروس ، درنا و طاووس ، شمسی و یانگ هستند ، و نماد طول عمر و نیکروزی به شمار می آیند .
– ژاپنی : ( شینتو ) اصل آفریننده .
– سلتی : مانند زاغ و چکاوک دو خصلته است ، هم الوهیت و شادی جهان باقی است و هم نیروی جادویی و بد خواهی ، مانند زاغ و چکاوک . توآثا 64 به شکل پرندگان خوش پر و بالی که با زنجیرهای طلایی به هم متصل شده اند ، ظاهر می شود و حادثه ای پر اهمیت را پیشگویی می کند . پرندگان پیکهای ایزدان نیز هستند .
– شمنی : صعود به آسمان ، سفر جادویی و واسطه ای ( پرواز شمن به منظور هدایت روح به آسمان ) ، شمنها در مراسمشان رداهایی از پر پرنده بر تن می کنند ؛ به جامه پرنده در آمدن به جان بال و پر می دهد .
– کیمیاگری : دو پرنده در حال زد و خورد مظهر طبیعت دو گانه مرکوریوس65 ، مرکوری فلسفی ، عقل66 است ؛ که با پرندگان در حال پرواز در بالا و پایین نیز نشان داده می شود .
– مائوری : مرد پرنده یعنی الوهیت ؛ بصیر ؛ علیم ؛ قدرت و دلیری .
– مسیحی : جانهای بالدار ؛ روحانی ؛ جانهای بهشتی . مسیح کودک اغلب به صورت حامی پرنده نشان داده شده است .
– مصری : پرنده انسان سر مظهر نیروی جان برای ترک بدن در لحظه ای است که اراده کند . بنو67 پرنده ، تجسّد جان اوزیریس68 است که گاه با ققنس یکی انگاشته شده است ؛ اصل آفریننده ، مولد تخم مرغ کیهانی . هنگام مرگ جان یا کا 69 بدن را به شکل پرنده ترک می کند .
– هندو : عقل « عقل تیزروترین پرندگان است » ( ریگ ودا ) ؛ « او که فهمید بال دارد » ( پنچه ویمچه برهمنا 70 ، . گارودا 71 پرنده زندگی ، آسمان ، خورشید و پیروزی ؛ آفریننده و نابود کننده همه چیز و مَرکب ویشنو72
و گاه با ققنوس یک انگاشته شده است . ( کوپر ، 1379 ، 71 – 72 ) .
– پرنده : نمادهایی که از پرواز پرندگان به دست می آیند ، در ارتباط با آسمان و زمین هستند . در زبان یونانی ، کلمه ی پرنده مترادف با علامت یا پیام آسمان بوده است . در آیین دائو ، که جاودانگان به شکل پرنده در می آیند ، پرنده مفهوم سبکی و رهایی از ثقل زمینی را القا می کند . در برهمانه ، قربانی کنندگان یا رقصندگان آیینی ، اغلب به عنوان پرندگانی که به آسمان می پرند ، تعبیر شده اند . از همین زاویه ی دید ، پرنده تصویر روح است که از جسم می گریزد ، یا فقط عهده دار وظایف ذهنی است ( در ریگ ودا در توصیفِ « فکر » آمده که تیزپرترین پرندگان است ) . بعضی از طرحهای پیش از تاریخ انسان – پرنده را می توان در مفهومی مشابه تفسیر کرد ( آلتامیرا ، لاسکو ) : پرواز روح یا پرواز خلسه ی شمنها .
پرنده در مقابل مار قرار می گیرد و به عنوان نماد عالم ملکوتی در مقابل عالم خاکی ملحوظ می شود . حتی به طور جامع تر ، پرندگان نماد مراحل معنوی ، نماد فرشتگان و نماد مرحله ی برتر وجود هستند . تعداد بی شماری از پرندگان آبی ( مترلینگ ) در ادبیات چینی دوره یهان ، همسان پریان ، جاودانگان و پیام آوران آسمانی هستند . پرندگان در غرب نیز ، مانند پرندگان در هند ، با رعایت سلسله مراتب ، بر شاخه ی درخت جهان می نشینند . در اوپانیشاد ، دو پرنده هستند : یکی از میوه ی درخت می خورد ، و دیگری نظاره می کند ، بی که بخورد . این دو به ترتیب ، نماد روح فردی عینی ( جیوآتما ) ، و روح جهان ( آتمن ) ، یا آگاهی مطلق است . در واقع ، این دو پرنده از هم متمایز نیستند ، و به همین دلیل گاه آن دو را به صورت پرنده یی با دو سر تصویر می کنند . در اسلام پرندگان به طور خاص نماد فرشتگان هستند . از منطق الطیر که در قرآن ، به آن اشاره شده ، زبان فرشتگان منظور است ، و به معنی شناخت و آگاهی معنوی است . پو – یی دستیار یوی کبیر ، هنگام تنظیم جهان ، زبان پرندگان را درک کرد ، و احتمالاً از این طریق توانست بربر – پرندگان را منقاد کند . پرندگان مسافر ، چون پرندگان فرید الدین عطار و ابو علی سینا ، در جستجوی معنا هستند . گنون در مورد تطّیر رومیان می گوید : آیا تفأل از روی پرواز و آواز پرندگان ، به ترتیبی فهم زبان مرغان ، و به این ترتیب فهم زبان آسمانی نیست ؟ سن ژان پرس ، شاعر ، به یقین الهامی از خلوص اولیه را در زبان پرندگان می بیند ، وقتی می نویسد : پرندگان در میان ما نشانه یی از آواز آفرینش اند .
مع هذا ، در سبکی پرنده ، اغلب وجهی منفی نیز دیده شده است . یوحنای صلیبی ، در پرندگان ، نماد عملکرد تخیل را می بیند ، که سبک ، اما بی ثبات از اینجا به آنجا می پرد ، بدون نظم ، بی تداوم ، و بولدر آن را اغتشاش ، و یا حتی بدتر ، تلوّن می خواند .
احتمالاً مبتنی بر همین مفهوم است که دائو ، بربرها را به جامه ی پرندگان فرو می فرستد ، تا خود جوشی اولیه ی خشن و خارج از اراده یی را به آنها بدهد . در چین ، کائوس به صورت پرنده یی زرد و سرخ ، چون گلوله ی آتش تصویر شده ، بدون صورت ، اما با شش پا و چهار بال ، که می خواند و می رقصد ، اما نمی خورد و تنفس نمی کند . در ضمن ، در میان چینیان از عهد باستان تصویر پرنده یی که آشیانه ی خود را نابود می کند ، علامت آشوب و بی نظمی در امپراطوری است.
در میان نمادهای شرقی پرنده ، نماد هندوی کینره ، نیم مرد و نیم پرنده را می توان ذکر کرد که سیتار می نوازد ، و احتمالاً در ارتباط با مختصات خورشیدی و شاهانه ی ویشنو ، سوریه یا بودا است . قدیمی ترین مستندات در میان متون ودایی نشان می دهد که پرنده ( به طور کلی ، و بدون ویژگی خاص ) به عنوان نماد دوستی خدایان نسبت به انسانها ملحوظ می شده است . از جمله ، پرنده یی به جست و جوی نوشابه ی مقدس سومه ، بر روی کوهی دست نیافتنی رفت و آن را به انسان هبه کرد ؛ و یا پرندگانی چند به مارها حمله کردند ، و آریایی ها را بر بربر ها ، که مانع پیشروری شان شده بودند ، پیروز کردند . بعدها در حماسه های ودایی ، وفاداری پرنده جتایو تقدیس شد ، که خود را فدا کرد تا راوانه ی دیو نتواند سیتا را برباید . تفسیر عرفانی این حکایت ، که مفسران هندو بر آن تأکید دارند ، پرنده را نماد عشق خداوندی تعبیر می کند ، که کوشش دارد روح را از ماجراهای شیطانی و ارواح خبیث حفظ کند . هنگامی که خدایان به عنوان موجودات پرنده وار انگاشته می شوند ( مانند فرشتگان در کتاب مقدس ) ، آنگاه باید پرندگان را به عنوان نمادهای زنده و متجسم آزادی الهی ، و رهایی احتمالی از زمین تعبیر کرد ( رهایی از قوه ی ثقل ، در صورت بر خورداری از نعمات بی نهایت خدایان ) . و اما آشیانه ی مرغان ، این پناهگاه به تقریب دست نیافتنی ، که بر بلندترین درختان پنهان شده ، به عنوان نشانه یی از بهشت است . توقفگاه برینی است که روح بدان دست نخواهد یافت ، مگر از قوه ی ثقل زمین رها شود و تا آن بالا بپرد . و از آنجا این باور که روح ، خود پرنده یی است تحکیم می شود . اوپانیشاد تصریح می کند که یک پرنده ی مهاجر ( به سنسکریت همسه ؛ به آلمانی73 ) نشانه ی بارور مهاجرت روح از جسمی به جسم دیگر است ، تا پرواز نهایی اش به طرف این آشیانه و سرانجام ساکن شدن در آن ، و جَستن از تمامی ترس ها و نسخ ها و مسخ ها . این نماد آخرین آنقدر محکم است که روایت شده راماکریشنا ، چندین صدسال قبل به دیدن پرنده یی مهاجر و کاملاً سفید ، که ناگهان از ابری سیاه بیرون آمده بود ، به حال خلسه افتاد . در جهان سلتی ، پرنده در کل پیام آور یا دستیار خدایان و جهان آخرت است ، اعم از قو در ایرلند ، کلنگ و حواصیل در غالیا ، غازها در بریتانیای کبیر ، کلاغ ، سِسک و یا مرغ . اولات ها سوار بر ارابه پرندگان را شکار می کردند ، و بر طبق اشاراتی در متون مختلف ، اردک می خوردند ، هر چند شکار پرنده و خوردن آن در جهان سلتی به طور یقین چندان رایج نبوده است ، زیرا آنها به طور کلی پرندگان را تقدیس می کردند . در قطعه ی کوتاهی در مابینوگی پویل روایت شده که با موسیقی دلاویزشان مردگان را بیدار می کردند و زندگان را به خواب می بردند ( می میراندند ) . در ضمن ، از عصر هنرهای تجسمی رومی غالیا ، خدای پرندگان شناخته شده ، و مجسمه های اورا در آلزیا ( ساحل طلا ) ، کومپیه نی ( اُوآز ) ، مارتینی ، و در آوانش ( سویس ) یافته اند . در اینجا می توان از پرنده ی اودین ( وتان ) در اساطیر ژرمن نیز یاد کرد.

مطلب مرتبط :   پرنده، روح، پرندگان، ارواح، عقابی
دسته بندی : علمی