بــه نخجــیـر یــوزان و پــرّنــده نــره بــاز / می مشــک بـوی و تـبــان طــراز ( فردوسی ) .
چــو بــا مــرغ پــرّنــده نــیــرو نــمــانــد / غمین گشت و پرها بخوی در نشاند ( فردوسی ) .
ز درنــده شـــیـــران زمــیــن شــد تــهــی / بپـرنـــده مرغــان رسیــد آگهی ( فردوسی ) .
|| پرنده چراغ . فراشته . پروانه . پروانه چراغ . || سیماب . || پرندگان ، ج . پرنده . مرغان و جز آنها که پر دارند . مقابل چرندگان . ( دهخدا ، جلد 12 ، 1338 ، 239 ) .
پرنده : ( – e ) – anda Par ( r ) ( اِفا . پریدن ) 1 . هر جانوری که می پرد ، مرغ ، طیر ، طایر . ج . پرندگان ؛ مق . چرخنده . ( جان . ) نام یک فرد از رده پرندگان10 ، نام عام فردی از حیوانات ذی فقاری که به رده پرندگان تعلق دارد ( پرندگان ) . 2 . که پرواز کند ، که بپرد ، پرواز کننده ، طایر : « ما چیزها را در وهم توانیم آورد که بحس نیافته باشیم چون مردم پرنده » . ( بابا افضل ) . ( معین ، جلد 1 ، 1362 ، 757 ) .
پرندگان : ( e ) g – an 11 ، ( اِ . ) ج . پرنده ( جان . ) رده بزرگی12 از شاخه ذی فقاران که خون گرمند و بدنشان نیز پوشیده از پر می باشد . بر روی استخوان قص13 ، آنها تیغه ای عمودی به نام برشه 14 ، قرار دارد که عضلات پرواز به آن ملصق می باشد ، به استثنای معدودی از پرندگان که دارای دو سریع می باشند و پرواز نمی کنند ( شتر مرغ جزو این دسته است ) . استخوانهای پرندگان معمولاً مجوف و تو خالی و دارای حفره های هوایی برای سبک کردن وزن آنها در موقع پرواز می باشد . گردن پرندگان دارای تعداد زیادی مهره است . به همین مناسبت طول نسبتاً کافی دارد و ضمناً به خوبی به اطراف قابل چرخش است . قلب پرندگان دارای چهار حفره است و شریان آئورت پس از خروج از بطن چپ به طرف راست بر گشته در امتداد بدن ادامه می یابد ( بر عکس پستانداران ) . غذای پرندگان در تیره های مختلف آنها فرق می کند ، عده ای گوشتخوارند و عده ای علف خوار و عده ای دانه خوار و از دانه حبوبات تغذیه می کنند و عده ای هم بر حسب فصول مختلف غذایشان فرق می کند ؛ طیور . ( همان منبع ، 756 – 757 ) .
پرنده یا مرغ : هر یک از جانوران خون گرم تخم گذار مهره دار ( رده ی آوس15 ) پوشیده از پر ، که دستهایشان به بال تحول یافته ، و استخوان دُمشان کوتاه و کُنده مانند شده است . قلبشان مانند پستانداران چهار حفره دارد ، دمای بدن 2 تا 14 درجه بیش از آنهاست ؛ مغزشان نسبتاً بزرگ ، بینایی آنها قوی ، شنوایی تیز ، و حس بویایی ضعیف می باشد . چنین می پندارند که از تحول خزندگان پدید آمده اند . وزن بدنشان ، به سبب تبدیل فکها به منقار شاخی و وجود کیسه های هوایی در داخل استخوانها ، سبک و متناسب با پرواز شده است ؛ قسمتهای سنگین تنه برای تعادل پرواز به کار می رود . تولک رفتن آنها پرها را تجدید می کند . آرایش پرهای نرها رنگین تر از ماده هاست و در مهر ورزی پر حرارت و آهنگ آوازشان نیکوتر است . بیشتر پرندگان برای تخمگذاری لانه می سازند ، و از آن جهت که حشرات و دانه های گیاهان وحشی و لاشه ی جانوران را می خورند ، مفید واقع می شوند . شکل منقار آنها متناسب با نوع تغذیه آنها می باشد . ( مصاحب ، جلد 1 ، 1345 ، 533 ) .
3 – 1 – 2 تعریف رده پرندگان ( Class : Aves ) :
رده پرندگان از شاخه طنابداران16 ، زیر شاخه مهره داران17 ، مشتق شده و بعد از پستانداران از تکامل یافته ترین جانوران است .
پرندگان مهره دارانی هستند خون گرم با پوشش پَر و تخمگذار ، در این موجودات زائده های حرکتی خلفی برای راه رفتن ، نشستن و یا شنا کردن سازگاری یافته است . در این مهره داران نُه کیسه هوایی متصل به ششها وجود دارد ، چشمها بزرگ و حس بینایی بارزترین حس آنهاست .
3 – 1 – 3 سیر تکامل :
در طول 600 میلیون سال تاریخ حیات بر گسترده سیاره زمین ، جانداران کهن به چهار صورت محدودیت و پای بندی خود به زندگی در آبها و خشکیها را گسسته اند . اولین حشرات بودند که از حدود 220 میلیون سال قبل ، فضا و هوا را فتح کردند و به دنبال آن خزندگان پرنده . پستانداران پرواز کننده ( خفاشها ) و بالاخره خود پرندگان که عمر اولین آثار فسیلی آنان به 155 میلیون سال قبل می رسد . ( میر حسینی ، 1384 ، 5 ) .
3 – 1 – 4 اعتقادات باستانی :
اعتقادات باستانی زیادی وجود دارد که بعد از مرگ ، روح به شکل یک پرنده جسم را ترک می کند ؛ بنابراین ، پرنده سمبل روح است . پرندگان می توانند واسطه ای بین خدایان و انسان ها و وسیله نقلیه ای برای خدایان باشند . در بسیاری از مذاهب موجودات آسمانی یا ارواح بال دار زیادی وجود دارند مانند : فرشته ها و ملائکه ، کودکان بال دار و سرخ پوش ، فرشته های مقدس ( انجیل ) . پرندگان را بر روی درخت زندگی و یا در حال جنگ یا حمل افعی به تصویر کشیده اند که این سمبل تعادل ناپذیر بین خورشید ( پرنده ) و آب ( افعی ) است . در هنر مسیحیت این سمبل ، ستیز بین خوبی و بدی است . ( بروس فورد ، 1388 ، 68 ) .
3 – 1 – 5 معانی سمبلیک :
آرزو ، آزادی ، آسمان ، ابر ، الهام ، باد ، پیشگویی ، پیام رسانی ، تناسخ روح ، تنفس ، جاودانگی ، حاصلخیزی ، خورشید ، ذات الهی ، روح زندگی ، روح هوا ، رشد ، عجله و شتاب ، کودک . ( جابز ، 1370 ، 28 ) .
3 – 1 – 6 باورهای قومی و اساطیری :
افشاء کننده اسرار خدایان . محافظ درخت معرفت ، درخت زندگی . قاتل مار .
– در افسانه سرخپوستان ، تجسمی از روح در بهشت ؛ همچنین ، باران ، رعد و برق ، حمل کننده مرده به بهشت . سرخپوستان قایق های حمل جنازه را به شکل پرنده می ساختند و معتقد بودند که روح ، علاوه بر هوا ، در آب نیز سیر می کند .
– مردم بومی استرالیا اعتقاد دارند که خدایان در اصل از پرندگان بوده اند . در افسانه های بریتانیا ، پرنده و سنگ فرزندان خورشید و ماه بودند . سنگ مبدل به مرد و پرنده تبدیل به زن شد ، این زوج ، پدر و مادر نژاد آدمیان شدند .
– در چین ، خدای باد . تجسمی از اصل یانگ ، تابستان ، جنوب .
– در نزد یونانیان بت پرست و بی تمدن ، سلتی ها و مردم فینو – اوگریک ، شکلی که مرده به آن ظاهر می شود .
– در ایران ، منتقل کننده وحی و سروش ، نماینده عقل کل . تجسمی از آتش ، ابر ، خورشید ، صاعقه .
– در اساطیر ( پولینزی18 ) ، خدا به شکل پرنده ای روی آب تخم گذارد و از آن جزیره هاوائی شکل گرفت ؛ همچنین ، پرنده ای که خدای خالق از بهشت فرو فرستاد تا خشکی را پس از طوفان و سیل نشان دهد ، افسانه ای که یادآور طوفان نوح است .
– در اساطیر جزیره پاسیفیک ، پرنده مقام برجسته ای در داستان آفرینش دارد . وی پیک خداوند متعال است و ماموریت دارد که درخت یا سنگی را برای خلقت بارور سازد .
– در سیبری ، ایزد رعد ؛ همچنین ، تجسمی از مردگان آمرزیده که روی درخت کیهانی زندگی می کنند . در پاره ای اساطیر سیبری ، پرنده به اعماق دریای نخستین فرو رفته و با مقداری گِل در منقار مراجعه می نماید که دنیا با آن شکل می گیرد . در اساطیر دیگر ، کلاغ یا پرنده ای دیگر ماموریت می یابد تا مشاهدات خود را در مورد بزرگی زمین آفریده شده بازگو نماید .
– در اساطیر سومر ، صورتی که مردگان در دنیای زیرین زندگی می کنند . ( همان منبع ، 28 – 29 ) .
اثر پای پرنده : پیشگویی ، منشاء حروف الفبا .
انسان با سر پرنده : روح .
بالهای پرنده : باد ، تخیل ، تفکر ، رسالت الهی ، هوش .
پای پرنده با سه پَر : انتقام .
پر پرنده : ادبیات ، سبک وزنی ، نویسندگی .
پرندگان مهاجر : چلچله ، غاز وحشی ، کبوتر قاصد .
پرنده آتن : جغد .
پرنده آزادی : عقاب .
پرنده ایالت متحده : عقاب .
پرنده با چشمان طلایی : الوهیت .
پرنده بد شگون : کلاغ .
پرنده بهشتی : صورت فلکی ( آپوس ) 19 .
پرنده آبی رنگ : خوشبختی .
پرنده سفید : روح افراد پارسا .
پرنده سیاه : روح شریر .
پرنده قرمز : در چین و ژاپن ، یکی از چهار روح خوب .
پرنده « جونو » 20 : طاووس نر .
پرنده دراز پا : عمر طولانی .
پرنده در بوته : به معنی آنچه خواستنی است امّا هنوز به دست نیامده .
پرنده در حال خوردن انگور : در سنت کهن یونانی و عبری ، زندگی ابدی .
پرنده در دست : مالکیت .
پرنده در شراب : روحی که از غذای آسمانی بهره مند می شود .
پرنده در قفس : انسان در پناهگاه ، ایزد در رحم الهه مادر .
پرنده « دیومدس » 21 : قو .
پرنده روی بلندی ( ستون سنگی ) : اتحاد روح و ماده ، اقتدار سلطنتی و توانایی .
پرنده رهاشده از قفس : پرواز روح به آسمان .
پرنده عربی : ققنوس ( سیمرغ ) .
پرنده کشور ژاپن و هلند : لک لک .
پرنده کشور فرانسه : خروس .
پرنده وحشی : شگون بد .
پرنده و لاک پشت : اتحاد نیروهای مخالف .
پرواز پرنده : پرواز روح به عالم دیگر ؛ وسیله پیشگویی .
– در چین علامت آلت تناسلی . نعوظ .
پنجه یا پای پرنده : در نشان های نجابت خانوادگی ، علامت عقاب به نشانه شکارچی .
زبان پرنده : اخطار ، پیغام بری ، وسیله نصیحت . موضوع اصلی ادبیات عامیانه .
عصا با سر پرنده نوک دار : توانایی و قدرت ، عضو اعضای سلطنت ، علامت فرد مقدس .
قایق به شکل پرنده : حمل کننده مرده .
قفس پرنده : گرفتاری . تعبیر خواب : بد گویی .
مار پرنده : آسمان و دنیای اسفل ، حمل کننده مرده ، خیر و شر ، زمین و هوا ، نیروهای کنترل کننده قوای طبیعی .
مرغ عشق : قمری .
تعبیر خواب : اخبار خوب . ( همان منبع ، 29 – 30 ) .
– پرنده : پرنده به خاطر ظاهر و آوازش آنقدر دلفریب است که در روایات مردمی همه جا هست . خود کالوالا به تنهایی قفسی است که در آن انبوهی از مرغان : فاخته ، سرخ گلو ( نوعی سهره ) و پرندگان دریایی ، پرپر می زنند .
باید شماری باور نکردنی از قصه های همه کشورها را خواند تا بتوان پرندگان را از لحاظ معنای رمزیشان ، ولو به طور مقدماتی ، رده بندی کرد . آنگاه در خواهیم یافت که یاران بالدار ما ، ندیمان با لطف و ملاحت شاهزاده خانم های عاشق پیشه اند . آنان منحصراً به مسائل عاطفی التفات دارند ، و در ستاره ما : قلمرو22 ، عواطف و احساسات ، ساکنند و حتی وقتی کارشان از مقوله اعمال ذهنی و در حوزه ذهنیات است ، باز در همانجا استوار بر جای می مانند . در مقام مقایسه با انسان که مرکب از جسم و نفس و اخگری از روح مینوی تبار است ؛ پرندگان اساطیر و قصه ها ، مظاهر رمزی روان به شمار می روند . چنانکه در بخشی از مکاشفات یوحنا ، شهر بابل به صورت ” زندان ارواح ناپاک ، قفس پرندگان آلوده ، پلید و نفرت انگیز” توصیف شده است . سخت واضح است که در این متن ، لغت « پرندگان » به جای واژه

مطلب مرتبط :   انجمن، کجروی، هیرشی، مفهومی، ابزاری
دسته بندی : علمی