در قرآن کلمه ی پرنده اغلب مترادف با سرنوشت است : و کُلَّانسان ٍ الزَمناهُ طآئِرَهُ فی عُنُقِهِ ؛ یعنی : هر مردمی را در گردن او کردیم بختِ ( پرنده ) او که از او چه آید و به او چه رسد از کردِ او ( قرآن 13 : 17 ) .
دانسته نداری که چون کرد خداوند تو با آن پیلداران ؟ نه دستان و ساز ایشان در تباهی کرد و باطل . فرو گشاد بر ایشان مرغانِ جوق جوق پراکنده . می انداخت بر ایشان سنگهای از سنگ و گل . تا ایشان را چون برگ کاه کرد ریزنده و خورده ( قرآن 5 – 1 : 105 ) . در سنت اسلامی ، به تعدادی از قدیسان نام پرنده ی سبز داده شده و همچنین ملک جبرئیل دو بال سبز دارد . ارواح شهدا به شکل پرنده یی سبز به بهشت پرواز می کنند ( قرآن ).
یکی از باورهای عمومی بر آن است که پرندگان زبانی خاص دارند . قرآن ( 16 : 27 ) تذکار می دهد که حضرت سلیمان این زبان را می دانسته . اثر مشهور فرید الدین عطار نیشابوری ( قرن دوازدهم و سیزدهم میلادی ) ، منطق الطیر ، یکی از آثار کلاسیک ادبیات پارسی است ، و از همین مضمون در شرح تألمات و سختیهای راه عرفانی و جست و جوی حقیقت استفاده کرده است .
پرنده به عنوان نماد جاودانگی روح در قرآن ( 19 : 67 ) و در شعر آمده است . روح با شهبازی مقایسه شده که نقاره ی مرشد او را فرا می خواند ، و به مرغی تشبیه شده که اسیر قفسی از خاک است ، و غیره . مانند دیگر سنتها ، عرفای مسلمان نیز اغلب تولد روحانی یا شکوفاییِ روح را با پرنده یی بدون صدف ، که جامعه ی خاکی اش شکسته شده ، مقایسه می کنند .
پرنده ، نماد روح ، نقشی واسط میان زمین و آسمان دارد . علامت هوبره ، نماد وصلت روح و باروری ، و هبوط روح در ماده است … در برخی قبایل مرابطه بربر ، طوارق ، در جنوب حُجَّر ، روی سپرهای خود علامت دو حرف « شین » را مقابل هم نقش می کنند که نشانه ی دو پای هوبره است . این نماد در هند و در جهان سلتی به صورت پای کلاغ ، و همچنین روی لباس شمن ها ، در سنت اورالی – آلتایی ، و حتی در غارهای لاسکو دیده می شود .
درحال و هوایی دیگر ، هوپی ها به پرندگان قدرت جادویی ارتباط با خدایان را نسبت می دهند . آنان پرندگان را معمولاً با سری پیچیده در ابر که نماد باران است ، و عطپه ی خدایان حاصلخیزی برای زمین است ، و با هاله یی از دایره یی شکسته به دو سر ، که نشانه ی آفرینش و زندگی است ، و همچنین نشانه ی باز شدن و « در » به نشانه ی ارتباط است ، تصویر می کنند .
درمورد تفأل با آواز و پرواز پرندگان ، ابن خلدون می گوید : تطیر عمل صحبت با ناشناخته یی است که بیدار می شود ، بسیاری از افراد پس از دیدن پرنده یی که می پرد ، یا حیوانی که می گذرد ، ذهن و روح متشتت خود را تمرکز می دهند ، تطیر عمل روحی است که از طریق ذهنیت و به وسیله ی چیزهای دیده و شنیده ، که وسایل تفأل اند ، به سرعت چیزی را درک می کند . این عمل نیازمند به تخیلی نیرومند و قادر است …
دو شیوه ی تطیر در میان اعراب وجود دارد که یکی بر مبنای تعبیر و تفسیر جهت و سمت پرواز پرندگان ، و دیگری تفسیر فریاد پرندگان است .
در کردستان ، در میان یزیدیان ، و همچنین در بین اهل حق ، نماد پرنده از آغاز تشکیل عالم معنا وجود داشته . برای یزیدیان به این صورت است که در زمانی که تمامی جهان پوشیده از آب بوده ، خداوند به شکل پرنده یی بر شاخه ی درختی ظاهر می شود ، که ریشه های این درخت در هوا فرو رفته . همچنین در داستان آفرینش اهل حق ، خداوند به صورت پرنده یی با بالهای زرین ظاهر می شود ، در زمانی که نه زمینی وجود داشته و نه آسمانی . و به خاطر داریم که در شروع سرود آفرینش در تورات ( 1 : 1 ) روح خداوند ، چون پرنده یی بر آبهای نخستین پرواز می کند .
پرنده ، تصویری بسیار رایج در هنر آفریقا است ، به خصوص در صورتک ( ماسک ) های آفریقایی . پرنده نماد قدرت و زندگی است : پرنده اغلب نماد باروری است ، و چنانچه در میان بامباراها دیده می شود ، نعمت نطق و کلام ، مرتبط با پرنده یی، مثلاً کلنگ کاکلدار است . روی ظروف مختلف اغلب مضمون نزاع پرنده و مار دیده می شود ، که نشانه ی نبرد زندگی و مرگ است .
یاکوت ها عقیده دارند ، که در هنگام مرگ خوبان و بدان به آسمان صعود می کنند ، و روحشان به شکل پرنده یی در می آید . در واقع ، روح – پرنده که بر درخت کیهانی نشسته ، تصویر اسطوره سس به تقریب جهانی است.
همچنین در مصر ، پرنده یی با سر مرد و زن ، نماد روح یک متوفا ، یا روح خدایی است که از زمین دیدار می کند . مفهوم روح – پرنده ، و از آنجا همذاتی مرگ با پرنده در مذاهب باستانی خاورمیانه اثبات شده است . کتاب مردگان مصر ، مرگ را قوشی می داند که می پرد ؛ در ماوراء النهر شخص متوفا را به صورت پرنده یی نقش می کردند ، و به نظر می رسد این اسطوره از این هم قدیمیتر است ، چرا که بر بناهای پیش از تاریخ اروپا و آسیا ، تصویری از درخت کیهان ، با دو پرنده بر شاخه هایش دیده می شود . این پرندگان به جز ارزش خود به عنوان نمادهای آفرینش ، نماد روح – نیاکان نیز هستند . می دانیم که در اساطیر آسیای مرکزی ، سیبریایی ، اندونزیایی ، پرندگانی که بر شاخه ی درخت جهان نشسته اند ، نشانگر روح انسان هستند . شمن ها باور دارند که می توانند خود را به پرنده یی تبدیل کنند ، یعنی به حالت روح از قالب جدا شوند ، و تا درخت کیهان پرواز کنند ، تا روح – پرنده را به آن بازگردانند .
قدیمی ترین نشانه از اعتقاد به روح – پرنده ، بدون شک ، در اسطوره ی فوینیکس ( ققنوس ) دیده می شود . این پرنده ی آتش ، به رنگ سرخ است ، یعنی ترکیبی از نیروی حیاتی ، که نشانه ی روح در میان مصریان بوده است . فوینیکس ، جفت اثیری عقاب است ، که بر نوک درخت کیهان نشسته ، مانند مار که بر پای این درخت است ، و نشانه ی اکلیل عمل بزرگ در نمادگرایی کیمیا است .
پرندگان کوچک ، چون پروانه ها ، اغلب نه فقط نشانگر روح مردگان ، یعنی ارواح آزادشده یی هستند که به آسمان برگشته اند ، و در آنجا منتظر معاد هستند ، بلکه در ضمن ، نشانه ی روح کودکان هستند . این باور به خصوص در میان اقوام اورالی – آلتایی آسیای مرکزی دیده می شود . در میان گلدها اعتقاد بر این است که اگر زن حامله یی در رویا پرنده یی را ببیند ، و موفق شود جنسیت پرنده را تمیز دهد ، خواهد دانست که فرزندش پسر خواهد بود یا دختر .
مرغان شب ، اغلب به اشباح یا ارواح مردگانی تشبیه شده که شبها می آیند و نزدیک منازل قدیم خود ناله می کنند . در میان سیاه – زردان سمانگ ، آواز مرغان شب ، مردم روستا را می هراساند . بنا بر سنت سمانگ ، مردگان به خانواده ی خود باز می گردند تا والدین خود را بُکشند و با خود ببرند ، زیرا تنهایی را دوست نمی دارند.
بوریات های سیبری باور دارند که جغد عقابی ارواح زنانی را که سر زا رفته اند ، و برای ایذای زندگان می آیند ، شکار می کند . یاکوت ها برای حفظ حیوانهایشان کلهی یک جغد عقابی را به در اصطبلها میخ می کنند .
در میان اقوام آلتایی لباس شمن همیشه به شکل پرنده ها درست می شود ، و اغلب با پرهای جغدِ عقابی آراسته می شود . به گفته ی هاروا مجموعه ی لباس شمن ها در قدیم به شکل یک جغدِ عقابی درست می شد . بنا بر عقیده ی رایج میان آلتایی ها جغدِ عقابی تمام روحها را در بهترین محلها اسکان می دهد ، و هنوز هم وقتی کودکی بیمار می شود یک جغدِ عقابی را اسیر می کنند و به آن غذا می دهند ، با این باور که این پرنده ، ارواح خبیثه یی که گهواره را آلوده کرده ، دفع خواهد کرد . در جشن خرس ، در میان یوگول ها ، شخصی به شکل جغد عقابی آراسته می شود ، و موظف است ارواح خرسهای کشته شده را دور نگاه دارد .
مذهب باطنی تمام میدان ارتباطی میان پرندگان ، رنگها ، و گرایشهای روانی را تجربه کرده است . چهار رنگ اصلی با کلاغ ، پرنده ی سیاه ، نماد هوش ؛ با طاووس ، پرنده ی سبز و آبی ، نماد آمال عاشقانه ؛ و با قو ، پرنده ی سفید ، نماد غرایز جنسی ؛ زندگی جسمانی را در بر می گیرد ، و با لوگوس ( کلمه ) زندگی معنوی را شامل می شود ؛ فوینیکس سرخ ، رنگِ صعود ملکوتی و جاودانگی است . این میدان ارتباطی تصاویر متعدد و گوناگونی را به وجود آورده است . مثلاً عشقِ یک فنا فی اللّه با کبوتر ، پرنده ی آفرویته نمایانده می شود ، کبوتر چاهی و اردک تصعید روح را نشان می دهند ؛ باز هم کبوتر ، عقاب و سیمرغ شفاعت میان خدا و انسان را نشان می دهند ، کلاغ و قو نقش یک راهنما و پیک ( نزدیکی غریب و پر معنای سیاه و سفید ) را به عهده دارند ؛ کرکس و فوینیکس پرندگان راهنمای ارواح هستند ، عقاب ، قوش ، و آرا نشان دهنده ی ارزشهای خورشیدی و اورمزدی هستند و پیروزی در جنگ ، صید و دِرو را نشان می دهند ؛ مرغان شب ، نشانگر ارزشهای قمری و اهریمنی هستند . پرنده در رویا ، نماد شخصیت رویا بین است . ( شوالیه – گربران ، جلد 2 ، 1379 ، 197 – 206 ) .
– پرندگان : پرندگان صرفنظر از نمادهای عمومی مرتبط با پرواز ، نمادهای ویژه دیگری نیز داشتند . « صدای » متمایز کلاغ ها و کبوترها نوعی ارتباط مبهم و سر بسته را میان آنها ایجاد کرده است . پرندگان آبی ، پیوندی نمادین میان آسمان و زمین تلقی می شده اند . خصیصه هوشیاری و حمایتگری غازها ، میان آنها و جنگ پیوندی نمادین برقرار می کرد.
در سنت های ایرلندی و ویلزی ، هر دو ، پرندگان جادویی ، معمولاً در مجموعه های سه تایی ، با شفا بخشی و تولد دوباره در جهان دیگر ارتباط داشتند . پرندگان درخشان پرِ الهه ایرلندی کلیونا و پرندگان ریانون ویلزی می توانستند با آواز دلکش خود بیماران را تسکین دهند و بخوابانند.
درناها در اسطوره ایرلندی واجد اهمیت بودند : آنهایی که به میدر تعلق داشتند ، پرندگان بدیمن بودند که حضورشان جرأت و جسارت را از جنگجویان باز می ستاند . زنان بد طینت و حسود با تبدیل شدن به درنا مجازات می شدند : علت این فکر شاید آن بود که جیغ ناهنجار آنها به غرولندهای یک زن غرغرو شباهت داشت . مانانان ، خدای ایرلندی دریا ، کیفی داشت که از پوست یک درنا ساخته شده بود ، و خود ِ این درنا نیز زمانی زنی حسود بود . اهمیت درناها یا مرغان ماهیخوار در دین گالی ، در شمایل نگاری عجیب تارووس تریگارانوس به نمایش در آمده است . این

مطلب مرتبط :   ابعاد کمال گرایی و رویکردهای مختلف درکمال گرایی
دسته بندی : علمی