نیز نشان می دهد که بین رفتارهای پرخطر و تاب آوری در هر دو گروه رابطه منفی وجود دارد. همچنین بین سبک های درماندگی، کنترل و اجتناب از حل مسأله در گروه دارای پیشرفت پایین و کنترل و اجتناب از حل مسأله در گروه دارای پیشرفت بالا با رفتارهای پرخطر رابطه ی مثبت وجود دارد.
کاظمینی و مدرس غروی (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و رفتارهای پرخطر در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد پرداخته اند. در این مطالعهی توصیفی، 200 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال تحصیلی 1390-1389 با روش نمونهگیری طبقهای مورد پژوهش قرار گرفتهاند. یافتهها نشان داده است که ویژگیهای شخصیتی روانرنجورخویی، موافقت و وظیفهشناسی با رفتارهای پرخطر رابطهی منفی معنیدار و ویژگیهای برونگرایی و باز بودن به تجربه با رفتارهای پرخطر رابطهی مثبت معنیدار داشته اند. نتایج رگرسیون نیز نشان میدهد که این ویژگیهای شخصیتی به طور کلی 75 درصد از واریانس رفتارهای پرخطر را تبیین میکنند که از این میان سهم برونگرایی 60درصد، وظیفهشناسی 8 درصد، روانرنجورخویی 4درصد، باز بودن به تجربه 1 درصد و موافقت 2 درصد است.
پروین و علی بابایی (1392) در پژوهشی، گرایش کارگران مهاجر فصلی به رفتارهای پرخطر در شهر تهران را مورد سنجش قرار دادهاند. جامعه آماری پژوهش، کلیه کارگران مهاجر فصلی در شهر تهران است و دادههای پژوهش از طریق روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و نمونه گیری غیراحتمالی سهمیهای جمعآوری شده است. یافتههای توصیفی نشان میدهد که بیش از نیمی از کارگران مهاجر فصلی، خاستگاه روستایی دارند. براساس نتایج استنباطی پژوهش، متغیر از خودبیگانگی اجتماعی با ضریب همبستگی 593/0، قویترین رابطه معنادار را با میزان گرایش کارگران فصلی به رفتارهای پرخطر دارد. نتایج مدل معادلات ساختاری نیز نشان میدهد که سه متغیر احساس فشار اجتماعی در سطح کلان، بازدارندگی اجتماعی و آثار منفی شهرنشینی، 82 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین میکنند.
بوستانی (1391) در پژوهشی با عنوان “سرمایه اجتماعی و رفتارهای پرخطر؛ نمونه مورد مطالعه دانشآموزان دبیرستانی شهر کرمان”، تعداد 565 دانش آموز را به عنوان نمونه انتخاب و اطلاعات مورد نظر را از طریق پرسشنامه از آنها جمع آوری نموده است. یافته های توصیفی نشان می دهد که رفتارهای پرخطر به ترتیب میزان شیوع در میان دانش آموزان عبارتند از: درگیری فیزیکی(7/37%)، فکر کردن به خودکشی(8/18%)، مصرف مشروبات اللکی(4/14%)، حمل اسلحه سرد(3/11%)، مصرف سیگار(5/8%)، رابطه جنسی(1/7%)، اقدام به خودکشی(3/6%) و مصرف تریاک(2/6%). یافته های پژوهش با آشکارسازی نقش محوری مؤلفه های سرمایهی اجتماعی در کاهش بروز رفتارهای پرخطر، نشان می دهد که نقش سرمایهی انسانی و مالی خانواده(تحصیلات والدین و درآمد خانواده) در بروز رفتارهای پرخطر کم رنگ شده و مؤلفه های سرمایهی اجتماعی قوی تر ظاهر شده و نقش بازدارنده ایفا می کند.
رمضانی و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان “تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر درمان اعتیاد افراد مراجعه کننده به کلینیک تهران”، تعداد 20 نفر از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مراجعه کننده به کلینیک تهران به صورت مورد در دسترس را مورد بررسی قرار داده اند. افراد انتخاب شده به صورت مساوی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفته اند. در این پژوهش، از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. گروه آزمایش در معرض آموزش مهارتهای اجتماعی به مدت 10 جلسه 2 ساعته قرار گرفتند و گروه شاهد در لیست انتظار ماندند. از هر دو گروه، پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفته است. پس از یک ماه پیگیری، نتایج نشان داده است که مهارتهای ارتباطی و تعاملی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد افزایش معناداری داشته است. در گروه شاهد یک نفر پس از یک ماه دچار لغزش شده است اما هیچ یک از افراد در دو گروه عود یا بازگشت نداشته اند.
مقتدایی و همکاران (1390) در پژوهشی، به بررسی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر مهارتهای اجتماعی بر میزان رفتارهای قربانی کودکان پسر مقطع ابتدایی شهر اصفهان پرداخته اند. افراد مورد بررسی شامل 40 دانشآموز قربانی بوده است که بر اساس نمونهگیری چندمرحلهای، انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل 20 نفری تقسیم شده اند. مداخلهی آموزشی مبتنی بر مهارتهای اجتماعی بر روی گروه آزمایش اجرا شده است. در پس آزمون و پیگیری مقیاس سنجش روابط همگنان بر دو گروه کنترل و آزمایش مجدداً اجرا گردیده است. یافتههای تحلیل کوواریانس دادهها نشان می دهد که برنامه آموزشی مبتنی بر مهارتهای اجتماعی، منجر به کاهش میزان رفتارهای قربانی و رفتارهای زورگویی کودکان قربانی میگردد.
علیوردی نیا و همکاران (1390) در مطالعهای، گرایش دانشجویان به خودکشی را مورد تحلیل جامعهشناختی قرار داده اند. به همین منظور تعداد 380 نفر از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه را به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای چندمرحلهای متناسب انتخاب نمودند. نتایج بدست آمده نشان می دهد مهمترین پیشبینی کنندههای واریانس میزان گرایش به خودکشی دانشجویان به ترتیب متغیرهای حمایت اجتماعی(45/0-)، رفتار بزهکارانه(32/0)، نظارت خانواده(31/0) و تقدیرگرایی(25/0) می باشد. متغیر رفتار بزهکارانه(32/0) بیشترین تأثیر مستقیم و متغیر حمایت اجتماعی(26/0-) از طریق تأثیر بر رفتار بزهکارانه، تأثیر غیرمستقیم بالایی بر روی گرایش به خودکشی داشته است.
خواجه نوری و هاشمی نیا (1390) در پژوهشی به بررسی تعارض والدینی و اثر آن‌ بر رفتارهای بزهکارانه‌ی نوجوانان پرداختهاند. ابزار جمعآوری دادههای این پژوهش، پرسشنامه‌ خود-گزارشی است که در شهر شیراز و بر روی 1035 دانشآموز دختر و پسر مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 87 انجام گرفته است. نتایج بدست آمده نشان میدهند که رابطه‌ی معنیدار مثبتی بین متغیرهای تعارضهای والدین، تعارض والدین با فرزندان در خانه و خارج از آن با بزهکاری نوجوانان وجود داشته است. همچنین، رابطه‌ی معنیدار معکوسی بین میزان دلبستگی خانوادگی و بزهکاری نوجوانان وجود داشته است. مدل پژوهش این مطالعه با دو متغیر تعارضهای والدین با فرزندان در خانه و دلبستگی فرزندان به خانواده در مجموع 20 درصد از واریانس متغیر بزهکاری نوجوانان را تبیین می‌کند.
خواجهنوری و هاشمینیا (1389) در پژوهشی، رابطهی بین اوقات فراغت و بزهکاری دانشآموزان دبیرستانی شهر شیراز را بررسی نمودهاند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که بین فعالیت های اوقات فراغتی سازمان یافته و رفتارهای بزهکارانه رابطه منفی وجود دارد، اما بین فعالیت های فراغتی سازمان نیافته و بزهکاری رابطه معنادار مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج به دست آمده از مدل رگرسیونی با چهار متغیر وقت تلف کردن، جنسیت، جامعه پذیری بدون نظارت و اوقات فراغت سازمان یافته بر روی هم 23 درصد تغییرات متغیر بزهکاری را تبیین کرده است.
احمدی و کونانی (1389) در پژوهشی تطبیقی، نوجوانان بهنجار و بزهکار شهر شیراز را مورد مطالعه قرار دادهاند. پسران نوجوان بزهکار این مطالعه، در گروه سنی 14 تا 18 سال هستند که در نیمه‌ی اول سال 1388 در کانون اصلاح و تربیت و زندان مرکزی شیراز به سر می‌بردند. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که میانگین معدل تحصیلات پسران نوجوان غیربزهکار و نیز میزان تحصیلات والدین آن‌ها بطور معنیداری، به ترتیب بیش از میزان تحصیلات پسران نوجوان بزهکار و میزان تحصیلات والدین آن‌ها می‌باشد. متوسط تعداد اعضای خانواده گروه نوجوانان بزهکار بیش از گروه نوجوانان غیربزهکار است. همچنین میانگین رتبه‌ی شغلی پدران گروه نوجوانان غیربزهکار بطور معنیداری بالا‌تر از گروه نوجوانان بزهکار است.
احمدی و همکاران (1388) در پژوهشی به بررسی عوامل مرتبط با بزهکاری دانشآموزان دبیرستانی در شهرستان آباده پرداخته‌اند. آن‌ها برای تببین بزهکاری، چارچوب نظری مطالعهی خود را نظریهی کنترل اجتماعی انتخاب نموده‌اند. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای وابستگی به دوستان، مذهبی بودن و استفاده از رسانه‌های جمعی به ترتیب بیشترین رابطه را با متغیرهای بزهکاری نوجوانان داشته‌اند. این سه متغیر باهم 31 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند. در ‌‌نهایت محققان معتقدند که گروه‌های همسالان و تقویت هویت مذهبی و کاهش محتواهای خشونت آمیز برنامه‌های رسانه‌های جمعی می‌توانند باعث کاهش بزهکاری شوند.
رئیسی (1388) در پژوهشی به بررسی اثر آموزش مهارتهای زندگی بر آگاهی زندانیان گرگان با رویکرد کاهش رفتارهای پرخطر پرداخته است. به منظور اندازهگیری مهارتهای زندگی، تعداد 180 نفر از زندانیان گرگان در سال 1387 با استفاده از پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بیان کنندهی سطح سواد پایین زندانیان میباشد. همچنین در کل زندانیان مورد بررسی، قبل از آموزش مهارتها، میانگین امتیاز مهارتهای ارتباطی برابر 15/23 و پس از آموزش به 03/28 رسیده است. میانگین امتیاز مهارتهای خودآگاهی قبل از آموزش برابر 92/20 بوده که پس از آموزش به 37/26 رسیده است. میانگین مهارتهای ایجابی قبل از آموزش برابر 56/63 به دست آمده و پس از آموزش به 35/80 رسیده است. این نتایج در کلیهی گروههای چهارگانه زندانیان(عادی، جوانان، اشرار و معتاد) در سطح معنیداری 5 درصد از نظر آماری معنیدار است که بیان کنندهی موفقیت آموزش در ارتقاء امتیاز مربوط به مهارتهای فوق میباشد. میانگین امتیاز مؤلفههای سلبی قبل از آموزش برابر 35/48 بوده که پس از آموزش به 5/37 رسیده است. به علاوه، این کاهش در کلیهی گروههای چهارگانه زندانیان رخ داده است و بیان کنندهی موفقیت آموزش در کاهش امتیاز مربوط به مؤلفههای سلبی میباشد. با توجه به ماهیت مؤلفههای سلبی، هرچه امتیاز این مؤلفهها زیادتر باشد، نشان دهندهی آن است که فرد مورد بررسی توانایی مقابله با هیجان، خشم و استرس را ندارد. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان می دهد که قبل از آموزش، مهارتهای زندگی در کلیهی گروههای زندانی مورد بررسی شامل زندانیان عادی، جوانان، اشرار و معتاد در سطح پایینی قرار دارد و آموزش میتواند این مهارتها را تا حد قابل قبولی افزایش دهد.
باریکانی (1387) در پژوهشی با عنوان “رفتارهای پرخطر در نوجوانان مدارس راهنمایی و دبیرستانهای شهر تهران”، تعداد 700 دانش آموز دختر و پسر را در مناطق 10، 13 و 18 آموزش و پرورش شهر تهران، به روش نمونهگیری چندمرحلهای تصادفی مورد آزمون قرار داده است. نتایج

مطلب مرتبط :   بصره، مولا، جنگ، قرآن، متحجران
دسته بندی : علمی