دانلود پایان نامه

پیشگیری را عموم مردم تشکیل می دهد و هدف از پیشگیری در این سطح ترویج و افزایش شایستگی فردی-اجتماعی و ایجاد محیط های اجتماعی-فرهنگی حمایت کننده است. یکی از جامع های هدف برای سطح اول پیشگیری، دانش آموزان هستند. برای آموزش دانش آموزان در مسیر رسیدن به هدف های پیشگیری، بسیاری از مهارت های عاطفی (مهارت های ارتباطی و عزت نفس) با برنامه های آموزشی، مانند یادگیری مشارکتی و گروهی، مطابقت دارند. (کتنینگهام ،2000)

روش های پیشگری اولیه :
منظور از پیشگیری اولیه طرح برنامههایی است که با تأثیر بر عوامل به وجود آورنده بیماریهای روانی از بروز این بیماریها جلوگیری به عمل آورند. این برنامهها معمولاً در مورد تمام افراد اجتماع و یا گروه کثیری از مردم یک طبقه مورد عمل قرار میگیرند در بعضی موارد برای گروه های آسیبپذیر اجتماع، مانند آنها که در معرض بروز جرم و جنایت و یا بیماریهای روانی قرار دارند، پیاده میشوند.
روش پیشگیری اولیه به منظور کاهش تظاهرات هیجانی در جامعه از طریق مبارزه با عوامل استرسزا و حالاتی که بالقوه به عوارض روانی منجر میگردد، انجام میشود.
در مواردی که تظاهرات روانی به وجود آمده باشند، دخالت فوری نیز نوعی پیشگیری اولیه محسوب میگردد. به این نوع ترتیب در مورد پیشگیری اولیه باید تمام نیروهایی که اجتماع را به وجود میآورند تجهیز گردند و با همکاری یکدیگر در پیشگیری بیماریهای روانی به کار روند. (همان منبع)
آموزش اساسیترین روش پیشگیری اولیه :
آموزش را باید اساسیترین روش پیشگیری اولیه دانست و به این منظور متخصصان بهداشت روانی با همکاری سایر گروه ها مانند افرادی که در خدمات عمومی کار میکنند و حتی داوطلبان غیر حرفهای، به منظور گسترش اطلاعات بهداشت روانی باید همکاری نمایند. از طرف دیگر شرکت در فعالیتهای پیشگیری اولیه موجب ایجاد محبت و گسترش آموزش در این عده خواهد شد که در پیشبرد و تسریع فعالیتهای پیشگری نیز مؤثر خواهد افتاد. این فعالیتها به طور غیر مستقیم به پیشگیری درجه دو و درجه سه نیز کمک خواهد نمود.

روش های پیشگیری ثانویه :
پیشگیری ثانویه به برنامههایی اطلاق میگردد که به وسیله جلوگیری از ادامه و بدتر شدن اختلالات خفیف و متوسط روانی از میزان بیماریهای روانی میکاهند. این روش به صورت زود تشخیص دادن و درمان فوری این علایم به کار میرود. در این حال، بیماریها زود کشف میگردند و با روش های آسانتر و کم خرجتر مداوا میشوند و پیشآگهی بهتری نیز دارند.

روش های پیشگیری درجه سوم :
پیشگیری درجه سوم به برنامههایی گفته میشود که به منظور کاهش عوارض زودرس و دیررس در بیماریهای روانی به کار میروند. منظور از این برنامهها، باز گردانیدن نقش اجتماعی فرد در کوتاهترین فاصله میباشد. این روشها بیشتر تحت عنوان نوتوانی (Rehabilitation) نامگذاری میشوند. (حسینی، 1377)
هدف اصلی بهداشت روانی پیشگیری است. این منظور به وسیله ایجاد محیط فردی و اجتماعی مناسب حاصل میگردد و بنابر این بهداشت افراد اجتماع به طور انفرادی و تمام مردم به طور دسته جمعی منظور نظر بهداشت روانی است. اصول بهداشت روانی به طور خلاصه عبارتند از:
1- احترام فرد به شخصیت خود و دیگران
2- شناختن محدودیتها در خود و دیگران
3- داشتن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است.
4- آشنایی با اینکه رفتار هر فرد، تابع تمامیت وجود اوست.
5- شناسایی احتیاجات و محرکهایی که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان میگردد. (همان منبع)
در مورد بهداشت روانی دو تعریف مورد توجه قرار میگیرد:
در تعریف اول، منظور از بهداشت روانی عبارت از رشتهای تخصصی از بهداشت عمومی است که در زمینه کاستن بیماریهای روانی در یک اجتماع فعالیت مینماید و بررسی انواع مختلف اختلالات روانی و عوامل مؤثری که در بروز آنها نقش دارند، در قلمروی کار این علم میباشد. شناخت طرز ایجاد اختلالات روانی قدم اول برنامه ریزی برای اقدامات پیشگیری به حساب میآید. پس از شناخت علتهای به وجود آورنده اختلالات روانی، وظیفه دستاندرکاران این رشته، مطالعه راه های از بین بردن علتهای مزبور و یا غلبه بر آنها میباشد.
با توجه به اینکه در بروز اختلالهای روانی مجموعه عوامل زیستی – روانی – اجتماعی دخالت دارند، روش های پیشگیری از این اختلالها نیز چند بعدی هستند و باید در ابعاد زیستی – روانی اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
در تعریف دوم، بهداشت روانی به معنای سلامت، فکر میکند و منظور نشان دادن وضعیت مثبت و سلامت روانی است که خود میتواند نسبت به ایجاد سیستم با ارزشی در مورد ایجاد تحرک و پیشرفت و تکامل در حد فردی، ملی و بینالمللی کمک نماید، زیرا وقتی سلامت روانی شناخته شد، نسبت به دستیابی به آن اقدام میشود و راه برای تکامل فردی و اجتماعی باز میگردد. (حسینی، 1377)

2-3-5- اختلالهای عاطفی – رفتاری در نوجوانان و جوانان :
دوره نوجوانی و جوانی دوران استرس و فشار است. استرس هر نوع محرک یا تغییر در محیط داخلی و خارجی است که باعث اختلال در تعادل حیاتی بدن میگردد و در شرایط خاصی بیماریزا است (ریس، به نقل از احمدی، 1382).
استرسهای دوران نوجوانی باعث هیجانها، مشکلات عاطفی و گاهی روانی میشود. میشود گفت که اشکالات عاطفی، نوعی واکنش نسبت به تغییرات و تحولات طبیعی دوران نوجوانی است.
طبق نظر نوابی نژاد، اولین عکسالعملی که نوجوانان در برابر استرسها از خود نشان میدهند، واکنشهای سازشی است. این واکنشها غالباً به صورت مکانیزمهای دفاعی بروز میکند و به سازگاری فرد با عوامل استرسزا کمک میکند و باعث کاهش تنش و فشار در آنان میگردد و در واقع نوعی تسکین موقت است (همان منبع).
مکانیزمهای دفاعی متعدد است. در نوجوانان بیشتر مکانیزمهای دفاعی زیر دیده میشود:
1- عقبنشینی و بازگشت: در این مکانیزم، نوجوان سیر قهقرایی میکند و به عقب باز میگردد و رفتار کودکانه از خود بروز میدهد.
2- همانندسازی: در این واکنش، نوجوان سعی میکند که خصوصیات دیگران را به خود نسبت داده و خود را مانند سایرین تشکیل دهد.
3- برون فکنی: در این مورد نوجوان تمایلات ناپسند خود را به دیگران نسبت میدهد و خود را در زمینه صفات ناپسند خویش کور میبیند و دائماً از اطرافیان خود عیبجویی میکند.
4- جبران: در این مکانیزم سعی میکند برای برآوردن امیال خود که با موانع اجتماعی یا فردی برخورد کرده است، به رفتارهای مورد قبول جامعه بپردازد.
5- دلیل تراشی:‌ شخصی با توجیه رفتار خود دلایلی را بیان میکند که علت واقعی رفتار او نیست و این کار را برای حفظ موقعیت و وضعیت روانی خود انجام میدهد.
6- سرکوبی: در این واکنش، شخص آرزوها و تمایلات مزاحم را از قسمت آگاه ذهن به عقب میراند (در این صورت تمایلات سرکوب شده از بین نمیرود و هرگاه مجالی بیابد، بروز میکند (احمدی، 1382).
هرگاه فشار روانی و استرسهای روی فرد زیاد باشد بیم آن میرود که روال زندگی طبیعی در معمول وی از هم پاشیده شود و دچار نوعی اختلال عاطفی یا روانی شود و به دلیل خصوصیات دوران نوجوانی ممکن است این حالت در نوجوان زودتر بروز کند.
در حال حاضر، بیشتر متخصصان بر این امر توافق دارند که مداخلات بهداشت روان برای دانش آموزان به منظور پیشگیری اولیه و درمان بیماری های روانی و همچنین افزایش سلامت روان لازم است. (چارون و پارنز ، 2004)
در مورد تأثیر مداخلات بهداشت روان، مطالعات نشان از کاهش غیبت از مدرسه، پذیرش آموزشهای معلمان و مشاور مدرسه، افزایش مهارت های مربوط به پذیرش اجتماعی، حتی در بیماران می دهد.(نیبورز و لم کول ، 2004)
اختلالات عاطفی روانی در دوره نوجوانی عبارتند از:
1- اختلالات سیکوسوماتیک (روان تنی): اختلالات روان- تنش شامل اختلالهایی است که در آن اشکالات عاطفی به ناراحتیهای بدنی میانجامد. در این ناراحتیها اعضایی مورد حمله قرار میگیرند که به وسیله سیستم خودکار عصبی کنترل میگردند.
2- اختلالات نوروتیک یا نوروزها و حالات عصبی: نوروزها حالات عصبی به آن دسته از اختلالهای عاطفی- روانی اطلاق میشود که علت عضوی نداشته و در آن بیمار نسبت به وضع خود آگاهی دارد و تجربیات ذهنی و خیال پردازیهای خود را با واقعیات محیط اطراف در نمیآمیزد. رفتار فرد نوروتیک ممکن است شدیداً مختل شود ولی از هم گسیختگی شخصیت ندارد. (احمدی، 1382).
استون و کوپرنیک بر این عقیده اند که، در نوجوانان معمولاً نوروزهای اضطراب، افسردگی، وسواس هیستری (تبدیلی) مشاهده میشود. (همان منبع)
3 – اختلالات شخصیت: طبق تعریف DSMIII اختلال شخصیت در صورتی پیش میآید که ادراکات افکار و نحوه ارتباط فرد ناسازگارانه و انعطاف ناپذیر باشد و باعث اشکال عمدهای در روایط اجتماعی و عملکرد حرفهای یا باعث تنش ذهنی و درونی گردد. (احمدی، 1382)
در نوجوانان و جوانان معمولاً اختلالات شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید و سیکوپاتی به چشم میخورد)
4- بیماریهای روانی یا سیکوزها: سیکوزها، مشکلترین اختلالات روانی هستند. بیماران روانی به سختی با محیط خود سازگار میشوند. خصوصیات بارز آنها عبارتند از:

 

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درمورد سرمایه اقتصادی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف) سازمان شخصیتی فرد به کلی مختل میشود (زائل شدن شعور فرد و مختل شدن داد و ستد با محیط)
ب) قطع رابطه با واقعیت و ساخت یک دنیای خیالی برای خود
ج) ترس و اضطراب شدید و استفاده از انواع رفتارهای دفاعی
د) داشتن اوهام (درک اشتباه و هذیان)
ﻫ) عدم پذیرش مسئولیت اجتماعی (همان منبع)

2-3-6- ضرورت آموزش بهداشت روانی :
سلامتی، یک امر اساسی و مهم در زندگی انسان است. بر اساس آمارهای موجود نیمی از مرگ و میرها در نتیجه رفتارها و روش های غلط زندگی است. در قرون گذشته انسان ها بیشتر به خاطر بیماری های میکروبی و عدم بهداشت جسمانی و یا حوادث طبیعی می مردند، ولی امروزه مرگ ها اغلب در نتیجه روش های غلط زندگی است. مثال هایی آشنا در این مورد شامل: بیماری سرطان ریه به خاطر استفاده از سیگار، مرگ های ناشی از استفاده از غذاهای نامناسب و یا عدم فعالیت های جسمانی، بیماری های ناشی از تماس با مواد سمی و شیمیایی، همچنین آتش سوزی، تصادفات رانندگی و… می باشد.
آموزش بهداشت روانی منجر به بروز مشخصات بهداشت روانی و شخصیت سالم در میان جوانان می گردد.

2-3-7- معیارهای سلامت روان :
برای تشخیص سلامت روان نیز مانند تشخیص سلامت جسم معیارهایی وجود دارند، معیارهای سلامت روان عبارتند از:
1-توانایی انجام وظیفه و اجرای مسئولیت های شخصی
2- توانایی برقراری رابطه با دیگران
3- داشتن برداشت های واقع بینانه از انگیزه های دیگران
4- داشتن تفکر منطقی و خردمندانه
5- تلاش در جهت سلامتی
6- داشتن انعطاف پذیری و قدرت تطابق با شرایط گوناگون
7- معنی دادن به زندگی
8- درک این نکته که خود فرد مرکز جهان نیست
9- عشق و محبت نسبت به دیگران
10- داشتن توانایی کمک به دیگران یا ارتباط برقرار کردن با آنان، به دور از خودخواهی
11- داشتن احساس رضایت بیشتر در روابط نزدیک با دیگران
12- حس تسلط بر ذهن و جسم که فرد را قادر می سازد برای ارتقای سلامت خود شیوه های مناسب برگزیند و تصمیم های مقتضی اتخاذ کند. (رفیعی فر و همکاران، 1389)

مطلب مرتبط :   فایل پایان نامه تنظیم شناختی هیجان-خرید و دانلود پایان نامه

2-3-8- روش های کمک به بهداشت روانی:
1-درک و یافتن زمینه های آسیب پذیری: شناخت موقعیت هایی که شما را خشمگین می کند یا واکنش تندی در شما ایجاد می کند، می تواند شما را در برابر فشارهای روانی محافظت کند. اگر افراد خاص شما را خشمگین می سازند، یا باید از آن ها دوری گزینید یا بکوشید دریابید، چه چیزی در آنان وجود دارد که شما را این قدر ناراحت می کند. سعی کنید علت ناراحتی خود را دریابید تا بتوانید موقعیت یاد شده را به صورت تازه ای ببینید.
2- مدیریت زمان: از بار زیاد سنگین دوری کنید. با گنجاندن زمان کافی برای استراحت، آرامش، خوابیدن، خوردن، تمرین کردن و اجتماعی شدن ساعاتتان را تنظیم کنید. برای دوری از دلتنگی و فقدان تمرکز و به خاطر تربیت پذیری زمان، مطالعه را قطع کنید (چاندرا ، 2006). نویسنده معتقد است مدیریت زمان از استرس و اضطراب شدید جلوگیری می کند و بدین وسیله باعث تضمین بهداشت روانی افراد میشود.(همان منبع)
3- انجام به موقع کارها: هر کاری را به موقع انجام دهید، چرا که انجام به موقع فعالیتها از احساس درماندگی جلوگیری می کند. انجام هر کاری را یک کمی زودتر شروع کنید، زیرا این کار نه تنها باعث بالا رفتن اعتماد به نفس می شود بلکه باعث کمک به بهداشت روانی می شود.
4- احترام به خود: قدر و منزلت خود را بدانید، زیرا تجربه نشان داده است افرادی که به خود ارزش قائل اند، توانایی های خود را خوب تشخیص می دهند، نه خود بزرگبیناند و نه خود کم بین، و این امر به بهداشت روانی آن ها کمک می کند.
5- پذیرش نقاط قوت و ضعف: انسان سالم، انسانی است که بداند در چه زمینه هایی ضعف عمده دارد، آنگاه سعی کند که متناسب با توانایی هایش نقاط ضعف خود را جبران کند. نیز چنین فردی لازم است نقاط قوت خود را تشخیص دهد و در پی تقویت این نقاط برآید، زیرا این امر به بهداشت روانی وی کمک موثری می نماید.
6- داشتن استدلال مافوق قراردادی: به نظر «کلبرگ» افرادی این استدلال را دارند که به رشد شناختی کافی دست یابند و معیارها و قوانین اخلاقی را درونی کنند، زیرا این استدلال به بهداشت روانی کمک زیادی می کند.
7- برقراری روابط صمیمانه با دیگران: صمیمیت نوعی تعهد درونی نسبت به برقراری روابط و ادامه آن است، زیرا همه ما به اطمینان خاطری که از جانب دیگران تأمین می شود، نیاز داریم، لذا از راه در میان گذاشتن نگرانی های خود با افراد مجرب و بزرگ ترها، می توانید مشکلات خود را ساده تر و روشنتر نمایید.
8- کمک به موقع از دیگران: تقاضای کمک از دیگران، خود نشانگر پختگی عاطفی است و نشانه ضعف آگاهی و ناتوانی نیست. انسان در هر سنی که باشد به راهنمایی و مشورت دیگران نیازمند است.
9- حذف خطاها: فرد باید شرایطی را که رفتار نامطلوب در آن رخ می دهد شناسایی کند و عامل خارجی ایجاد کننده رفتار را بررسی کند. قبل از اصلاح رفتار باید مشخص کرد، چه رفتارهای نامطلوبی را می خواهیم حذف کنیم و چه رفتارهای مطلوبی باید جایگزین آن شود.
10- داشتن دید مثبت: حالات عاطفی خوشایند مانند: خنده، خوشحالی، لذت و شادی را داشته باشید، به امور مختلف زندگی گرایش مثبت نشان دهید، خط مشی های خود را انتخاب کنید و بدانید چه چیزی برای شما بیشترین ارزش را دارد. (عباسی، 1391)

2-3-9- الگوی پنج عاملی صفات شخصیت:
طبق نظر گلدبرگ (1930)، در دهه‌ی گذشته، علاقه وافری به پرداختن به یکی از اساسی‌ترین مسائل روان شناختی شخصیت یعنی جستجو برای یک طبقه‌بندی علمی و قابل قبول از صفات شخصیت نشان داده شد و مهم‌تر از اینکه چارچوب کلی این طبقه‌بندی مورد قبول همه واقع شده است. (پروین، 1989)
الگوی پنج عاملی از سه حوزه اصلی حمایت کرده است: تحلیل عاملی مجموعه بزرگی از اصطلاحات مربوط به صفات در زبان، تحقیقات بین فرهنگی به منظور آزمون همگانی بودن ابعاد صفات و ارتباط صفات مندرج در پرسشنامه‌های صفات با پرسشنامه‌ها و مقیاس‌های دیگر یکی از رویکردهای شناخت واحدهای اساسی شخصیت، توجه به اصطلاحاتی است که مردم در توصیف شخصیت به کار می‌برند. شیوه اصلی در این تحقیق این است که افراد خود یا دیگران را در صفاتی که به طور دقیق از فرهنگ استخراج شده است درجه‌بندی و سپس آن‌ها را تحلیل عاملی می‌کنند تا ببینند کدام صفات با یکدیگر همراه می‌شوند (جان، انجلیتر و آستندرف ، 1988 به نقل از پروین، 1989)
در این راستا محققان زیادی چون نورمن، 1963 و گلدبرگ 1981 و مک‌کری و کاستا (1999) به الگویی 5 عاملی برای تبیین صفات شخصیت دست یافتند (جان 1990) که همه این 5 عامل دارای اعتبار و روایی قابل توجهی بوده و تا بزرگسالی نیز پایدار است (همان منبع)
در الگوی نظری که مک‌کری و کاستا، (1999) برای پنج عامل بزرگ شخصیت تنظیم کرده‌اند و آن را نظریه پنج عاملی خوانده‌اند، اساساً پنج عامل را به عنوان


دیدگاهتان را بنویسید