دانلود پایان نامه

ژوئن 1948 دوباره از سر گرفته شد با این تفاوت که در این جنگ ابتکار عمل با نیروهای اسرائیل بود زیرا آنها در طول این مدت خود را تجهیز کرده بودند . دوباره شورای امنیت در روز هجدهم آگوست 1948 میلادی قطع نامه شماره 54 خود را مبنی بر لزوم آتش بس در فلسطین را صادر کرد ، که البته طرفین آنرا پذیرفتن ولی اسرائیل علی رغم پذیرفتن قطعنامه همچنان به باز پس گیری مناطق اقدام می کرد ، که این اقدامات اسرائیل موجب شده است شورای امنیت در تاریخ 29 دسامبر 1948 قطعنامه مبنی بر لزوم آتش بس صادر کند و یک روز بعد از آن نیز انگلستان اعلام کرد که اگر اسرائیل قطعنامه شورای امنیت را اجرا نکند ، به مصر کمک خواهد کرد . بعد از آن بود که موافقت نامه صلحی میان مصر و اسرائیل تحت نظارت سازمان ملل متحد در 24 فوریه 1949 ، به امضا رسید و لبنان نیز در 23 مارس 1949 ، موافقت نامه صلح با اسرائیل را به اجرا در آورد و بقیه کشورهای عربی نیز به تبعیت از این دو کشور با اسرائیل صلح کردند .
پیامدهای این جنگ برای فلسطینیان بسیار ناگوار بود از جمله آنکه : « جنبش صهیونیسم تا سال 1948 م مجبور به اتخاذ روشی محتاطانه برای تصاحب زمین بود . گهگاه با ترغیب و تضییق و یا حتی تهدید های پنهانی اقدام به خرید زمین ها می کرد . از آن جا که لازمهی خرید ، فروش است ، با مقاومت عرب ها در برابر فروش اراضی به یهودیان مواجه می شد » . پس از پایان جنگ در اواخر 1948 م و امضای قرارداد آتش بس میان عرب ها و اسرائیل ، رژیم صهیونیستی تصاحب و تصرف زمین را با سرعتی دو چندان از سر گرفت . در این مرحله ، نخست معمول آن بود که به وسیله نیروی نظامی ، زمین های عرب ها را به زور اشغال می کردند . کافی بود به دور زمین دلخواهی حصاری بکشند تا بتوانند آزادانه و یا برای همیشه مالک آن شوند .
در طی این جنگ ، صهیونیست ها 78 در صد از خاک فلسطین را به اشغال خود در آوردند . یهودیان تا قبل از 1948 فقط 6 یا 7 در صد از زمین ها را در اختیار داشتند و مالک آنها بودند . این سرزمین ، 40 درصد بیشتر از سرزمینی که در قطعنامه 181 سازمان ملل به اسرائیل واگذار کرده بود . در اثر این جنگ ، نخستین مرحله آوارگی بزرگ مسلمانان فلسطین به وقوع پیوست . « طی آن حدود یک میلیون فلسطینی از مجموع یک میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آن زمان آواره شدند » .
2-5-2 جنگ 1956
بعد از شکست 1948 ، که موجب نارضایتی مردم عرب از دولت های خود شد ، « در سال 56 جمال عبد الناصر حکومت مصر را به دست گرفت » . ناصر به صورت غیر منتظره ای آبراه سوئز را بست و برای انتفاع مصر از درآمدهای تردد کشتی ها آنرا ملی اعلام کرد و شرکت انگلیسی فرانسوی که آبراه را کنترل می کردند ، اخراج کرد . اسرائیل و انگلیس و فرانسه که مدعی بودند که اقدامات مصر عبور بی ضرر از تنگه و رسیدن به آب های آزاد خدشه دار کرده به طرف مصر یورش بردند .
متعاقب این اقدام شورای امنیت وارد عمل شد که انگلیس و فرانسه قطعنامه را وتو کردند . سپس موضوع ، به مجمع عمومی فرستاده شد و مجمع نخست خواستار آتش بس فوری و عقب نشینی نیروهای مهاجم گردید و بعد بر اساس قطعنامه بعدی سربازان پاسدار صلح خود را به منطقه گسیل کرد . پس از تخلیه کانال سوئز از نیروهای انگلیسی و فرانسوی و اسرائیلی کانال سوئز ملی اعلام شد ، ولی بخش هایی از مصر همچنان در تصرف اسرائیل باقی ماند .

2-5-3 جنگ 1967
دولت فلسطین و شهرکهای یهودی نشین پس از مخاصمه 1956 در سال 1967 دوباره مقدمات منازعه میان دو طرف مناقشه فلسطین « اعراب و اسرائیل » فراهم شد ، به این نحو که نظامیان دو طرف در مرز تجمع کردند . در ماه می 1967 بود که نیروهای نظامی اسرائیل در امتداد مرز با سوریه جمع شدند و آرایش نظامی به خود گرفتند . این جنگ سومین جنگ عرب ها و اسرائیل بود ، که به نام تجاوز پنجم ژوئن نیز شناخته شده است . در این جنگ ، نیروهای متجاوز اسرائیلی به نیروهای مصر و سوریه و اردن حمله کردند . اشغال بخش های وسیعی از سرزمین های اعراب در خلال جنگ ژوئن ، این رژیم برای گسترش حملات و تحقق اهداف توسعه طلبانه اش ، تلاش جدیدی را برای ترغیب یهودیان جهان به ویژه یهودیان اتحاد شوروی آغاز کرد . ( بن گورین در این مورد چنین می گوید : « جنگ شش روزه ( جنگ 67 ) نیروی جدیدی به اسرائیل برای جذب مهاجران یهود بخشید . بنابراین ، بر حکومت اسرائیل لازم است حداکثر استفاده را از این نیرو ببرد و سعی کند بیشترین تعداد از یهودیان را برای مهاجرت به اسرائیل ترغیب نماید . » )
برای مردم فلسطین پیامدهای این وقایع فاجعه بار بود ، چرا که بخشی از آنان که در کرانه باختری و نوار غزه سکونت داشتند آواره و بی خانمان شدند . برخی از آنان برای دومین بار بود که پس از پناهنده شدن به این مناطق در بحبوحه درگیری نخست در به در می شدند . کسانی که پس از جنگ 1967 در سرزمین های اشغالی باقی ماندند ، گروه تازه ای را تشکیل دادند ؛ زیرا مسئله برعکس وضعیت کسانی شد که در سال 1948 باقی ماندند و در شمار شهروندان اسرائیلی در آمدند . اینان به صورت ملتی در آمدند که کشور و سرزمین شان به اشغال نظامی در آمده است .
پس از جنگ 1967 از مجموع 2.7 میلیون نفر که ریشه فلسطینی دارند ، 1.2 میلیون نفر – صرفنظر از وضعیت حقوقی آنها – در زمین های زیر سلطه اسرائیل به سر می برند و بقیه ایشان یعنی 1.5 میلیون نفر یا در اردوگاههای آوارگان در کشورهای عربی مجاور یا در کشورهای دیگری که لزوما عربی هم نیستند ، زندگی می کنند .
« یکی از رویدادهای تلخی که در این جنگ به وقوع پیوست ؛ وسعت سرزمین های تحت اشغال اسرائیل به بیش از 3 برابر افزایش یافت و الحاق بیت المقدس به قلمرو رژیم صهیونیستی بود . این مسأله توجه جهانیان را به خود معطوف ساخت . اهمیت و قداست این منطقه به حدی بود که زمانی باعث پیدایش جنگ های صلیبی شد » .
مسأله حفظ و حراست این مکان شریف توسط مسلمانان از قرن های پیش مسجل شده است و ملل یهودی و مسیحی در این مورد اطمینان داشتند که مسلمانان در حفظ و نگهداری اماکن مقدس آن کوتاهی نمی کنند اما جنگ شش روزه که باعث اشغال بیت المقدس توسط رژیم صهیونیستی شد این نگرانی را به وجود آورد که ممکن است توجه و دلسوزی لازم را برای حفظ آن صورت نگیرد . سازمان ملل طی قطعنامه ای از اسرائیل خواست که از سرزمین های اشغالی عقب نشینی کند ولی اسرائیل خودداری کرد . اسرائیل شرط عقب نشینی خود از مناطق اشغالی را بعد از گذشت سال ها از جنگ شش روزه و تأکید سازمان ملل ، به رسمیت شناختن این رژیم از سوی اعراب عنوان کرد و بارها اعلام داشت که تا زمانی که کلیه کشورهای عربی این رژیم را به رسمیت نشناسند و با او پیمان صلح برقرار نکنند از سرزمین های اشغالی بیرون نمی رود .
2-5-4 جنگ 1973
این جنگ چهارمین جنگ میان عرب و اسرائیل بود ، و به نام جنگ اکتبر 1973 م یا جنگ رمضان و نیز جنگ یوم کیپور معروف است . « جنگی که اسرائیل به دلیل هم زمان بودن آن با روز کفاره ، آن را جنگ یوم کیپور و اعراب به دلیل مصادف شدن آن با ماه مبارک رمضان ، آن را جنگ رمضان نامیدند » . اهداف اعراب از این جنگ همانند جنگ فرسایشی سه سال قبل باز پس گیری سرزمین هایی بود که اسرائیل در جنگ 1967 تصرف کرده بود .
« شکست های پی در پی عرب ها در جنگ های 1948 ، 1956 و 1967 م ، برای آنها حقارت ، احساس ضعف ، شرمساری ، ناامیدی و بی آبرویی را در پی داشت . اما برای رژیم صهیونیستی ، سربلندی را به دنبال داشت که از آن یک اسطوره شکست ناپذیر ساخته بود » . به ویژه پس از تجاوز ژوئن 1967 م ، که وضع نظامی عرب ها بسیار سخت و نگران کننده بود ، و نیروهای اسرائیلی بر تمامی خاک فلسطین مستولی شده بودند .
پس از جنگ 1967 کشورهای سوریه و مصر طرح اقدام نظامی مشترکی را با نام بدر طرح ریزی کردند ، که بر طبق آن به صورت ناگهانی به اسرائیل حمله کنند این طرح در سال 1970 تصویب شد و تا سال 1973 مراحل آمادگی را پشت سر می گذاشت .
عاقبت در ساعت صفر روز ششم اکتبر 1973 م ، هنگامی که اسرائیل سرگرم برگزاری عید کیپور بود ، ارتش مصر به طور ناگهانی و با شعار الله اکبر از کانال سوئز گذشت و با شکستن خط دفاعی « بارلو » که در آن زمان به عنوان خط دفاعی تسخیر ناپذیر معروف بود با حمایت نیروی هوایی به صحرای سینا و داخل خاک اسرائیل هجوم برد . از طرف شرق نیز به طور همزمان نیروی هوایی سوریه تهاجم علیه اسرائیل را آغاز کرد . در روزهای اول جنگ ده ها هواپیمای اسرائیلی نابود شد و هزاران اسرائیلی کشته و یا اسیر شدند و بر افسانه شکست ناپذیری آن خط بطلان کشیده شد . مسئولان این رژیم درباره مناسب ترین راه رویارویی با این حمله ناگهانی که نیروهای اسرائیلی در دو جبهه با آن مواجه شده بودند با هم اختلاف پیدا کردند . اوضاع نظامی و روانی برای ادامه نفوذ نیروهای مصری در عمق سینا ، و بهره برداری از پیروزی به دست آمده در مرحله اول باعث شد تا ارتش مصر نیروهای پراکنده دشمن را تعقیب کند و به خطوط پدافندی و عمیق تری در سینا ، همانند گذرگاههای جدی و متلا برسد به این ترتیب یک هدف استراتژیک تحقق بخشیده شد .
جنگ 1973 م باعث شد که تمام طرفهای درگیر به نحوی ادعای پیروزی کنند . به مفهوم دقیق نظامی ، اسرائیل یک حمله وسیع غافلگیرانه را دفع کرده بود و اگر آتش بس اعلام نشده بود به طور قطع خسارت وارد به اعراب به مراتب بیش از اینها می شد . پیروزی اعراب هم از اهمیت کمتری برخوردار نبود . مصر و سوریه نیز مقداری از زمین های خود را پس گرفتند . از مهمترین دست آوردهای جنگ اکتبر 1973 فراهم آمدن زمینه های مناسب برای آغاز مذاکرات صلح برای خاورمیانه بود زیرا طرفین درگیری به این نکته رسیده بودند که با درگیری نظامی نمی توانند همدیگر را مغلوب سازند . و از سویی دیگر آمریکا و شوروی به دلیل داشتن منافع اقتصادی و استراتژیک در منطقه به اهمیت این مناقشه پی برده بودند . در حقیقت این جنگ برای نابودی اسرائیل نبود بلکه برای بازپس گیری مناطقی بود که بعد از جنگهای 3 گانه قبلی به تصرف اسرائیل در آمده بود .
در حالی که ناتو به کمک اسرائیل آمده بود ، دیگر کشورهای عربی از کمک کردن به سوریه و مصر خودداری کردند به این ترتیب ، اسرائیل توانست پیروزی هایی به دست آورد . « به پیشنهاد امریکا و شوروی شورای امنیت تشکیل جلسه داد و قطع نامه 339 را برای توقف جنگ و اجرای قطعنامه 242 تصویب کرد » . پس از آتش بس بود که مصر و سوریه هرکدام قراردادهای جداگانه ای با اسرائیل را به تصویب رساند و با میانجی گریهای ایالات متحده ، اسرائیل از قسمتی از سرزمین هایی که تحت تصرف خود در آورده بود عقب نشینی کرد ؛ از جمله آبراه سوئز و قطعه کوچکی از صحرای سینا به مصر بازگردانده شد و نیز شهر القنیطره به سوریه بازگردانده شد .
بعد از پایان گرفتن این جنگ بود که کشورهای عربی فکر مبارزه با اسرائیل را با فکر صلح با آن دولت معاوضه کردند . آنها فکر پذیرش موجودیت اسرائیل را جایگزین اندیشه به دریا ریختن صهیونیستها کردند . پیشروی این فکر ، انور سادات رئیس جمهور مصر بود که به مذاکره با اسرائیل تن داد و در سال 1975 قرارداد صحرای سینا را با اسرائیل امضا کرد و در سال 1977 به اسرائیل سفر کرد و با مناخیم بگین ملاقات نمود و در واقع به کشورهای عربی خیانت کرد . متعاقب گفتگوها و ملاقات میان دو طرف ، قرارداد صلح کمپ دیوید میان اسرائیل و مصر در سال 1978 منعقد شد و مصر موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت .

مطلب مرتبط :  

2-5-5جنگ 1982
در سال 1982 ، اسرائیل جنگی همه جانبه علیه پایگاه های فلسطینی مستقر در لبنان آغاز کرد . این نبرد بین نیروهای اسرائیل و پارتیزان های فلسطینی به وقوع پیوست ولی در واقع قصد اسرائیل از حمله به پارتیزان های فلسطینی که در لبنان مستقر شده بودند ، اجبار لبنان به انعقاد معاهده صلح با اسرائیل بود . اسرائیل اسم این عملیات را « صلح برای جلیله » گذاشته بود و با تمام قوا به لبنان حمله کرد . و هدف از آن عقب راندن پارتیزان های فلسطینی از مرز مشترک لبنان و اسرائیل

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید