الإسلامیه،العیش فی المخیمات، البقاء فی السجن،الانتفاضه،الدعوه للعمل و الجد و المثابره،البؤس و الحرمان، حلم العوده إلى الوطن .
– التزم الشاعر بقضیته،قضیه شعبه،و تعاطف مع شعبه فی دیوانه،و هو یأخذ بعدا انسانیا یدل على موقف الشاعر من الانسان و الحیاه و الکون و معاناه الانسان العربی فی فلسطین، تعکس معاناه الانسان المضطهد فی أرضه و وطنه فی أی مکان من العالم.
– هو الشاعر الذی عاصر مواجهه الانسان العربی الفلسطینی لقوى الظلم و القهر فی فلسطین المحتله،یصدر فی شعره عن رؤیه واضحه ذات بعد انسانی عمیق،و هو لسان الأمه المعبّر عن قضایاها المصیریه،و آلامها و تطلعاتها و فی معظم شعره یصور معاناه الانسان الفلسطینی فی مواجهه العسف الصهیونی.
– نذر الشاعر حیاته و أدبه دفاعا عن حیاض الأمه العربیه و کرامتها،و یغنی بماضیها و استنهض حاضرها للدعوه إلى الاستقلال و الکرامه و العیش بحریه و سلام و عزه فصور آلام الشعب و آماله و لم یقصر فی دعوه أمته إلى الیقظه و الحذر و العزیمه.
– شعره فی أدب المقاومه یصوّر روحه و نفسیته و عقیدته إزاء قضیه الاحتلال فی فلسطین؛ کلماته تعبّر عن الأسى و الحزن تجاه الاحتلال فهو بأعلى صوته و بصراخه من أعماق قلبه و کیانه توقظ الضمائر النائمه و القاده المتآمره.
– صور الشاعر ما یعانونه الفلسطینی فی خیامهم من بؤس وحرمان،و ما یتهددهم من الجوع والذل،و ما یحُنّون بأرض وطنهم.
– الشاعر نفسه ناطق بلسان شعبه و وطنه الصغیر فیصور لنا موقفه من مشکلات أمته و قضایاها،و یعبر عن طموحاته و آماله مستنهضاً هِمَمَ أبنائه.
– عاش علی فوده فی الغربه و التشرید،و حمل اعباء القضیه الفلسطینیه،و قد عالج فی اشعاره فواجع المأساه التی یکابدها اللاجئون،و شعره أقرب إلى صدق التجربه و الإصاله فی تصویر صراع الانسان الفلسطینی. فصوته یرتفع و یصور حبه و رفضه، رغم أن صوته الشعری لم یصل إلى کثیر من العواصم العربیه الکبیره، ذلک لأنه یعیش مغتربا منذ بدایه حیاته الأدبیه.
– مصادر شعره هى هموم الناس و مشاکلهم و آمالهم التی لا یجد الشاعر خلاص منها و لا یملک سوى أن یشارکهم آلامهم و عذابهم و أن یتصدى للدفاع عنهم،و شعره یعبر عن معاناه الانسان العربی فی هذا العصر یختار الکلمه الواضحه و الترکیبه الشعریه البسیطه غیر المعقده،و یستعمل الالفاظ القریبه من اذهان الناس و یبتعد عن التسمیات الغریبه الغامضه،و یستخدم الالفاظ العامیه و یمتاز شعره بالسلاسه و السهوله و العذوبه و تبدو فیه عاطفته الوطنیه الصادقه و حبه لأمته و بلاده.
– علی فوده شاعر عاش مع الشعب و للشعب فی آلامه و آماله و کان له دور فی إذکاء روح المقاومه و الثبات و الإصرار على نیل الحقوق و کافحَ عدو وطنه منذ نعومه اظفاره و لکن لم یفقد أمله فی سبیل تحریر بلده، له حب و انتماء خاص بمسقط رأسه معتقدا بأن الوطن سیحرَّرُ یوما فأنشد عن مشاکل الاحتلال کالبؤس و الحرمان و القتل و التشرید و صعوباته.
– شعره شعر حی نابض یوقظ الناس من سباتهم و غفلتهم و یدعوهم إلى الصراع ضد الصهانیه المحتلین،و فی ابیات شعره غالبا حدیث عن وطنه فلسطین و شعره یدور حول قضیه فلسطین.
– حب فلسطین محفور فی صدره و قلبه. إن فلسطین حبه الکبیر الذی لا یضعف و لا یموت. لقد دفع ثمنها غالیا دفع حیاته فی سبیل الحبیبه و إن ثمن الحبر لا یساوی أبدا ثمن الدم و أصبح شاعرا یحمل بندقیه.
-علی فوده کان شاعراً ثائراً یدعو للثوره ضدّ الظلم و الاستبداد و موقفه کان موقف الرفض،و الاستعداد الدائم أن یقف و لو وحیدا إلى جانب قضیته و یقصد من أدب المقاومه، مقاومه الظلم و الحرمان الذی تمارسه الدول المحتله المغتصبه.
– کانت اشعار فوده فی معظمها تدعو للمقاومه الفلسطینیه بهدف حق العوده إلى وطنهم و الشاعر بدمه سقى شجره الأمل المغروسه فی رمل بیروت و نبتت بجانبها شجره الصبر و الکرامه و الإباء.
– هو الفلسطینی المتمسک بهویته و عروبته و قومیته و طبقیته، و الثوری الذی کان یرى فی نفسه صوتا للذین لا صوت لهم،و ظل أمینا على القضیه و الثوره و الثقافه الشعبیه و الجماهیریه المقاومه و المقاتله و الفکر الطبقی الثوری.
– إن قصائد علی فوده دفاعا عن قضیه و کرامه حق شعب فی الوجود و الحیاه الانسانیه و الفرح الدائم،و لغته شعریه و حاده کالسیف،و ملامح نصوصه و ابعادها واضحه المعالم و فیها وجع روحی و ألم فلسطینی حقیقی.
– اشعاره حامل فی حنایا قلبه و روحه کراهیه للظالمین و المحتلین و الغاصبین و المتآمرین على القضیه،و هو لم یقف یوما و استشهد و هو فی معرکه الصمود و التحدی دفاعا عن شعبه و قضیته المقدسه.
– یستخدم الشاعر الطبیعه و عناصرها فی اشعاره و یوظّفه بشکل فعّال للتعبیر عما فی نفسه.
– یستمد الشاعر من الشخصیات التاریخیه الاسلامیه فی شعره مثل بلال الحبشی رمزا حیا للمقاومه و أبوذر الغفاری رمزا للصبر على المرارات.
– یتکلم الشاعر عن لسان الحیوانات و یستخدمها و یرسم صور متنوعه عنها لیعبر عما فی باله لقضیه الشعب الفلسطینی و ما مرّ به من الاحتلال و الاضطهاد و القمع و القتل و الطرد.
– و سیظل علی فوده حاضرا بقوه فی دیوان الشعر الفلسطینی الکفاحی و الثوری و المقاتل،و وجدان شعبنا الحیه،و سیعیش بشعره الجمیل و بسیره حیاته الحزینه و بموته الشجاع.
خلاصه پایان نامه به فارسی
مقاومت درانسان همیشگی است و فقط یک پدیده‌ی تاریخی نیست. انسان در طول زندگی برای رسیدن به‌ آرزوهای خودگام برمی دارد،و دراین راه با موانعی برخورد میکند. پس در برابر این موانع پایداری میکند،تا به آنچه میخواهد دست یابد. اما گاهی تسلیم میشود،و در مسیر زندگی متوقف میگردد (أبو إصبع،2005م : 299).
پایداری مربوط به زمان و مکان خاصی نیست و مربوط به یک فرد و یا یک ملت مشخص هم نیست، بلکه همه‌ی افراد بشر را دربرمیگیرد.
” پایداری در نزد عرب عبارت است از بیان اراده انسانها در برابر ظلم و ستم،و رسیدن به خواسته هایشان میباشد. و آن منشأ عشق ورزیدن به آزادگی و اثبات حضورشان در عرصه جبهه و جنگ و مقابله با دشمن و همکاری با یکدیگر از سر خیر خواهی میباشد، گونه‌های پایداری در تاریخ و فرهنگ عربی دارای ریشه‌های عمیقی است. و ادبیات پایداری در دو شکل شعر و نثر بروز پیدا میکند و شاعر یا نویسنده با استفاده از هنر خود در پی تشویق مخاطب و برانگیختن همت و نیروی او برای پایداری درزندگی است”( حلوانی، 2005م: 2 ).
پایداری آگاهی فکری و عقلی را بالا میبرد و مردم را از خواب بیدار،و چشمهایشان را بر وقایع باز میکند و آنان را به دفاع از وطنشان و فداکاری در راه آن تا رسیدن به پیروزی تشویق میکند. و هویت و اعتقادات ملت را در برابر دشمنان حفظ میکند.
” و آن یکی از ابزارهای انسان در دفاع از خود علیه هر دشمنی است و یک فعالیت انسانی بلند مرتبه ای است که در چارچوب اجتماعی و سیاسی قابل پذیرش است.و انرژیهای نهفته بشر را در جامعه برمیانگیزد تا به صورت یک حامی قدرتمند برای دفاع از جامعه درآید” ( أ بو إصبع،2005م: 303).
ادبیات پایداری بیان کننده دردها،مشکلات و سختیها میباشد و به انقلاب،و آگاهی و بیداری دعوت مینماید،و در قلبها بذر امید به آزادی و نجات از ذلت و خواری را میپرورد.
حوزه ادبیات پایداری گسترده است که یکی از گونههای آن شعر می باشد. شعر پایداری از ایمان گویندهاش به مردم، اعتماد به توانایی برظلم و ستم، یقین به پیروزی و آزادی برای وطن و آزادسازی ملت از آتش استعمار و اشعالگران سخن میراند، و به گرامیداشت شهادت و اهمیت فداکاریهایی که شهیدان از خود نشان میدهند میپردازد.
” شعر پایداری بر سر راه استعمار و استعمارگران همچون مانعی است و شاعران پایداری از احساس قلبی خود، حب و بغض و محرومیت سخن میگویند، و آزادی و استقلال مردم خود را میخواهند و اشغال را نمیپذیرند و به ملت خود افتخار میورزند.و ندای شاعران پایداری در مقابله با استعمار و تحریک ملتها علیه آنان همچنان استوار باقی مانده است” (رستم پور، فرهنگ نیا،2011م: 2 ) .
هر کس در میدان جنگ وظیفهای دارد و متناسب با وظیفه خود ابزار مناسب در مقابله با دشمن را نیز دارد. همانا در سرزمین فلسطین شاعرانی هستند که با شعر خود میجنگند و با دشمن به مبارزه میپردازند. از جمله شاعرانی که شعرشان را به موضوع فلسطین اختصاص دادند و فلسطین را عنصری بارز در شعر خود قرار دادند به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی که در داخل سرزمین اشغالی به سر میبردند مانند: ابراهیم طوقان،عبدالرحیم محمود،غسان کنفانی،علی فوده،و … و گروه دومی که در زندان یا تبعید بسر میبردند از جمله: فدوی طوقان،محمود درویش،سمیح القاسم،عزالدین المناصره،سلمی الخضراء الجیوسی،معین بسیسو،و …
علی فوده از جمله شاعرانی است که شعر خود را به فلسطین و پایداری اختصاص داده است و به دفاع از ملت و میهن خویش پرداخته است و در برابر ستم استعمارگران پایداری نموده و تا لحظه شهادتش استوار باقی مانده است.و از نادر شاعرانی است که با جان خود از وطن دفاع کرده است. این شاعر شهید و مبارز بزرگترین اشعارش را به مقابله با محرومیت و ستم و دفاع از حقوق مردم فلسطین، با شجاعت و فداکاری اختصاص داده است.
با توجه به پیشینه طولانی ظلم و ستم در دنیا و تأثیر ادبیات پایداری در بیداری ملتها، این پایان نامه سعی دارد جلوههای ادبیات پایداری را در شعر علی فوده، شاعر شهید فلسطینی بررسی کند. و با تکیه بر روش وصفی – تحلیلی به تفسیر و تحلیل جلوه‌های پایداری در شعر شاعر میپردازد.
زندگی نامه علی فوده و آثار ادبی آن
علی یوسف احمد فوده در سال 1946 م در روستای ” قنیر ” ، از توابع شهر حیفاء به دنیا آمد . دو سال از عمرش گذشته بود که اسرائیل از طرف سازمان ملل متحّد به رسمیّت شناخته شد . از همان زمان به بعد ، زندگی آوارگی و فقر و تنگدستی را تجربه کرد و این احساس تا سن سی وشش سالگی، یعنی زمان شهادتش، با او همراه بود. آوارگی تنها مصیبت شاعر در دوران کودکیاش نبود؛ از زمانی که مادرش را از دست داد ، اندوهش دو چندان شد و از همان ابتدای کودکی، دو واژه مادر و وطن، احساس غربت و تنهایی را برای او ترسیم میکرد که بعدها این دو واژه در همه جای شعرش حضور داشت .
علی فوده پس از شکست سال 1948م، با خانوادهاش به کرانهی باختری رود اردن رفت و تا پیش از مصیبت سال 1967م، در آنجا به سر برد؛ سپس با خانوادهاش به اردوگاه ” نورمشتن ” در نزدیکی ” طولکرم ” رفت. و دوران ابتدایی و دبیرستان را در طولکرم گذراند؛ سپس در سال 1966م، از تربیت معلّم ” حوّاره ” تعلیم آموخت .
زندگی علمی خود را به تدریس در مدرس? ” امّ عبهره ” در ناعور ( شمال عمان ) آغاز کرد و به مدت چهار سال در بین سالهای 1970-1966 آنجا ماند . به نظر میرسد در این فاصله زمانی است که توانست اولین مجموعهی خود را با عنوان ” فلسطینی کحدّ السیف ” در سال 1969 م ، چاپ و منتشر کند .
قصید? ” یا بلادی ” در همان مجموعه، دلیل روشنی بر این گفته است . شاید آن قصیده را برای هم کلاسیهای خود سروده است. و قسمتی از این قصیده نیز به نام ” نامههای معلّمان ” در مجلّهی ” رساله المکتبه التربویه الثقافیه ” در سال 1969 م به چاپ رسید. و به این اشاره داردکه شاعر تا آن موقع در مجلّه مذکور هنوز معروف نبوده است .
علی فوده تا سال 1976 م، به عنوان معلّم در ” جبل النظیف ” و شهرهای دیگر عمّان به سر برد و در سال 1973 م، به انجمن نویسندگان اردنی پیوست. دورهی زندگی شاعر در عمّان ، دورهی پختگی و بروز تجربهی شعری و

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان با موضوع چوپرا، ، شدیدتری،
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید