پایان نامه با موضوع محتوای الکترونیکی

دانلود پایان نامه

نظم ده تاثیر دارد و می توان از این چند رسانهای برای افزایش یادگیری خود نظم ده در فراگیران استفاده کرد.
پژوهش ربیعی(1385)با عنوان بررسی و مقایسه تاثیر بکارگیری الگوی طراحی مریل در تعریف محتوای درس دستور زبان فارسی با بهره گرفتن از چندرسانهای های آموزشی بر یادگیری و یادداری دانش آموزان دختر پایه دوم متوسطه منطقه 12 شهر تهران در سال 1384- 85 صورت گرفت، هدف بررسی و بکارگیری و عدم بکارگیری طراحی مریل در تدوین محتوای درس دستور زبان فارسی با بهره گرفتن از چندرسانهایهای آموزشی بر یادگیری و یادداری دانشآموزان بود. در راستای بررسی این موضوع دو فرضیه مورد بررسی قرارگرفت. جامعه آماری پژوهش، تمام دانشآموزان دختر پایه دوم متوسطه منطقه 12 شهر تهران در سال تحصیلی 84- 85 بوده و از این جامعه به طورتصادفی خوشهای چندمرحلهای، تعداد 2 کلاس 17 نفره از 4کلاس 17 نفری پایه دوم متوسطه رشته ریاضی فزیک به صورت تصادفی انتخاب گردید و یک گروه 17 نفره در گروه آزمایش و یک گروه 17 نفره در گروه کنترل قرار گرفتند که جمعا 34 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید.در تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آموری استنباطی tوابسته برای مقیاس میانگین های پیش آزمون و پسآزمون در هر یک از گروه های آزمایش وکنترل به صورت جداگانه و آزمون t مستقل برای مقایسه ی میانگین دو گروه آزمایش کنترل استفاده شد .با پایان یافتن اجرای پژوهش فرضیه های بکارگیری الگوی طراحی مریل در تدوین محتوای درس دستور زبان فارسی با بهره گرفتن از چند رسانه ای های آموزشی باعث افزایش یاگیری ،یادآوری دانش آموزان تایید شد.
پژوهش خرامیده (1385) با عنوان بررسی تاثیر آموزشی به کمک چندرسانه ای های تعاملی(CD)در مقایسه با رسانه ی غیر تعاملی (فیلم)بر افزایش سرعت ،دقت یادگیری و یادداری درس علوم پایه اول دبیرستان صورت گرفت. جامعه ی آماری کلیه انش آموزان دختر یایه دوم 1384- 85 بودند انتخاب نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشهای چند مرحله ای استفاده گردید و 60 انش آموز در دو گروه انتخاب گردیدند.آزمن های مورد استفاده ی ،آزمون چهار گزینه ای سرعت یادگیری از نوع آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته،آزمون دقت تولوز – پیرون و آزمون یادداری میباشدو نمرات با بهره گرفتن از T مستقل و همبسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .نتایج بدست آمده در آموزش به روش چند رسانه ای تعاملی(CD) در مقایسه با روش رسانه غیر تعاملی (فیلم) بیانگر آن است که سرعت یادگیری و یادداری دانش آموزان بیشتراست ولی بر دقت یادگیری تاثیر نداشته است.
پژوهش براتی(1384) با عنوان بررسی روند طراحی چندرسانهای اموزشی و ارائه الگوی چندرسانهای براساس رویکرد ساختگرایی صورت گرفت. پژوهشگران به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر مراحل زیر را طی کردند:تعریف طراحی اموزشی و چندرسانهای آموزشی و قابلیتهای آن، شناسایی مراحل طراحی چندرسانهایهای اموزشی، چگونگی کاربرد نظریههای یادگیری در طراحی چندرسانهایهای آموزشی، ارائه یک الگوی پیششنهادی جهت طراحی محیطهای چندرسانهای ساختگرا .روش پژوهش توصیفی و تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات با مطالعات کتابخانهای صورت گرفت.الگوی پیشنهادی این پژوهش به زیر ساختهای انسانی طراحی محیطهای چندرسانهای مانند ساخت مناسب با تکنیکها و فعالیتهای یادگیری، نقش معلم و خلاقیت یادگیرندگان، تعامل یادگیرنده و یادگیری مشارکتی توجه داشته است.
پژوهششاهجعفری(1383)با هدف تدوین استانداردهایی برای ارزشیابی چندرسانهای آموزشی صورت گرفت .پژوهشگر پس از تجزیهوتحلیل تمامی قابل دسترسی و زمینهی چندرسانهای آموزشی، یازده معیار اساسی را استخراج کرده است که عبارتنداز: عوامل آموزشی که شامل اهداف، محتوای روش های آموزشی و فرایندهای ارزشیابی است و همچنین تکنیکهای برنامه ریزی قابلیتهای رایانهای، مختصات فنی، سمینارهای هنری، معیارهای فنی، بستهبندی و اطلاعات ناشر است.
پژوهشی کرمی(1382) با عنوان بررسی تاثیر ساخت چندرسانهای توسط دانشآموزان در میزان یادگیری انها در درس علوم پایهی پنجم دبستان مدارس دخترانه منطقه 16 شهر تهران صورت گرفت.تعدا نمونه این پژوهش 56 نفر بود که 26 نفر در گروه آزمایش و 39 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند .روش ساخت چندرسانه ای برای گروه آزمایش و روش سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد.در این پژوهش ازز طرح شبه تجربی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. اجرای پژوهش در هر دو گروه 10 جلسه ی 45 دقیقهای به طول انجامید و یک هفته بعد از دو گروه پسآزمون به عمل آمد. تجزیهو تحلیلدادهها با بهره گرفتن از tمستقل نشان داد که هر دو گروه با هم تفاوت معنیدار دارند و نتیجه گرفته شد که روش ساخت چندرسانهای توسط دانشآموزان از روش تدریس سنتی موثرتر است.
پژوهشی مرتضوی اقدام(1378) با عنوان تحلیل و ارزشیابی محتوای الکترونیکی درس فارسی عمومی بر اساس انطباق آن با اصول چندرسانهای مایر و اهداف آموزشی بلوم در آموزش الکترونیکی دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی 1378 صورت گرفت. سوالهای اساسی پژوهش عبارتند از:1- آیا محتوای الکترونیکی درس فارسی عمومی آموزش الکترونیکی خواجه نصیر الدین طوسی با اهداف آموزشی بلوم منطبق است؟2- آیا محتوای الکترونیکی درس فارسی عمومی آموزش الکترونیکی خواجه نصیر الدین طوسی با اصول هفت گانه مایر منطبق است؟جامعه یآماری پژوهش شامل محتوای الکترونیکی درس های عمومی در سال تحصیلی 86-87 بود که شامل 1- چند رسانه ای امزشی ک تحت نرم افزار ادوب فلش طراحی شده بود 2- جلسات اموزشی که تحت شبک هجهانی اینترنت توسط استاد مربوطه ارائه شده است نمونه آماری شامل 350 صفحه که بر اساس جدول مورگان و به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بود .کلیه جلسات به عنوان نمونه انتخاب گردیده شده بود.ابزار جمع آوری اطلاعات 2 چک لیست با مقیاس 5 درجه ای بود یافته ا نشان داد که فقط جزه اصل هفتم (تفاوت های فردی)در سطح نامطلوب قرا دارد و در بقیهی اصول نسبتا در سطح مطلوب است و با اهداف آموزشی بلوم در سطح نامطلوب قرار دارد.
پژوهشهای انجام شده در سایر کشورها
پژوهش لن و دیگران (2013)با عنوان اثر یک عامل آموزشی، علوم رسمی آموزشو پرورش در رفتارهای یادگیری و خودکارآمدی صورت گرفت. در این پژوهش مربی مایک، یک عاملآموزشیمتحرک برای آموزش کامپیوتر است. شواهد اولیه برای اثر بخشی آموزش علوم رسمی کامپیوتر توسط مایک نشان میدهد . مطالعه اول، نشان داد که وجود مربی مایک 20 درصد بار پذیرش، چالشهای برنامه نویسی و یادگیری نادرست راکاهش میدهد، اما تاثیر تجمعی عامل بر نگرش، آگاهی و دانش فراتر، محدود بود. در مطالعه دوم، از مربی مایک نشان داده شد که استفاده از شور و شوق و بازخورد نظارتی منجر به افزایش خود کارآمدی میشود.
پژوهش ویلیتساینس و روسل(2013) با عنوان عامل آموزشی صورت گرفت. محققان ادبیات عامل آموزشی در طول سالها 2005- 2011، ادعا کردهاند که عواملآموزشی در خدمت انواع اهداف آموزشی مانند سازگاری، شبیهسازی واقعی، پرداختن به نیازهای فرهنگی اجتماعی زبانآموزان، پرورش مشارکت، انگیزه، و مسئولیت و بهبود یادگیری و عملکرد و همه کاره بودن است. نتایج تجربی حمایت از این ادعا مختلف هستند، و اغلب نتایج متناقض است. با این وجود اینکه، عاملآموزشی درتحقیقات فرهنگی اجتماعی به طور فزایندهای محبوب است بررسی ادبیات عامل آموزشی به اثر کمتر این عامل اذعان دارد.
پژوهش تجربی، ییلماز وکاکماک(2012) با عنوان تاثیر عوامل رابط آموزشی به عنوان مدل اجتماعی بر موفقیت یادگیرنده، نگرش و یادداری صورت گرفت.این مطالعه به بررسی، اثرات عوامل آموزشی با ویژگی های مختلف در موفقیت یادگیرنده، نگرش و یادداری دانش آموزان مدرسه ابتدایی در دروس علوم و فن آوری می پردازد. مطالعه در چهار کلاس مختلف از یک مدرسه ابتدایی با نرم افزار های آموزشی انجام شد. در این مطالعه با توجه به مدل تجربی با پیشآزمون و پسآزمون گروه کنترل انجام شد برای پنج هفته متوالی آزمون برای دانش آموزان گروه کنترل از نرم افزار طراحی شده برای این تحقیق استفاده شده است. نتایج نشان داد که دانش آموزان پایه دوم راهنمایی در درس علوم و تکنولوژی زمانیکه در معرض عامل آموزشی شبیه به انسان قرار گرفتند در پیشرفت تحصیلی، یادداری و نگرش نتایج بهتری نسبت به دیگر گروه ها کسب کردند.
پژوهش تجربی مایر و داپرا (2012) با عنوان اثر تجسم در آموزش کامپیوتر براساس عاملهای متحرک آموزشی صورت گرفت. چگونه نشانه های اجتماعی عامل مانند، حرکات و اشارات، حالات صورت، نگاه چشم، و جنبش در چندرسانهای، یادگیری را موثر میسازند ؟ بدین منظور دانشآموزان به مشاهده 4 دقیقه ارائه روایت در مورد چگونگی کارکرد سلولهای خورشیدی در صفحه نمایش با عاملآموزشی متحرک ایستاده در 11 اسلاید در سه آزمایش پرداختند. آزمایش 1 اثر عامل انسانی، حرکات شبیه انسان، بیان صورت، نگاه چشم، و حرکت بدن نسبت به زمانی که عامل نیست، سنجیده شد. در آزمایش 2 اثر عامل هنگامی که با صدای انسان صحبت کرد نه صدای ماشینی سنجیده شد. در آزمایش 3، اثر تلفیق آزمایش 1و 2 سنجیده شد. نشانه های اجتماعی در یک پیام چندرسانهای منجر به پردازش شناختی عمیقتر در یادگیری، و در نتیجه حاصل یادگیری معنیدارتر می شود.
پژوهش بارک و دوری (2011) با عنوان آموزش علوم در مدارس ابتدایی: آیا یک انیمیشن ارزشمند تر از هزاران تصویر است؟صورت گرفت. اغلب، آموزش علوم با مفاهیم انتزاعی و فرآیندهایی است که دیده یا لمس نمیشود. توسعه جاوا، فلش، و دیگر برنامه های کاربردی مبتنی بر وب به معلمان و مربیان اجازه ارائه انیمیشن پیچیدهای برای جذاب نشان دادن پدیده های علمی را می دهد. هدف بررسی اثر فیلم انیمیشن در یادگیری دانش آموزان است. دانش آموزان دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. دانشآموزان گروه آزمایش علوم در حالی که با بهره گرفتن از فیلم های متحرک و فعالیت های تکمیلی حداقل یک بار در هفته مورد مطالعه قرار گرفتند. برای دانش آموزان گروه کنترل تنها از کتاب های درسی و تصاویر برای یادگیری علوم استفاده می شود. یافته ها نشان داد که فیلم انیمیشن با حمایت از استفاده از استراتژی های متنوع آموزش و روش های یادگیری، میتواند. ازمهارتهای تفکر های مختلف در دانش آموزان حمایت کند. یافته ها همچنین نشان داد که انیمیشن میتواند کنجکاوی علمی، کسب زبان علمی، و ترویج تفکر علمی را بالا ببرد. این نتایج دلگرم کننده را میتوان با این واقعیت نسبت داد که دانشآموزان با بهره گرفتن از هر دو قابلیت های بصری تصویری و شنیداری کلامی ساخته شده در فیلم انیمیشن یادگیری بهتری را تجربه کردهاند.
پژوهش دِاُدوریدویو(2011) با عنوان یادگیری زبان اسپانیایی با لئورا: اثرات عامل آموزشی صورت گرفت. هدف از این مطالعه، بررسی اثر یک عامل متحرکآموزشی بر یادگیری واژگان به زبان اسپانیایی بود. علاوه بر این، مطالعه واکنش و نگرش زبان آموزان نسبت به حضور عاملآموزشی در محیطهای مبتنی بر وب مورد بررسی قرار میگیرد. در مجموع 47 دانشجو که در دو کلاس اسپانیایی ترم چهارم ثبت نام بودند در این مطالعه شرکت کردند. اطلاعات با بهره گرفتن از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، آزمون واژگان و پسآزمون واژگان (پسآزمون بلافاصله و پس آزمون با تاخیر)، و پرسشنامه تجربه یادگیری جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل داده های کیفی نشان داد که تفاوت معنیداری بین گروه های کنترل و آزمایش با توجه به نتایج یادگیری لغات عملکرد، نیست. تجزیه و تحلیل داده های کیفی ترجیحات یادگیرندگان به ویژگیهای تعبیه شده در محیطهای یادگیری زبانهای مبتنی بر وب را نشان داد.
پژوهش تجربی دوماگ(2010) با عنوان “تأثیر عوامل آموزشی بر آسان سازی یادگیری و انگیزه یادگیرندگان با تاکید بر صدا و ظاهر عامل آموزشی” توسط صورت گرفت. این پژوهش در پی پاسخ به این سوال بود که عوامل آموزشی از نظر صدا و ظاهر چگونه باید باشد که یادگیری و انگیزه یادگیرندگان را افزایش دهند. این مطالعه بر روی 174 دانشجوی کالج صورت گرفت. نتایج نشان دادند صرف وجود عامل آموزشی یادگیری و انگیزه را افزایش نمی دهد و اگر عامل آموزشی از لحاظ ظاهری مورد پسند باشد یادگیری افزایش پیدا می کند و همچنین اگر هر دو نشانه یعنی صدا و ظاهر هر دو ناپسند باشد یادگیری صورت نخواهد گرفت. نتایج تاثیر مهم صدا و ظاهر عوامل آموزشی در یادگیری را نشان دادند
هدف پژوهش بیلر و کیم (2009) بررسی تأثیرات انواع آموزش (روندی یا طرز برخورد، نگرشی یا طرز عمل)، ژست مستقیم کاراکتر (وجود، عدم وجود) و حالت چهره (وجود ، عدم وجود) بر ادارک یادگیرندگان از وجههی اجتماعی عامل آموزشی بود. در این پژوهش اثرات آموزش و رفتار غیر کلامی عامل (ژست و حالت چهره) مورد بررسی قرار گرفت. شرکتکنندگان در این پژوهش 236 دانشجوی کالج بودند که در دو محیط مختلف آموزشی با دو عامل مختلف از نظر ژست و حالت چهره به یادگیری پرداختند. نتایج نشان داد که حالت چهره و ژست عامل همانند تعاملات گفتاری، بر روی ادراک و یادگیری تاثیرگذار است .
پژوهش هلر و پروکتر(2009)با عنوان عاملآموزشی متحرک: اثر داده های تصویری دربکارگیری شکل تاریخی صورت گرفت. بررسیها نشان داد که نقش عاملآموزشی متحرک (APAs) بستگی به درک درستی از تاثیر شخصیت به عنوان یک مکانیسم برای افزایش تعامل و انگیزه دانشآموز دارد. ما استدلال میکنیم که برنامه های بکارگیری شخصیت تاریخی از APAs ممکن است برای مشخص کردن پارامترهای که منجر به اثر یک شخصیت میشود مفید باشد. با توجه به اهمیت اطلاعات بصری، رویکرد تجربی در درک تعامل تاریخی عامل آموزشی متحرک موثر است. 88 شرکتکنندگان بهطور تصادفی به یکی از سه گروه تصویر، تصویر ثابت و تصویر متحرک قرار گرفتند. برخلاف انتظارات، شرایط بدون تصویر با رتبه قابل توجهی بالاتر از 2 بررسی دیگر، حضور اجتماعی همراه است. اما این یافته ها در مقایسه با پژوهشهای قبلی نشان می دهد که ممکن است برنامه های بکارگیری چهره های تاریخی یک شخصیت منحصر به فرد برای فهم ماهیت اثر شخصیت موثر باشد.
پژوهش تجربی رینات و همکاران (2008) با عنوان “عامل کاربر به عنوان مدلهای اجتماعی برای دانشآموزان دختر : تاثیر ارائه و حضور عاملمجازی بر اعتقادات و گرایشهای دانشآموزان دختر صورت گرفت. نتایج نشانداد که ارائه عاملآموزشی بر ارائه صدای انسان به تنهایی ارجحیت دارد و همچنین برای یادگیرندگان بهتر آن است که عاملآموزشی از جنس خود آنها باشد. همچنین ارائه عاملآموزشی، بیشتر از صدای انسان به تنهایی بر خودکارامدی و پیشرفت تحصیلی اثرگذار است.
پژوهش تجربی بیلر و کیم (2006) با عنوان “شبیه سازی نقشهای آموزشی از طریق عوامل آموزشی” صورت گرفت. این مطالعه، نشان دهنده طراحی و روایی تجربی سه نقش مجزای عامل آموزشی (کارشناس، انگیزه دهنده، و مربی) برای دانشجویان دانشگاه و در محیط پژوهشی مبتنی بر عامل “آموزش مشارکتی مربیهای هوشمند چندگانه” بود. نقشهای عامل آموزشی به واسطهی تصویر، انیمیشن، برخورد، صدا و متن و در نرمافزار پزر 4 ساخته شده بودند و از طریق نرمافزار عامل ماکروسافت اجرا شده بودند. با انجام دو آزمایش کنترل شده، 3 نقش مزبور بر اساس میزان درک یادگیرندگان (78 نفر) و خصوصاً تأثیر حقیقی آن بر روی انگیزه و میزان یادگیری فرد (71 نفر) اعتبار یابی شد. نتایج نشان دادند که نقشهای این عامل، فقط به منظور عکسالعمل نشاندادن دانشآموز نسبت به اهداف مورد نظر، ادراک نمیشود، بلکه همان طور که طراحی شدهاند، منجر به ایجاد تغییرات معنیدار در یادگیری و انگیزهی آنها نیز میشوند. خصوصاً اینکه، عامل کارشناسگونه منجر به افزایش دستیابی اطلاعاتی و عامل انگیزه دهنده منجر به افزایش خودکار آمدی، و عامل مربیگونه منجر به بهتر شدن یادگیری و انگیزه شد.
پژوهش تجربی بیلر و کیم (2004) با عنوان “طراحی عامل آموزشی: تأثیر واقعی بودن، جنسیت، نژاد و نقش آموزشی عامل” صورت گرفت که در اولین مطالعه از دو مطالعهی تجربی تعداد 312 دانشجو به صورت تصادفی در یکی از 8 شرایط آزمایشی قرار گرفتند که

دیدگاهتان را بنویسید