ضرورت دارد جاهای دیگری برای تخلیه خشونت به رسمیت شناخته شود.(اباذری،1381: 21-20)

تئوری کنترل اجتماعی/نظارت
به طور کلی کنترل اجتماعی را از مهمترین مباحث اجتماعی می دانند.بعضی تا آنجا پیش رفته اند که نه تنها تمامی جامعه شناسی بلکه علوم اجتماعی را مباحثی در حوزه کنترل اجتماعی می دانند. حقیقت این است که کنترل اجتماعی با اولین گام های انسان ها به سوی تکوین جامعه پدید می آیدو هیچ جمع یا جامعه ای را از آنان اباء نیست.از آنجا که جامعه یا گروه اجتماعی همواره در صدد است ناپایدارترین رفتار انسانی را در کنترل خویش درآورد،پس سخن نه در لزوم یا عدم لزوم کنترل اجتماعی است،بلکه در حدود آن ،شیوه ها و روش های اعمال شده از جانب جامعه در راه تحقق آن و انواع آن است.در واقع یکی از اساسی ترین شیوه های کنترل اجتماعی در راه تأثیر بهتر و مؤثرتر بر رفتار انسانها،آموزش رفتار اجتماعی از آغاز کودکی(روند اجتماعی شدن) است.با این شیوه هنجارها،قواعد و الگوهای اجتماعی در اعماق ذهن انسان ها قرار می گیرد و در اصطلاح، فرایند درونی سازی هنجارهای اجتماعی تحقق مییابد.لذا هنگامی که خواسته های جامعه بدین طریق جزئی از وجود انسان ها گردد،اعمال آنها نیز با سادگی بیشتری صورت می پذیرد و انسانهائی که بدینسان هنجارها،قواعد و قوانین جامعه را اخذ می کنند،آنرا به دل می پذیرند و حتی به نوعی فراگرد قداست بخشی نیر صورت می پذیرد.( مهدوی،19:1363)
بنابراین کنترل اجتماعی مجموع وسایل و شیوه هاییی است که با بهره گرفتن از آنان یک گروه یا یک واحد اعضای خود را به پذیرش رفتارها،هنجارها،و قواعدی در سلوک و حتی آداب و رسوم منطبق با آنچه گروه مطلوب طلقی می کند سوق دهد.کنترل اجتماعی یکی از اشکال فشار اجتماعی است و به دو وجه صورت صورت می گیرد.نخست از طریق اعمال اجبار اجتماعی که با کاربرد وسائل گوناگونی نظیر مجازات های حقوقی و تنبیه انجام می شود.دوم- از طریق اقناع که بر اساس آن افراد را به انجام رفتارهای یکسان مجبور و آنان را به پذیرش هنجارهای رفتاری با تکیه بر آزادی و یا دست کم رعایت آن وادار می سازند.(این وسایل عبارت اند از:تبلیغ ،اعطای پاداش و اعتبار و مناصب و مقامات،تمجید و استعانت از ارزش های اخلاقی).
افراد در اکثر موارد کاری جز سازگاری و انطباق خود نمی کنند.یعنی در واقع نظر خود را تغییر می دهند،از توقعات خود می کاهند،منابع رضایت و خشنودی خود را جابه جا می کنند و نظیر این کارها را انجام می دهند.تمام اینها به واسطه حضور مستقیم یا غیر مستقیم مکانیسم های نظارت اجتماعی(نظیر خانواده،مدرسه،دوستان،وسایل ارتباط جمعی) است که بر رفتارافراد حاکم بوده و هنجارها را تنظیم می نمایند.(همان)
نظریه های کنترل همنوایی را حاصل وجود پیوند های اجتماعی بین افراد جامعه و اعمال انواع کنترل از طرف جامعه بر افراد دانسته و ناهمنوایی را ناشی از گسستن پیوند های شخص با نظم قراردادی جامعه می دانند.تراوس هیرشی معتقد است که کجروی معلول ضعف و یا گسستگی تعلق فرد به جامعه است.از نظر او اجزاء تعلق و وابستگی به جامعه به قرار زیر است:
1 . اتصال با سایر افراد
2. پذیرفتن نقش ها و مشارکت در فعالیت های اجتماعی که ارزش و نتایجی برای برای آینده دارد.
3. اعتقاد به ارزش های اخلاقی،هنجارهای فرهنگی،و امثال آن

هیرشی می گوید،کیفیت هر کدام از اجزاء فوق می تواند در هر مورد خاص موجد همنوایی و یا علت ناهمنوائی و کجروی باشد.(صدیق سروستانی،60:1380)
وی معتقد است که وابستگی به جامعه دارای چهار عنصر است:
1-علاقه:کسانی که به دیگران توجه یا علاقه دارند به رفاه و احساسات آنان حساس بوده و مایلند با مسئولیت عمل کنند و برعکس
2-تعهد:احساس بدهکارییا دینی که مردم نسبت به جامعه دارند و هر چه سرمایه گذاری افراد در تحصیلات،سوابق شغلی،خانه و سایر دارایی های خود بیشتر باشد دلیل بیشتری دارند که همنوا با جامعه باشند تا که بتوانند دستاوردهای خود را حفظ کنند.
3-مشغولیت:کسانی که بیکارند فرصت بیشتری برای انحراف دارند.
4-ایمان-عقیده:وفاداری فرد به ارزش ها و اصول اخلاقی جامعه باعث دور شدن از مشارکت در امور انحرافی می شود.کسانی که وفاداری ضعیفی به اعتقادات اخلاقی جامعه دارند ممکن است بیشتر تمایل داشته باشند که ارزش های آن را نادیده بگیرند و از هنجارهای اجنماعی انحراف ورزند.از نظر هیرشی،وندالیسم معلول کاهش و فقدان نظارت و کنترل اجتماعی است.(امانت،99:1373)
نظریه کنش اجتماعی پارسونز
در نظریه کنش،تالکوت پارسونز جامعه شناس کارکردگرایی کوشیده است نشان دهد هر کنشی اعم از کنش بهنجار یا نابهنجار،توسط صور خاص از ساختارهای اجتماعی ساخته و تولید می شوند.از این رو کنش بزهکارانه نیز توسط فرد در چارچوب شرائط و و ساختار اجتماعی و وسایل و مسیرهایی جهت نیل به اهداف قابل تبیین می باشد.پارسونز اختیار و اراده ی انسانی را در انجام افعال و کردار خود انکار نکرده و در عین حال نقش و تأثیرات ساختاری را در کنش آدمی نادیده نمی گیرد.از این منظر وندالیسم چون دیگر صور نابهنجاری ها در چارچوب شرائط و ساختار اجتماعی و وسایل و مسیر هایی جهت حصول به اهداف فرهنگی قابل تبیین است.
روسکو هینکل اصول نظریه کنش پارسونز را در هفت اصل خلاصه می کند:
فعالیت های اجتماعی بشر از آگاهی نسبت به خود و دیگران و وضعیت های خارجی سرچشمه می گردد.
به عنوان فرد،انسان برای دست یابی به مقاصد،اهداف،منظورها،نقشه ها و یا غایت های دیگر عمل می کند.
افراد انسانی از ابزار،تکنیک ها و روش های مناسب سود می جویند.
مسیر های کنش افرد به وسیله شرائط و یا موقعیت های تغییر ناپذیر محدود می گردد.
بر اساس اراده یا قضاوت،افراد به انتخاب،سنجش و ارزیابی کنش می پردازند.
معیارها،قواعد،یا اصول اخلاقی در تصمیم گیری افراد دخالت دارد.
هر تحقیق درباره روابط اجتماعی مستلزم آن است که پژوهشگر از شیوه های تحقیقی چون تفهیم،بازسازی خیالییا همدلی و یا از تجارب دیگران استفاده کند(تبریزی،99:1383)
از نظر پارسونز کنش های اجتماعی در محیط شکل می گیرد.اولین محیط،محیط فیزیکی است.محیط فیزیکی واقعیتی عینی و برون ذهنی است که انسان ها از طریق آن با محیط فیزیکی در ارتباط هستند.از دیگر محیط های کنش،واقیت غایی است که در عالم واقع وجود ندارد،ولی به صورت نمادی و بیشتر در قالب افکار و عقاید و ایده آل ها تجلی پیدا می کند.غایت ها و الگو ها هستند که رفتار بهنجار و نابهنجار کنشگر را تعریف می کنند.فرد در نظریه پارسونز موجودی خلاق و دارای اراده و انتخاب می باشد،اما در انتخاب وسایل و راه ها جهت رسیدن به اهداف تحت نظام جبر های اجتماعی قرار دارد.در واقع جامعه و نظام فرهنگی معین می کند کدام راه درست و کدامین مسیر نادرست است.(تنهایی،147:1380)
نظریه خرده فرهنگ میلر
میلر کژرفتاری را نوعی واکنش افراطی می داند که با مناسبات فرهنگی فرهنگ فرعی طبقه پایین جامعه ارتباط دارد و در طی سالیان متمادی پیدایی و استمرار یافته است.او علت ظهور و دوام این خرده فرهنگ را در در ناز جامعه به نیروی کارگران نیمه ماهر می داند که باید به انجام کارهای سخت ،تکراری و خسته کننده تن در داده و بیکاری را تحمل کنند.فرهنگ مذکور رضایت خاطر و خرسندی اعضا را در خارج از محیط جستجو می کند و می کوشد نارضایتی و خستگی شغلی را از این طریق برطرف کند.لذا با روی آوردن به اعمال هیجانی،خستگی کار را برطرف می کند.میلر استدلال می کند که در اثز پیروی از رفتارهای فرهنگی که در بردارنده عناصر اصلی الگوی کلی فرهنگ طبقه پایین است،خود به خود از برخی هنجارهای قانونی،انحراف بوجود می آید.در عمل این انحراف به صورت ویرانگری،حمله و ضرب و شتم،حقه بازی،زرنگی،فریبکاری و سایر اعمال خلاف ظاهر می شود و هدف کسب وجهه و شهرت است.از نظر میلر این عوامل در چهارچوب عناصر اصلی الگوی کلی فرهنگ طبقه پایین قابل درک است.(تبریزی،86:1383)
تئوری مبادله اجتماعی(هومنز)
در اصطلاح مبادله،عملیاتی است که از طریق آن شخص یا گروهی خدمت یا کالائی را به گروه یا شخصی دیگر در مقابل دریافت کالا یا خدمتی هم ارز،تسلیم می دارد.هر یک از طرفین مبادله امتیازی مییابد،جه به نظرش کالایی که دریافت داشته حائز ارزش مبادله ای بیشتری نسبت به آنچه تسلیم داشته،می باشد.در معنای مجازی نیز به هنگام بیان صوری از ارتباطات اتماعی بین انسان ها یا بحث از روابط متقابل بین افراد یا گروه ها،در سطح حیاط فکرییا عاطفی،باز سخن از مبادله به میان می آید.به طور کلی مبادله پایه و اساس زندگی در جامعه است،لذا با تکمیل روابط متقابلی که از طریق مبادله صورت می گیرد ،هر واحد یا هر جزء از حیاط اجتماعی از خدمات و کالاهائی که دیگران توان ارائه آنرا دارن،برخوردار می شود.

 

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : پیشرفت تحصیلی-فروش پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بطور کلی ،افرادآرزوها و اهداف شخصی روشنی برای خود دارند،هر کسی ممکن است به چیزهایی نیاز داشته باشد،اما این نیاز ها،اهداف مشترک نیستند،لذا خواسته و اهداف شخصی و منحصر به فرد افراد،انگیزه های خودخواهانه ای به آنان می دهد،و اگرچه فرهنگ نیز در این گرایش دارای نقش می باشد،در عین حال انگیزه ها در جهت دستیابی به کالاها،لذات و رضایت خواسته شده،سوق داده می شوند،در واقع افراد بر اساس خودخواهی به کنش می پردازند تا به لذت یا رضایت مطلوب خود برسند،لیکن هر کسی در ازای آنچه می گیرد چیزی باید بدهد،به عبارت دیگر اگر رضایت متقابل وجود نداشته باشد،هیچ تعامل اجتماعی صورت نخواهد گرفت. در این بده بستان همیشه دریافت پاداش متضمن هزینه(کوششی که صرف حصول رضایت و پاداش های بالقوه ای شده که در نتیجه یک انتخاب معین و کنار گذاشتن انتخاب های دیگر از دست رفته) است.بنابراین رفتار روزمره مردم پاسخی به خواسته و محاسبه فردی است و کنشگران در انتخاب های خود(در مقایسه میان پاداش ها و هزینه های کنش های بدیل)از آزادی زیادی برخوردارند.اما قوی ترین انگیزه یا پاداش مشترک در این تعامل،تأیید اجتماعیاست و به نظر می رسد مردم در زندگی روزمره در جستجوی مطلوب واقع شدن هستند و از آن در روابط اجتماعی خود لذت می برند،لذا اشخاصی را که دوست دارند و تأیید می کنند،ترجیح می دهند و از کسانی که منتقدشان هستند و آنها را خطاکار می پندارند می پرهیزند.با در نظر گرفتن تأیید اجتماعی به عنوان یک پاداش عمومی می توان پیش بینی کرد که میزان تأیید اجتماعی متقابل(نیاز به پذیرش اجتماعی) میان کسانی که آزادانه و به طور منظم با یکدیگر همکاری دارند بالاست.
در واقع اینکه برخی اشخاص دچار رفتار نابهنجار می شوند،اینگونه رفتار ناشی از تقویت کننده های ثانوی است.مثلاً ناکامی از ارضای نیازها موجب بروز رفتار پرخاشگرانه می شود،از این رو آرزوی دستیابی به امتیازات همنوائی با دیگران انگیزه رفتار نابهنجار است،چرا که بر اثر فقدان عدالت توزیعی،و عدم ارضای انتضار پاداش،نارضایتی و مخالفت با هنجارهای جامعه(هنجارشکنی و نابهنجاری) و سپس کجروی و انحرافات اجتماعی را بدنبال خواهد داشت.(مهدوی،24:1365-23)
نظریه محرومیت نسبی تد گار
تد گار می کوشد علل در هم شکستن خشونت آمیز نظم را در نظریات خود بیان کند و به این سئوال پاسخ می دهد که کدام شرایط اجتماعی بر حجم و شکل و در نتیجه پیامدهای خشونت تاثیر می گذارد.
وی نظریه خود را بر اساس این فرض مقدماتی ظاهرا بدیهی که نارضایتی علت اساسی ستیز خشونت آمیز است شروع می کند. این نارضایتی مفروض جهت انجام کنشهای خشونت آمیز نتیجه ایجاد محرومیت نسبی در افراد است و محرومیت نسبی به عقیده گار عبارت است از تفاوت درک شده بین انتظارهای ارزشی افراد (وسایل و شرایط زندگیی که افراد معتقدند به راستی حق آنهاست). و توانایی ارزشی آنها (وسایل و شرایطی که فکر می کنند استعداد بدست آوردن و نگهداری ان را دارند). به این ترتیب تواناییهای ارزشی اشاره به اموری دارند که عمدتا در محیط اجتماعی و فیزیکی باید آنها را یافت. آنها شرایطی هستند که شانس تصوری مردم را در زمینه تحصیل یا حفظ ارزشهای معین می کنند که افراد به نحو مشروعی انتظار بدست اوردن آنها را دارند و انتظارات ارزشی کالاها و شرایط زندگی است که مردم خود را بطور موجهی مستحق آن می بینند. محرومیت نسبی بر اساس مقایسه وضعیت فعلی فرد با گذشته، آرمانهای انتزاعی یا معیارهایی که توسط یک رهبر یا گروه مرجع طراحی شده است و ارجاع به گروه های دیگر شکل بگیرد.(دلیری،815:1382).
مارسل موس
به زعم او واقعه ی اجتماعی واقعیتی جامع است که با توجه به ماهیت پویا و فراگیر خویش در پیوند با ساختار کلی جامعه است. بر این اساس رفتارهای جمعی تماشاگران فوتبال را نیز باید انعکاس ساختار فرهنگی جامعه دانست. به نظر موس نمایش های اجتماعی به معنای روش های موجود جامعه در عرصه ی عمل و تفکر با خصوصیات ساختار اجتماعی مرتبط است.(عسکری خانقاه،109:1381).
نظریه بوردیو
بوردیو مفاهیمی چون عادات، سرمایه و ورزش را مورد بررسی قرار می دهد. عادات، ذهنیت اجتماعی مردم را شرح داده و سیستم طبقه بندی را که رفتارها، اعتقادات، سلائق و تکنیک های جسمانی مردم را به وجود می آورند معرفی می نماید. رفتارها و عادات، در برگیرنده ظرفیت بی حد و حصر در زمینه ایجاد تفکر، ادراک، حالات و رفتارهایی است که به تناسب در شرایط وموقعیت های اجتماعی و تاریخی ایجاد می شود.در مورد سرمایه می توان دریافت که افراد جامعه ظرفیت ها و انواع مختلفی دارند. سرمایه اقتصادی با ثروت مادی، سرمایه فرهنگی با منابع فرهنگی نظیر دانش هنری و آموزش مرتبط است.سرمایه اجتماعی نیز با چارچوب های اجتماعی در خانواده ها، دوستان، همکاران و سرمایه
سمبلیک با افتخارات پرستیژ و سایر ارزش ها مرتبط می باشد.ورزش بیشتر با واقعیت عینی اجتماع مرتبط است و شامل یکسری روابط تاریخی و عینی بین موقعیت ها در اشکال مختلف قدرت است. این واژه ها به یکدیگر وابسته هستند. عادات هر فرد باسرمایه وی عجین شده و به موقعیت ورزشی وی می افزاید. در نهایت حرکات و تمرینات فرهنگی او را تعیین خواهد کرد.عادات همان ذهنیت هستند اما از نوع اجتماعی آن . ورزش حالتی واقع گرایانه دارد که از روابط بین عوامل اجتماعی پدید می آید. از نظر بوردیو تمرین و ورزش به عنوان بازی در نظر گرفته می شود. عاملان اجتماع موقعیت های بازی را بر اساس انواع مختلف عادات و رسوم به کار می برند.(فتحی،158:1388-157).
بوردیو در مباحث خود به طبقه اجتماعی و ورزش نیز اشاره می کند. وی معتقد است عادات هرطبقه اجتماعی از طریق ورزش و سایر فعالیت های فرهنگی طبقه اجتماعی در باشگاه های ورزشی و انتخاب آنها از سوی ورزشکاران ظهور می یابد. به طوری که باشگاه های ورزشی انحصاری در به عضویت گرفتن اعضاء خود محدودیت هایی را در نظر می گیرند و افراد سطح بالا را با سطح بالای سرمایه در باشگاه های خاص می یابیم.ورزشکاران در هر طبقه اجتماعی هزینه بالایی برای ورزش می پردازند، از نظر اجتماعی با اعضاءخاصی در ارتباطند، از نظر فرهنگی به نوع لباس پوشیدن، زبان و رفتار خاصی اهمیت می دهند و از لحاظ سمبولیک نیز کسانی را که دارای عناوین قهرمانی هستند راحت تر به عضویت میپذیرند.
بوردیو معتقد است که علاوه بر سرمایه و طبقه اجتماعی، افراد با تفاوت های جسمی یا سمبولیک
نیز از یکدیگر مجزا می شوند.آنچه امروزه در انتخاب کنش های متفاوت از جمله رفتارهای ورزشی افراد جامعه اهمیت داردشیوه زندگی است که از رویکرد پیر بوردیو جامعه شناس فرانسوی گرفته شده و ناشی از منش است. منش ساختار ذهنی یا شناختی فرد است که از طریق آن با جهان برخورد می کند می یابد ( ریتزر، 721:1371). به نظر بوردیو مهم ترین عامل هایی که می توانند نحوه توزیع رفتارهای ورزشی در میان اقشارمتفاوت جامعه را توضیح دهند عبارتند از:
1. سرمایه اقتصادی شامل : درآمد پولی، سایر منابع مالی، دارایی ها و حقوق مالی
2.سرمایه فرهنگی شامل گرایشات و عادات دیرپایی که طی فرآیند جامعه پذیری حاصل می
شوند و هدف های فرهنگی ارزشمندی نظیر قابلیت های تحصیلی و مهارتی را به دنبال دارد.
3.وقت

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی : پردازش اطلاعات


دیدگاهتان را بنویسید