نام زمین و زندگی مختصر و گذرای انسانی است!
در اینجا نیز، ممکن است به وسیله صدایی جایگزین که از درون سنت‌مان بر میآید هدایت شویم. داستان خلقت، همانگونه که در کتاب پیدایش بیان شده، در واقع به نظر میرسد که انسان را به عنوان هدف نهایی خلقت میداند که در لحظهای دقیقاً قبل از اینکه خدا به سکون برسد و تکمیل جهان را جشن بگیرد، خلق شده است. نسخههای بعدی این داستان این نکته را حتی واضحتر بیان میکنند: آدم وحوا همانند میهمانانی هستند که در یک ضیافت شرکت می‌کنند و قبل از اینکه آنها برسند، همه چیز برایشان مهیا شدهاست. اما به نظر می‌رسد سایر بخش‌های کتاب مقدس این دیدگاه درباره جایگاه انسان در جهان را به چالش می‌کشد. این مصنف مزمور، نوعی همآوایی عظیم از موجودات خلقت را مورد توجه قرار میدهد که نوای ستایش خداوندشان را سر میدهند. انسانها فقط بخشی از این سمفونی ستایش هستند. در این سمفونی «پیران و جوانان، نوجوانان و دوشیزگان» در جایگاه خود به همراه «کوهها و تپهها، درختان میو و سپیدار، حیوانات وحشی و گلههای حیوانات اهلی، خزندگان و پرندگان» همگی به تسبیح و ستایش خداوند میپردازند. مزموری دیگر چشم انداز عظیمی از خلقت را توصیف میکند که هنگامی که خدا آسمانها را همانند ردایی از نور گستراند شروع میشود. در این جهان نورانی، هر مخلوقی جایگاه مخصوص خود را دریافت کرده است. در این جهان انسان و در کنار آن موجوداتی مثل لک‌لک، بزکوهی، خرگوش صحرایی، شیر و … هر کدام جایگاهی دارند. نویسنده این مزمور با اشاره به همه این موجودات میگوید: «ای خدا، چه اندازه خلقت تو شگرف و پیچیده است، تو تمام اینها را از روی خرد آفریدهای.»
در هیچ جای دیگر، این دیدگاه به اندازه بخش پایانی کتاب انجیل ایوب کامل بیان نشده است، این گواهی عظیم کتاب مقدس در خصوص مفهوم زندگی و عدالت الاهی. در این کتاب چالش مرتبط با خدا سرانجام پاسخ داده می‌شود و سخنان خدا که در آن ثبت شده است، از عالیترین مدارک دینی تمام زمانها هستند. اما پاسخی که به ایوب داده شده چیزی نیست که از خدا به عنوان یک هنرپیشه عادل در صفحه تاریخ انسانی دفاع کند. به ایوب هیچ دلیلی برای رنجهایش ارائه نشد و هیچ توضیحی در مورد مرگ فرزندانش یا مصیبتهای خودش داده نشده است؛ بلکه به وی بزرگی و عظمت جهان نشان داده شد، و موجودات عظیم و حیرت‌آوری که بسیار دورتر از دسترس انسان یا حتی فراتر از فهم وی هستند. برای وی مشخص میشود که جهانِ انسان بخشی محدود و بسیار کوچک از جهان لایتناهی است که آنقدر پهناور و عظیم است که در گستره ذهن موجودات فانی نمیگنجد. کسی که خدا را مورد عتاب و سرزنش قرار میدهد، با دیدن این موارد و درک کوچکی خود و جایگاهش در این جهان پهناور و با شکوه به تسلی و آرامش خاطر میرسد.

قسمت پ) وحی
15
وحی در سنت یهودی
ایمانوئل لویناس305
محتوا و ساختار آن
مسئله
به نظر من، سوال اساسی ما در این سخنرانیها کمتر به محتوای وحی مربوط است، بلکه راجع به آن واقعیت – متافیزیکی – است که وحی نامیده می‌شود. این حقیقت، همچنین اولین و مهمترین محتوایی است که در هر وحی نمایان میشود. از ابتدا، وحی موضوعی غیرعادی، خارق‌العاده و مرتبط با جهانی دیگر تصور میشده است. این مفهوم چگونه میتواند قابل اندیشیدن باشد؟ برای این کار از چه الگویی استفاده میکنیم؟ با گشودن چند کتاب، ناگهان وارد جهانی مثبت میشویم و به وسیله ثبات قدم و مداومت منجر به آشکار شدن تصورات، لذات و تفکرات، جهانی که فراتر از اندیشه است، استعارهها و علامات برای خواندن و علوم شده و واقعیتهایی که از مکانی میآیند – اما از کجا؟ – و طبق یک «گاه‌شماری» که تاریخ مقدس نامیده میشود، تاریخشان معین می‌شود. و همانند یهودیان در مقابل تاریخ مقدس میایستد، در حالی که این تاریخ به تداوم خود ادامه میدهد. این تاریخ برای مورخان است و تاریخی غیر دینی میباشد. چون تاریخ مقدس غرب مسیحی، به طور عمده، تاریخ قدیمی مردم امروزی است، که به‌رغم پراکندگی بین الملل – یا به‌رغم یک‌پارچگی ملل – هنوز یکپارچگی مرموز خود را حفظ کرده است، بی‌شک آن چیزی است که مقوم اصالت بنی‌اسرائیل و رابطه آن با وحی میشود: خوانش آن از کتاب مقدس، یا فراموش کردن آن، یا خاطرات یا ندامتهایی که از فعل فراموشی آن به جا مانده ‌است. این گذشته دور و دراز وحی، درمقابل تبدیل شدنش به افسانه، که باعث افول یا تعالی آن شده و تهدیدی برایش محسوب میشود، حضور شگفت‌انگیز کنونی یهودیت است. این اجتماع انسانی، اگر چه کوچک است و دایم آماج آزار و اذیتها قرار میگیرد و به وسیله بی‌تفاوتیها، فریبکاریها و ارتدادها تضعیف میشود، اما هنوز قادر است صرفنظر از تعصبات دینی، حیات سیاسی خود را بر اساس حقایق و حقوقی که از کتاب مقدس استنتاج کرده استوار نماید. و در واقع، فصل‌هایی از تاریخ مقدس در قالب تاریخ کفر بازتولید شده‌اند، رنجهایی که مشتاقانه تحمل میشد، یعنی مصائب قوم اسرائیل. برای بسیاری از یهودیان که مدتها است حکایتها و پیامهای کتب آسمانی را فراموش کردهاند یا حتی آنها را نیاموختهاند، علائم وحی – و صداهای خاموش وحی متعالی- به آسیبهای ناشی از رخدادهای زندگی تقلیل یافت. این مسئله مدتها بعد از تکمیل احکام کتب آسمانی و نگارش تلمود شکل گرفت. (تلمود شکل دیگری از وحی است که با کتب عهد عتیق که بین یهودیان و مسیحیان مشترک است فرق میکند.) از دید بسیاری از یهودیان، تاریخ مقدس و وحی که بخشی از آن است، به خاطراتی تقلیل یافته که در مورد سوزانده شدن افراد، محفظههای باروت و حتی بی‌حرمتیهای عمومی که از مجامع بین المللی می‌بینند و امتناع از مهاجرت آنها به سایر کشورها سخن به میان میآورند. این افراد وحی را به شکل آزار و اذیت تجربه میکنند!
اینها «وقایع تاریخ‌ساز»ی هستند که پل ریکور306 در برداشتهای خود از اظهارات امیل فاکنهایم307 در خصوص آنها صحبت کرده است. آیا آنها ما را به کتاب مقدس که فضای زندگی‌شان است، ارجاع نمی‌دهند؟ آیا ارجاع در خوانش مادی‌سازی308 نمی‌شود، قرائت باقی نمیماند و آیا این قرائت راهی برای زندگی نمیشود؟ آیا این مجلد می‌تواند به عنوان فضایی برای زندگی باشد؟ آیا بدین معنا است که بین‌اسرائیل مردمی اهل کتاب هستند، و رابطه آنها با وحی منحصر به ‌فرد است. سرزمین واقعی این قوم نیز بر اساس وحی مشخص میشود. احساس دلتنگی و غربت آنها برای این سرزمین بر اساس متون آن ها است. چنین نیست که وابستگی آنها به قطعه مخصوصی از زمین خاکی ناشی شود. مسلماً در این عرصه از زندگی و در این برهه زمانی است که تناقض تعالی کمتر نامتعارف است.
برای بسیاری از افراد و جوامع یهود، وحی مفهومی است که در مورد ارتباط بین زمین و آسمان سخن میگوید، نظیر همان معنای واضحی که در روایت کتاب مقدس به چشم میخورد. بسیاری از ذهنهای ممتاز که از بیابانهای بحرانهای دینی دوران ما به وسیله یافتن آب گوارای اظهارات مربوط به تجلی سینایی عبور کردهاند، وحی را پذیرفتهاند و سنت بی‌وقفهای که برگرفته از تاریخی شگرف است که وحی را تصدیق میکند اطمینان دارند. هم مردم و هم جوامع ارتدوکس که تردیدهای مدرنیته در آنها راه نیافته، حتی هنگامی که به صورت حرفهای در تب و تاب جهان صنعتی حضور مییابند، علی‌رغم سادگی این مسئله متافیزیکی، از نظر روحی موافق این فضیلت شریف اکثر رازهای اسرارآمیزِ مجاورت با خدا هستند. برا اساس معنای لغوی این واژه، مردم و جوامع خارج از تاریخ زندگی میکنند، جایی که نه رخدادها برای آنها اتفاق میافتد و نه رخدادهای قبلی به آنها ارتباطی داشتهاند. با این حال، این تصور صحیح است که برای یهودیان مدرن که در اکثریت هستند و سرنوشت معنوی غرب، با پیروزیها و بحرانهایش، تاثیری بر آنها ندارد، مشکل وحی به طور مداوم بروز میکند و تصورات جدیدی را می‌طلبد. ما چگونه «بیرونی‌بودن» مخصوص حقایق و علائم آشکارشده را که با ذهن آدمی، که به رغم «درونی‌بودن» مطابق با این جهان است و به دنبال دلیل میگردد، در تقابل است درک کنیم؟ این حقایق، که بخشی از جهان مادی نیستند، چگونه با عقل و منطق مواجه میشوند؟
در واقع، این سوالات به شدت برای ما مطرح میشود، و همچنین برای هر فردی که امروزه به این حقایق و علائم حساس است. اما در این عصر مدرن، چه کسی کم و بیش به وسیله اخبار مربوط به پایان دوران متافیزیک و پیروزی روانکاوی، جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی دچار مشکل میشود؛ آنها که زبان‌شناسی به آنها اهمیت این علائم بدون مدلول را آموخته است و آنها که، در پرتوی این نکته، با تمام زرق و برق های – یا سایه‌های – روشن‌فکری مواجه میشود و گاهی آرزو میکند که ای کاش در تشییع جنازه باشکوه خدای مرده حضور نداشت. بنابراین وضعیت هستی‌شناسانه یا روشِ وحی به طور اساسی برای افکار یهود نگران‌کننده است و به این مشکل باید قبل از هرگونه ارائه محتوای وحی پرداخته شود.
ساختار یک وحی: مطالبه تفسیر
به هر حال بایستی اولین بخش را به تشریح ساختاری اختصاص دهیم که به وسیله محتوای مکاشفه در دین یهود ارائه شده است. در حقیقت انعطاف‌پذیری خاص این ساختار مفهومی را پیشنهاد میکند که در آن متعالی بودن این پیام قابل درک باشد. همچنین، فکر میکنم که این توضیحات و تفاسیر مفید واقع شود، چون اشکال مکاشفه به نحوی که برای یهودیان پدیدار شده، برای افکار عمومی شناخته شده نیست. ریکور گزارش ارزشمندی در خصوص سازمان‌بندی کتب عهد عتیق که میان یهودیان و مسیحیان مشترک است، ارائه داده است. این کار مسلماً مرا برآن خواهد داشت که به ژانرهای ادبی متعدد کتاب مقدس رجوع کنم: متون پیامبرانه، روایت رخدادهای تاریخی، متون تجویزی و حکمتگونه، سرودهای روحانی و شکرگزاری. گفته میشود که هر ژانر نوعی عملکرد و قدرت مکاشفه‌آمیز دارد.
اما ممکن است در قرائت یهود از کتاب مقدس این‌گونه تفکیک‌ها با همان ثباتی که در دسته‌بندیهای شفاف ما دیده میشود، انجام نشود. درسهای تجویز شده برتر از تمام مطالبی است که در کتب پنجگانه عهد عتیق وجود دارد و در تورات – “تورات موسی” – دیده میشوند، برای آگاهی یهود در رابطهای که با خدا بنا می‌کنند، مزیتی بزرگ محسوب میشوند. آنها برای هر متنی ضرور هستند، چه در تصنیفهای دینی خاص که مربوط به رخدادها و نگارهها هستند، و نیز در فرمانها، به طور خاص در زبور (119: 19) که میگوید: «من ساکن موقت زمین هستم، احکامت را از من پنهان مساز.» متون حکمتی، پیشگویی‌کننده و تجویزی هستند. بنابراین دربین این ژانرها، توهمات و مراجعاتی که به وسیله چشم غیر مسلح قابل رویتند و در جهات مختلف منتشر می‌شود نیز وجود دارد.
توضیحی دیگر: برای فراتر رفتن از مفهوم سطحی

مطلب مرتبط :   عقل، ، وحی، حقایق، حضوری

دسته بندی : علمی