انسان‌ها هویت خویش را در حذف چیزی یا در برابر چیزی تعریف می‌کنند. (تاجیک، 1379: 65)
در این نوشته منظور ما از به کار بردن کلمه هویت آن‌شناختی است که مردم از خود دارند و به وسیله آن خود را از دیگران متمایز می‌کنند.
2- هویت ملی
هویت دارای سطوح متعددی است ، از جمله سطوح فردی و جمعی . به عبارتی هویت فردی و هویت جمعی که در این میان آنچه مطمح نظر ماست هویت ملی51 است که بالاترین سطح هویت جمعی است . هویت ملی بیشتر ناظر به درونی کردن هویت جمعی جامعه از سوی فرد است .فرد در طول جامعه پذیری ، هویت ملی را با تمام ابعادش درونی و آن را جزئی از شخصیت خویش می کند. از طریق درونی کردن هویت ملی است که فرد به تشابهات ملی خود با هموطنانش پی می برد و نوعی دلبستگی و تعهد به آنها و جامعه در خود احساس می کند، به تفاوتهای خود در مقام عنصری از جوامع دیگر آگاه می شود و این آگاهی از تفاوتها ، پیوند او را با جامعه خویش استحکام می بخشد .
هویت ملی نیز، مانند هویت، تعاریف مختلفی دارد. از نظر تامسون مفهوم اسامی در هویت ملی “احساس تعلق”52 به یک ” ملت ” است . در واقع ، مردم همواره می خواهند بخشی از ملت خودشان باشند و بدان وسیله شناسایی شوند . هویت ملی را می توان نوعی احساس تعلق به ملتی خاص دانست . ملتی که نمادها ، سنتها ، مکانهای مقدس ، آداب و رسوم ، قهرمانهای تاریخی و فرهنگ و سرزمین معین دارد. هویت ملی به معنای احساس تعلق و وفاداری به عناصر و نمادهای مشترک در اجتماع ملی (جامعه کل) و در میان مرز‌های تعریف شده سیاسی است. مهمترین عناصر و نمادهای ملی که سبب شناسایی و تمایز می‌شوند، عبارتند از: “سرزمین، دین و آئین، آداب و مناسک، تاریخ، زبان و ادبیات، مردم و دولت” (یوسفی، 1380: 17). به عقیده ی یوسفی در درون یک اجتماع ملی میزان تعلق و وفاداری اعضاء به هر یک از عناصر و نمادهای مذکور، شدت احساس هویت ملی آنها را مشخص می‌سازد. (همان)
یوسفی در جای دیگر این گونه می گوید: هویت ملی، همان احساس تعلق و تعهد نسبت به اجتماع ملی و نسبت به کل جامعه در نظر گرفته شده است، و می‌توان گفت هویت ملی به این معناست که افراد یک جامعه، نوعی منشأ مشترک را در خود احساس کنند .(یوسفی، 1379: 26 و 27) 
 مشابه تعاریف بالا از سوی گل محمدی ارائه می شودهویت ملی یعنی احساس تعلق به گروهی از انسانها ، به واسطه ی اشتراک داشتن در برخی عناصر فرهنگی و شبه فرهنگی .( احمد گل محمدی ،1381: 11)
در تعریفی دیگر: «هویت ملی، مجموعه‌ای از نشانه‌ها و آثار مادی، زیستی، فرهنگی و روانی، است که سبب تفاوت جوامع از یکدیگر می‌‌شود؛ و لذا، هویت ملی، اصلی‌ترین سنتز و حلقه‌ی‌ارتباطی بین هویت‌های خاص محلی و هویت‌های عام فراملی است» (حاجیانی، 1379: 197) ؛در تعبیری کامل‌تر هویت ملی، مجموعه‌ای از گرایش‌ها و نگرش‌های مثبت نسبت به عوامل، عناصر و الگوهای هویت‌بخش و یکپارچه کننده درسطح یک کشور به‌عنوان یک واحد سیاسی است . (همان)
به اعتقاد احمد اشرف این پدیده بجای مفهوم کاراکتر ملی از نیمه دوم قرن اخیر رواج یافته و از ساخته‌های علوم اجتماعی است .(اشرف، 1378: 522)
از نظر مکنزی هویت ملی یکی از چهار نوع هویت است که از قرن19 بر جای مانده است و در کنار سه نوع دیگر: هویت دینی، طبقه‌ای و نژادی، مشاهده می‌شود. برخی از تعاریف هویت ملی بر عناصر یکپارچه کننده واحد سیاسی مستقل تاکید دارند و آن را مجموعه‌ای از گرایشات و نگرش‌های مثبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویت بخش و یکپارچه کننده در سطح یک کشور به عنوان یک واحد سیاسی تعریف می‌کنند.(حاجیانی، 1379: 124) برخی دیگر به جنبه روانی آن تاکید دارند. عده‌ای نیز مشترکات ملی و دلبستگی بدان را عنصر اصلی تعریف هویت ملی دانسته‌اند و آنرا به عنوان مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و وابستگی‌ها و پیوندهای جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی، اجتماعی و قومی که زندگی انسانی را دربر می‌گیرد و عضو جامعه به آن می‌بالد و افتخار می‌کند، تعریف می‌کنند. (روح الامینی، 1379: 54)
استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران می‌نویسد: “اگر هویت ملی را نوعی احساس ملی بنامیم تعریف آن عبارت خواهد بود از وجود احساس مشترک یا وجدان دسته جمعی در میان عده‌ای از انسان‌ها که یک واحد سیاسی یا ملت را می‌سازند”.(مطهری، 1363).

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، معرفت، حقوق، معرفتشناسی

با توجه به انواع تعاریف درباره هویت ملی رزازی فر می‌گوید: “هویت ملی از نظر جامعه‌شناسی به مثابه نوعی احساس تعهد و تعلق عاطفی نسبت به مجموعه‌ای از مشترکات ملی جامعه است که موجب وحدت و انسجام می‌شود و دارای ابعاد مختلف خرده فرهنگ ملی، دینی جامعه‌ای و انسانی است و ویژگی اصلی آن قابلیت انعطاف اجزاء آن و بومی بودن ابعاد تشکیل دهنده آن می‌باشد” . (رزازی فر، 1379: 165) 
آنتونی اسمیت هویت ملی را بازتولید و بازتغییر پایدار ارزشها ، نمادها ، خاطرات ، افسانه ها و سنت ها می داند که عناصر تمایز بخش ملتها هستند . هویت ملی عبارت است از نوعی احساس تعلق فرهنگ محور، تمایز آفرین و تداوم بخش به یک ملت که دولت و گفتمانهای مسلط با بهره برداری از منابعی معین آن را بوجود آورده و حفظ و تعریف می کنند. در جایی دیگر اشاره سده که هویت ملی فرایند پاسخگویی آگاهانه ی یک ملت به پرسش های پیرامون خود ، گذشته، کیفیت ، زمان تعلق ، خاستگاه اصلی ، حوزه ی تمدنی ، جایگاه سیاسی ، اقتصادی فرهنگی و ارزشها از هویت تاریخی خود است. (حسین گودرزی ،1383: 95)
بهزاد دوران نیز هویت ملی را “هویت جامعه ای که بر تشابه منظم و معنی دار بین گروهی از افراد بنام ملت در چارچوب یک سرزمین و یک دولت ملی مشخص با ارزشها و اعتقادات دینی متمایز از ملت ها دیگر مبتنی است ” تعریف کرده است. ( بهزاد دوران ، 1385: 132)
با توجه به آنچه گفته شد هویت ملی یکی از مقوله های بسیار مهم و اساسی تلقی می شود به گونه ای که در سالهای اخیر ، هم در ادبیات سیاسی اجتماعی و حوزه های علمی و هم در سیاست گذاری های فرهنگی به صورت جدی در همه جوامع مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم هویت ملی بسیار وسیع و گسترده است و مطالعه دقیق و کاملآ آن نیازمند بررسی این مقوله از منظر های مختلف سیاسی ، فرهنگی ، جامعه شناختی ، روانشناختی و تاریخی می باشد . البته با توجه به موضوع پژوهش حاضر ، بررسی این مقوله و مقولات دیگر بیشتر از منظر سیاسی و جامعه شناسی سیاسی دنبال می گردد .
همان طور که پیشتر ذکر شد هویت ملی یکی از انواع هویت جمعی است . هویت جمعی را شیوه ی مشترک در نحوه ی تفکر ( ارزش ها ، اعتقادات ، هنجار ها ، نهاد ها ، رویکرد ها ) ، احساسات و تمایلات یک گروه که نوعی احساس تعهد و تکلیف نسبت به آن گروه را بر می انگیزد تعریف می شود . وجود و نتیجه ی هویت جمعی احساس پایبندی ، دلبستگی و تعهد به اجتماع و گروه است مقصود از پایندی اعتقاد و دلبستگی به هنجارها و ارزش ها ست و مقصود از تعهد نیز ، مشارکت در جهت توسعه و تثبیت ارزش ها و هنجارها در گروه مربوطه است. (افسر رزازی فر، 1379: 104) بنابراین دو عنصر عمده و مشترک هویت جمعی احساس تعلق و تعلق عاطفی است. هویت ملی در جهان امروز فراگیر ترین و در عین حال مشروع ترین سطح هویت جمعی است . ( محمد حیدری،345:1383 )
برخی در تعریف هویت ملی کاملأ به ملت سیاسی و در نتیجه به تعریف هویت ملی سیاسی توجه دارند . چنانچه می گویند هویت ملی مجموعه ای از گرایش ها و نگرش ها ی مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویت بخش و یک پارچه کننده در سطح یک کشور بعنوان یک واحد سیاسی دانست. (رسول نفیسی ، 1379 : 197) چون که معتقدند که هویت ملی یک پدیده سیاسی و اجتماعی جدید و ناشی از شکل گیری پدیده ای به نام ملت است .( هادی خانیکی ، 1383 : 8) در صورتی که هویت ملی هم مربوط به ملت فرهنگی تاریخی است و هم می تواند در سطح ملت به مفهوم سیاسی آن مطرح باشد که در صورت اخیر پدیده ای جدید خواهد بود .
پس حاصل آنکه هویت ملی یکی از مؤلفه های بنیادی شکل گیری و بقای جامعه ی ملی است که تزلزل ، تجربه و تضعیف آن موجب بی ثباتی اجتماعی می گردد . اما این پدیده به لحاظ کمیت و کیفیت عناصر هم از نظر تعاریف ارائه شده و هم به تناسب زمان و مکان اجتماعی نسبی است . نسبی بودن آن دلیل بر انکار و کم احمیت دانستن ان نیست ، بلکه لازم است در هر جامعه ی ملی مورد سنجش و ارز یابی و باز تولید قرار گیرد .
از دیدگاه احمد اشرف مفهوم تاریخی هویت ایرانی در نهضت‌های قومی، سیاسی و دینی دوران ساسانیان شکل گرفت و در دوران اسلامی با فراز و نشیب‌هایی پایدار ماند و در عصر صفوی تولدی دیگر یافت و در عصر جدید به صورت هویت ملی ایران متجلی شد. (اشرف،1378: 56) همان هویت ایرانی به علت موقعیت خاص جغرافیائی از سه حوزه تمدنی ایرانی، اسلامی و غربی تأثیرپذیرفته است. به گفته بروجردی استراتژی روشنفکران ایرانی استراتژی اختلاط و پیوند این سه گفتمان در اشکال گوناگون و شکل دادن به هویت ترکیبی بوده است. ولی تاکنون اغلب نویسندگان ایرانی در باز تولید و بازشناسی هویت ایرانی دارای نقاط ضعف عمده‌ای بودنده‌اند زیرا: اولاً اغلب ادیب بودند نه مورخ. لذا هر چند نوشته‌هایشان دارای نثر شیوا و ادیبانه است، ولی فاقد ضوابط علم تاریخ نگاری است. برای مثال فاقد زیر نویس است و مطالب ارائه شده مستند نیستند. ثانیاً با نگاه ایدئولوژیکی و عدم برخورد انتقادی با میراث فرهنگی جامعه نگریسته شده و اغلب با جریانات خاص سیاسی همراه بوده است. ثالثاً با تکیه بر زبان فارسی به عنوان رکن اصلی و تعیین کننده هویت همراه بوده و سایر عناصر نادیده گرفته شده است. برای مثال فخرالدین شادمان بر این باور بود که هویت ایرانی صرفاً براساس زبان شناخته می‌شود .(بروجردی، 1379: 73) 

مطلب مرتبط :   مشخّصه ها یا ابعاد مختلف شغلی

دسته بندی : علمی