نظریههای هویت (توسط محمدرضا تاجیک؛ 1379) وی تاریخچه این بحث را به دو دوره ذیل تقسیم کرده است:
1- رویکردهای مدرن، الف) نظریه جامعهشناسان همچون نظریه کنش متقابل نمادی که تأکیدشان بر اهمیت محیط برای شکلگیری خود است؛ از جمله این افراد بلومر، گافمن.
ب) نظریه هویت ادموند برک که بر تمایز و تنوع در هویت، سطوح مختلف هویت، یکپارچگی هویتها و نقش افراد در سازگاری هویتهای متفاوت و نیز نقش گفتگوی درونی برای ساخت هویت و نهایتاً برجستگی هویتهای در دسترس توجه کرده است.
ج) نظریههای روانشناسان اجتماعی: در این نوع نظریهها به تبیین نظری هویت در قالب ساختارها و فرآیندهای شناختی، و ساختها و فرآیندهای بازنمایی اجتماعی توجه شده است از جمله میتوان به نظریه هویت اجتماعی تاجفل اشاره کرد.
2- رویکرد پسا مدرن: از جمله نظریههای مهم در این حوزه، نظریه گفتمان است که بر «من فعال» و «تفاوتها» تمرکز دارد. همچنین رابطه دیالکتیکی ساخت و عامل در آن مهم و تحقیق در روایت18 روش اصلی آن است. سر منشأ گفتمان روایت، رویدادهای زندگی است. در این نظریه، به گویشهای روایت توجه زیادی معطوف میشود و براساس ساخت گفتمانی است که هویت به شیوههای خاص و از خلال روایت درست میشود. بنابراین پاسخ به جواب چیستی فرد، بسته به جایگاهی که در درون اعمال گفتمانی خود فرد و دیگران در دسترس قرار میگیرد؛ تغییر میکند افراد همچنان که گفتار تغییر میکند، به اقتضاء جایگاهشان در درون خطوط متغییر داستان، از یک شیوه به شیوه دیگری از تفکر درباره خودشان سوق پیدا میکنند. از آنجا که حتی درباره یک رویداد واحد داستانهای بیشماری وجود دارد، پس هریک از ما خودهای یکپارچه ممکن بسیاری دارد که فرد میتواند از میان آنها کنش عامرانه انجام دهد. در نظریه گفتمان؛ هویت مطمئن، کامل و واحد ، وهمی بیش نیست؛ زیرا انسان موضوع هویتهای گوناگون در زمانهای گوناگون است. خود در اینجا یگانه، ثابت و منحنی نیست، چرا که در عین یگانگی؛ ثابت، سیال و متغییر است و به عنوان یک واقعیت، وجودی مقید به زبان و روایت است. (تاجیک 1379 : 93-80)
حسین کچوئیان (1384) نیز طی مقالهای به بررسی و تقسیمبندی جامع نظریههای هویت پرداخته است و این مفهوم را در ذیل دو گفتمان کلی تحقیق کرده است. ایشان این نظریهها را به «نظریههای هویتی» (در مقام ارائه الگوها، مؤلفه و عناصر هویت در جوامع مختلف) و «نظریه هویت» که به بررسی معرفت شناختی و درک روش شناختی هویت میپردازد تقسیم کرده و بر آن است که نظریه هویت به معنای نظری آن در غرب طی چند گفتمان کلی قابل بررسی است؛ زیرا مفهوم هویت و نظریههای مرتبط با آن کاملاً تابع گفتمانهای عصری است.
1- گفتمان هویت ملی: این گفتمان حاکم بر مرحله تاریخی ورود به تجدد (پس از قرون وسطی) است. با فروپاشی کلیسا، ابهام در کیستی و چیستی انسان غربی را به همراه آورد؛ به دنبال طرح هویت ملی، حکومتهای سکولار غیر دینی به وجود آمد که مظهر آنها وفاداری به سرزمین خاص بود و در پی تأسیس بنیان مالی فلسفی و توجیههای سیاسی برای آن بودند که نظریههای هابز، ماکیاولی و منتسکیو از اهم آنها بوده و از اوایل قرن 18 میلادی در کانون نظریهپردازی سیاسی غرب قرار گرفتند. در مرحله دوم از این گفتمان به سبب تأسیس دولت جدید پس از انقلاب فرانسه؛ بروز تضاد میان استعمارگران و… منابع جدیدی برای شکل دهی به هویت مورد نیاز بود. منبع اول، نهضت رمانتیزم بود که به جای فرد عقلگرا و محاسبهگرا به جامعه و روح کلی آن توجه نمود. منبع دوّم، ناسیونالیسم است که تحت تأثیر نظریههای زیستشناسی عامل پیوند ملتها را خصایص زیستی و نژادی میدانند که طبیعی و غیر قابل تغییر است. این روایت نیز یک برداشت دیگر از نظریه کارکرد گرایی است که تا قرن 19 ادامه داشت.
2- گفتمان هویت:در گفتمان دوره دوّم که در اوایل قرن 20 پدید آمد، نظریه هویت ملی منسجم جای خود را به گفتمانهای هویت و هویتهای متفاوت و متکثر داد در این مرحله، هویت ملی افول یافت؛ چرا که در اثر جنگهای جهانی و… این نظریه دچار بحران شد. پس نیاز به تجدد حکم
میکرد به سمت شکستن ملت – دولت و اضمحلال ناسیونالیسم حرکت شود تا جایی که سیاست تکثر هویتی و میدان دادن به هویتهای متفاوت و غیر دولتی محوریت یافت؛ به گونهای که در نهایت «گفتمان هویت»، «گفتمان تفاوت» و «تکثر گرایی هویت» را بوجود آورد. در مجموع، از نظر کچوئیان نظریههای هویت تابع فضای کلی گفتمانی و اقتضائات دنیای غرب تحلیل شده و در آخر هویت ملی را به عنوان عنصری غیر کارآمد معرفی کردهاند (کچوئیان 1340: 54-35).
همچنین حسین بشیریه با تفکیک رویکردهای هویت در چارچوب متکثر و ثابت (بشریه، 15:1377) و نیک چهره محسنی در کتاب ادراک خود و حمید احمدی در کتاب «قدم گرایی از افسانه یا واقعیت» (1374) تقسیمبندیهایی از رویکردها و رهیافتهای ارائه کردهاند.و همچنین راجع به هویت سه دیدگاه عمده وجود دارد : جوهرگرایی – ساختارگرایی – نظریات گفتمانی .
در دیدگاه جوهرگرا یا ماهیت گرا ، هویت ها مثل جوهرها ثابت و متغیر هستند . در این دیدگاه هر هویت دارای دو چهره است ، چهره ای زیرین که ثابت و پایدار است و چهره ای زبرین که متغیر و سیال است . ساختارگرایان هویت را برساخته ای اجتماعی می دانند که از جایی نیامده است و انسان ها نیز آن را در جایی کشف نکرده اند ؛و لذا در نظر این گروه ، هویت ساخته و پرداخته ی گفتمان هایند . و لذا واقعیات اجتماعی در گفتمان ها زاده می شوند و شکل می گیرند، و چون گفتمان ها سیال هستند ، هویت ها هم می توانند سیال ، متغیر و دگرگون باشند و می توان گفت هر انسانی استعداد برخورداری از چند هویت را دارد .(محمدرضا تاجیک ،1379 :11)
بنابراین با توجه به نگرش های مختلف نسبت به مقوله ی هویت ساختار هویت انسانی هم شکل خاص خود را پیدا می کند . در نظر برخی از فلاسفه هویت انسانی دارای دو مؤلفه ی اساسی است یکی رابطه با دیگران و دیگری رابطه با خود . رابطه با دیگران از نوع رابطه ی گفتمانی است که در تعاملات زبانی به معنای گسترده ، شکل می گیرد و رابطه با خود در ارتباط با زندگی شخصی و سعادت فردی است. هر یک از این روابط با توجه به شرایط گوناگون اهمیت و اعتبار خود را دارند. (علی رضا بهشتی ،1379: 15)
در مجموع سه چارچوب نظری کلان در مورد ماهیت پدیده ی هویت ملی ، فرایند ظهور و چگونگی یا امکان و تحول آن وجود دارد . به عبارت دیگر ، هر نظریه سعی می کند سه مؤلفه چیستی هویت ملی ، ذکر عناصر آن و تداوم یا تحول آن را توضیح دهد . این سه نظریه عبارت است از : ازلی انگاری – مدرنیستی – نگاه راه میانه ی آنتونی اسمیت .خصوصیت ازلی انگاران اعتقاد به قدمت و طبیعی بودن ملت ها و به تبع آن هویت ملی است که خود به سه دسته تقسم می شود :
الف) طبیعت گرا که معتقدند هویت های ملی جزئی طبیعی از آدمیان اند . درست مانند سخن گفتن یا دیدن .
رویکرد زیست شناختی : به نظر ” فان دان برگ ” مدافع اصلی این رویکرد در ادبیات ناسیونالیسم قومیت ، نژاد و ملیت تسری اصطلاح قوم و خویش است و بنابراین می توان آن را صورت گسترده و تقویت شده ی این گزینش خویشاوندی دانست .
رویکرد فرهنگ محور : سومین شاخه ی ازلی انگاران ، کسانی اند که دارای نگرش فرهنگ محوری هستند و معتقدند به هویت ها تعلقات ازلی داده شده متقدم ، غیر مشتق و مقدم برهمه تجارب و تعلقات اند ، احساسات ازلی توصیف ناپذیر ، قدرت و اجبار آمیزند و اینکه هویت ها اساساً مسئله عاطفه و احساس است .(اوموت اوزکریملی ،1383)

مطلب مرتبط :   شرکت سهامی عام

در نگرش مدرنیستی وجه مشترک همه این مطالعات اعتقاد به نو بودن ملت ها و ناسیونالیسم است . مطابق این نگرش هر دوی این مفاهیم در دو سده اخیر یعنی سرآغاز انقلاب فرانسه ظهور کرده اند و ثمره ی فرایندهای مدرنی چون سرمایه داری ، صنعتی شدن ، ظهور دولت دیوان سالار ، شهرنشینی و جداانگاری دین از دنیا هستند .
و اما نگرش راه میانه آنتونی اسمیت (ریشه قومی و تاریخی ملت ها ) ، آنتونی اسمیت در کتاب خود تحت عنوان ناسیونالیسم ضمن نقد رویکرد های نظری فوق بر آن است که تعریف پیشنهادی وی دارای دو بخش است : بخش اول سازوکارهای تداوم بخش و دوم سازوکارهای تغییر . به نظر وی رویکرد تداوم و تغییر بر این اساس است که هویت های فرهنگی جمعی تا حدودی ثابت و ایستا هستند ، در حالی که ما در واقع با ساخت های طولانی و با قدمت سر و کار داریم . ولی اینها اصول یا کلیات ثابت و جاودانی نیستند بلکه هویت ها و اجتماعات فرهنگی نیز تا حدود زیادی تابع فرایند های تغییر و انحلال هستند ولی تغییر آن آهسته و در زمان طولانی بوده که در درون پارامترهای روشنی عمل می کند که فرهنگ و سنت های دیگر آن ملت اجازه آن تغییرات را می دهد . (آنتونی دی اسمیت ،1383) . بنابراین هویت ملی متضمن میزانی از ثبات و همانندی در طول زمان است که تغییر آن فقط در درون مرزبندی خاصی و به دور ازهر گونه تغییر ناگهانی و مخرب و بصورت بطئی می تواند اتفاق بیافتد.
علاوه بر آراء و رهیافتهایی که در خلال بررسی تقسیمبندیهای نظریات هویت ملاحظه شد. حجم انبوهی از نظریات به ویژه در دوران معاصر نیز وجود دارند که به سبب پرهیز از اطاله کلام به معرفی اجمالی آنها میپردازیم.
2-1- نظریههای معاصر
1-2-1- نظریه هویت اجتماعی ریچارد جنکینز: وی چارچوب نظری خود را از نظریه ساختمندی19 گیدنز، مید، گافمن بارث، بکر،20 برگر،21 لوکمن،22، کوهن، بوردیو23 اخذ کرده و معتقد است: هویت اجتماعی از هویت فردی جدا نیست. افراد بیگانه و متفاوت هستند، امّا خویشتن به طور کامل در اجتماع ساخته میشود؛ یعنی در فرآیندهای اجتماعی شدن اوّلیه و در فرآیند جاری تعامل اجتماعی است که در چارچوب آنها افراد در طول عمرشان خود و دیگران را تعریف و باز تعریف میکنند. خود در عمل و همزمان از تعریف خود (درونی) و در تعاریف خود که دیگران عرضه میکنند (برونی) حاصل میشود. (جنکینز، 35:1381) ایدههای جنکینز تحت تأثیر آموزههای مکتب کنش متقابل نمادین بوده است.
2-2- 1- نظریه آنتونی گیدنز: مسئله هویت را ذیل بحث شرایط تجدد مورد بررسی قرار داد. وی معتقد است: خود به منزله تصویری بازتابی24 از خویشتن است که خود مسئولیت آن را بر عهده دارد و ما حقیقت وجودی خود را میسازیم (همان: 112) و این ساخت تحتتأثیر انتخابهای ماست. ما همواره در حال بازپرسی از خود هستیم.25 ماهیت زندگی روزمره بطور مستمر تحتتأثیر وصلت بین عناصر محلی و جهانی تحول مییابد؛ به نحوی که فرد بایستی هویت خود را بطور مداوم و روزمره ایجاد نماد و در فعالیتهای بازتابی خویش مورد حفاظت

مطلب مرتبط :   هویت، گفتمان، گفتمانى، اجتماعى، لاکلاو

دسته بندی : علمی