ن کارگر است به عنوان کارگر در گفتمان مارکسیستى، و چون مسیحى است به عنوان مسیحى در گفتمان مسیحیت، و چون زن است به عنوان زن در گفتمان فمینیستى صورت‏بندى مى‏شود و این مسأله در صورتى که گفتمان‏ها متعارض باشند خود مى‏تواند منشأ بحران هویت تلقى گردد.
سوژه و موقعیت‏هاى سوژگى:47 لاکلاو و موفه همچون فوکو خصلت ما قبل گفتمانى سوژه را نفى مى‏کنند و نقش سازنده‏اى را که عقل گرایى و تجربه گرایى به افراد انسانى مى‏دهد نمى‏پذیرند. به نظر اینها سوژه عاقل، شفاف و خود آگاهى که منشأ روابط اجتماعى و سازنده نهادها و اشکال اجتماعى تلقى شود وجود ندارد؛ لذا در نفى سوژه خود مختار با نیچه، فروید و هایدگر همراهند. نظریه سوژه در لاکلا عمدتاً متأثر از آلتوسر است. آلتوسر نظریاتى را که سوژه را خالق و خود آگاه مى‏دانستند و منافع اقتصادى معینى را در سوژه‏ها مفروض مى‏گرفتند نمى‏پذیرفت. او براى تبیین سوژه از مفهوم موقعیت گذارى48 سخن مى‏گفت. افراد توسط کردارهاى ایدئولوژیک به عنوان سوژه موقعیت گذارى مى‏شوند. این ایدئولوژى است که جایگاه فرد در جامعه و موقعیت و هویت او را تعیین مى‏کند. لاکلاو ضمن پذیرش این که هویت سوژه‏ها از طریق اعمال گفتمانى ساخته مى‏شود نقدهایى نیز بر آلتوسر وارد مى‏کند. اولاً، لاکلاو معتقد است برخلاف تصور آلتوسر اعمال ایدئولوژیک حوزه نسبتاً خود مختار صورت‏بندى اجتماعى و متمایز از اعمال سیاسى و اقتصادى نیستند بلکه اعمال اجتماعى همگى گفتمانى‏اند؛ ثانیاً، تصور ساختارهاى اجتماعى از پیش موجود که اعمال ایدئولوژیک را تعیین مى‏کنند در نظریه گفتمانى قابل پذیرش نیست. اصولاً مفهوم ایدئولوژى که در مارکسیسم کاربرد وسیعى داشت در این نظریه رنگ مى‏بازد، زیرا این مفهوم ریشه در تمایز روبناى سیاسى و ایدئولوژیکى از زیربناى اقتصادى دارد، اما در این جا تمام قلمرو اجتماعى گفتمانى است و لذا مبناى تمایز زیر بنا و روبنا فرو مى‏ریزد.( 129 : 2002 ، laclau, E and Mouffe)
به هر حال لاکلاو و موفه سوژه را به موقعیت‏هاى سوژگى که گفتمان‏ها براى خود فراهم مى‏کنند تقلیل مى‏دهند و از این طریق مفهوم سوژه خود مختار با هویت و منافع ثابت را طرد مى‏نمایند. هر موقعیت سوژه‏اى از طریق روابط متمایز با موقعیت‏هاى سوژه‏اى دیگر ساخته مى‏شود. سوژه‏ها در درون ساختار گفتمانى به هویت شناخت از خود دست مى‏یابند و براساس آن دست به عمل مى‏زنند. همواره تکثرى از موقعیت‏ها و گفتمان‏ها وجود دارد که انسان در آنها مى‏تواند به هویت دست یابد. بنابراین هر فرد مى‏تواند موقعیت‏هاى سوژه‏اى مختلف داشته باشد.(قاسمی:همان) با این اوصاف میتوان با توجه به مدعای این نوشتار یعنی تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی در ایران و چارچوب نظری ارائه شده، در فصول بعدی به پاسخ سئوال اصلی پژوهش یعنی شدت و ضعف تأثیر این گفتمان بر هویت ملی پرداخت.
جمع بندی فصل
آنچه تا کنون به منظور تدوین مدل نظری این نوشتار انجام شده، مشتمل است بر کلیه نظریات موجود و معاصر هویت که برای رسیدن به مدل، نکات کلیدی هر کدام بازگو می شود. آنتونی دی اسمیت در اشکال پارادایم مدرنیسم به نکات هویت سازی چون عوامل اقتصادی و اجتماعی نوظهور همچون سرمایهداری صنعتی، نابرابری منطقهای، منازعه طبقاتی و تضاد مرکز پیرامون اشاره دارد و در شکل سیاسی هویت نیز از شکلگیری دولت مدرن و تقابلهای استعماری و امپریالیستی سخن به میان آورده است و در شکل ایدئولوژیک هویت را ناشی از ریشههای فرهنگی دانسته و ذیل اشکال اجتماعی – فرهنگی از عواملی چون مدرنیزاسیون، رشد آموزش همگانی و سواد و… نام برده است و همچنین وی در پارادایم نمادگرایی موقتی از عواملی نام برده است که در تداوم و استوار هویت نقش داشتهاند. از جمله خاطرات، احساسات، ارزش، اسطوره و نماد.
محمدرضا تاجیک نیز در رویکردهای کلاسیک هویت را ساخته و پرداخته تاریخ میداند و از ظرف مکان و زمان خاص سخن میگوید وی در رویکردهای جدید نظریه گفتمانی را طرح میکند در این نظریه هویتها در بستر گفتمان روان و متغییر شکل میگیرند و کردارهای گفتمانی، هویتهای خاص را حفظ یا رد مینمایند و یا آن را تولید و استحاله میکنند .
وی در بررسی جامع دیگر، تاریخچه، بحث هویت را به دو دوره تقسیم میکند در دوره اول رویکردهای مدرن جای دارد که از نظریه جامعهشناسان مکتب کنش متقابل نمادین سخن گفته است که در ادامه بیشتر به آن میپردازیم چرا که به قولی هرگاه بحث هویت پیش میآید، بایستی به ناچار به متفکرین و اندیشمندان مکتب کنش متقابل نمادین رجوع کرد (آزاد، 183:1382) و امّا در دوره بعدی رویکرد پسامدرن میباشد و در ذیل آن نظریه گفتمان اشاره دارد که در این پژوهش، هر دو نظریات در هر دو رویکرد مورد توجه واقع خواهد شد.
حسین کچوئیان نیز مفهوم هویت را در ذیل دو گفتمان کلی تحلیل کرده است. گفتمان هویت ملی و گفتمان هویت وی در گفتمان هویت ملی از بازگیری تجدد در عرصه اجتماع و تأثیرش بر روند هویت سازی نکاتی را ارائه نموده است. علاوه بر طرح نظریات موجود در باب هویت نظریات معاصر هم بررسی شده است از جمله آنها جنکینز است که از نقش اجتماع و البته خود در ساختار هویت مطالبی را ارائه داده است و گیدنز نیز تجدد را از عوامل مؤثر در تکوین هویت دانسته است. کاستلز روابط قدرت را مطرح میکند و معتقد است هویت اجتماعی همواره در بستر روابط قدرت صورت میگیرد. کوهن نیز اجتماعاتی را نام میبرد که در شکلگیری هویت مؤثر میباشند. از جمله خانوار، خویشاوندی، نوجوانی و نیز یک کشتزار. آلتوسر اشارهای به نقش روابط ترکیبی شیوههای فرهنگی در شکل دهی به هویت در جوامع معاصر دارد. فرد و تصمیمگیری او در ساخت هویت مورد توجه بارث بوده است.
در نظریه پساساختارگرایی موفی هویت را محصول روابط قدرت و تعامل با غیر بر حساب
میآورد و در یک برداشت کلی اوزکریملی معتقد است دو اندیشه را میتوان در تحلیل پست مدرنیستی دنبال کرد: 1- تولید و بازتولید هویتهای ملی از طریق فرهنگ عام و دیگری که توسط هومی بابا مطرح شده است نقش مردم است. در جریان تعریف هویتهای ملی رابرتسون در تکمیل این پازل هویت ساز، تکهی جهانی شدن را مطرح میکند و از نقش آن در جریان تکوین هویت مطالبی را میگوید.
به دلیل جامعیت نگرش و رهیافتهای مربوط به هویت مکتب کنش متقابل نمادین، مختصری از نظریات شخصیتهای اولیه این مکتب و بعد اندیشهها و تأملات معاصر این مکتب مورد توجه قرار میگیرد . مید به اجمال به عوامل محیطی و اجتماعی مؤثر بر تکوین و شکلگیری هویت میپردازد و کولی نیز معتقد است خود از رهگذر یک نوع و کنشها، پیوسته تاریخ بوجود میآید. استرایکر از جمله اندیشمندان معاصر این مکتب میباشد که همچون برک و لاولر سخن از نقش و جایگاه ساخت اجتماعی در شکلدهی به هویت میآورد. در نظریه هویت اجتماعی نیز تاجفل و ترنر از اجتماع و گروههای اجتماعی سخن رانده و بردر رابطه فرهنگ و هویت اجتماعی را لحاظ مینماید.
جنکینز میگوید خویشتن بطور کامل در اجتماع و در فرآیندهای اجتماعی شدن ساخته میشود و علاوه بر این به نقش نهادها، سازمانها، و زمان و مکان نیز توجه دارد.
هال نیز در شکلدهی به هویت قدرت سیاسی و ساختهای اجتماعی و روابط موجود و سازمان اجتماعی را نام میبرد. قدرت سیاسی و رسانه دو عنصر هویت ساز مدنظر دیجک است و امّا در نظریه مناسبت مندی اجتماعی هدف اصلی جی دان تأثیرگذاری متغیرهای کلانی چون قدرت، فرهنگ، تاریخ، ساختبندی اجتماعی و علاوه بر اینها خانواده ،مراکز بزرگ خرید، مدرسه، کلیسا، رسانههای گروهی و محل و… میباشد و همچنین وی از ناپایداری هویت در دوره مدرن نیز سخن به میان میآورد ناپایداریای که تحت تأثیر مصرف گرایی، سبک زندگی، مهاجرت، فنآوری ارتباطات، جنبشهای اجتماعی، تغییر آرایش طبقاتی، تغییر مرجعیت اقتدار و… میباشد و دعوی باتلر آن است که هویت در مناسبات گفتار و قدرت شکل میگیرد.
با استمداد از مباحث بلومر، جنکینز، دان و باتلر، متغییرهای اجتماعی و فرهنگی مهم بوده و البته در یک برداشت کلیتر از نظریات بلومر از ساختهای کلان، عواملی از متن جامعه و ساختارهای پهن دامنه میتوانند در تکوین و تکون خود جمعی حائز اهمیت باشند: ارتباطات، مبادلات اجتماعی، اعتقادات و علائق مذهبی، ستیزهای اجتماعی، تاریخ، قدرت سیاسی و نخبگان (حاجیانی، 213:1388).
مقصود از نکات اخیر، رسیدن به این نکته کلیدی است که هویت تأثیر پذیر می باشد و عواملی چند در این پروسه نقش ایفا می کنند . اگر در این فصل نظریات بسیاری مطرح شد نه برای زیاده گویی بلکه برای رسیدن به مجموعه عواملی است که بر هویت تأثیرگذار می باشد . مدلی که در ذیل مشاهده می شود ماحصل نظریات مطروحه می باشد . از میان منابع هویت ساز آنچه مدنظر ماست گفتمان ها و به عبارتی گفتمان انقلابها می باشد که بصورت مستقیم یا غیره مستقیم از میان نظرات استخراج شد .

مطلب مرتبط :  

شکل- عوامل هویت ساز (شاخص بندی عناصر هویت ساز)

همان طور که در مدل مشاهده میشود هویت تحت تأثیر سه محیط مرزی، ملی، فراملی قرار
میگیرد. با توجه به موضوع پژوهش حاضر سطح ملی و تأثیر اجتماع بر هویت اهمیت بسزایی دارد که در ذیل این عنوان عناصری مطرح شده است؛ از جمله نهاد دین و مذهب، نهادهای سیاسی و دولت، ایدئولوژی، نخبگان و روشنفکران، احزاب و گروهها، جنبشهای اجتماعی، نهادهای اقتصادی، اقوام، فرهنگ، طبقات و اقشار اجتماعی، جغرافیا، نهادهای اجتماعی، گفتمانهای موجود، سنت، انقلاب ها ، وسایل ارتباط جمعی و توسعه.
برای رسیدن به این مدعا که هویت ، متغیر و تأثیرپذیر است و عواملی چند بر پروژه هویت سازی نقش ایفا می کنند ؛ مدل کلی ای با توجه به نظریات موجود در باب هویت ملی ترسیم شد .

فصل سوم
چارچوب مفهومی و پیشینه تاریخی

مقدمه
وقتی سخن از ما پیش می‌آید بحث هویت مطرح می‌گردد. مرز ما از دیگران توسط خطوط ترسیم شده توسط هویت ما روشن می‌گردد. بررسی هویت ملی یکی از مباحثی است که از اهمیت تاریخی و جامعه‌شناختی فراوانی برخوردار است. اهمیت تاریخی آن به این جهت است که اولاً این پدیده در فرایند زمان در جامعه شکل گرفته و از رویدادها و تغییر و تحولات تاریخی تاثیر پذیرفته است. ثانیاً هر هویتی که امروزه در جامعه و میان گروه‌های اجتماعی مشاهده می‌شود، برگرفته از جریان‌های تاریخی ادوار مختلف است. از نظر جامعه‌شناختی هویت ملی به این لحاظ اهمیت دارد که یکی از عوامل مهم انسجام اجتماعی و وفاق ملی در هر

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی