، جغرافیایی ، سیاسی ، دینی ، فرهنگی ، ادبی که در این پژوهش از اهمیت خاصی برخوردار می باشند . لازم است در ابتدا تعریفی راجع به عناصر هویت ملی داشته باشیم . در برخی نوشته ها هویت ایرانی و هویت ملی جایگاه مشترکی داشته اند و همچون یکدیگر تعریف می شوند . نوشته های یاد شده در صفحات پیش مدعا را ثابت می کند و اما هویت اسلامی و یا هویت دینی که رکن دیگری از هویت جمعی ایرانیان را تشکیل می دهد . چرا که بنا به دلایل متعدد تاریخی مذهب ، تدین ، معنویت ، خداگرایی و وحدانیت جزئی از هویت ایرانیان محسوب می شوند . به سخن دیگر نهاد دین در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه ای دارد .( منصور نژاد ، 15:1385) در میان اکثر محققان و نویسندگان ایرانی که به موضوع هویت در ایران توجه داشته اند ، اشارات مستقیم و مؤکد و یا غیر مستقیم بر نقش و تأثیر غرب ، غربی شدن، تجدد، جهانی شدن یا جهانی کردن و مدرنیته در هویت ایرانی وجود داشته و عمدتاً پذیرفته اند که فرهنگ و هویت ایرانی در جریان تعاملات تاریخی ایران با کشورهای اروپایی تحت تأپیر قرار گرفته و لایه یا بعدی جدید به آن افزوده شده است . در واقع هویت غربی یا متجدد ابتدا در نقش دگر هویت سنتی قرار داشت اما به تدریج با ورود، تثبیت ، جذب و حضم در هویت ایرانی خود جزئی از هویت ایرانی شد .( حاجیانی،1388 )
در مرحله ی بعد به تعریفی اجمالی در خصوص ابعاد هویت ملی می پردازیم که هر کدام از این ابعاد ریز متغیرهایی را شامل می شوند که ذیل تعاریف ابعاد از آنها یاد خواهد شد :
بعد اجتماعی: منظور از این بعد ارتباط با کیفیت روابط اجتماعی فرد با نظام کلان اجتماعی است که در صورت تقویت روابط ، هویت جمعی فرد در سطح ملی شکل می گیرد و اصطلاحاً “مای ملی” تحقق می یابد.
بعد تاریخی: آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آن و احساس هویت تاریخی و هم تاریخ پنداری پیوند دهنده ی نسل های مختلف به یکدیگر که مانع جدا شدن یک نسل از تاریخش می شود .
بعد جغرافیایی: منظور نگرش به آب و خاک به این جهت که ما ساکن یک کشور و یک سرزمین معین هستیم و از جایگاه مشخصی در نظام هستی بر خورداریم .
بعد فرهنگی: مجموعه ذهنی و روانی مشترکه است که در گذشته تاریخی شکل می گرفته و طی فرآیند جامعه پذیری به نسل ها ی بعدی منتقل و نسل های نوین آن رابه عنوان میراث گذشته به ارث برده اند و فرهنگ علاوه بر بخش ذهنی دارای بخش عینی نیز هست که برخی از آن به عنوان تمدن نام می برند و بصورت میراث فرهنگی در اختیار یک جامعه قرار می گیرد.
بعد سیاسی: هویت سیاسی مهم ترین مؤلفه ی هویت ملی است . هویت ملی در بعد سیاسی یعنی افرادی که از لحاظ فیزیکی و قانونی عضو یک نظام و یا ساختار سیاسی هستند و در داخل مرزهای یک کشور زندگی می کنند و موضوع یا مخاطب قوانین آن کشور هستند و از لحاظ روانی هم خود را اعضای سیستم می دانند . (ابوالحسنی ، 1387)
بعد دینی: نیز اعتقاد به دین واحد و آیین های آن را شامل می شود که پایبندی به جوهر دین و ارزشهای آن و دلبستگی جمعی به آن و مشارکت و تمایل عملی به ظواهر و آیین های مذهبی و دینی ذیل این هویت شناخته می شود .( حاجیانی ، 1379)
حال نوبت به زیر مجموعه های این ابعاد می رسد . در بعد اجتماعی می توان از مواردی چون اعتماد کامل ، پذیرش مصالح و منابع جمعی بر فردی ،احساس تعلق خاطر و عضویت در جامعه ، ابراز رضایت عمومی از اوضاع موجود ، مشارکت در نظام تقسیم کار ، پایبندی به هنجارهای عام ، اعتقاد به ضرورت وحدت و همبستگی سیاسی و اجتماعی کل جامعه سیاسی ایران ، دفاع از یکپارچگی و همبستگی سیاسی ، جایگاه و نقش مردم در ارتباط با حکام در ساختار سیاسی و … نام برد و در بعد جغرافیایی هویت ملی نیز مواردی متصور است از جمله : تصور محدوده جغرافیایی ملت ایران و پذیرش سرزمین مشخص به عنوان کشور ، عدم تمایل به مهاجرت (مرجح دانستن زندگی در کشور خود نسبت به زندگی در سایر کشورها) ، دلبستگی و تعلق به سرزمین ایران ، آمادگی برای دفاع از سرزمین در زمان بروز خطر ، علاقه مندی به یکپارچگی سرزمین در آینده و …
در بعد دینی : پایبندی به جوهر دین و ارزشهای بنیادین دینی و فراگیر بودن این ارزشها ، دلبستگی جمعی به شعائر ، مناسک و نهادهای دینی ، مشارکت و تمایل عملی به ظواهر و آیین های مذهبی و دینی و… .

مطلب مرتبط :   مسلمانان، تفرقه، فرقه، جهاد، عبدالوهاب

بعد فرهنگی و ادبی نیز شامل آیین ها و سنن عام ، جشن ها و اعیاد و فرهنگ عامه ، ارزشهای سنتی ، لباس و طرز پوشش ، معماری بناها و مکان ها ، رسوم ، عرف، هنرهای ملی و بومی ادبیات علمی ، فلسفی و سیاسی و … به همراه شخصیتهای مربوط به آنها ، آثار منظوم ادبی و داستانی و شخصیتهای آنها ، ادبیات عامه ، ادبیات رایج ، موسیقی ملی و… می شود.
آنچه در بعد تاریخی جای می گیرد عبارت است از : آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی ، تعریف و تبیین دوره تاریخی ملت ایران ، اهتمام تاریخی ، احساس تعلق به دوره های تاریخی و… .
در نهایت زیر مجموعه و متغیرهای بعد سیاسی هویت ملی را می توان دانش سیاسی یا آگاهی از نحوه ی کار نظام سیاسی ، مشارکت و نظارت ، علاقه به ملت ، تمایل به فعالیت سیاسی ، پذیرش مشروعیت و کارامدی حکومت ، اعتماد و اطمینان به نظام سیاسی ، وفاداری به نهادهای سیاسی ، حمایت از سیستمهای کلان کشور ، اعتماد به ضرورت استقرار یک نظام سیاسی واحد بر کل جامعه ، دفاع از یکپارچگی و همبستگی سیاسی ، نوع ایدئولوژی سیاسی مناسب با نظام سیاسی مطلوب ، نوع ساختار قدرت مناسب برای کشور ، نگاه و نگرش نسبت به جایگاه و نقش حکام در جامعه ، جایگاه کشور در نظام بین الملل و دفاع از تصمیم گیری های سیاسی سیستم سیاسی کشور و … نام برد . (ابوالحسنی ،1387 )
2-2- هویت ملی ایرانیان در طول تاریخ
هویت‌ملی‌ما ایرانیان‌در ادوار تاریخی ، دستخوش‌تحولات‌و فراز و نشیب‌های‌فراوانی‌شده‌است‌. تحلیل‌این ‌تحولات‌می‌تواند دستمایه مطالعات‌تاریخی‌و سیاسی‌متعددی‌باشد.
بدون‌تردید مباحث‌فراوانی‌درباره‌هویت‌ملی‌از منظر تاریخی‌وجود دارد که‌بسیار ارزشمند و در عین‌حال‌طرح‌آنها ضروری ‌است‌. اینکه‌هویت‌ملی‌ما ایرانیان‌در مقاطع‌مختلف‌تاریخی‌شامل‌: عهد باستان‌، دوره ‌ورود اسلام‌به‌ایران‌و دوران‌معاصر چه‌مسیری‌را طی‌کرده‌و در هر مرحله‌دستخوش‌چه‌تغییر و تحولاتی‌شده‌است‌.
در این فصل می‌کوشیم‌تا هویت‌ملی‌از منظر تاریخی‌کالبد شکافی‌شود و سیر تحولات‌آن‌مورد بررسی‌قرار گیرد.بازکاوی مساله هویت، ما را به آغازه های تاریخ انسان بازمی گرداند. از دیرباز، انسان ها به دنبال تعریف و شناسایی خویش، قبیله، قوم و ملیت و نیز کشف تمایزات خود از دیگران بوده اند. مفهوم هویت، درحقیقت، پاسخی به سوال «چه کسی بودن» و «چگونه شناسایی شدن» است. پاسخ به این سوالات است که هرکدام از انسان ها را از همنوع او و ارزش های وی را از ارزش های دیگران متمایز می کند، همچنین تعلق فرد را به یک گروه خاص نشان می دهد و نیز هویت جمعی او را تعریف کرده و نشان می دهد او کیست و به چه جامعه ای و ارزش هایی تعلق دارد. مفهوم هویت و تفسیر ارائه شده از آن، همواره هماهنگ با تحولات سیاسی ــ اجتماعی جوامع بشری، در معرض تغییر بوده است. انسان ها در طول تاریخ در کنار هویت فردی، دارای هویت جمعی نیز بوده اند که آنها را به جمع بزرگتری پیوند می داده است. این هویت جمعی با شکل سیاسی زندگی انسان، همساز بود. زمانی که انسان ها در قالب قبیله ای زندگی می کردند، هویت جمعی شان را در پیوند با قبیله و ارزش های آن می دیدند. تحول زندگی قبیله ای به واحدهای سیاسی جدید، مفهوم هویت جمعی انسان ها را نیز متحول کرد. با شکل گیری امپراتوری ها، مفهوم جدیدی از هویت جمعی شکل گرفت که هویت های فردی و قبیله ای تا حد زیادی در درون آن حل شدند.
تاریخ سه هزارساله ایران، آکنده از حوادث و رویدادهای متنوعی است که نشان می دهند مردم این سرزمین همواره برای ماندن مبارزه کرده اند. ایرانیان در طول تاریخ حیات خود، به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی سرزمین ایران و قرارگرفتن در میان اقوام و ملیت های گوناگون، همواره در یک دادوستد فرهنگی با دیگران به سر  برده اند. همین امر، سبب شده است فرهنگ ایرانی، به صورت آمیزه ای از فرهنگ های مختلف بشری درآید. هرکدام از این فرهنگ ها با برجای گذاشتن رسوباتی بر فرهنگ ایران، بی آنکه در اساس ملیت ایرانی گسست ایجاد کنند، به آن پویایی بخشیده اند. به گفته هگل، ایرانیان، نخستین قوم تاریخی  هستند که به تاریخ جهانی تعلق دارند؛ زیرا نخستین امپراتوری جهانی را برپا کرده اند. ( ندوشن ،233:1376 )
ملت بزرگ و تمدن ساز و کهن ایران، که یکی از اقوام ریشه دار در پهنه تاریخ جهان محسوب می شود، از تمدنی دیرپای برخوردار است. در نتیجه، ملتی با این پیشینه ی کهن نمی تواند نسبت به تاریخ خود بی تفاوت باشد؛ همچنان که قراین بسیاری نیز گویای آن است که مردم ایران هیچ گاه نسبت به تاریخ خود بی اعتنا نبوده است، به گونه ای که به جرأت می توان گفت: یکی از عوامل مهم حفظ هویت و استقلال و آزاداندیشی ملت ایران، به رغم حوادث سهمگینی که بر این مرز و بوم گذشته، همان ذهنیت تاریخی مردمان این سرزمین بوده است. در عین حال، بازشناسی هویت تاریخی ملت ایران، که از تاریخی کهن برخوردار است، کار درخوری است که پژوهش ها و کاوش های فراوانی می طلبد تا هویت تاریخی این مرز و بوم هر چه بیشتر شفاف تر گردد.( محمد دشتی، 1382 :74)
اندیشمندان و مورخان، برای ایرانیان هویت های تاریخی زیادی در طول تاریخ پرفراز و فرود ایرانی قائلندکه به برخی از آنها اشاره می شود:
1-هویت ایرانی؛ در دوران ساسانیان؛
2- هویت ایرانی اسلامی و یا هویت تاریخی – فرهنگی ایرانی از قرن های دوم تا پنجم؛
3- هویت ایلی تباری و هویت دینی و مذهبی از قرن 6 تا 13 هجری؛
4- هویت جدید ایرانی، ایرانیت جدید در دوره ی قاجار و پهلوی.( محمدعلی اکبری، 1385 :42 )
علاوه بر تقسیم بندی بالا می توان به موارد دیگری اشاره داشت در این تقسیم بندی تاریخ‌هویت‌ملی‌در‌پنج‌دوره‌عنوان شده که‌عبارت‌اند از:
1- بدو ورود اسلام‌به‌ایران‌تا آغاز صفویه‌
2- سلسله‌صفویه‌(از پیدایش‌صفویه‌تا مشروطه‌)
3- مقطع‌مشروطیت‌(از پیروزی‌انقلاب‌مشروطه‌تا ظهور سلسله‌پهلوی‌)
4- دوران‌پهلوی‌(شامل‌تاسیس‌سلسله‌پهلوی‌، اشغال‌ایران‌و کودتای‌مرداد 1332)
5- مقطع‌انقلاب‌اسلامی‌(دهه‌اول‌انقلاب‌تا پایان‌جنگ‌تحمیلی‌، از پایان‌جنگ‌تحمیلی ‌تا به‌امروز( خلیلی : 1379)
تقسیم بندی مشابه

مطلب مرتبط :   هرمس، اثبات، نماز، تأویل، 3-2-5-

دسته بندی : علمی