اعتقاد به تعدد منابع دارند، اما اصالت و اهمیت و اولویت واقعی را به یک لایه یا عناصر میدهند. مانند: مرتضی مطهری، رسول جعفریان، دکتر حسین کچوییان، مهدی بازرگان، داوری اردکانی و… این دسته از نویسندگان به فراخور مبانی معرفتی، ایدئولوژیک و سیاسی خود، لایه اصلی هویت ایرانی را اسلام. ایران باستان (یا ملیت)، قومیت خاص، شیعه و… معرفی کرده، آن را ذات هویت ایرانی دانسته و سایر منابع رافرع بر آن دانستهاند .(داوری اردکانی، 83:1383) البته در این تقسیمبندی دو نوع نگاه واقعبینانه و آرمان خواهانه قابل تفکیک است به عبارتی، بعضی بر آناند که عناصر هویت ایرانی در شرایط کنونی تلفیق شده و هماهنگاند. مانند آزاد ارمکی و پاره دیگر امیدوارند یا سعی دارند نشان دهند که هویت ایرانی میتواند از عهده تلفیق و سازگاری میان عناصر سازنده خود برآید، امّا در شرایط کنونی اغتشاش و بحران مابین آنها وجود دارد.
آنچه گفته شد رسیدن به یک جمع بندی در باب عناصر هویت ملی بود .که تأثیر انقلاب اسلامی بر عناصر را در قسم سوم این بخش در آیینه گفتمان های بعد از انقلاب خواهیم داشت .
2- تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر ابعاد هویت ملی
واما در این بخش توجه به ابعاد هویت ملی و به مراتب تأثیر انقلاب اسلامی مورد نظر می باشد. سخن از ابعاد و نظرات اندیشمندان معاصر راجع به آن در فصول پیش مورد توجه قرار گرفت . حال برای بررسی این تأثیر نگاهی دوباره خواهیم داشت بر ویژگی‌های کلّی گفتمان انقلاب اسلامی :
1ــ توحیدمحوری و تسرّی امر قدسی در زوایای مختلف حیات بشری؛
2ــ تشکل نظام معرفتی از نظرگاه جهان‌بینی اسلامی؛
3ــ ابتنای سیاست بر دین و تعیّن معرفت دینی در حیات سیاسی، اجتماعی؛
4ــ تفوّق «دانش شریعت‌اندیش» بر «دانش طبیعت‌اندیش»؛
5ــ محوریت نظریۀ ولایت فقیه در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی؛
6ــ غیریت‌سازی و معین کردن مرزهای هویت دینی گفتمان انقلاب با سکولاریسم و اندیشه‌های انسان‌مدارانۀ غربی؛ به عبارتی قوام یافتن هویت ایرانی، اسلامی در تقابل با هویت مدرنیستی؛
7ــ تعریف نوینی از انسان منطبق بر جهان‌بینی توحیدی. (همان)
البته علاوه بر ویژگی های کلی بالا ، ویژگی های خردتر و در عین حال با اهمیت نیز مشهود است ؛ عناصری نظیر جمهوریت ، مردم سالاری دینی ، قانون مداری ، روحانیت ، عدالت طلبی و برابری جویی ، نفی غرب گرایی و تلاش برای دستیابی به استقلال و به عبارتی خود اتکایی ، بازگشت به خویشتن و اصالت دادن به سنن بومی ، آرمان شهادت طلبی و ایثار ، آزادی خواهی مبارزه با استبداد و استعمار ، رسیدگی به مستضعفین، علم گرایی و پیشرفت و … که حول دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی ، ولایت فقیه جمع شده و با هم زنجیره هم ارزی را بوجود می آورند.
لاکلاو و موفه ذیل عنوان گفتمان از مجموعه ای از کدها ، اشیاء ، افراد و … سخن به میان آورده اند که پیرامون یک دال کلیدی شکل می گرفتند . بطوری که هر گفتمان اجتماع را تحت تأثیر قرارداده و به همه چیز در چارچوبی از نظام معانی ، مفهومی خاص می بخشد . با این اوصاف هویت ها در اجتماع تحت تأثیر بوده و به عبارتی واضح توسط گفتمان ها ایجاد می شوند. هر چه پیش می رویم به فرضیه پژوهش نزدیک می شویم . تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی چگونه بوده است . همانطور که از نظریات اندیشمندان بعد از انقلاب بر آمد ؛ عناصر هویت ملی عبارتند از هویت دینی ، هویت ایرانی و هویت متجدد . و همچنین با توجه به نظرات مطروحه در باب ابعاد هویت ملی که تقریباً در میان عناصر آن نیز مشترک می باشد میتوان مواردی چون : بعد ، دینی ، اجتماعی ، بعد تاریخی ، جغرافیایی ، فرهنگی و سیاسی را نام برد . آنچه به عنوان مقصد ما مطرح است بیان تأثیر انقلاب اسلامی ایران و تأثر ابعاد هویت ملی میباشد . نیاز است در اینجا به تعریفی اجمالی از این ابعاد پرداخته شود . و بعد از آن به تأثیرات و نتایج آنها خواهیم پرداخت .
بعد اجتماعی: منظور از این بعد ارتباط با کیفیت روابط اجتماعی فرد با نظام کلان اجتماعی است که در صورت تقویت روابط ، هویت جمعی فرد در سطح ملی شکل می گیرد و اصطلاحاً “مای ملی” تحقق می یابد.
بعد تاریخی: آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آن و احساس هویت تاریخی و هم تاریخ پنداری پیوند دهنده ی نسل های مختلف به یکدیگر که مانع جدا شدن یک نسل از تاریخش می شود .
بعد جغرافیایی: منظور نگرش به آب و خاک به این جهت که ما ساکن یک کشور و یک سرزمین معین هستیم و از جایگاه مشخصی در نظام هستی بر خورداریم .
بعد فرهنگی: مجموعه ذهنی و روانی مشترکه است که در گذشته تاریخی شکل می گرفته و طی فرآیند جامعه پذیری به نسل ها ی بعدی منتقل و نسل های نوین آن رابه عنوان میراث گذشته به ارث برده اند و فرهنگ علاوه بر بخش ذهنی دارای بخش عینی نیز هست که برخی از آن به عنوان تمدن نام می برند و بصورت میراث فرهنگی در اختیار یک جامعه قرار می گیرد.
بعد سیاسی: هویت سیاسی مهم ترین مؤلفه ی هویت ملی است . هویت ملی در بعد سیاسی یعنی افرادی که از لحاظ فیزیکی و قانونی عضو یک نظام و یا ساختار سیاسی هستند و در داخل مرزهای یک کشور زندگی می کنند و موضوع یا مخاطب قوانین آن کشور هستند و از لحاظ روانی هم خود را اعضای سیستم می دانند . (ابوالحسنی ، 1387)
بعد دینی: نیز اعتقاد به دین واحد و آیین های آن را شامل می شود که پایبندی به جوهر دین و ارزشهای آن و دلبستگی جمعی به آن و مشارکت و تمایل عملی به ظواهر و آیین های مذهبی و دینی ذیل این هویت شناخته می شود .( حاجیانی :1379)
1-2- بعد اجتماعی
انقلاب اسلامی ایران در بعد اجتماعی هویت ملی تأثیرات بسیاری را بر جای گذاشته است. که بعد از بیان این تأثیرات سعی شده است یک مورد را به تفصیل و به صورت مصداق مطرح نماییم.
در بعد اجتماعی می توان از مواردی چون : توجه به جایگاه و نقش مردم در جامعه و نقش ایشان در ارتباط با حکام در ساختار سیاسی و به عبارتی مردم سالاری دینی که نمود بارز این امر در بحث انتخابات که خود نشانگر اهمیت انتخاب و نظر مردم برای مسئولین می باشد . ایجاد اعتماد کامل بین اعضای جامعه ، امنیت اجتماعی و قضایی و برقراری حقوق مساوی برای مردم ، ایجاد روحیه وحدت و برادری، فرهنگ پذیرش مصالح و منابع جمعی بر فردی ، افزایش احساس تعلق خاطر و عضویت در جامعه ، ابراز رضایت عمومی از اوضاع موجود ، مشارکت در نظام تقسیم کار ، پایبندی به هنجارهای عام ، اعتقاد به ضرورت وحدت و همبستگی سیاسی و اجتماعی کل جامعه سیاسی ایران ، دفاع از یکپارچگی و همبستگی سیاسی و … نام برد . .
1-1-2- توجه به جایگاه و نقش مردم
از بین ریز ابعاد نام برده ، توجه به نقش وجایگاه مردم ، به عبارتی همان بعد جمهوریت انقلاب که مهم تر و جامع تر از موارد دیگر می باشد را مورد توجه قرار می دهیم . همان طور که میدانیم حکومت ما از دو رکن و پایه اصلی تشکیل یافته است: پایه اسلامی و پایه جمهوری و یکی از هنرهای بزرگ و اعجاب انگیز امام و انقلاب اسلامی و قانون اساسی ایران، تلفیق و ترکیب اسلامیت نظام با جمهوریت آن می باشد. در عین وفاداری به اسلام، نقش مردم نیز حفظ شده است. در اینجا به بررسی رکن دوم حکومت یعنی جمهوریت و به تبع آن به انتخابات و حضور مردم در این امر مهم خواهیم پرداخت. امام خمینی (ره) از همان ابتدا به نقش و جایگاه مردم توجه بسیار و همچنین اعتماد خاصی داشتند. به نقل از شهید مطهری :”آمن بقوله، در میان همه رفقا و دوستانیکه سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد . بایشان نصیحت میکنند که آقا کمی یواشتر ، مردم دارند سرد میشوند ، مردم دارند از پای در میآیند ، میگوید نه مردم اینجور نیستند که شما میگوئید . من مردم را بهتر میشناسم .و ما همگی میبینیم که روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشکار میشود.”(محمدی ، 1378 )
البته نباید فراموش کرد که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مردم نقشی در تعیین زندگی خود نداشتند . رژیم پهلوی چه در قانون و چه در عمل نقش قابل توجه و موثری برای مردم در نظر نگرفته بود و آرا و نظرات مردم برای آنها ارزشی نداشت . اصولاٌ در رژیم های سلطنتی، مردم نقش و جایگاه موثری در ساختار حکومتی و تعیین مقامات بلندپایه کشور و نیز تصمیم گیریهای مهم و کلان حکومت ندارند. در همین رابطه «آنتونی پارسونز» آخرین سفیر انگلیس در رژیم پهلوی در خاطرات خود می نویسد: «رژیم پهلوی بر دو بنیاد اصلی قدرت استوار بود که عبارت بودند از ارتش و ساواک» این اعتراف سفیر انگلیس به عنوان کشوری که حامی رژیم پهلوی بود، به خوبی نشانگر این است که مردم جایگاه و نقش موثری در رژیم پهلوی نداشتند و رژیم، اتکا به مردم نداشت. اما به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به این سیاست و بینش پایان داده شد. این دستاورد بزرگ انقلاب موجب گردید مردم نقش اصلی و تعیین کننده ای در مهمترین ساختارهای حکومتی، وضع قوانین و همه پرسیها و نیز اداره کشور داشته باشند . حضرت امام خمینی(ره) چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن همواره تأکید بر نقش مردم داشته و حقیقتاً برای آن ارزش و اهمیت قائل بودند. در طول دوران مبارزه و بعد از پیروزی انقلاب، مخاطب و همراه اصلی امام توده مردم بودند . امام ، مردم را ولی نعمت مسئولان کشور معرفی کرده و همه مقامات مملکتی را به خدمت به آنها دعوت و سفارش می کردند.

مطلب مرتبط :   زنان، شاه، شوهر، آن‌ها، دختران
دسته بندی : علمی