جامعه تلقی می‌شود. هر اندازه یک ملت از هویت محکمتر و منسجم‌تری برخوردار باشد، به همان اندازه در تحکیم پایه‌های همبستگی و وفاق اجتماعی موفق‌تر خواهد بود.
1- هویت
هویت واژه ای است عربی که در زبان فارسی به جای واژه انگلیسی49 بکار می رود . هویت یا الهویه کلمه‌ای عربی است. این کلمه از “هو” به معنی او که ضمیر غایب مفرد مذکر است، می‌آید و از آن لفظ هوهو یا الهوهو را ساخته‌اند که اسم مرکب است و معرفه به ال. معنی لغوی آن اتحاد به ذات یا انطباق به ذات است. اتحاد به ذات به معنی اتصاف و شناخته شدن و یکی شدن موصوف با صفات اصل و جوهری مورد نظر است. وقتی از هویت پدیده‌ای سخن به میان می‌آید، باید آن سخن طوری باشد که نشان دهد پدیده مزبور به راستی گویای هیئت و ماهیت وجودی آن است، در غیر این صورت فاقد معنای ماهوی آن خواهد بود (الطائی، 1378: 96).
البته در کتابهای لغت نیز برای مفهوم هویت معناهای زیادی ذکر می کنند که از جمله آنها
می توان به موارد زیر اشاره کرد: محمد معین در فرهنگ فارسی ، تحت عنوان “هویت ” ، معانی ای مانند ” ذات باریتعالی ” ، ( هستی و وجود ) و ( آنچه موجب شناسایی فرد می شود ) را آورده است . در بخش دیگری از این فرهنگ ، لغت ” هویت ” در ارتباط با مفهوم ” ماهیت ” بیان شده است .(محمد معین،1371: ذیل واژه هویت ) و در جایی دیگر نیز هویت حقیقت شی ء یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد، ذات ، شخصیت و… آمده است( عمید ، 1265: 9).
در لغت نامه دهخدا، هویت به معنای تشخص دانسته شده است و مؤلف تصریح می کند که همین معنی در میان حکیمان و متکلمان مشهور است. ( دهخدا ، 1381 ،ج 14: ذیل واژه هویت) برخی از اندیشمندان هویت را با تاکید بر “وجه تشخص” تعریف کرده‌اند نظیر آنچه که شیخاوندی ارائه نموده است: “هویت مبین مجموعه خصایصی است که امکان تعریف صریح یک شیء یا یک شخص را فراهم می‌آورد” (شیخاوندی ، 1380). لازم است ذکر شود که معانی اصطلاحی خاصی که صاحبنظران تعلیم و تربیت ، روان شناسی ، جامعه شناسی و… برای این واژه آورده اند تا حدود زیادی با معانی لغوی آن همخوانی دارد.
هویت فرایند پاسخگویی آگاهانه هر فرد به یک دسته سؤالات در مورد خودش می‌باشد؛ از گذشته‌اش که او چه کسی است، کجا بود، چه بود، چه هست و به چه قبیله، نژاد یا ملت تعلق دارد، منشا ابتدایی و اصلی‌اش کجاست و در تمدن جهان چه نقشی داشته است (باوند، 1377: 13). برخی هویت را معناداری جامعه دانسته‌اند، یعنی جامعه معنایی برای خودش قائل باشد و در چارچوب آن عمل کند و درصورت از دست دادن این معنا یا به هر دلیل گسستگی در معناداری با بحران هویت مواجه خواهد شد (رجایی، 1373: 62). هویت آن بخشی از عناصر اصلی شخصیت انسان است که به دنبال عینیت پیدا کردن آن ، فرد قادر می شود که موضع خود را در برخورد با جهان، دیگران و خویشتن به صورت شایسته مشخص نماید.
بیگمان پیشینهی مساله هویت به آغاز تاریخ انسان باز می گردد. از دیر باز، انسانها بدنبال تعریف و شناسایی خویش ، قبیله ، قوم و ملیت و نیز کشف تمایزات خود از دیگران بوده اند.
هویت واژه های ” مبهم و مجادله بر انگیز “50 است که بنا به چارچوبهای روش شناختی متفاوت در حوزه های علوم اجتماعی و انسانی ، هر یک از صاحب نظران از منظری متفاوت به آن نگریستند.
در واقع هویت یک کاربرد دو گانه دارد . از سویی مبتنی بر شباهت است و از سویی بر
تفاوت ها تأکید دارد . یعنی به طور همزمان میان افراد دو نسبت محتمل بر قرار می کند ، از یک طرف ، شباهت و از طرف دیگر ، هویت به عنوان یک پدیده سیاسی و اجتماعی ، محصول دوران جدید است و به عنوان یک مفهوم علمی از ساخته های تازه ی علوم اجتماعی است که به جای مفهوم ” خلق وخوی ” فردی و جمعی بکار می رود . ( علی اشرف نظری ،1387 : 72)
” هویت ” در نحوه ی پاسخ دهی به سوال ” من کیستم ؟” یا (? WHO AMI) مشخص می شود که در پاسخ به آن ، ” من… هستم ” بروز می یابد . (ابراهیم حاجیانی، 1388)
طرح پرسش کیستی ما نتیجه ی زندگی اجتماعی انسانها و بودن در متن یک موجودیت مشترک است . که بر اساس آن افراد در صدد فهم جایگاه و موقعیت خویش بر می آیند. اساساً طرح سئوال ” که بودن ؟” نتیجه ی بلافصل ارج شناسی موجودیت فاعل شناسا است . (محمد رضا تاجیک ، 1384: 7 )
هویت یک مفهوم بین رشته ای است و می توان آن را از منظر رشته های مختلف مورد بررسی قرار داد و بین این رشته های مختلف ارتباط برقرار کرد . تحقیقات متعددی در زمینه های مختلف انجام شده است که به طریقی به مفهوم هویت رسیده اند . هویت مفهومی است که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از حوزه ها قرار گرفته است ، در حالی که در گذشته چنین نبوده است . هویت جنبه فردی دارد و علی رغم آن ، تحت تأثیراجتماعی گروه ها ، نهادها و اشخاص شکل می گیرد . در عرصه سیاست ، موضوع هویت در سالهای اخیر به خصوص بعد از فروپاشی امپراتوری شوروی و شکل گیری دولتهای مستقل و جدید مطرح شده است .( داود میر محمدی ، 1383 : 34)
مفهوم هویت ، آنگونه که امروزه در ادبیات سیاسی و دیگر شاخه های علوم انسانی رایج شده ، از نظر جایگاه و مبدأ اولیه ، منشأ روانشناسانه دارد . اگر چه سابقه کاربرد آن در معارف نظری و بخصوص در فلسفه قدیم تر است ، کاربرد روان شناسانی این واژه رواج بیشتری داشته است . در روانشناسی ، این اصطلاح را اولین بار اریکسون برای تبیین مراحل رشد شخصیت در سطح فردی بکار برد و از آن زمان به تدریج کاربردش در دیگر شاخه ها ی علوم انسانی افزایش یافته و ابعاد ، مؤلفه ها و در مجموع فضای معنایی متنوعی یافته است . با این حال تاثیر تعریف روانشناسانه آن همچنان مشهود مانده است . (همان)
در مواجه با مساله هویت دو رویکرد متفاوت مطرح می شود . بر اساس این دو رویکرد به دو تلقی کاملا متفاوت از هویت می رسیم . این دو رویکرد را می توان تحت دو عنوان دسته بندی کرد : دیدگاه جوهر گرا ، دیدگاهی است که به مساله هویت به شکل جوهری نگاه می کند . یعنی برای هویت یک وجه طبیعی قائل است و طبعاً سعی می کند مفهوم هویت را در یک چهارچوب تاریخی یا منشا زیستی و حتی طبیعی توضیح دهد . دیدگاه دیگر دیدگاه سازه گراست، این دیدگاه اخیراً بیشتر مورد توجه قرار گرفته و حداقل در دنیای غرب جزء نظرات حاکم در مورد هویت است ، هویت را بیشتر به عنوان یک شالوده یا سازه اجتماعی در نظر می گیرد و تأکیدش بر این است که هویت جنبه ذهنی دارد ، نه طبیعی . بر مبنای این تلقی از هویت هویت ها در جریان مراودات و آمیزش های اجتماعی شکل می گیرند نه اینکه از قبل به صورت بسته بندی شده وجود داشته باشند .
دکتر جهانگیر معینی علمداری (عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) مفهوم دوم از هویت را ترجیح می دهند و معتقدند در بحث هویت نباید ابتدا به دنبال پیدا کردن مقوله ی هویت باشیم ، بلکه باید بیشتر به دنبال مرزبندی ها و هویت سازی هایی که ریشه اصلی آن در ذهن است ، بگردیم . در واقع شاید برای بحث در مورد هویت ، در یک جامعه یا یک ملت ، بهتر باشد که نوعی تبارشناسی تاریخی از ذهنیت آن ملت ارائه دهیم با این اوصاف هویت به عنوان نوعی سازه اجتماعی در نظر گرفته می شود . بر اساس این تعریف ، هویت نوعی تلقی شخصی از خویش در ارتباط با دیگری می باشد و البته دکتر نوراله قیصری (عضو هیئت علمی گروه اندیشه سیاسی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب ) نیز دیدگاهی میانه را بر می گزیند و معتقد است که در شکل گیری ، تداوم وبقای هویت ها برخی از عناصر ویژگی مانایی و پایایی دارند و برخی متغییر و پویا هستند . از جمله اینها ویژگی های ظاهری افراد چون قد ، رنگ پوست ، خصایل روحی ، و غیره تقریباً تکوینی و تغییر ناپذیرند و از جمله سن و وضعیت سلامت و
شیوه های زیست متغیر اند و دکتر حاتم قادری نیز معتقد اند تعریف انسان در متن است در هر دو مورد هویت ساخته می شود. در مورد نخست به متن بهای بیشتری می دهد و انسان تابع آن متن قرار می گیرد اما در نوع دوم انسان است که فاعلیت خویش را در ساختن آن سازه ها بیشتر می کند .
هویت مکانیزمی است که در جامعه نوعی انسجام و همبستگی ایجاد می کند ، مکانیزمی که شامل ارزش ها ، طرز تلقی ها و نحوه شناخت فرد از جهان است . این مکانیزم زمانی عمل می کند که عوامل هویت ساز، در تقابل با هم نباشند و بدون تعارضی بنیادین بتوانند گفتمان مسلطی را بوجود آورند .
هویت همان معناداری در دو سطح فردی و اجتماعی است که کنشگران اجتماعی را قادر می سازد به پرسش های بنیادی معطوف به کیستی خود پاسخی مناسب و قانع کننده بدهند. هویت یکی از اجزای اصلی واقعیت ذهنی است و مانند هر گونه واقعیت ذهنی ، در رابطه ای دیالکتیکی با جامعه قرار دارد . هویت فردی جدا از سپهر اجتماعی دیگران معنادار نیست . هویت در اثر فرایند های اجتماعی شکل گرفته ،پس از متبلور شدن باقی می ماند ، تغییر می کند یا حتی در نتیجه ی روابط اجتماعی از نو صورت بندی می شود .(علی اشرف نظری ، 1387 : 41)
آنتونی گیدنز نیز در تعریف هویت خود ، بر خصلت متمایزی که شخص بر حسب زندگینامه اش بطور بازتابی می فهمد تأکید دارد ، که به نظر می رسد برداشت دقیق و ظریفی از تعامل فرد و جامعه باشد . دلا پورتانیز تعریف خود را از هویت اینگونه بیان کرده است :” توانایی تعریف خود، دیگران و محتوای رابطه با دیگران که در جریان عمل بوجود می آید “.(ابراهیم حاجیانی ، 1388: 22)
مفهوم هویت و تفسیری که از آن شده است ، همواره در معرض تغییری هماهنگ با تحولات سیاسی اجتماعی جوامع بشری بوده است .همانطور که گفته شده انسانها در کنار هویت فردی خویش، دارای هویت جمعی نیز بوده اند که آنها را به جمع بزرگتری پیوند می داده است .این هویت جمعی با شکل سیاسی زندگی انسان همساز بوده است . تحول زندگی قبیله ای به واحدهای سیاسی جدید، مفهوم هویت جمعی انسان را متحول کرد. شکل گیری امپراتوری ها مفهوم جدیدی از هویت جمعی به میان انداخت که هویت های فردی و قبیله ای تا حد بسیاری در درون آن مستحیل شدند و آن هویت ملی بود . بحث راجع به هویت ملی نیز محصول تحولات سیاسیس اجتماعی عمیقی در درون اروپا بود .(علی رضا ظهیری ، 1388: 22)
برخی دیگر از جامعه شناسان مقوله هویت را با دید جدلی و تقابلی آن تعریف نموده اند. در نگاه این گروه اساساً هویت در مقابل غیر قابل طرح است. اگر فضا یکدست باشد، عنصر هویت خود را نشان نمی‌دهد. از این منظر هویت به معنی هستی و وجود است، چیزی که وسیله شناسایی فرد باشد تا او را از دیگران متمایز کند.

مطلب مرتبط :   شرم، احساسات، خشم، انتظارات، ترنر
دسته بندی : علمی